عربستان نمیتواند در گفتوگوهای هستهای تاثیر بگذارد/سعودیها برای نجات پادشاهیشان به یمن حمله کردند
گروه بینالملل- مریم یوسفی: یک ماه از حملات ائتلافی با عنوان توفان قاطعیت از سوی برخی از کشورها به رهبری عربستان سعودی به یمن میگذرد. یمن به رغم بیثباتیگاه و بیگاه در آن و در تلاقیگاه شرق و غرب، این روزها یکی از بدترین بحرانهای سیاسی و ناآرامیهای چند دهه اخیر را از سر میگذراند.
سعودیها و متحدان پادشاه نشین آن در حاشیه خلیج فارس کنترل حوثیها بر صنعا، پایتخت یمن، را کودتا دانستهاند وبه این بهانه جنگ نظامی جدیدی را در منطقه شروع کردند.
یمن پیش از این نیز به دلیل عدم ثبات سیاسی در کشور به تجزیه و تبدیل شدن به پایگاهی برای تروریستها تهدید میشد. برخی از تحلیلگران آنچه را در یمن اتفاق میافتد، اختلاف و کینههای عربستان سعودی برای مقابله با ظرفیتها و نفوذ ایران در منطقه میدانند.
علیرضا آیتی کارشناس ارشد خاورمیانه با بیان اینکه هدف عربستان از حمله به یمن نجات پادشاهیاش بود، به خبرنگار آنا میگوید:متاسفانه خیلی از کشورهای اسلامی سکوت کردهاند و این در شأن سازمان همکاری اسلامی و کشورهایی مثل ترکیه نیست. آنها خود را دور نگه داشتهاند و نمیخواهند آلوده این جنگ شوند.
در ادامه مشروح این گفتوگوی تفصیلی را میخوانید:
روابط ایران و عربستان هیچگاه مطلوب نبوده است
ارزیابی شما از روابط ایران و عربستان در مقطع فعلی و با توجه به تحولات منطقه، چگونه است؟
روابط ایران و عربستان اکنون در وضع مناسبی نیست و در رکود است. البته باید وضع مطلوب در روابط طی سه دهه گذشته را تعریف کنیم. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، عربستان روابط خود را با ایران هیچگاه در سطح مطلوب ارتقا نداد. ظرفیتهای دو کشور بزرگ منطقه میطلبید که دو طرف همدیگر را تحمل کنند و در یک سقفی با یکدیگر تعامل کنند.
به هرحال منطقه ظرفیت جدال و جنگ این دو قدرت را ندارد. اصول و مبانی جمهوری اسلامی ایران که بر رای مردم و شعارهای انقلابی استوار بوده با اصول و مبانی رژیم پادشاهی سعودی هم خوانی نداشته است و تضاد بالایی ایجاد شد. ولی دو کشور بهصورت تاکتیکی روابط حداقلی با هم داشتهاند. مطلوب نبوده ولی قابل تحمل بوده است.
بهترین دوران در روابط دو کشور در چه مقطعی بود؟
در دهه۸۰ که مرحوم ملکعبدالله با دولت آن زمان به ریاست آیتالله هاشمی رفسنجانی روابط خوبی برقرار کرد شاید بتوان گفت دوران تاریخی در روابط بود. دلیل نزدیکی ملک عبدالله به دولت ایران نیز گفته میشود بهدلیل نارضایتی وی از برخورد آمریکاییها با ایشان و برخورد بد سدیریها با وی بهعنوان ولیعهد بود. اما قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و عبور ما از جنگ هشت ساله و ورود به دوران جدیدی از توسعه و سازندگی نیز مهم بود. کشورهای منطقه که با جنایتهای عراق در کویت نیز مواجه شده بودند و منطقه در التهاب تروریسم و حضور آمریکاییها و... بود چارهای نداشتند که رویکرد مثبتی به جمهوری اسلامی ایران نشان دهند. آنها ظرفیت تداوم تنش در منطقه را نداشتند. در آن مقطع یک توافقنامه امنیتی نیز بین ایران و عربستان به امضا رسید که کماکان نقطه امیدواری برای هم پیوندی دو کشور است.
