هنرمند نباید نسبت به اتفاقات جامعه بیتفاوت باشد/ رسانههای جدید جای قدیمیها را تنگ نکردهاند
به گزارش خبرنگار حوزه تئاتر گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، بسیاری از هنرمندان حوزه هنرهای نمایشی، دستی بر آتش دیگر بخشهای هنری هم دارند و معمولا در زمینههایی مثل نویسندگی، عکاسی و... نیز فعالیت میکنند.
سیروس همتی یکی از همین هنرمندان است، کسی که نامش برای دوستداران تئاتر نامی آشنا و چهرهاش برای تماشاگران سینما و تلویزیون، چهرهای شناخته شده است. با این وجود هرازچندگاهی او را در قامتهای مختلف و رسانههای گوناگون میبینیم.
اخیرا دو اتفاق در رابطه با همتی رسانهای شد، یکی مسئله حضورش در مسابقه استعدادیابی «یک، دو صدا» که برای انتخاب استعدادهای موجود در بین علاقهمندان به نمایشهای رادیویی بود و دیگری انتشار کتاب جدیدش، که مجموعهای از چند نمایشنامه کوتاه بود با نام «هفت کوتوله و تمساح». به بهانه همین دو اتفاق با این هنرمند گفتوگو کردیم.
آنا: بد نیست گفتوگو را با خبر انتشار نمایشنامه «هفت کوتوله و تمساح» آغاز کنیم، حال و هوای این اثر چگونه است؟
همتی: شاید «هفت کوتوله و تمساح» به ظاهر نمایشنامه کودک و نوجوان به حساب بیاید ولی اینطور نیست. اسم هفت نمایشنامه کوتاه این کتاب را هفت کوتوله گذاشتهام و تمساح هم نمایشی بزرگسال است که مسائل انسانی، انتقادی و اجتماعی در آن مطرح میشود.
آنا: چه چیزی باعث شد به سراغ نوشتن آن بروید؟
همتی: اینکه چطور این نمایشنامه در ذهن من رسوخ کرد به این برمیگردد که من در چند دوره جشنوارههای آثار کوتاه داخلی و بینالمللی از جمله جشنواره ارسباران اهر، داور بودم. از طرف دیگر شخصا به این موضوع هم علاقهمند بودم که نمایشنامهنویسان بزرگ از جمله آرتور میلر و چخوف، چطور به سمت نوشتن نمایشهای کوتاه رفتهاند. کمکم به این نتیجه رسیدم که اکثر بزرگمردانی که دستی بر قلم دارند، ( چه داستاننویس، چه نمایشنامهنویس و...) در بخش نمایشنامه کوتاه هم خودشان را محک زدند. البته قیاس معالفارق است اما من هم به خودم این جرأت دادم تا تجربهای در زمینه نمایش کوتاه داشته باشم.
آنا: شما پیش از این هم تجربه نمایشنامه کوتاه داشتید، درست است؟
همتی: بله در کتاب «سه سه» که سه نمایشنامه کوتاه و سه نمایشنامه بلند دارد، این اتفاق رخ داد اما واقعیت امر این است که در «هفت کوتوله و تمساح»، بازنویسی چندین مرتبهای انجام شده تا نمایشنامه کوتاه گرچه کوتاه است اما از حیث فنی و محتوایی کامل باشد، فلذا این پروسه نزدیک به یک سال زمان برد و حالا به انتشار درامده است.
آنا: نمایشنامههای این کتاب بیشتر حول چه موضوعاتی است؟
همتی: اساساً هنرمند فارغ از اتفاقاتی که در اطرافش میگذرد، نیست. من هم در این آثار با نگاه انتقادی به مسائل اجتماعی و سیاسی که جهانشمول هستند و زمان مصرف ندارند، اشاره کردهام. به هر حال من وامدار اتفاقاتی هستم که پیرامونم میگذرد، تا جایی که گویا این اتفاقات به من «شتک» میزدند که موظف هستی در این رابطه ادای دین کرده به مسئولان گوشزد کنی که ای بزرگمردان بیخرد! در جریان باشید که باید درخصوص اعمال و عملکردهایتان پاسخ دهید. شاید نه در همان دهه یا دولتی که در حال کارهستید، اما به محض اینکه دولت را تحویل دیگری دادید، بهترین فرصت است تا هنرمندان نقدی به عملکردهای شما داشته باشند.
آنا: پس بزرگترین چالش شما بخش اشاره به همین مسائل اجتماعی بود؟
همتی: بله و این در همه نمایشنامهها بود. حتی برای آن دسته از آثار که زمان آن مربوط به گذشته بود، تلاش کردم که با گریزی به اتفاقات خاص و ویژه، به تماشاگر یا بیننده، برخی مسائل را گوشزد کننم تا اثر بیارتباط با زمان حال نباشد.
بیشتر بخوانید:
سینماگران مجبورند به شبکه نمایش خانگی کوچ کنند
دو سال کار نکردن برای یک هنرمند سخت و غمانگیز است
آنا: کمی هم از کتاب فاصله بگیریم، چند وقت پیش نام شما به عنوان داور مسابقه استعدادیابی رادیویی مطرح شد، تجربه کار در این مدیوم چطور بود؟
همتی: من ارادت ویژهای به رادیو دارم و اساساً رادیو برای من نسبت به همه رسانهها جایگاه ویژهای دارد. دلیلاش هم این است که تأثیر صدا را میتوان به خوبی در این رسانه دید و شنید. در بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ما عنصری به نام فیزیک و بدن داریم و در چهرهمان عنصری به نام میمیک یا ریاکشنهای صورت. اگر این موارد را از بازیگر بگیرند، اساساً کار او سخت میشود. درحالی که بازیگری در رادیو از پایه چنین موضوعی را ندارد شما باید تمام جلوههای هنرتان را در صدا اعمال کنید و بروز دهید که این به شدت سخت است.
