حجتالاسلام مرتضوی: با دستهبندی خودی و غیرخودی تنها حس عداوت را در جامعه تقویت کردهایم
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا به نقل از جماران، حجتالاسلام سید ضیاء مرتضوی ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت امیرمؤمنان و شهادت شهدای هفتم تیر، به تبیین این موضوع پرداخت که «آیا انسان به عنوان انسان صرف نظر از اعتقادش، حق حیات دارد یا خیر؟ و انسان صرف نظر از اعتقاداتش آیا کرامت و حرمتی مطلق دارد یا خیر؟».
وی در این باره اظهار کرد: تنگنظری در مناسبات و روابط اجتماعی میان انسانها بهویژه برخاسته از نابردباری دینی و مذهبی یک واقعیتی است که کم و بیش جوامع انسانی و جوامع دینی به آن مبتلا هستند.
وی تصریح کرد: تقسیم انسانها به خودی و غیرخودی در برخی جامع بسیار گسترده و عمیق است؛ اگر این تقسیم امری منطقی و با شناخت درستی از دین نباشد، یکی از موانع اساسی در برخورداری جوامع از زندگی و وضعیت مطلوبی است که انسان باید از آن برخوردار باشد؛ بخش عمدهای از درگیریهایی که به ویژه در این سالها در جوامع اسلامی تشدید شده، ناشی از این واقعیت است.
مرتضوی یادآور شد: این نابردباری و این دایرههای ترسیمی سلیقهای میان انسانها به خودی و غیرخودی، اختصاص بین ادیان و مذهب خاصی ندارد بلکه داخل حوزه همکیشان دینی و همکیشان مذهبی نیز کم و بیش مطرح است. چنانکه مشکل نابردباری دینی اختصاص به یک دین و مذهب ندارد؛ نباید گمان کنیم که فقط دیگران هستند که ما را تحمل نمیکنند؛ نه. ما هم نسبت به دیگران و حتی نسبت به آنچه که در جامعه خودمان با آن مواجه هستیم، زمینه چنین آفتی را داریم.
وی با تأکید بر اینکه «داعشیگری چنانچه تاریخ به روشنی نشان داده در هر جامعه دینی ممکن است پدید بیاید»، اظهار کرد: نمونه تاریخی آن هم در صدر اسلام در افکار و جریان خوارج ظهور پیدا کرد و به صورت یک نحله مذهبی درآمد تا جایی که ارتکاب به معصیتی فکری در این جریان را شاهد هستیم.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد: جریان خوارج کسی را که گناه کبیره انجام داده بود بیرون میکردند؛ یکی از نقدهای حضرت علی(ع) به خوارج در همین باب است و خطاب به خوارج می فرمایند که "بعضا شما نمیپذیرید جز این که من گمراه شدم، اما چرا عموم امت پیامبر را گمراه میشمارید و تکفیر و خونریزی میکنید؟ بیگناه و با گناه را از دم تیغ میگذرانید".
مرتضوی با تأکید بر اینکه «پیامبر، زانی را رجم میکرد»، گفت: ایشان خودشان بر آن جنازه نماز میخواند و به عنوان مسلمان ارثش را میان وراثش تقسیم میکرد؛ قاتل را قصاص میکرد و ارثش را به وراثش میداد؛ دزد را دست میبرید؛ حقوق زانیان غیرمحصن که زنده بودند و شلاق خورده بودند را از بیتالمال قطع نمیکرد. در درآمد عمومی حق آنها را پرداخت میکرد و حق ازدواج با زنان مسلمان را داشتند. پیامبر(ص) از یکسو کیفر میداد و از سوی دیگر از جرگه اسلام، آن افراد را بیرون نمیشمرد و از حقوقی که برای یک مسلمان تعریف شده بود، بهرهمند بودند. این چه رفتاری است که دایره اسلامی را به گونهای ترسیم میکنید که به محض ارتکاب گناه کبیره (خداوند گناهان صغیره را میبخشد) فرد را میرانیم؛ این جریان افراطی داعشیگری، یعنی ترسیم دایره دینی خودی و غیرخودی دینی در جامعه اسلامی سابقه تاریخی دارد.
وی با تأکید بر اینکه «ضرورت برخورداری از نگاه انسانی در تعامل با ملتهای دیگر، یک اصل عام دینی و اسلامی است»، تصریح کرد: وقتی فردی به جایگاه حکومت میرسد، وظیفه اجرای این تفکر را دارند؛ کسانی که در رأس حکومت قرار میگیرند، وظیفه ویژه دارند و در موقعیتی قرار دارند که با فرزندان اسلام مواجه هستند. کسی که عهدهدار رهبری جامعه است، باید نگاه کاملا انسانی و یکسانی صرف نظر از اعتقادات فرد داشته باشد.
