پیشنهاد سردبیر
آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

سکوت منفعلانه نخبگان، فرصت‌طلبی سیاسی و بحران رهاشدگی فرهنگی

افزایش نشانه‌های رهاشدگی فرهنگی و سکوت نخبگان مذهبی و اجتماعی، جامعه ایران را در معرض استحاله ارزش‌ها قرار داده است؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان، نتیجه ضعف حکمرانی فرهنگی و فرصت‌طلبی جریان‌هایی است که با وارونه‌نمایی مفاهیم آزادی، بنیان‌های اخلاقی و خانوادگی جامعه را هدف گرفته‌اند.

خبرگزاری آنا_مهدی اشتری؛ در سال‌های اخیر، جامعه ایران با سرعتی محسوس در حال تجربه تحولات فرهنگی و اجتماعی است که بخش قابل توجهی از آن ریشه در تغییر سبک زندگی، تهاجم فرهنگی و ضعف حکمرانی فرهنگی و اجتماعی دارد. یکی از نمود‌های آشکار این تغییرات، گسترش برهنگی، بدن‌نمایی و اختلاط‌های خارج از عرف و چارچوب خانواده در عرصه‌های عمومی و حتی اماکن اداری و تجاری است.

اخبار ناگوار آزار‌های جنسی، روابط آسیب‌زا، بحران‌های هویتی و اختلالات روانی که گهگاه رسانه‌ای می‌شود، تنها بخش کوچکی از واقعیت است؛ «نوک کوه یخ» که بخش عمده آن در لایه‌های پنهان جامعه در حال گسترش است و به شکل خزنده‌ای همچون موریانه در حال خوردن ستون‌های ارزش‌ها و باور‌هایی است که ریشه در فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دارد و ماحصل خردورزی هزاران ساله ایرانیان است.

سکوت منفعلانه؛ جریانی که به عمق بحران دامن می‌زند

در چنین وضعیت حساسی، انتظار می‌رود نخبگان مذهبی و اجتماعی به عنوان راهبران معنوی و فرهنگی جامعه، واکنش فعال و روشنگرانه نشان دهند؛ اما آنچه در عمل مشاهده می‌شود، سکوت منفعلانه یا واکنش‌های مقطعی و بی‌اثر است. این سکوت نه تنها موجب سردرگمی افکار عمومی شده، بلکه زمینه را برای نفوذ گفتمان‌های ضد ارزشی فراهم کرده است.

عدم ورود جدی و عالمانه نخبگان، سبب شده جریان‌های تبلیغی بیگانه و دنباله‌های داخلی آنها، در فضای خلأ حکمرانی دست بالا را پیدا کنند و این فضای خالی را با روایت‌های تحریف‌شده یا هیجان‌زده از مفاهیم آزادی و حقوق زنان و جوانان پر کنند. این دقیقاً همان مسیری است که به آن «مهندسی معکوس ذهن» گفته می‌شود. در مهندس معکوس ذهن، ارزش‌ها به ضد ارزش تبدیل می‌شود و ضدارزش‌ها به عنوان حقوق اساسی به افکارعمومی فروخته می‌شود.

فرصت‌طلبان ابن‌الوقت؛ از تندروی‌های دیروز تا ترویج آزادی بی‌ضابطه امروز

بخشی از رسانه‌ها و فعالان سیاسی امروز که بر طبل رهاشدگی جامعه می‌زنند و آن را به عنوان دستآورد خود می‌فروشند، همان‌هایی هستند که در دهه ۶۰ از تندروی و مداخلات غیرمنطقی در حریم خصوصی افراد مضایقه نکردند و بخشی از بدبینی‌های امروز را به وجود آوردند. همین جماعت با تغییر موضع و سوار شدن بر موج مخالفت سیاسی با مقوله حجاب، به مروج رهاشدگی اجتماعی تبدیل شده‌اند.

تناقض آشکار این جریان آن است که در جلسات و محافل خصوصی، بی‌حجابی و بدن‌نمایی و ابتذال را تقبیح می‌کنند و حتی خواستار محدودیت و کنترل و برخورد با آن هستند، اما در تریبون‌های عمومی، به نام مخالفت با حجاب اجباری و دفاع از «حق فردی»، عملاً ساختار ارزشی جامعه را هدف می‌گیرند و هرنوع حکمرانی را سست می‌‎کنند و به گونه‌ای جلوه می‌دهند که دولت‌ها هیچ مسئولیت در قبال سرنوشت جامعه و ترویج فضای ضدفرهنگی و اجتماعی ندارند. این وارونه‌نمایی واقعیت، همان «بر سر شاخ نشستن و بن بریدن» است.

پیامد‌های عینی رهاشدگی فرهنگی

بر اساس داده‌های پژوهش‌های اجتماعی یکی از معلول‌های این فضای رها، افزایش خشونت جنسی است. شیوع بدن نمایی و برهنگی در عرصه عمومی، بستر تحریک و ارتکاب خشونت جنسی را فراهم می‌کند. این مسئله پیش‌تر در جوامع غربی به عنوان یکی از علل افزایش آزار‌های جنسی و تجاوز ثبت شده است و اندیشمندان حوزه اجتماعی در غرب، نسبت به آن مطالعات گسترده و عمیقی کرده‌اند.