آنا: پروژه «یک، دو، صدا» چطور، این برنامه هم ویژگی خاصی داشت که در تصمیمگیری شما دخالتی داشته باشد؟
همتی: احساس قلبیام این است که «یک، دو، صدا» برنامهای است که به مخاطبانش و آنهایی که برای حضور در آن اعلام آمادگی کردهاند این نکته مهم را میگوید که با این مسابقه حس میکنید چه رشته و علاقه مهمی را انتخاب کردهاید و بازیگری نمایشهای رادیویی که کار که مورد علاقه شماست چقدر فراز و نشیب دارد و سخت است. از طرف دیگر با توجه به ارادتی که به ساجد قدوسیان کارگردان برنامه و مجری محترم آن نسیم رفیعی داشتم، با جان و دل قبول کردم و خیلی خوشحالم که در کنار مینا نوروزی عزیز و هنرمند پیشکسوت عباس محبی تجربه داوری در این مسابقه را داشتم.
آنا: شما در مرحله نیمهنهایی این مسابقه قضاوت میکنید، معیارهایتان برای امتیازدهی به شرکتکنندگان چه چیزهایی است؟
همتی: اساساً معیار من این است که صدای شرکتکنندگان چقدر برای رادیو خوب است. ممکن است شخص نمره ایدهآلی نیاورد ولی ذاتاً صدای خوبی داشته باشد، این برای من معیار و ملاک مهمی بود. شرکتکنندهای که اتود خوبی زده باشد، ولی صدای مناسب و خلاقیتی نداشته باشد و نتواند با توجه به موقعیت، تغییراتی در صدایش ایجاد کند و اصطلاحا در موقعیت قرار بگیرد، به نظرم به جای اشتباهی آمده و باید نمایش رادیویی را رها کند. چنین شخصی هرچه سریعتر باید بفهمد که چه هنر بالقوهای در وجودش وجود دارد تا آن را بالفعل کند، شاید او نقاش یا داستاننویس خوبی باشد ولی در این مقطع بازیگر خوبی نبوده است.
آنا: در این مسابقه استعداد ویژهای هم دیدید؟
همتی: بله ولی فکر میکنم حداکثر از بین ۳۸ نفر، هر سه داور حداکثر توانستیم به ۸ یا ۱۰ نفر چراغ سبز نشان دهیم تا به مرحله اصلی راه پیدا کنند. اگرچه بودند عزیزانی که با یک چراغ سبز به مرحله فرصت مجدد راه پیدا کردند، یا کسانی که با سه چراغ قرمز اصلاً وادی را اشتباه گرفته بودند و نتوانستند از عهده اجرای رادیویی موفق بیرون بیایند.
آنا: اصولا به نظر شما چه صدایی برای رادیو ایدهآل است؟
همتی: من کلاً صداهایی که ویژگی خاصی داشته باشد و خود شخص هم جربزه خلاقیت داشته باشد را صدایی ایدهآل میدانم.
آنا: با توجه به اینکه در دوره و زمانهای هستیم که پادکستهای صوتی خیلی بین جوانان دستبهدست میشود، فکر میکنید نمایشهای رادیویی هم میتوانند به همان اندازه برای مخاطب و نسل جدید جذاب باشند؟
همتی: همانطور که هیچ کس جای کسی را اشغال نکرده، هیچ رسانهای هم جای رسانه دیگری را نمیگیرد. مثلا با وجود اینکه در دوران همهگیری کرونا به سر میبریم و استقبال از شبکه نمایش خانگی به اوج خود رسیده است، اما نمیتوان گفت که این رسانه مثلا جایگزین سینما شده است. چون در همین شرایط که همه از طریق اینترنت در خانه فیلم میبینند، بچههای خود من دلتنگ رفتن به سینما هستند. پس با وجودی که پادکستها اخیرا مورد توجه قرار گرفتهاند، ولی ما همچنان دلتنگ رادیو هستیم، یا کسی که حالش با رادیو خوب است، دوست دارد که پادکستهای جدید گوش کند.
آنا: پس رشد و محبوبیت یک رسانه نمیتواند باعث ریزش مخاطب رسانههای رقیب شود؟
همتی: خیر، به نظرم هر دو به صورت موازی پیش میروند. گرچه پادکست به دلیل کم بودن دایره مخاطبانش، فرصت نقد طنازانه بیشتری دارد و در عین حال از محدودیتهای کمتری برخوردار است. درحالی که رادیو با میلیونها شنونده در سراسر کشور محدودیتهای خاص خودش را دارد. ولی با تمام این تفاسیر رادیو و پادکست هیچ خللی در میزان مخاطبان هم ایجاد نمیکنند بلکه باعث رشد هم میشوند. من به این قضیه باور دارم که در این سالها رسانهها نه تنها جای همدیگر را نگرفتهاند بلکه سبب رشد و شکوفایی هم شدهاند.
انتهای پیام/۴۱۷۳/
انتهای پیام/