پیشنهاد سردبیر
کابوس «پاسخ آنی»؛ چرا عقربه‌های جنگ در مسقط متوقف شد؟

واکاوی تغییر دکترین نظامی پنتاگون از «ضربه اول» به «انفعال استراتژیک»

 قمار با کارت‌های سوخته 

چرا واشنگتن همزمان با لبخند در مسقط تحریم جدید وضع می‌کند؟

عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

وقتی «درد معیشت» از «رنج بیماری» پیشی می‌گیرد

بررسی یک چرخه معیوب در نظام سلامت

یادداشت|

پاسخی به یک شائبه مرسوم درباره «حجاب»

آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت‏جویی و شهوت است. بنابراین، روح مسأله «حجاب»، محدود کردن کامیابی‏‌ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع است.

گروه فرهنگ و جامعه خبرگزاری علم و فناوری آنا، وحیده علی‏میرزائی پژوهشگر حوزه زن و خانواده ـ  روح بشر فوق‌‏العاده تحریک‌‏پذیر است. همان‏طور که بشر از تصاحب ثروت و مقام سیر نمی‌‏شود، درباره مسائل جنسی نیز چنین است. دلیل اینکه در دنیای غرب، بیماری‏های روانی افزایش یافته است، آزادی اخلاق جنسی است که به ‏وسیله رسانه به‏طور خاص رواج می‏‌یابد و در محافل رسمی و غیررسمی و کوچه و خیابان نیز دیده می‌‏شود؛ اما به این دلیل در اسلام دستور پوشش، مختص زنان است که میل به خودنمایی و خودآرایی مختص زنان است. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‏‌خواهد دلبری کند؛ لذا تبرج و برهنگی از انحراف‌‏های مخصوص زنان بوده و دستور پوشش هم برای آن‏ها مقرر شده است.

استحکام پیوند خانوادگی

شکی نیست هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانواده می‏‌شود، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید بیش‏ترین حد کوشش مبذول شود، و در مقابل هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دل‏سردی آن‏ها شود برای زندگی خانوادگی زیان‌مند است و باید با آن مبارزه کرد. اختصاص التذاد‌های جنسی به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج مشروع، موجب استحکام پیوند زناشویی می‌‏شود.

فلسفه پوشش و منع کامیابی نامشروع، از منظر خانواده این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل نیک‏بختی او به شمار رود. علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و از زیر بار آن شانه خالی می‌‏کنند همین است و حال آن که در گذشته یکی از شیرین‌‏ترین آرزو‌های جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از آنکه به برکت جهان غرب، وجود زن این ‏همه ارزان و فراوان شود، «شب زفاف را کم از تخت پادشاهی» نمی‏‌دانستند.

امروز کام‏جویی‌های جنسی و در خارج از قالب ازدواج به حد اعلی فراهم است و متأسفانه دلیلی برای آن اشتیاق‏‌ها وجود ندارد. بی‌‏بندوباری پسران و دختران، ازدواج را به ‏شکل یک محدودیت در آورده است.

تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را به محیط خانوادگی و از طریق ازدواج قانونی محدود می‏‌کند، با جامعه‌‏ای که در آن به روابط آزاد مجوز داده می‏ شود این است که ازدواج در گروه اول، پایان انتظار و محرومیت و در گروه دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط جنسی آزاد، پیوند ازدواج به آزادی بی‌‏حد و حصر دختر و پسر خاتمه می‏‌دهد و آن‏ها را ملزم می‏‌کند به یکدیگر وفادار باشند؛ اما در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آن‏ها پایان می‏‌دهد.

روابط آزاد و بی‏‌چارچوب موجب می‌‏شود پسر‌ها تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سرباز زنند و فقط هنگامی که نیروی شور و نشاط آن‏ها سر به سستی می‏‌گذارد، اقدام به ازدواج کنند و در این شرایط زن را فقط برای زادن فرزند و احیاناً خدمتکاری می‏‌خواهند. چنین ازدواج‏هایی سبب می‌‏شود به ‏جای اینکه خانواده بر پایه عشقی خالص و محبتی عمیق استوار باشد و هریک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، او را عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند.

استواری اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف نیروی کار و فعالیت اجتماع می‌‏شود. برخلاف آنچه مخالفین حجاب گفته‌‏اند: حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است! آن‏ها معتقدند، آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعداد‌های اوست حجاب است که باعث محرومیت او از فعالیت‏‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است؛ اما در اسلام چنین چیزی حقیقت ندارد. اسلام نه می‌‏گوید زن از خانه بیرون نرود و نه می‏‌گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد؛ بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است.

پوشاندن بدن به ‏استثنای وجه و کفین مانع هیچ‏گونه فعالیت فرهنگی، اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت‏‌جویی و شهوت است. بنابراین، روح مسأله، محدود کردن کامیابی‌‏ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع است؛ نه آزادی کامیابی‌‏ها و کشیده شدن آن‏ها به محیط اجتماع.

انتهای پیام/

ارسال نظر