یک عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفت‌وگو با آناتک:

پزشکان ایرانی در شکل‌گیری آموزش پزشکی اروپا اثرگذار بودند

رازی و ابن سینا
پزشکی امروز بر شانه‌های دانشی ایستاده است که نسل‌های پیشین با تجربه، پژوهش و ثبت یافته‌های خود شکل داده‌اند. رازی با تکیه بر تجربه‌های درمانی و نقد دیدگاه پزشکان پیشین، و ابن‌سینا با گردآوری و دسته‌بندی منظم دانش پزشکی، دو رویکرد متفاوت را دنبال کردند. آثار این دو دانشمند از مرزهای جهان اسلام فراتر رفت و برای قرن‌ها بر دانش و آموزش پزشکی در اروپا نیز تأثیر گذاشت.

خبرنگار آناتک، در گفت‌وگو با دکتر محمد صدر، پزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و دارای دکتری تخصصی تاریخ پزشکی از دانشگاه پاریس، به بررسی تفاوت‌های روش علمی و پزشکی رازی و ابن‌سینا، ویژگی آثار آن‌ها و نقش این دو دانشمند در تاریخ پزشکی پرداخته است. او همچنین دبیر گروه حکمت و طب سنتی فرهنگستان علوم پزشکی است.

دکتر محمد صدر
دکتر محمد صدر

برای شناخت ابن‌سینا و محمد زکریای رازی، باید به چه منابعی رجوع کنیم و آثار و زندگی آن‌ها را در چه بستر تاریخی، جغرافیایی و علمی بررسی کنیم؟

برای شناخت زندگی یک شخصیت تاریخی، در وهله نخست باید به نوشته‌هایی رجوع کنیم که خود او درباره زندگی‌اش به نگارش درآورده یا نزدیکان و شاگردانش بر اساس شناخت مستقیم از او ثبت کرده‌اند. چنین آثاری، در صورت احراز اعتبار، از مهم‌ترین منابع برای شناخت زندگی و احوال آن شخصیت به شمار می‌روند.

در نبود چنین منابعی، می‌توان از مقدمه آثار خود آن شخص نیز اطلاعاتی به دست آورد. نویسندگان قدیم معمولا در آغاز کتاب‌هایشان درباره انگیزه تألیف و گاهی درباره کسی که به درخواست یا حمایت او کتاب را نوشته‌اند، توضیح می‌دادند. برای مثال، رازی کتاب المنصوری را به منصور سامانی تقدیم کرده است. این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از ارتباط میان تألیف آثار علمی و حمایت حاکمان در آن دوره باشد.

درباره ابن‌سینا، یکی از مهم‌ترین منابع، شرح حالی است که او به‌صورت شفاهی برای شاگردش ابوعبید جوزجانی روایت کرده و جوزجانی آن را مکتوب ساخته است. این متن به «رساله سرگذشت» شهرت دارد. جوزجانی در ۲۵ سال پایانی زندگی ابن‌سینا با او همراه بود و از نزدیک با زندگی و فعالیت‌هایش آشنایی داشت. در این شرح حال، اطلاعاتی درباره محل تولد، خانواده، تحصیلات، موضوعاتی که ابن‌سینا آموخته بود و آثاری که نوشته بود، آمده است. ازاین‌رو، این رساله یکی از منابع مهم برای شناخت زندگی ابن‌سیناست.

برای شناخت رازی نیز، علاوه بر اطلاعاتی که در برخی آثار خودش آمده، می‌توان به نوشته‌های ابوریحان بیرونی رجوع کرد. بیرونی در کتاب فهرست مصنفات محمد بن زکریای رازی، آثار این دانشمند را گردآوری و معرفی کرده است. این اثر از منابع مهم برای بررسی آثار رازی و شناخت فعالیت علمی او به شمار می‌رود.