عربستان در قبال تواناییهای ایران در منطقه درمانده شده است
چه اتفاقی افتاد که تنشها در روابط ایران و عربستان افزایش یافت؟
الان وضعیت نسبت به آن زمان مناسب نیست. سفرهای زیادی همواره مقامات ما به عربستان داشتهاند و این قبلا هم انجام میشد و بهندرت مقامات آنها به ایران میآیند. البته این نشانگر ضعف ایران نیست. ما بر اساس اخوت وبرادری با کشورهای همسایه رفتار میکنیم و میدانیم دوری ما با همسایگان یعنی بهرهبرداری اسرائیل. اگر ما آنها را در آغوش نگیریم آنها به سمت دیگر تمایل مییابند و این خطر است. سیاست ما در این چارچوب باید تحلیل شود وگرنه باعث سوءبرداشت میشود که نکند عزت ایران مخدوش شده است. منش بزرگوارانه دولت یازدهم هم در این چارچوب بوده است. از ابتدای روی کارآمدن دولت آقای روحانی، به عربستان علائم مثبت ارسال شد ولی پاسخ مثبت و مطلوب دریافت نشد. تنها دو ملاقات در سطح وزارت امور خارجه با طرف سعودی انجام شد ولی آنها به رویکردهای منفی خود را ادامه دادند.
دلیل این رویکرد عربستان نیز درماندگی آنهاست نه مشکل ما. ظرفیتهای ایران بسیار عظیم و تاثیرگذار است. فرهنگ ما مکنده است و در مقابل هرکسی قرار میگیرد تاثیرگذار است. شاید هراس آنان از این ظرفیت عظیم باشد و شما میبینید که فقط آمریکاییها جرات دارند با ما بنشینند چون آنها هم ظرفیت بالای تاثیرگذار دارند. الان ناراحتی همسایگان ما بخاطر همین ظرفیتها و تواناییهای کشور است.
چرا عربستان نسبت به سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس نگران افزایش نفوذ منطقهای ایران است؟
ما روی بسیاری از جهان عرب تاثیرگذاشتهایم و این خوشایند کشورهایی مثل عربستان نیست. تقصیر ما چیست که اسرائیل در مرحلهای از خفگی قرار گرفته است؟ تقصیر ما چیست که صدام نتوانست از پس ما بربیاید؟ تقصیر ما چیست که نتیجه شکست صدام از ما حمله وی به کویت بود؟ تقصیر ما چیست که طالبان و القاعده نتوانستند تهدیدی برای ما باشند؟ انقلاب ما روی عراق و ده سال بعد روی مصر و تونس و جهان عرب تاثیرگذاشت. این تقصیر ما نیست. قدرت انقلاب ماست. عربستان از این قضیه نگران است. ما قصد تجاوز و مداخله در هیچ کشوری نداریم ولی تاثیرگذاریم و لذا دولت ایران نیز تلاش دارد این تاثیرگذاری را جهت ببخشد و به نفع جهان اسلام و عرب خرج کند که متاسفانه برخی طرفها در جهان عرب آن را با منافع پادشاهی و امیری خود منطبق نمیدانند.
اما در ابتدای رویکارآمدن دولت آقای روحانی، همه فکر میکردند روابط ایران و عربستان؛ رفتارهایی که در دوران احمدینژاد دچار تنشهای جدی شده بود، امکان بهبود و ترمیم خواهد داشت. اما واقعیتهای جدید منطقه گویا حکایت از شرایط پیچیدهتری در این روابط دارد، چرا؟
من عرض کردم بحث روابط ایران و عربستان، بحث ظرفیتهای عظیم ایران است. بحث آقای احمدینژاد یا آیتالله هاشمی یا روحانی نیست.