مرتضوی با اشاره به جملات آغازین عهدنامه مالک اشتر، اظهار کرد: از قول امیرالمؤمنین آمده است که "کسی که زمامدار جامعه اسلامی است، به نسبت مسئولیتی که دارد در درون او باید احساس نوعدوستی و مهربانی نسبت به همه شهروندان و آحاد جامعه صرف نظر از نوع باورها بهوجود آید. نسبت به آحاد مردمت باید مهربان باشی؛ نسبت به مردمت بسان حیوان درندهای که در پی خوردن مال و خود مردم و سوء استفاده از سرمایههای مالی و غیرمالی نباش. مردمی که مسئولیت آنها را برعهده داری یا برادر ایمانی تو، جزو امت پیامبر و اهل قبله و نماز هستند، یا مشابه تو انسان و موجود زنده هستند و نفس میکشند و از این باب تمایزی بین تو و آنها نیست. این موضوع مسئولیتی را متوجه تو میکند که باید حس نوعدوستی و محبت داشته باشی."
وی تأکید کرد: مستند نظر امام علی(ع) در ضرورت گسترش حس نوعدوستی، یک امر عامی است و اختصاص به زمامدار ندارد؛ وظیفهای است که باید به عنوان یک اصل در نگاه همه مسلمانان باشد؛ این موضوع پایه اسلام رحمانی است.
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه «زمامدار جامعه اسلامی به صورت خاص و تمام مسلمانان به صورت عام چنین حسی را نسبت به انسان، صرف نظر از نوع ایمان، ملیت و رنگ پوست و موقعیت جغرافیایی باید داشته باشند»؛ خاطرنشان کرد: در فقه رایج ما جز در دوره معاصر اثری از این امر وجود ندارد؛ نخستین بار جناب شیخ طوسی به این استناد کرده و در کتاب "خلاف" وارد مستندات فقهی فقهای شیعه شده و بعد فقها در ابواب مختلف به این روایت استناد کردند که پیامبر(ص) میفرماید "هر جگر تشنهای را اجری است اگر سیراب کنید؛ برای سیراب کردن هر جگر تشنهای خداوند اجر میدهد." احکام مختلفی از این جمله برداشت شده است که نقطه مشترک آن این است که نوع نگاه انسان مسلمان به دیگری صرف نظر از ایمان و اعتقادش باید اینگونه باشد. متأسفانه در دورهای قرار داریم که از یکسو به دلیل آن چه در دنیا میگذرد و از سوی دیگر به دلیل نوع تربیت دینی که کم و بیش به صورت نسبی مبتلای آن هستیم؛ نگاهمان به غیرمسلمانان و غیر همکیشان متفاوت است. من با توجه به نگاه تربیت طلبگی خودم که در حوزهها ملاک قرار میدهم و آن را در جوامع و سایر محیطهای دینی گسترش میدهم، به خودم حق میدهم بگویم که نوعی کجفکری و برداشت ناقص از دین، فقه و شریعت در تنظیم مناسبات انسانی میان جوامع اسلامی و سایر جوامع انسانی وجود دارد.
مرتضوی با اشاره به اینکه «سخنان امیرالمؤمنین(ع) باید درس باشد»، گفت: با خط کشیهای خودی و غیرخودی کاذبی که گاه از روی ناآگاهی و گاه به خاطر منافع و مصالح مقطعی و زودگذر، در دلها تشتت ایجاد میکنیم و اینگونه دستهبندیها را فراهم میکنیم که تأثیر خود را تا بالادستها میگذارد و در بسیاری جاها موجی را ایجاد کرده که موجب تضییع حقوق، سلب آزادیها و رانت خواریهایی که کم و بیش سراغ داریم میشود. ببینیم با توجه به برخورد و توصیه فقهای ما نسبت به غیرمسلمانان، در جامعه ما چیزی جز نامهربانی، نابردباری و دشمنی گاهبهگاه با وجود خط کشیهای صورت گرفته، هست؟ حس عداوت را در جامعه تقویت کردهایم.
وی افزود: مشابه روایت پیامبر(ص) که فقها کمتر به آن استناد کردند، این است که "برترین صدقه این است که یک دلی را خنک، جگر تشنهای را سیراب کنید" از این یک جمله، فقها سراغ یک سری عناصر مشترک انسانی و در بسیاری از موارد به روایت شریف پیامبر استناد کردند.
مرتضوی با اشاره به مقوله "مخلوق بودن" اظهار کرد: در باب وجوب نیکی به دیگران، گفته میشود چون آفریده خدا است باید به آن احسان کنیم. از سوی دیگر باید به دیگری محبت کرد چون موجود زنده است و حق حیات دارد. همچنین باید به دیگری محبت کرد چون انسان است، مسلمان و شیعه نیست اما انسان است. باید به دیگری محبت کرد چون کرامت انسانی دارید، چون انسان هستید، کرامت دارید و باید رفتار محترمانه داشته باشید.
