پیشنهاد سردبیر
سکوت در برابر ترور، فریاد برای استعفا؛ چرا رگ سلبریتی‌ها گزینشی می‌جنبد؟

واکاوی استاندارد‌های دوگانه در مواجهه با تهدیدات امنیت ملی 

کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

فعالی سیاسی لبنانی:

از چچن تا عراق می‌خواستند تندروهای مذهبی را علیه ایران بسیج کنند

لاله رشیدی: از بهار عربی سوریه 4 سال می‌گذرد، بهاری که الان زمستانش را هم از سر گذارنده است و نمی‌داند بعد از زمستان چه فصلی باید بیاید که از این زمستان هم روسیاه‌تر باشد. هزارن هزار کشته، معلول و رها، بی خانمان و آواره و اینک موج پناه‌جویانی که سوژه همزمان نفرت و دلسوزی برای اروپاییان شده‌اند.

دلشوره برای فردای خاورمیانه به ویژه سوریه و عراق با ترس سر برون آوردن نیروهایی بدتر از داعش درهم آمیخته است. تجربه نشان داده که در خاورمیانه حد و مرزی برای ظهور نیروی بدتر وجود ندارد. فراموش نکنیم روزهایی را که فکر می‌کردیم پیدایش نیرویی بدتر و متحجرتر از القاعده ناممکن است ولی داعش با خاورمیانه چنان کرد که القاعده روسفید شد. برای درک شرایط کنونی سوریه با دکتر «عصام حداد» گفتگو کرده‌ایم. عصام حداد، فعال سیاسی لبنانی است که سال‌ها در کنار عرفات با اسرائیل جنگیده و جزء اولین گروه اعزامی جبهه آزادی‌بخش فلسطین به ایران در فردای انقلاب بهمن 57 بوده است؛ گروهی که ساختمان سفارت اسرائیل را تحویل گرفتند و پرچم فلسطین را بر بالای آن به اهتزاز درآوردند. او پیش از آغاز مصاحبه، می‌گوید که بیش از هشتاد درصد مردم خاورمیانه در فقر مطلق به سر می‌برند و تنها آرزویش این است که روزی مردم محروم منطقه از این همه آشفتگی رها شوند.


برای روشن شدن آنچه در سوریه می‌گذرد، با توجه به نقشه سوریه توازن قوای فعلی نیروهای درگیر در سوریه را شرح دهید.


در شمال سوریه کردها و آسوری‌ها مستقر هستند که با همکاری حزب کارگران کردستان ترکیه به نبرد با داعش مشغول‌اند. نیروهای کرد صادق‌ترین نیروهای حاضر در منطقه هستند که برای مبارزه با داعش از هیچ جان‌فشانی دریغ نکرده‌اند. به غیر از غرب سوریه که تا حدودی تحت کنترل دولت سوریه و نیروهای مخالف بشار اسد است، مناطق دیگر کاملاً در حال حاضرتحت کنترل داعش است که البته جمعیت بسیار کمی در آن ساکن هستند. همان‌طور که در نقشه سوریه پیداست رود فرات از این منطقه عبور می‌کند. اختیار رود فرات تقریباً در دست داعش است. داعش علاوه بر اینکه از شمال با ترکیه هم‌مرز شده است، قلمرو خود را تا مرزهای اردن نیز بسط داده است. این منطقه‌ای که در کنترل داعش است به لحاظ تاریخی منطقه مهمی است. هارون‌الرشید در کنار رود فرات دستور ساخت شهر «رافقه» در کنار شهر رقه را داد. بخشی از جنگ‌های صلاح‌الدین ایوبی نیز در این منطقه رخ داد. ولی با این وجود در این منطقه تا قبل از داعش خلق‌های مختلف در کنار هم در حال زندگی بودند.


درواقع به غیر از اینکه بخش زیادی از رودخانه فرات الان در دست داعش است، بخش زیادی از منطقه‌های نفتی سوریه نیز دست داعش است.


بله کاملاً در اختیار داعش است.


اما در درون قلمرو داعش در خاک سوریه یک بخش بسیار کوچکی در شرق سوریه وجود دارد که تمام اطرافش به اشغال داعش درامده است، ولی این بخش هنوز تحت کنترل دولت سوریه باقی مانده است.


بله. بخش‌هایی از استان «دیر‌الزور» است که سومین پایگاه هوایی مهم سوریه است که الان در کنترل ارتش دولت سوریه است.








