پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

13:37 10 / 08 /1400
یادداشت/ مهدی جمشیدی؛

نقادیِ شجاعانه، فضیلت است، امّا سخن‌گفتن با بزرگان قواعد متمایزی دارد

مهدی جمشیدی درباره نقد هفته گذشته‌اش به سخنان آیت‌الله صافی گلپایگانی نوشت: هر چند دفاع مطلق از ارزش‌های بنیادینِ انقلاب و نقادیِ شجاعانه فضیلت است امّا سخن‌گفتن با بزرگان قوم قواعد و آداب متمایزی دارد.
مهدی جمشیدی

به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا، مهدی جمشیدی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، طی یادداشتی درباره نقد هفته گذشته‌اش به سخنان آیت‌الله صافی گلپایگانی خاطرنشان کرد: هر چند دفاع مطلق از «ارزش‌های بنیادینِ انقلابی» و «نقادیِ شجاعانه»، فضیلت است، امّا سخن‌گفتن با «بزرگان قوم» قواعد و آداب متمایزی دارد.


متن یادداشت عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به این شرح است:


بسم‌ الله الرحمن الرحیم


یادداشت این حقیر، دستاویز پاره‌ای «غرض‌ورزی‌های بدخواهانه» و «سوءبرداشت‌های بدبینانه» واقع شد. از غرض‌ورزانِ کمین‌کرده و بی‌صداقت درمی‌گذرم که همواره، حریصِ غوغاسالاری‌های آغشته به دروغ‌ و فریب هستند. و چون طبیعت‌شان این‌چنین است، گفتگو با ایشان بی‌حاصل است. «جریان تحریف» که «خسارتِ محضِ برجام» را بر مردم تحمیل کرده و «دولت عبرت» را رقم زده، در پی موج‌سازی در مقابل «بازسازیِ انقلابی» است؛ به هر طریقی و اینک از روزنۀ دوگانه‌های «مرجعیّت مستقل/ مرجعیّت وابسته» و «نقادی/ توهین». باید پرسید که «دفاع ابزاریِ» اینان کجا و «نقد صادقانۀ» ما کجا؟


امّا به بزرگان و دلسوزان و نیک‌اندیشانی که از آن نوشته، ستیزه‌جویی با مرجعیّت و بی‌حرمتی به آن مرجع عالی‌مقام را دریافته‌اند، صمیمانه و از عمق دل می‌گویم: به «مرجعیّتِ فقهای گرانقدار» معتقدم و «تضعیف مرجعیّت» را عینِ «تضعیف اسلام» می‌انگارم، و همچنین نسبت به مراجعِ والامرتبه و عزیز، خویش را هیچ و خاکسار می‌شمارم، از جمله به حضرت آیت‌الله العظمی صافی‌گلپایگانی، این فقیهِ خدااندیش و پارسا - که دیروز، «کارگزارِ صدیقِ انقلاب» بوده‌اند و امروز، «حامیِ ریشه‌دارِ انقلاب» هستند - «ارادت ایمانی» دارم.


فارغ از این‌که فاصلۀ میان این نویسندۀ ناچیز و آن فقیه بزرگ، از حساب و شمار بیرون است، دربارۀ فرازی از تحلیل سیاسیِ ایشان، «ملاحظه‌ای انتقادی» داشتم. ازاین‌رو، سطوری در نقد سخن سیاسیِ ایشان نگاشتم، امّا «صراحت» و «شفافیّت» این قلم به «تندی» و «گزندگی» سوق یافت و آن نوشته، متناسب با «منزلتِ مرجعیّت» نبود. البتّه حسّاسیّت نسبت به احتمال «بازتولیدِ سیاست خارجیِ التماسی»، مرا برآشفته کرد و قلمم را شعله‌ور. «غیرت انقلابیِ» این فرزند، سببِ تراوش برخی «عباراتِ غلیظ» نسبت به آن پدر معنوی شد.


هر چند دفاع مطلق از «ارزش‌های بنیادینِ انقلابی» و «نقادیِ شجاعانه»، فضیلت است و من در «تبیین» و «روشنگری» و «آرمان‌خواهی» و «انقلابی‌گری»، عهدِ خون با ولیّ حکیم‌ بسته‌ام، امّا سخن‌گفتن با «بزرگان قوم» - که عمری را در تعبّد و دیانت خالصانه سپری کرده‌اند - قواعد و آداب متمایزی دارد. امید است که آن فقیه بزرگوار، این «جسارت جوانانه» را بر من ببخشد و اعتذار مرا بپذیرد که میان «غرض» و «غفلت»، تفاوت است. دست‌بوس و قدردان آن وجود شریف هستیم.


مهدی جمشیدی


۹ آبان ۱۴۰۰


منبع: فارس


انتهای پیام/


انتهای پیام/

ارسال نظر