وی تصریح کرد: چنان که نسبت به موجود زنده باید محبت داشته باشیم. فقها در حقوق حیوان چنین گفتهاند که اگر حیوانی زخمی شده است، نیاز به بخیه کردن حیوان است و نیاز به نخ بخیه است، میتوان نخ بخیه را از فروشندهای که از دادن نخ بخیه امتناع میکند، به زور ولو عدم رضایت او گرفت؛ همانگونه که انسان برای نجات جان خود میتواند از فردی دیگر به زور غذا بگیرد. گاه استناد به کرامت الهی شده است و میگویند به دلیل این که خدا کریم است، تو باید کریم باشی، ولو کسی که مقابل توست، زرتشتی،غیرمسلمان، کافر یا کسی که منتظر اجرای حکم اعدام است.
مرتضوی با تأکید بر سایر دلایل احسان کردن به دیگران، گفت: گاهی فقها استناد میکنند به اینکه چون بنده خداست، برای او وقف کن، وصیت کن و ببخش. مسلمان وصیت به ثلث میکند به نفع یک غیرمسلمان چون او هم بنده خداست، انسان است و کرامت دارد. چون خودت کریم هستی، انسانی، شمر و ابن ملجم نیستی. باید رفتار ما برخواسته از رفتار انسانی باشد.
وی یادآور شد: برخی ارزشهای اخلاقی هم مانند رأفت و مهربانی نیز دلیل دیگری برای نیکی کردن به دیگران است. ارزش نیکی به هر موجود دارای حیات حیوانی و رفع نیاز آن برپایه احادیث مذکور یک قاعده است.
مرتضوی تصریح کرد: مرحوم میرزای قمی در بحث جواز تیمم، میفرماید که بخشی از فقها حیوانات را نیز مورد توجه قرار دادند به گونهای که اگر حیوانی بنا باشد از تشنگی بمیرد، باید آب در دسترس برای وضو را با توجه به این که لطف خدا شامل همه موجودات است، به حیوان، حتی حیوان غیر تشنه داد.
وی ادامه داد: همچنین گفته میشود، اگر خوف از کم بودن آب برای خود، همراه دیگری یا هر حیوانی باشد، میتوان تیمم کرد. انسانی که ببیند انسان یا حیوان تشنهای از تشنگی له له میزند، مکلف به وضو نیست و اگر او را مکلف کنید، او را به حرج انداختید. انسانهایی که قسی القلب نشده باشند نمیپذیرند که آب را استفاده شخصی کند و حیوان تشنهای تلف شود.
مرتضوی درمورد پرداخت زکات و شروط آن از قول علامه حلّی گفت: پرداخت زکات شرط ندارد چراکه پیامبر(ص) فرمود به هرکسی که در دلت رأفت نسبت به او پیدا کردی، زکات را بده. اینقدر از این خط خطیها نکنید.
وی با اشاره به جامعه عباسی، گفت: وقف بر عبادتگاههای یهودیان و مسیحیان مورد اختلاف فقها است اما وقف بر خود افراد برای رفع نیازهایشان مشکلی ندارد چراکه مخلوق خدا هستند. وقف بر غیرمسلمان جایز است چون فرزندان آدم هستند. اگر هم اصرار دارید وقف مسلمان کنید، ممکن است از نسل این کافر مسلمانی زاده شود پس با این آینده نگری وقف کنید. وقف بر مکان های مذهبی کلیسا، چاپ انجیل و ... مورد اختلاف است اما شهید ثانی و شیخ حسن کاشف الغطا در این مورد هم منعی ندیدند. مرحوم شیخ حسن کاشف الغطا ـ پسر کاشف الغطا بزرگ ـ در توسعه وقف بر کنائس و تورات و انجیل منعی ندیده است و گفته خدمت به یهودیان و مسیحیان به صورتی که متدین و درست بار بیایند و نفع اخروی ببرند، منعی ندارد چرا که آن ها هم بندگان خدا هستند. اگر همین حس در ما مسلمانان تقویت شود، در عراق، سوریه، یمن داخل و خارج آیا این خونریزیها، افراط گریها و تضییع حقوق، اموال و جانها کاهش پیدا نمیکند؟
وی افزود: شهید ثانی نیز میگوید هر خوبی به دیگران مگر به دشمنی با خدا میانجامد؟ خوبی به غیرمسلمان که باعث دوستی میشود اشکالی ندارد. جنبههای انسانی مانع ندارد.
انتهای پیام/