تضعیف بنیان خانواده: اختلاط‌های خارج از عرف، کاهش تعهدات خانوادگی و ترویج روابط کوتاه‌مدت، ساختار خانواده ایرانی را فرسوده‌تر می‌کند و در بلند مدت، موجی از فروپاشی خانواده‌ها، طلاق‌های عاطفی و خیانت و سرگردانی فرزندان را شاهد خواهیم بود؛ پدیده‌ای که متاسفانه در برخی شهر‌های بزرگ، در قالب سونامی‌های طلاق و تبعات سنگین اجتماعی و فرهنگی آن، گریبان جامعه و خانواده‌ها را گرفته است.

اختلالات روانی: مواجهه مداوم نوجوانان با فضای عمومی جنسیت زده و رسانه‌های بدون چارچوب، باعث افزایش اضطراب، افسردگی و نارضایتی از بدن در سنین پایین می‌شود و در سنین بالاتر، منجر به انواع و اقسام ترومای ذهنی و روانی می‌شود.

استحاله فرهنگی: ترویج تدریجی ارزش‌های مخالف با فرهنگ ایرانی–اسلامی، تبدیل رذایل به فضیلت و فضیلت به امر مذموم تا جایی پیش می‌رود که هر نوع دعوت به هنجار‌ها و باور‌های پسندیده با موج تمسخر و تخریب مواجه می‌شود و افراد ضداجتماعی و لمپن، سرگروهان هدایت افکار عمومی می‌شوند و نخبگان را به انزوا می‌کشانند.

نقش نخبگان و مسئولیت حاکمیت

آنچه امروز بیش از هر چیز ضروری است، بازگشت نخبگان مذهبی و اجتماعی به نقش فعال در هدایت فرهنگی جامعه است. فضای امروز، به گونه‌ای نیست که نخبگان امروز برای آیندگان بهانه‌ای برای سکوت و مماشات داشته باشند و بتوانند نسبت به تکالیف خود نسبت به تاریخ و فرهنگ گذشته ایرانیان پاسخی شایسته دهند.

دستگاه‌های مسئول نیز باید رودربایستی و پرده‌پوشی را کنار بگذارند و با رویکرد حکمرانی مدبرانه و تبیین علمی و دینی آسیب‌ها با استفاده از پژوهش‌های آماری، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و دینی به روشنی نشان دهند که این پدیده‌ها چه پیامد‌هایی برای فرد و جامعه دارد و غفلت‌های همین سال‌های اخیر چه پیامد‌های شومی برای جامعه ایرانی به بار آورده است.

میدانداری رسانه‌ای و حضور فعال نخبگان و مسئولان امر در رسانه‌ها برای مقابله با وارونه‌نمایی و بازگویی روایت واقعی از آزادی و حقوق اجتماعی و آسیب‌های جبران ناپذیر تداوم وضعیت فعلی و رشد انفجاری ناهنجاری از دیگر اقدامات عاجلی است که می‌توان مدنظر داشت.

پاسخگویی قانونی دستگاه‌های مسئول، اعم از فرهنگی و اجتماعی و قضایی و اجرای قاطع و بدون تبعیض قوانین موجود در سطح جامعه، همراه با آموزش و فرهنگ‌سازی برای پیشگیری از دیگر مواردی است که بیش از همیشه ضروری می‌نماید. شانه خالی کردن مدیران ارشد و دستگاه‌ها از وظایف ذاتی خود منجر به این شده که فضای عمومی، تبدیل به اتاق راحتی برخی افراد بی انضباط و بی ملاحظه شده است و از پارک و بازار تا رستوران و کافه و کوه و خیابان‌ها را به جولانگاه ارتکاب اعمالی تبدیل کرده‌اند که هر ایرانی با شرافت و اصیلی از دیدن آن صحنه‌ها عرق شرم و خجالت بر پیشانی اش می‌نشیند؛ 

و سخن آخر

رهاشدگی فرهنگی نه تنها یک تهدید فوری که یک خطر بلندمدت برای جامعه ایرانی است. اگر نخبگان مذهبی و اجتماعی و نهاد‌های مسئول به وظایف خود عمل نکنند، دشمنان تمدنی و فرصت‌طلبان سیاست‌باز هفتاد رنگ داخلی مسیری را مزورانه در سایه سکوت کامل خواهند کرد که هدف آن تهی کردن جامعه از ارزش‌ها، تبدیل معروف به منکر و تغییر بنیان اخلاقی نسل آینده است.

زمان اندک است؛ بازگشت به حکمرانی فرهنگی هوشمند و حضور موثر در میدان، شرط حفظ آینده ایران و جلوگیری از نسل‌های از دست‌رفته است.

انتهای پیام/

ارسال نظر