با اشغال موصل راه ایران برای کمک به سوریه بسته شد. درواقع راه ورودی تمام نیروهای نظامی که خواهان کمک به بشار اسد بودند، از این طریق بسته شد. وظیفه اصلی داعش این بود که این راه را ببندند. درواقع اگر موصل در دست داعش نبود تا الان با همکاری ارتش سوریه و کردها داعش به‌کلی از سوریه بیرون رانده شده بود.

چگونه است که داعش کل این منطقه را توانسته اشغال کند ولی این بخش را که در درون بخش‌های اشغال‌شده به دست داعش است، هنوز نتوانسته تحت کنترل خود داشته باشد؟


برای اینکه بخش‌های اشغال‌شده تقریباً خالی از سکنه بودند. اینجا ولی 5000 نفر جمعیت دارد و از طریق هوایی به این بخش کمک می‌رسد. هنوز چندین قبیله اینجا حضور دارند که علیه داعش هستند. درواقع مسئله اصلی این است که بخش‌هایی که به دست داعش در سوریه اشغال‌شده است، به خودی خود برای داعش مهم نبود. غیر از مسئله نفت منطقه تحت اشغال داعش، مسئله مهم دیگراین بود که، اینجا مرز سوریه با اردن است. این صحرا تا عربستان سعودی ادامه دارد. (درواقع این مسیری بود که عرب‌ها ابتدا در آن سال‌ها از طریق همین صحرا از حجاز به شام رسیدند.) بخشی از نیروهای داعش از افسرهای سابق ارتش صدام حسین هستند که آن سال‌ها به اردن مهاجرت کردند. افسران بعثی قبل از مسئله داعش در قسمت بین منطقه انبار موصل و مرز اردن با آمریکا می‌جنگیدند که می‌شود گفت درواقع تمام مناطق سنی‌نشین را شامل می‌شد واینجا که الان در دست داعش است منطقه مناسبی بود که این‌ها از اینجا به عراق وارد شوند. بعد از پیدایش داعش از نظر داعش که بخشی از آن‌ها همین بعثی‌های سابق بودند، این کریدور مناسب باید همچنان حفظ شود. چون این‌هامی‌توانند مستقیم از اینجا وارد خاک عراق شوند. اهمیت استراتژیک اشغال این منطقه فقط به این کریدور مستقیم ورود افسران سابق به خاک عراق محدود نمی‌شود. برنامه این بود که راه نفوذ نیروهای مدافع بشار اسد را ازعراق به سوریه ببندند. به همین دلیل موصل را اشغال کردند. چون که ایران از طریق این راه زمینی به سوریه کمک لجستیک می‌کرده است. خود منطقه خیلی مهم نیست. درواقع اشغال این منطقه به خاطر نفت و همچنین برای بستن راه ورودی ایران از طریق موصل به سوریه بود. ارتش سوریه هم برای تأمین نیروهای نظامی و هم تأمین اسلحه مشکل دارد. درواقع با اشغال موصل راه ایران برای کمک به سوریه بسته شد. درواقع راه ورودی تمام نیروهای نظامی که خواهان کمک به بشار اسد بودند، از این طریق بسته شد. وظیفه اصلی داعش این بود که این راه را ببندند. درواقع اگر موصل در دست داعش نبود تا الان با همکاری ارتش سوریه و کردها داعش به‌کلی از سوریه بیرون رانده شده بود. وظیفه اصلی داعش این بوده است که راه را برای کمک به سوریه مسدود کند.


واحتمالاً این راه برای ترکیه نیز ارزشمند است.


بله این راه برای ترکیه نیز بسیار مهم است درواقع داعش از طریق این قسمت با ترکیه ارتباطش را حفظ می‌کند.


و شمال غربی سوریه هم به غیر از منطقه روژآوا که کردها در آنجا در حال نبرد با داعش هستند هم تحت کنترل جبهه‌النصره و احرارالشام قرار دارد.


بله. همین‌طور است. این دو نیرو بیشتر قسمت شمال‌غربی سوریه را تحت تصرف خود دارند. «ادلب» در کنترل جبهه‌النصره است و اطرافش در اختیار احرار‌الشام است.


احرار الشام در ابتدا شاخه‌ای از جبهه‌النصره بود. اما بین این دو جدایی پیش آمد.


بله. به خاطر پول. درواقع این نیروها متناسب با اینکه چه کسی به آن‌هاپول می‌دهدگرایش‌های سیاسی‌شان عوض می‌شود. این دو به خاطر مسائل مالی با هم اختلاف دارند.


