سندی دیگر از جنگ ترکیبی علیه ایران/ اعتراف ناخواسته پامپئو به دستهای خارجی در ناآرامیها
به گزارش خبرگزاری آنا، توییت اخیر مایک پامپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا و رئیس سابق سازمان سیا، را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری شخصی یا پیام حمایتی تلقی کرد. ادبیات بهکاررفته در این پیام، بهویژه اشاره آشکار و کمسابقه او به «ماموران موساد در کنار معترضان»، در عمل فراتر از یک اظهار نظر سیاسی بوده و واجد پیامهای امنیتی و راهبردی است. چنین تعبیری، حتی اگر بهظاهر در لفافه طنز یا کنایه بیان شده باشد، عملاً اعترافی تلویحی به نقشآفرینی بازیگران خارجی در ناآرامیهای ایران محسوب میشود؛ همان گزارهای که جمهوری اسلامی ایران پیشتر بارها نسبت به آن هشدار داده بود.
اهمیت این موضع از آن جهت دوچندان است که گوینده آن، نه یک فعال رسانهای یا چهره حاشیهای، بلکه فردی است با سابقه مدیریت در رأس دستگاه دیپلماسی آمریکا و سازمان سیا؛ نهادی که نقش آن در طراحی و اجرای پروژههای بیثباتسازی در کشورهای مختلف، در اسناد و تجربه تاریخی بهخوبی ثبت شده است. اشاره مستقیم به حضور عناصر اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در بطن اعتراضات، نشان میدهد که آنچه در ادبیات رسمی غرب «جنبش مردمی» نامیده میشود، در واقع از منظر طراحان آن، میدانی برای عملیات ترکیبی و امنیتی است.
این اعتراف تلویحی، بیش از آنکه پیام امیدبخش برای معترضان باشد، پرده از نوع نگاه آمریکا و متحدانش به اعتراضات داخلی در ایران برمیدارد؛ نگاهی ابزاری که مطالبات واقعی مردم را به فرصتی برای فشار ژئوپلیتیکی و مهندسی ناامنی تقلیل میدهد. از همین رو، واکنش افکار عمومی داخلی به این توییت، نه شگفتی، بلکه تأیید یک واقعیت دیرینه بود: دشمن، اعتراض را نه برای اصلاح، بلکه برای اختلال میخواهد.
عملیات روانی بهجای همدلی؛ مصادره اعتراضات به نفع پروژه بیثباتسازی
ادعای حمایت مقامات آمریکایی از «مردم ایران» همواره با یک تناقض بنیادین همراه بوده است. همان دولتی که شدیدترین تحریمهای اقتصادی را علیه معیشت مردم ایران اعمال کرده، اکنون خود را دلسوز اعتراضات صنفی و اقتصادی معرفی میکند. توییت پامپئو نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ پیامی که در ظاهر با لحنی حمایتی آغاز میشود، اما در لایههای پنهان خود، واجد تهدید، تحریک و القای ناامیدی نسبت به ساختار داخلی کشور است.
استفاده از کلیدواژههایی نظیر «شورش»، «محاصره» و نام بردن از مناطق حساس جغرافیایی، بخشی از یک عملیات روانی هدفمند است؛ عملیاتی که میکوشد تصویر یک کشور در آستانه فروپاشی را القا کرده و همزمان، هزینههای امنیتی را افزایش دهد. در این میان، برجستهسازی عددسازیهای نمادین مانند تطبیق «۴۷ سالگی نظام» با «رئیسجمهور چهلوهفتم آمریکا» نیز تلاشی برای بارگذاری پیامهای نمادین در چارچوب جنگ شناختی است.