بنابراین شما معتقدید، دولتها و سیاستخارجی آنها تاثیری در روابط میان کشورها ندارند؟
تحلیل ساده انگارانه است که دولتها را تاثیرگذار بدانیم. بله دولتها تاثیر دارند اما در سطحی و سقفی مشخص و معین، نه عمیق. بهویژه در خصوص عربستان. من تاکیدم روی بحث عربستان است که ما تضاد مبانی داریم و بنابراین دولتها نمیتوانند این تضاد را رفع کنند ولی میتوانند فضا را طوری طراحی کنند که دو طرف هم را تحمل کنند و با هم تعامل کنند و منطقه را به هم نریزند.
احمدینژاد سیاست خارجی پر صروصدایی داشت
در دوران احمدینژاد، دولت ایران روی بحث سیاستخارجی سرو صدا راه انداخت و جهان را ترساند. من نگاه که میکنم میبینم ما طرح مبارزه با اسرائیل و تقویت محور مقاومت را از ابتدای کار انقلاب بهصورت منظم و تحت نظر ولی امر مسلمین دنبال کردهایم. دولتها هم همراهی کردهاند. اسرائیل را رساندیم به مرز خفگی. در زمان احمدینژاد هم همین مسیر طی میشد، مثل قبل، ولی فرقش این بود که کمی سرو صدا کردیم و اسرائیلیها بهانه درست کردند که دنیا به داد ما برسید ایران ما را نابود کرد. در حالی که روند نابود کردن اسرائیل را ما از ابتدای انقلاب طراحی و درحال اجرایی بودنش بودهایم. این نابودی نیز منظور حمله نظامی نیست. چون شما اگر محور مقاومت و همسایگان فلسطین اشغالی را تقویت کنید، مظلومان و مستضعفین که شعار انقلاب اسلامی است را حمایت کنید، بهخودی خود اسرائیل نیست میشود. در یک روند دموکراتیک، اسرائیل نیست میشود. بازگشت فلسطینیها تحقق یابد، اسرائیل نیست میشود. ما آمدیم و سروصدا کردیم و تحریمهای فلج کننده علیه ایران آغاز شد.
| متاسفانه خیلی از کشورهای اسلامی سکوت کردهاند و این در شأن سازمان همکاری اسلامی و کشورهایی مثل ترکیه نیست. آنها خود را دور نگه داشتهاند و نمیخواهند آلوده این جنگ شوند. نه پاکستان و نه ترکیه. |
سیاستخارجی پر سروصدا به قول شما چه تاثیری در روابط ما با همسایگان داشت؟
در بحث روابط با عربستان در آن مقطع، گامهایی برداشته شد. وزارت امور خارجه یک نهاد اجرایی حرفهای است که کارش را در قبال همسایگان دنبال میکند. آن مقطع نیز ما نسبت به همسایگان تهاجمی نبودیم ولی چون سروصدا راه انداختیم، پرونده هستهای ما هم جدی مطرح شده بود، آمریکا به کشورهای منطقه فشار آورد که ایران را منزوی کنند. آنها هم کشورهای هم پیمان آمریکا هستند و مجبور بودند هرچه آمریکا بگوید اجرا کنند.
آمریکا نیز تحت فشار لابی صهیونیسم بود. بنابراین روابط ما با همسایگان در آن مقطع علیرغم همه تلاشهای وزارت امور خارجه و دولت، در وضعیت نامناسبی قرار گرفت. بحث هلال شیعی هم به این شرایط اضافه شد و طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا تبدیل شد به طرح خاورمیانه جدید. یعنی در طرح خاورمیانه بزرگ، آمریکا بهدنبال دموکراتیزه کردن منطقه بود (شیعه و سنی. دوست و دشمن). حتی عربها هم ناراحت شدند که این طرح باعث تقویت القاعده و بهره برداری آنان میشود. به آمریکاییها میگفتند که اگر فضا باز شود انقلاب میشود و بنیادگرایان روی کار میآیند. آمریکا به اعراب توصیه میکرد که بهتدریج دموکراسی را تقویت کنید چون چهره آمریکا در جهان عرب و اسلام تخریب شده بود بهدلیل حمایتهای این کشور از امرای مستبد منطقه.
دولتهای عربی نیز بلافاصله ایران هراسی و شیعه هراسی را علم کردند. ما هم سیاست خارجی پر سرو صدایی براه انداخته بودیم فضا را علیه ما بسیج کرد. گفتند ایران دارد گام به گام پایتختهای عربی را میخورد. حزب الله هم در جنگ ۳۳ روزه اسرائیل را فلج کرد. قبل از آن نیز در غزه در سال ۲۰۰۶ حماسیها که متحد ایران بودند به قدرت رسیده بودند. آمریکاییها ترسیدند. گفتند طرح را عوض کنید تبدیل کردند به طرح خاورمیانه جدید یعنی مهار محور مقاومت به رهبری ایران بهویژه ضربه به حزبالله و دولت احمدینژاد که در آن مقطع بحث هولوکاست هم را مطرح کرده بود. فضای بسیار امنیتی علیه ایران در منطقه ایجاد شد و کشورهای عرب همسایه جرات نداشتند به ایران نزدیک شوند البته تمایلی هم نداشتند چون دوست داشتند ایران منزوی شود.
مسائل حاشیهای چون لغو حج عمره و حادثه فرودگاه جده چه تاثیری بر روابط تهران و ریاض دارد؟
روابط تهران و ریاض، یک پارامتر عظیمی است که مسائل حاشیهای نمیتواند روی آن خیلی تاثیرگذار باشد. سعودیها در بحث حج و عمره اگر ضعیف عمل کنند، مدیریت خودشان زیر سوال میرود و جهان اسلام آنان را لایق این مسئولیت نمیبیند. خودشان ضربه میخورند.
بنابراین آنها میخواهند که پرونده حج بین ایران و عربستان با موفقیت روبرو شود. ایرانیها هم حجاج خوبی هستند و منظم و مرتب همه ساله حج خود را برگزار میکنند. برخی جریانات وهابی داخل سازمانهای سعودی هستند که به حجاج ایرانی بیاحترامی میکنند که خیلی از این سازمانها هم خودسر عمل میکنند.
حادثه فرودگاه جده به دلیل ایران هراسی در عربستان اتفاق افتاد
ولی یک نکته مهم این است که عربستان در سطح عالی مذهبی و ائمه جمعه و جماعات این کشور دائم علیه شیعه صحبت میکنند.این نوع گفتمان در لایههای پایین جامعه عربستان تاثیرات منفی میگذارد و وقتی یک حاجی ایرانی یا یک روحانی را میبینند بهخودی خود هیجانی و تحریک شده و توهین میکنند. اینجا دیگر مقصر اصلی دستگاه حاکمیت سعودی است که سه دهه است علیه شیعه رویکرد منفی القا میکند. این را سعودیها باید برایش یک فکری بکنند. اگر میخواهند حج موفقی برگزار شود باید این مسائل را نیز درنظر بگیرند. حادثه فرودگاه جده بهخاطر همین سخنرانیهای منفی بر ضد شیعیان است که دو سرباز جوان سعودی به خود جرات میدهند با ایرانیها اینگونه برخورد منفی کنند. پدرانشان و علمایشان اگر درست صحبت میکردند، جامعه نیز درست هدایت میشد. برای همین است که باید واکنش ما هم جدی باشد تا علمای عربستانی و حاکمیت برود و خودش را اصلاح کند. شما اگر حج موفق میخواهید که مدیریت درستی در پرونده حج داشته باشی، باید نسبت به شیعه هم رویکردت را درست کنی.

مسبب اصلی این تنش در روابط کدام کشور است؟
در بحث روابط ایران با همسایگان به ویژه عربستان کسی در منطقه مقصر نیست. همه میخواهیم زندگی کنیم. انقلاب ایران با ظرفیتهایش میخواهد زندگی کند. کشورهای عربی نیز با ظرفیتهایی که دارند میخواهند زندگی کنند ولی متاسفانه تضادهایی وجود دارد که باعث چالشهایی شده است.
من در منطقه کسی را مقصر نمیدانم ولی در خارج از منطقه اسرائیل و آمریکا را مایه فساد در منطقه میدانم. آنها موجسواری کردند. آنها وقتی دیدند کشورهای عربی منطقه کشورهای محتاج و تبعی هستند از آنها سوء استفاده کردند و به آنها تجویز کردند که دشمنان ما دشمنان شما هستند. خوب عربستان، امارات، کویت و... چه میتوانند در مقابل فشارهای آمریکا بگویند. وقتی همه حیات شما را آمریکا تعریف میکند و در دست دارد چه میتوانید انجام بدهید. ایران یک کشور مستقل تاثیرگذار در مقابل یک سری کشورهای کوچک تحت فشار آمریکا.
مردم مطالباتشان را از حکومتهای پادشاهی میخواهند و طرح شورای همکاری خلیج فارس که مجموعهای از امرا و پادشاهان هستند بعید است در بحرین یا یمن جواب بدهد. |
آمریکا در رسیدن به اهداف خود تا کنون موفق شده است؟
ما آمدیم و گفتیم که منطقه بدون مداخله خارجی. نظم نوین منطقه بهصورت امنیت دسته جمعی و مشترک و بومی. البته احترام منافع خارجیها را هم خواهیم داشت ولی اجازه نمیدهیم که آنها مستقیما مداخله کنند. آمریکاییها هم قطعا به کشورهای منطقه فشار آوردهاند که این را نپذیرید. آمریکاییها آمدهاند با یک یک کشورهای همسایه ما پیمانهای بزرگ اقتصادی و نظامی و راهبردی امضا کردهاند تا آنها را از ما دور کنند. سه دهه این کار را کردهاند ولی ظرفیت و توسعه و تاثیرگذاری ایران اینقدر بالا بوده است که نتوانستند بهصورت کامل ایران را از همسایگان و منطقه دور کنند. نتوانستند بهصورت کامل ما را منزوی کنند. در افغانستان و عراق با ما تماس گرفتند و گفتند به کمک شما نیاز داریم. الان هم که شانه به شانه رو در روی آمریکا قرار گرفته و مذاکره میکنیم و چالش داریم.
پذیرفتهاند که ایران باید در منطقه ایفای نقش کند. دوستان آمریکا در منطقه میگویند که سه دهه ایران با شما جنگید الان با این کشور مذاکره میکنید؟!! متعجب شدهاند که چرا آمریکا در مقابل قدرت ایران زانو زده است. با خود میگویند که این ظرفیت ایران قبلا از سوی آمریکاییها مهار شده بود از الان به بعد که اینها دارند با یکدیگر مذاکره میکنند، این ظرفیت دیگر قابل مهار نخواهد بود و لذا نگران شدهاند.
من تاکید میکنم که این تقصیر ما نیست. ظرفیتهای ما بهدنبال تخریب منطقه و کشورهای همسایه نیست. ما بارها این را گفتهایم که همه ظرفیتها و پیشرفتهای ایران در خدمت ملل و دولتهای منطقه قرار خواهد گرفت. ولی متاسفانه برخی کشورها از جمله عربستان باز هم این ظرفیت را علیه خود میدانند. شاید چون رژیم پادشاهی هستند نگراناند. در بحرین و یمن و منطقه شرقیه عربستان مردم به حرکت افتادهاند.
بنابراین عربستان برای مقابله با ظرفبتهای ایران به یمن حمله کرد؟
هدف عربستان از حمله به یمن نجات پادشاهیاش بود. وقتی خیزشها در جهان عرب رخ داد و مصر متحول شد، دومینوی آن همه منطقه را فرامی گرفت ولی آمدند با پول و طراحی معکوس جهت انقلابها را به سمت ضربه به محور مقاومت سوق دادند. این هم از بیبصیرتی برخی جریانات بود. علیای حال عراق و سوریه و لبنان را به هم ریختند ولی انقلابها را نتوانستند متوقف کنند و به شرق عربستان و بحرین و یمن رسید. عربستان میخواهد مثل تاثیری که روی مصر و انقلاب این کشور گذاشت در یمن و بحرین همان کند ولی بهنظرم موفق نخواهد شد همچنان که در مصر هم هنوز عربستان پایش روی پوست موز است.
مردم مطالباتشان را از حکومتهای پادشاهی میخواهند و طرح شورای همکاری خلیج فارس که مجموعهای از امرا و پادشاهان هستند بعید است در بحرین یا یمن جواب بدهد.
آیا هدف عربستان از حمله به یمن افزایش فشارها علیه ایران است؟
عربستان وقتی در یمن وارد جنگ میشود و کشتار راه میاندازد یعنی قرار دادن ملت جنگجوی یمن در مقابل خود. میدانید که سعودیها یمن را پهلوی خود میدانند. به این پهلو یک تلنگر وارد کنید عربستان به لرزه در میآید.
عربستان پیروز نهایی جنگ در یمن نخواهد بود
عربستان وارد شده تا خود را از انقلابهای عربی ایمن کند. ولی بعید میدانم بتواند موج مطالبات آزادی خواهانه و عدالت طلبانه مردم یمن را مهار کند. شعارهای مردم یمن نیز عربستان را دچار مشکل میکند. الموت للامریکا وللاسرائیل که انصارلله میدهد چهره عربستان را در این جنگ تخریب میکند. از همه وسائل تبلیغاتی مذهبی و سیاسی در این حمله نظامی استفاده کردهاند. بسیاری از علمای وهابی و سلفی را تشویق کردهاند که فتوا بدهند و از عربستان در این جنگ حمایت کنند ولی جهان عرب و اسلام میبینند که چگونه کودکان بیگناه یمنی کشته میشوند. در حال حاضر این جنایتها با جنایتهای اسرائیل در غزه مقایسه میشود. عربستان چگونه میخواهد این مشکل را حل کند؟
| برخی جریانات وهابی داخل سازمانهای سعودی هستند که به حجاج ایرانی بیاحترامی میکنند که خیلی از این سازمانها هم خودسر عمل میکنند. |
فکر میکنید متحدان عربستان مانند کشورهایی چون ترکیه، بحرین و قطر تا چه زمانی پای این حمله نظامی خواهند ایستاد؟
متاسفانه خیلی از کشورهای اسلامی سکوت کردهاند و این درشان سازمان همکاری اسلامی و کشورهایی مثل ترکیه نیست. آنها خود را دور نگه داشتهاند و نمیخواهند آلوده این جنگ شوند. نه پاکستان و نه ترکیه. بقیه هم که در ائتلاف هستند چهره خود را تخریب کردند. کشتار مردم یک کشور عربی خیانت به آرمانهای اعراب است. عرب دارد عرب میکشد و این مطلوب کشورهای عربی نیست. یمنیها اگر خوب مقاومت کنند بهتدریج معادله بر ضد عربستان تغییر خواهد کرد و فشارها روی این کشور بیشتر خواهد شد. آنها که دور ایستادهاند مجبور میشوند بیایند و تحرکی برای حل بحران و پایان آن داشته باشند.
حمله به یمن و سایر مسائل حاشیهای که منجر به تنش در روابط میان تهران و ریاض شده است، آیا میتواند ابزاری باشد برای جلوگیری توافق احتمالی هستهای؟
توافق هستهای بین بزرگان در حال پیگیری است و جایی برای تاثیرگذاری رژیمهایی مثل اسرائیل یا برخی طرفها مثل عربستان نیست. برای تاثیرگذاری بر این روند جهانی که ایران یک طرف آن است باید طرف تاثیرگذار خودش بزرگ باشد. با سرو صدا و جنجال که نمیتوان روی این توافق تاثیرگذاشت.
دو طرف ایران و آمریکا برای خود اصول و مبانی دارند و در حال چالش و مذاکره هستند. بهنظرم کسی نمیتواند روی طرفین تاثیربگذارد. البته بعد از این توافق را نمیتوان واقعا تحلیل کرد که چه میشود و جمهوری خواهان چه خواهند کرد و ما چه پاسخی خواهیم داد و... تحولات منطقه مثل جنگ در یمن و... صرفا در سقف و سطح منطقه تاثیرگذارند روی روندهای جهانی مثل توافق هستهای اثری نخواهند داشت.
انتهای پیام/