الان کدام‌یک قوی‌تر است و یا به زبان دیگر توازن قوا الان به سمت کدام است؟


قطعاً جبهه‌النصره. رئیس جبهه‌النصره «فاروق طیفور» است که اخوانی است و با رژیم حافظ اسد درسال‌های 81-1979 جنگیده است. نیروی اجرایی او در منطقه «جولانی» است ولی رهبری این جریان با فاروق طیفور است. مسئله اصلی این است که این جریان وابسته به اخوان‌المسلمین است. گاهی صحبت‌هایی می‌شود مبنی بر اینکه این‌ها وابستگی به القاعده دارند ولی من فکر می‌کنم نیروی تأثیرگذار بر این دو گروه و نیروی پیش‌برنده این دو گروه اخوان‌المسلمین است. احرار‌الشام آخرین بار اعلام کرد که ما به القاعده کاری نداریم. اما واقعیت ماجرا این است که این گروه‌هاچه اخوانی باشند چه نباشند، هر دو بازیچه ترکیه هستند. یادمان نرود که جبهه‌النصره به فرماندهی فاروق، درترکیه تشکیل شد.








جبهه‌النصره تنها بازوی مسلح اخوان است و بازوی سیاسی اخوان نیست. آن‌ها در سال 2011 شورای ملی سوریه را با گروه‌های دیگر که اغلب آن‌ها در پاریس و استکهلم و قطر و ترکیه بودند ایجاد کردند. نیروی اصلی این جریان اخوان‌المسلمین بود

اما رقابتی الان بین این دو شکل گرفته است که هرکدام خود را نیرویِ اصلیِ معتدل معرفی کنند که در معادلات سیاسی آتی سوریه اگر قرار بر سرکار آوردن یک نیروی معتدل باشد یک کدام از این دو آن را نمایندگی کند؟


جبهه‌النصره نیروی مخالف اصلی سوریه است. این گروه تلاش‌های بسیاری کرد تا با همکاری ترکیه و قطر از فهرست گروه‌های تروریستی بیرون بیاید. اما هنوز همچنان در این لیست هست. اما از طرف دیگ با این مسئله روبرو هستیم که آمریکا این‌ها را در لیست گروه‌های تروریستی قرار می‌دهد اما از طرف دیگر از آن‌ها پشتیبانی می‌کند. به طور مثال تا الان دو بار قصد داشته است به ارتش آزاد سوریه از طریق هوایی کمک کند اماعملاً مهمات به دست جبهه‌النصره رسیده است.


این کار عمدی بوده است یا نه؟


صددرصد عمدی بود. در این منطقه ترکیه نقش اصلی را بازی می‌کند. آمریکا و ترکیه به همه مخالفین اسد کمک کردند. فقط این مسئله برایشان مهم بودکه منطقه‌ای که در کنترل اسد است کوچک شود. ورودی عراق به سوریه را هم ببندند و ارتش سوریه را تضعیف روحی کنند.


برگردیم به وضعیت جبهه‌النصره و احرار الشام. با توجه به اینکه این‌ها هر دو در حال رقابت هستند، کدام‌یک دست بالاتر را دارد؟


جبهه‌النصره. به هرحال این‌ها اخوانی هستند و اخوان نیز یک جهان پشتش هستند.


و ارتش آزاد سوریه؟


واقعیت این است که چیز زیادی از ارتش آزاد سوریه باقی نمانده است. فقط در مناطقی که در مجاورت اردن هست با پشتیانی آمریکا بخش‌هایی همچنان در تصرفشان باقی مانده است. این جریان عملاًمرده است! خیلی ازاین‌ها افسرهای ارتش سوریه بودند که مخالف سیاست‌های سوریه بودند ولی به‌هیچ‌عنوان هم نمی‌خواهند نوکر آمریکا باشند. خیلی از این‌ها دیگر نمی‌جنگند و به کشورهای دیگر از جمله مصر مهاجرت کرده‌اند. در ارتش آزاد سوریه دست‌کم 400 افسر ارتش اعلام کرده‌اند که دیگر حاضر نیستند علیه اسد بجنگند. در روزهای اول ناآرامی‌های سوریه ارتشی‌ها و یکسری ازگروه‌های چپ سوری دور هم در شهر «قاضی انتر» جمع شدند و شورای ملی سوریه (ائتلاف وطنی سوری) را تشکیل دادند. این تشکیلات همچنان با نام شورای ملی سوریه در حال فعالیت است. الان کسی که عهده‌دار ریاست این تشکیلات است «خالد الخوجه» نام دارد که تمایلات اخوانی دارد.








اگر کسی به قطر برود و سراغ شورای ملی سوریه را بگیرد دفتر غیررسمی جبهه‌النصره را نشان می‌دهند ولی اگر مایل باشد با نماینده جبهه‌النصره گفتگو کند به‌صورت رسمی امکان‌پذیر نیست و می‌گویند آنجا دفتر ندارند ولی اگر رابطه خوبی با سازمان امنیت قطر و آمریکا داشته باشید امکان ارتباط با جبهه‌النصره را کاملاً مهیا می‌کنند

آیا شورای ملی سوریه با ارتش آزاد سوریه همکاری می‌کند؟


نه ارتش آزاد سوریه فقط همان قسمت‌هایی که نزدیک به اردن هست را در اختیار دارد. درواقع این نیروی ائتلاف (شورای ملی سوریه) اول ادعا کرد که همه نیروها را در بردارد. تعدادی از افسرهای ارتش آزاد نیز در این شورا هستند. اما واقعیت این است که ارتش آزاد تنها است. شورا درواقع اصلاًنمی‌تواند به ارتش آزاد سوریه دستور بدهد. نیروی اصلی شورا، اخوان‌المسلمین است. بقیه نیروها در شورا، احزاب کوچکی هستند که قبلاً در سوریه فعال بودند.


اما شما گفتید که اخوان پشت جبهه‌النصره است؟


جبهه‌النصره تنها بازوی مسلح اخوان است و بازوی سیاسی اخوان نیست. آن‌ها در سال 2011 شورای ملی سوریه را با گروه‌های دیگر که اغلب آن‌ها در پاریس و استکهلم و قطر و ترکیه بودند ایجاد کردند. نیروی اصلی این جریان اخوان‌المسلمین بود. این‌هامی‌گفتند ما می‌خواهیم همه را متحد کنیم. از سال 2011 تا آخر سال 2013 این‌ها تلاش کردند به‌ویژه اینکه در مصر اخوانی‌ها سرکار بودند. استراتژی این‌ها این بود که همه را زیر یک سقف جمع کنند. برای اینکه این‌ها فکر می‌کردند که با کمک اخوان‌المسلمین می‌توانند همه را در یک‌جا جمع کنند تا اینکه ژنرال سیسی در مصر روی کار آمدو بساط اخوان در مصر برچیده شد. به دنبال برخورد شدید دولت جدید قاهره با اخوان‌المسلمین، شورای ملی سوریه بی‌خاصیت شد.


ولی اخوان‌المسلمین که هنوز رابطه‌اش را با نیروهای مخالف اسد حفظ کرده است..


بله ولی اخوان الان جبهه‌النصره را دارد و عملاً دیگربه این ائتلاف نیاز ندارد. اگر کسی به قطر برود و سراغ شورای ملی سوریه را بگیرد دفتر غیررسمی جبهه‌النصره را نشان می‌دهند ولی اگر مایل باشد با نماینده جبهه‌النصره گفتگو کند به‌صورت رسمی امکان‌پذیر نیست و می‌گویند آنجا دفتر ندارند ولی اگر رابطه خوبی با سازمان امنیت قطر و آمریکا داشته باشید امکان ارتباط با جبهه‌النصره را کاملاً مهیا می‌کنند. درشورای ملی گروه‌های مختلفی هستند که در جامعه به‌ویژه طبقه متوسط نفوذ دارند اما چون گروه‌های دیگر برنامه ندارند هژمونی این ائتلاف همچنان با اخوان‌المسلمین است.


پس درواقع این‌گونه به نظر می‌رسد که شورای ملی سوریه فقط ویترینی از ائتلاف است. یا شاید به زبان دیگر جبهه‌النصره می‌داند که نمی‌تواند تحت نام خود به‌صورت سیاسی در جوامع بین‌المللی حضور به هم رساند به همین دلیل ویترین ِ ائتلاف تحت نام شورای ملی سوریه برایش پوشش خوبی برای حضور در عرصه بین‌المللی فراهم می‌کند.


بله درواقع می‌توان گفت از افراد و گروه‌هایی که غیر از جبهه‌النصره واخوان‌المسلمین در شورای ملی سوریه هستند عملاً فقط سوءاستفاده می‌شود. چون هژمونی با اخوان است. نود درصد شورای ملی سوریه از اعضای اخوان تشکیل شده است و ده درصد دیگر ازبیش از سی گروه دیگر.








برای آمریکا این مهم است که به ایران و روسیه پیغام دهد که شما نمی‌توانید چیزی را در اینجا عوض کنید خود آمریکا هم دنبال این است که سوریه را چندپاره کند

به نظر می‌رسد که آمریکا‌یی‌ها ظاهراً از دو جبهه در حال فشار آوردن به داعش هستند. یکی از جبهه شمالی از طریق ترکیه و دیگری در جبهه جنوبی از طریق عراق. این تحت‌فشار قرار دادن داعش را باید جدی تلقی کنیم یا سیاستی موقت است؟


آمریکایی‌ها می‌گویند که ما با ترکیه علیه داعش می‌جنگیم و با ارتش سوریه هم نمی‌خواهیم همکاری کنیم. آمریکا همچنان مایل است که ارتش خودش را شکل دهد. دو بار هم صد نیروی فراری ارتش را به‌منظور شکل دادن به ارتش جدید سوریه در خاک ترکیه تعلیم دادند اما این نیروهای تعلیم‌دیده یک‌بار به دست نیروهای جبهه‌النصره و بار دیگر احرار الشام افتادند. همه این حمله‌ها علیه داعش از سمت آمریکا نمایشی است. این‌ها دنبال این هستند که وضعیت سوریه را در این حالت نگه‌دارند. واقعیت این است که آمریکا با متحدانش به ارتش سوریه می‌گویند که شما حق ندارید ارتش را به این مناطقی که تحت کنترل شما نیست بفرستید اما از طرف دیگرعملاً به جبهه‌النصره و احرار الشام اجازه می‌دهند که مواضع ارتش سوریه را بمباران کنند. همین الان احرار‌الشام علیه ارتش سوریه در ادلب و آلپو در حال نبرد است. ارتش آزاد سوریه هم از جنوب از طریق جولان به ارتش سوریه فشار می‌آورد. همه این فشارها برای این است که ارتش سوریه در یک محدوده کوچک حول‌وحوش دمشق باقی بماند. پیغام مشخص است: چیزی نباید عوض شود و سوریه باید در این وضعیت باقی بماند. در حقیقت بشار اسد را زندانی این وضعیت کرده‌اند. از طرف دیگر هم راه ورودحزب‌الله و نیروی نظامی عراق را برای کمک به سوریه بسته‌اند. همه این تلاش‌ها برای این است که درواقع فقط نوارِ باریکی درکنار دریای مدیترانه سهم بشار اسد باقی بماند و نه بیشتر. این قسمتی که الان در اختیار سوریه است بیشتر از بیست درصد نیست. اما بیشتر جمعیت سوریه در این مناطق زندگی می‌کنند.


آیا واقعاً از بین بردن احرار الشام و جبهه‌النصره و حتی داعش امکان‌پذیرنیست؟


حقیقت ماجرا این است که ترکیه به‌راحتی می‌تواند ظرف چند روز این‌ها را مغلوب کند و ارتش سوریه هم با وجود همه‌ی کاستی‌هامی‌تواند تکلیف این‌ها را خیلی زود روشن کند اما ترکیه و آمریکا عملاً مانع این مسئله هستند. مثلاً نگاهی به وضعیت شهر زبدانی بیندازید. زبدانی بزرگ‌ترین پایگاه ارتش آزاد سوریه بود. سال‌های 2012 و 2013 به دلیل اینکه این منطقه نزدیک لبنان است از اینجا ارتش آزاد سوریه را تجهیزمی‌کردند. زبدانی راه بسیار مناسبی برای عبور و مرور ارتش آزاد سوریه شده بود. اما حزب‌الله این راه را بست. بعد از بسته شدن زبدانی به دست نیروهای حزب‌الله، از جولان به ارتش آزاد سوریه کمک توپخانه‌ای می‌شود. از لحظه‌ای که زبدانی از دست نیروهای مخالف دولت سوریه خارج شده است هر روز این منطقه که مردم عادی شیعه در آن زندگی می‌کنندبه دست اینان بمباران می‌شود. پیغام این است: اگر می‌خواهید بمباران متوقف شود باید زبدانی را ترک کنید و به ما تحویل دهید. برای آمریکا این مهم است که به ایران و روسیه پیغام دهد که شما نمی‌توانید چیزی را در اینجا عوض کنید خود آمریکا هم دنبال این است که سوریه را چندپاره کند. برای این‌ها مهم بود که نفوذایران رادر سوریه از بین ببرند به همین دلیل بود که با داعش شروع کردند و الانبار و موصل را گرفتند تاراه نفوذ ایران را ببندند. داعش یک وسیله است.


پس آمریکا عملاً دنبال حل مسئله داعش نیست؟


همین طوراست. وقتی‌که آمریکا اعلام می‌کند که از بین بردن داعش زمان می‌برد و سال‌ها طول می‌کشد، بدین معنا است که آمریکا می‌خواهد اول مسئله سوریه را روشن کند.


وضعیت جدیدی که در منطقه با آن روبرو هستیم مسئله یمن است که به نظر می‌رسد با شکلی از توافق بر سر مسئله یمن این پیغام برای عربستان سعودی ارسال می‌شود که اگر به دنبال حل مناقشات خود با یمن است با توجه به اینکه نیروهای حامی حوثی‌ها اندکی عقب‌نشینی کرده‌اند او هم باید در مورد مسئله سوریه تا حدودی عقب‌نشینی کند.


بله همین‌طور است. درواقع اتفاقی که در یمن افتاد به عربستان نشان داد که برای پایان درگیری با یمن باید بازی دیگر قدرت‌های منطقه را جدی بگیرد اگر نه بحرانش حل نخواهد شد. ایران نه به خاطر مذهب نه قدرت‌نمایی و فقط به خاطر منافعش می‌خواهد به این‌ها پیغام دهد که باید شما منافع ایران را ببینید و درواقع این توافق اتمی مابین ایران و کشورهای غربی حامل یک پیام جدی است و آن اینکه ایران باید به‌عنوان یک قدرت در منطقه به رسمیت شناخته شود. عربستان مایل بود که از مصر برای سرکوب ایران در منطقه یاری بگیرد اما مصر هم اعلام کرد به‌هیچ‌عنوان نمی‌خواهد آلت دست عربستان باشد.








دو قدرت ایران و مصر در منطقه بر سر مسئله سوریه هم‌نظر هستند اما متاسفانه این دو علی‌رغم اینکه یک سیاست دارندبا هم همراه نیستند

به نظر می‌رسد که خود مصر خواهان دخالت‌گری جدی در سوریه است.


بله یکی از دلایلش هم این است که مایل است در برابر عربستان بایستد. در همین چند روز اخیر یک هیئت مصری به دمشق سفر کرد. اولین چیزی که بعد از روی کار آمدن سیسی از طرف مصر اعلام شداین بودکه شورای ملی سوریه در اتحادیه عرب نمی‌تواند صندلی داشته باشد و این صندلی متعلق به دولت سوریه است. به‌علاوه اینکه در سوریه باید دنبال راه‌حل سیاسی بود. چند روز پیش بزرگ‌ترین ستون نویس روزنامه الاهرام نوشت که پوتین و سیسی هر دو بر این نظرند که دولت فعلی سوریه باید باقی بماند و بعد برای پیدا کردن یک راه‌حل سیاسی و فراهم‌شدن شرایط لازم برای تشکیل یک دولت با ساختاری دیگر فکر کرد. وزیر امور خارجه عربستان در سفری که به مسکو داشت اعلام کرد ما دنبال راه‌حل سیاسی هستیم اما بدون بشار اسد. آمریکا هم از طرف دیگر هم‌صدا با عربستان اعلام کرده است که ما داعش را بمباران خواهیم کرد ولی ما درآینده سوریه جایی برای بشار اسد نمی‌بینیم. اتحادیه اروپا هم‌هم صدا با این‌ها است و می‌گوید سوریه بدون اسد. اما الان مصر اعلام کرده ما باهمه دنیا متحدیم ولی اسد باید بماند اگر نه از سوریه چیزی نخواهد ماند و هرج‌ومرج همچنان در سوریه پابرجا خواهد ماند. الاهرام در ادامه نوشته است که ما اجازه نمی‌دهیم که نیروهای متمایل به اخوان‌المسلمین در سوریه بر سرکار بیایند. به همین دلیل چند روز پیش که جلسه اتحادیه عرب برای ایجاد نیروی نظامی مشترک تشکیل شده است، عربستان اعلام کرده که مشارکت نخواهد کرد که درواقع پیامش این است که با مواضع مصر بر سر سوریه سخت مشکل دارد. جواب مصری‌ها هم این بود که پس با این حساب خودتان به‌تنهایی با یمن بجنگید!


الان وضعیت منطقه به‌گونه‌ای است که باید نیروهای مختلف منطقه در کنار هم بنشینند و برای پایان دادن به مسئله سوریه راه‌حلی بیندیشند. الان دیگر اوضاع منطقه این‌گونه نیست که آمریکا هر کاری که بخواهد به دست ترکیه در منطقه انجام دهد. الان دو قدرت ایران و مصر در منطقه بر سر مسئله سوریه هم‌نظر هستند اما متاسفانه این دو علی‌رغم اینکه یک سیاست دارندبا هم همراه نیستند.


الان به نظر می‌رسد در ایران به‌مانند سابق اصرار بر ماندن بشار اسد در معادلات سیاسی آتی سوریه ندارد ولی با این وجود، ایران معتقد است که هر نیرویی که بر سر آن توافق می‌شود باید تا حدودی متمایل به ایران باشد.


من فکر می‌کنم نظر ایران نیز به‌مانند پوتین و سیسی است که اول باید با حضور بشار اسد آرامش به سوریه بازگردد و بعد از رسیدن به ثبات درباره آینده سیاسی سوریه تصمیم‌گیری کرد.


با توجه به اینکه خود شما گفتید داعش را ساخته و پرداخته آمریکا می‌دانید، الان مسئله‌ای در اتحادیه اروپا مطرح است مبنی بر اینکه آمریکا در منطقه خاورمیانه ایجاد بحران می‌کند ولی تبعات این جنگ‌ها به دلیل فاصله سرزمینی آمریکا از خاورمیانه گریبان‌گیر او نمی‌شود. در همین روزهای اخیر داد و قال دولتمردان اروپایی از جمله به خاطر مسئله پناه‌جویانی که دسته‌دسته به خاطر فقط زنده‌ماندن راهی اروپا می‌شوند بیشتر شنیده می‌شود.


بله من همچنان بر این باورم که داعش وسیله‌ای بود که به بشار اسد فشار بیاورند و همچنین علیه ایران با مرتجع‌ترین گروه‌ها متحد شوند. برنامه این بود که از عراق تا چچن تندروهای مذهبی را علیه ایران بسیج کنند. این اقدام مشترک وهابی‌ها با آمریکایی‌ها و افسران بعثی سابق صدام حسین بود. حقیقتش این است که اروپایی‌ها در همان روزهای اول داعش به‌سادگی فریب آمریکا را خوردند. اروپایی‌ها خودشان در منطقه نفوذ مستقیم ندارند. فقط انگلیسی‌ها هستند که در بحرین و همچنین درمسقط زیر پرچم آمریکادر منطقه حضور دارند. حالا اروپایی‌ها تازه متوجه شده‌اند که مردم مصیبت‌زده و جنگ‌زده نمی‌توانند به آمریکا بروند پس نقطه امن اول این‌ها اروپا خواهدبود. متاسفانه باید این فجایع رخ دهد تا این کشورها بیدار شوند.








اروپایی‌هابه‌ویژه آلمان خیلی امیدوارند که با قدرت گرفتن ایران بتوانند بحران خاورمیانه را حل کنند. درواقع اروپایی‌ها اگر مسئله اسرائیل نبود بر روی مصر هم سرمایه‌گذاری می‌کردند.

الان ممکن است اروپا برای پایان دادن به وضعیت داعش به آمریکا فشار بیاورد؟


اگر بتوانند. من امیدوارم که بتوانند. چیزی که به این وضعیت کمک خواهد کرد کاهش فشار به روسیه از طرف اتحادیه اروپا است تا از این طریق دست روسیه برای مسئله سوریه باز باشد. در هفته گذشته آلمان و هلند اعلام کردند که قرارداد مینسک را به رسمیت می‌شناسند.


درواقع به نظر می‌رسد که اروپا با کارت روسیه بازی می‌کند تا بتواند آمریکا را در منطقه تحت‌فشاربگذارد.


اروپا نمی‌تواند به صورت مستقیم در خاورمیانه کاری انجام دهد. همچنین اروپانمی‌تواندبه صورت مستقیم از دولت فعلی سوریه حمایت کند. هلند هفته پیش اعلام کرد بشار اسد را به رسمیت نمی‌شناسد ولی از طرف دیگر آلمان در این مورد سکوت کرده است. اروپایی‌هابه‌ویژه آلمان خیلی امیدوارند که با قدرت گرفتن ایران بتوانند بحران خاورمیانه را حل کنند. درواقع اروپایی‌ها اگر مسئله اسرائیل نبود بر روی مصر هم سرمایه‌گذاری می‌کردند. ایران علیه اسرائیل است ولی مرز مشترک با آن ندارد. درواقع تجهیز مصر از طرف اروپایی‌ها برای اسرائیل می‌تواند در آینده نزدیک خطرآفرین باشد. برای اروپایی‌ها اینکه ایران اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد خیلی مهم نیست. اما خیلی هم نباید برای اسرائیل دردسر ایجاد کرد به همین دلیل گزینه مصر برای حل بحران از نظر اروپا منتفی است.