واقعیت آن است که چنین مواضعی نهتنها کمکی به حل مشکلات اقتصادی یا صنفی مردم نمیکند، بلکه با رادیکالسازی فضا، مسیر مطالبهگری عقلانی را مسدود میسازد. آمریکاییها بهخوبی میدانند که هرچه فاصله میان اعتراض مشروع و اغتشاش امنیتی کمتر شود، امکان گفتوگوی داخلی و اصلاح کاهش مییابد؛ نتیجهای که دقیقاً در راستای منافع طراحان ناامنی است.

حاشیهسازی بهجای پاسخگویی و انحراف مطالبات واقعی مردم
یکی از محورهای مشترک مواضع مقامات آمریکایی در قبال اعتراضات ایران، تلاش سازمانیافته برای به حاشیه بردن مطالبات واقعی مردم است. در حالی که بخش قابلتوجهی از اعتراضات صنفی و اقتصادی ریشه در مشکلات معیشتی، تصمیمات اقتصادی و ناکارآمدی برخی سیاستها دارد، ورود بازیگران خارجی با ادبیات مداخلهجویانه، عملاً این مطالبات را از مسیر اصلی خارج میکند و به زمین تقابل امنیتی میکشاند.
در چنین فضایی، معترضِ خواهان اصلاح، ناخواسته در کنار پروژهای قرار میگیرد که هدف آن نه بهبود وضعیت اقتصادی، بلکه تضعیف ثبات ملی است. این همان نقطهای است که آمریکا و متحدانش تلاش میکنند از آن بهرهبرداری کنند؛ یعنی مصادره اعتراضات برای مشروعسازی فشار خارجی، تحریم بیشتر و حتی زمینهسازی برای سناریوهای مداخلهگرایانه.
از سوی دیگر، تجربههای پیشین نشان داده است که هر جا رد پای حمایت علنی آمریکا و رژیم صهیونیستی دیده میشود، آن حرکت بهسرعت سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد. ملت ایران خاطره مداخلات آمریکا، کودتا، تحریم و حمایت از صدام را فراموش نکرده و بهخوبی میداند که دلسوزی واشنگتن، بیش از آنکه به مردم مربوط باشد، به منافع خودش گره خورده است. همین حافظه تاریخی، موجب شده است که توییتهایی نظیر پیام پامپئو، نه انگیزهبخش، بلکه افشاگر ماهیت بازی پشتپرده تلقی شود.
اتحاد دشمنان و ضرورت هوشیاری ملی
شکلگیری یک همافزایی آشکار میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و جریانهای ضدایرانی برای بهرهبرداری از هرگونه نارضایتی داخلی است. اعتراف تلویحی به حضور عوامل موساد در کنار معترضان، نماد عینی همین اتحاد است؛ اتحادی که هدف آن نه حمایت از مردم، بلکه افزایش فشار، آشوبآفرینی و تضعیف اقتدار ملی ایران است.
در برابر این پروژه، تفکیک دقیق میان «اعتراض مشروع» و «اغتشاش هدایتشده» اهمیتی راهبردی دارد. اعتراض، حق طبیعی مردم و بخشی از پویایی اجتماعی است، اما هنگامی که با پول، آموزش و هدایت خارجی پیوند میخورد، از مسیر اصلاح خارج شده و به ابزار جنگ ترکیبی تبدیل میشود. دشمن دقیقاً روی همین مرز باریک سرمایهگذاری میکند؛ جایی که مطالبهگری به آشوب و نارضایتی به ناامنی بدل میشود.
توییت پامپئو بیش از هر چیز، یک هشدار ناخواسته است؛ هشداری که نشان میدهد دشمنان ایران تا چه اندازه روی ناآرامیها حساب باز کردهاند و تا کجا حاضرند برای تحقق اهداف خود پیش بروند. پاسخ به این راهبرد، نه انکار مشکلات داخلی، بلکه افزایش آگاهی عمومی، حفظ انسجام ملی و جلوگیری از مصادره مطالبات مردم توسط بازیگران خارجی است؛ مسیری که میتواند هم امنیت کشور را حفظ کند و هم راه اصلاح را باز نگه دارد.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس