پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

گفت‌و‌گوی آنا با فاطمه مولوی معلم فداکاری که دانش‌آموزش را از غرق شدن نجات داد

معلم فداکار نهاوندی: حاضرم هزار بار دیگر به آب بزنم تا خانواده‌ای داغدار فرزندش نشود

خانم معلم به آب می‌زند تا جان «آتنا» دانش‌آموز خردسالش را از غرق شدن و مرگ حتمی نجات دهد، دخترک نجات می‌یابد اما خانم معلم خود اسیر تنداب رودخانه می‌شود. رودخانه گاماسیاب نهاوند او را یک و نیم کیلومتر با خود می‌برد. او نجات می‌یابد و حالا در گفت‌وگو با آنا با تشریح جزئیات حادثه می‌گوید «حاضرم هزار بار دیگر به آب بزنم.»

الهه خانی، گروه اجتماعی- صبح یک روز بهاری دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی شهید ثانی در روستای تکه نهاوند (استان همدان) برای برگزاری اردوی سالانه خود به همراه معلمان و رئیس مدرسه به سراب گاماسیاب نهاوند می‌روند. همه چیز به خوبی در حال طی شدن است که ناگهان یک سیل حادثه طغیان می‌کند و گردش شیرین بچه‌های مدرسه را با خود می‌برد.


آتنا زرینی دانش‌آموز پایه چهارم ابتدایی برای شستن دست‌هایش به کنار رودخانه گاماسیاب می‌رود و با دیدن خروش آب، وحشت کرده و به داخل رودخانه سقوط می‌کند.


خانم معلم فداکار که دل‌بستگی بسیاری به شاگردانش دارد، ناگهان متوجه فریاد زدن او در رودخانه می‌شود و در یک لحظه تصمیم می‌گیرد برای نجات آتنا تن به آب بسپارد و خود را به کانال پر‌آب گاماسیباب می‌اندازد.


فاطمه مولوی متولد سال 1348 زاده نهاوند است. او در حادثه آن روز اینطور به خاطر می‌آورد:‌ «آن روز با بچه‌ها برای اردو به سراب گاماسیاب رفته بودیم بعد از گذشت چند ساعت تعدادی از دانش‌آموزان اعلام کردند که به دستشویی نیاز دارند، به همین دلیل آنها را همراهی کردم.»


بچه‌ها سرگرم تفریح و کار بودند که ناگهان صدای فریاد یکی از دانش‌آموزان توجه‌، خانم معلم را جلب می‌کند: «آتنا یکی از دانش‌آموزان پایه چهارم به داخل آب افتاده بود و مرا صدا می‌زد. او از من درخواست کمک می‌کرد.»



خانم معلم فداکار، پس از کش‌وقوس‌های فراوان به همراه یکی از حاضران در صحنه که در حال عبور از آن منطقه بوده است، دختر بی‌جان را از آب نجات می‌دهد ولی غافل از اینکه جریان تند رودخانه گاماسیاب او را به همراه خود خواهد برد.


خانم مولوی درباره زمانی که خود را به آب انداخته است، می‌گوید: «جریان شدید آب رودخانه من را با خود برد و سرم با سنگ‌های رودخانه برخورد کرد. در آن زمان بیهوش شدم و دیگر هیچ چیز به یادم نمی‌آید اما آنطور که پس از به هوش آمدن برایم تعریف کردند، پس از طی مسافتی حدود 1500 متر توسط یکی از حاضران در سراب که شناگر خوبی بوده به بیرون از آب منتقل می‌شوم.»


او ادامه می‌دهد: «از زمانی که خود را به آب انداختم تا زمانی که در آمبولانس به هوش آمدم گویی نام خدا در ذهنم نقش بسته بود و من قادر بودم آن را بخوانم.»


او می‌گوید حاضر است هزاران بار دیگر این کار را انجام دهد تا خدایی نکرده خانواده‌ای داغدار فرزندی نشود، چون خودش سه فرزند خردسال دارد و مادر بودن را خوب می‌فهمد.


خانم مولوی به تقدیر مسئولان آموزش و پرورش منطقه نهاوند استان همدان از این حرکتش اشاره می‌کند و می‌گوید: «بعد از این حادثه مسئولان مدرسه و همچنین آموزش‌و‌پرورش استان طی مراسمی از من تقدیر به عمل آوردند.»


این خانم معلم فداکار با اشتیاق از رفتار مردم بعد از انجام این عمل خداپسندانه نسبت به خودش می‌گوید: «بعد از این اتفاق همسایه‌ها به دیدنم آمدند و اهل محل بابت انجام این کار از من قدردانی کردند.»


خانم مولوی به گفته اطرافیانش در لحظه به هوش آمدن، اولین سوالی که می‌پرسد این است که «آتنا کجاست؟ او سالم است؟»



انتهای پیام/

ارسال نظر