ولی خود مصر هم با مسئله داعش درگیر است.


بله به همین دلیل روسیه تا حدودی مصر را تجهیزمی‌کند. الان طبق قرارداد، ارتش مصر حق ورود به صحرای سینا را ندارد ولی به خاطر حضور سلفی‌ها، به‌جای اینکه پلیس به آن منطقه برود مصر مجبور شده ارتش را برای سرکوب این‌ها روانه کند. همین مسئله حضور پرقدرت ارتش در مصر سبب شده اروپایی‌هابه‌شدت مصر را رصد کنند تا ببیننددرنهایت مصر با این ارتش می‌خواهد چه کند. چراکه ممکن است برای اسرائیل ایجاد خطر کند. اگراین‌ها بخواهند به مصر فشار بیاورند از طریق لیبی این کار را می‌کنند. لیبی و مصر هزاران کیلومتر مرز مشترک دارند. بیست‌وپنج میلیون اسلحه در لیبی وجود دارد. در آخرین اجلاس کشورهای آفریقایی که در آفریقای جنوبی برگزار شد اعلام شد که لیبی تبدیل به مرکز قاچاق اسلحه به همه‌جا شده است. درواقع لیبی تبدیل به کشوری برای بی‌ثبات کردن کشورهای آفریقایی شده است. برخی از کشورهای اروپایی و آمریکاکه می‌خواهند در آفریقا نفوذ کنند از طریق لیبی وارد عمل می‌شوند. تنها کشوری که می‌تواند جلوی لیبی را بگیرد مصر است. چون برای مصر مسئله موجودیتش است. آمریکا و کشورهای حامی سلفی‌ها از طریق لیبی به مصر فشار می‌آورند. بعد از اینکه مصر کانال جدید سوئز را راه‌اندازی کرد اقدام به ساخت یک اتوبان سه هزار کیلومتری جدید کرد. بخشی از این اتوبان به سمت لیبی است. درواقع من این‌طور فکر می‌کنم که ساخت این اتوبان برای این است که اگر مجبور به صف‌آرایی در مقابل لیبی شدند از طریق این اتوبان بتواند سریع وارد عمل شوند و مستقیم وارد خاک لیبی شوند. معنای دیگرش هم این است که مصر می‌خواهد بی‌ثباتی مرزی‌اش را از بین ببرد. الان آلمان با سیاست مصر در لیبی موافق است.


آیا آلمان به‌صورت رسمی از سیاست‌های مصر در مقابل لیبی حمایت کرده است؟


بله ولی نه با صدای بلند!


پس می‌شود نتیجه گرفت آلمان هم امید دارد که از طریق مصر مسئله سوریه را حل کند؟


من این‌طور فکر می‌کنم ولی این مسئله به‌صورت رسمی اعلام نمی‌شود. آلمان درنهایت به دنبال یک راه‌حل سیاسی است. بعد از سال 2013 روابط غیررسمی بین دولت آلمان بادولت سوریه برقرار شده است. اخیراً هم روزنامه‌های آلمان خبر از همکاری سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور با یکدیگرداده‌اند.


و سؤال آخر، شما آینده سوریه را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟


من فکر می‌کنم وحدت سوریه حفظ خواهد شد و تجزیه نخواهد شد. با تمام فشاری که به‌منظور برکناری اسد صورت گرفته است با توجه به موضع ایران، مصر و روسیه این‌ها کاری از پیش نخواهند برد واحتمالاً تا سال دیگر تکلیف سوریه روشن خواهد شد. اینکه شکل جدید سیاسی سوریه چگونه خواهد شد باید همه به نتیجه واحد برسند هرکسی سعی خواهد کرد موقعیتش را تا آن موقع بهتر کند. و درنهایت این مردم سوریه هستند که باید تصمیم بگیرند که بشار اسد باشد یا نباشد. ما علائم این مسئله را تا سال دیگر خواهیم دید.


انتهای پیام/

ارسال نظر