بااین‌حال، باید در نظر داشت که بیش از هزار سال از دوران زندگی ابن‌سینا و رازی گذشته است و همین فاصله زمانی، شناخت جزئیات زندگی و فعالیت‌های علمی آن‌ها را دشوار می‌کند. به همین دلیل، برای درک بهتر اندیشه‌های این دو دانشمند، نباید آثارشان را جدا از شرایط زمانه مطالعه کرد.

برای رسیدن به درکی دقیق‌تر از فضای فکری ابن‌سینا و رازی، لازم است علاوه بر خواندن آثارشان، درباره جغرافیای تاریخی و وضعیت سیاسی سرزمین‌هایی که در آن‌ها زندگی می‌کردند نیز اطلاعات کافی داشته باشیم. باید بدانیم چه حکومت‌هایی بر این مناطق فرمان می‌راندند و روابط میان حکومت‌های محلی چگونه بود.

برای مثال، ابن‌سینا در افشنه، در نزدیکی بخارا، به دنیا آمد و مدتی در بخارا زندگی کرد. در آن دوره، سرزمین‌های مختلف تحت فرمان حکومت‌های محلی متفاوتی بودند. در بخارا سامانیان حکومت می‌کردند و در خوارزم، حکومت آل مأمون بر سر کار بود. بنابراین، حتی در مناطق همسایه نیز ممکن بود شرایط سیاسی و مناسبات حاکمان با یکدیگر تفاوت داشته باشد. جابه‌جایی میان این سرزمین‌ها نیز به معنای ورود به حوزه سیاسی دیگری بود.

در نتیجه، اگر بخواهیم زندگی و اندیشه ابن‌سینا و رازی را به‌درستی بشناسیم، باید آثار آن‌ها را در پیوند با جغرافیای تاریخی، وضعیت سیاسی و شرایط علمی زمانه‌شان بررسی کنیم. تنها با چنین رویکردی می‌توان به درکی روشمندتر از زندگی و فعالیت‌های این دو دانشمند دست یافت.

 مهم‌ترین تفاوت در روش علمی و پزشکی رازی و ابن‌سینا چه بود؟

یکی از تفاوت‌های قابل توجه این دو دانشمند را می‌توان در تجربه پزشکی و شیوه تنظیم دانش آن‌ها دید. رازی در ری به دنیا آمد و برای تحصیل به بغداد رفت؛ شهری که در آن دوره یکی از کانون‌های مهم علمی بود. گزارش‌هایی نیز از ارتباط او با بیمارستان بغداد وجود دارد. با توجه به آنچه درباره فعالیت‌های درمانی رازی می‌دانیم، می‌توان گفت او تجربه بالینی قابل توجهی داشت و با بیماران سروکار داشته است.

البته ابن‌سینا نیز تجربه درمان بیماران را داشت و نمی‌توان او را صرفا یک پزشک نظری دانست. او در شرح حال خود به تجربه‌های پزشکی‌اش اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که پس از مطالعه نظری پزشکی و آغاز درمان بیماران، افق‌های تازه‌ای در این علم برایش گشوده شد. ماجرای درمان نوح بن منصور سامانی و دسترسی ابن‌سینا به کتابخانه دربار نیز از روایت‌های شناخته‌شده زندگی اوست؛ روایتی که اهمیت مطالعه آثار پیشینیان را در مسیر علمی او نشان می‌دهد.

هر دو دانشمند آثار پزشکی پیش از خود را مطالعه کرده بودند. در آن دوره، زبان علمی رایج عربی بود و آثار پزشکی تمدن‌های پیشین، از جمله یونانیان، اسکندرانیان، هندیان و ایرانیان، به عربی ترجمه شده بود. این میراث علمی در دسترس هر دو قرار داشت؛ اما آن‌ها در شیوه بهره‌گیری و تدوین این دانش تفاوت‌هایی داشتند.

ابن‌سینا با برخورداری از ذهنی منطقی و فلسفی، دانش پزشکی را به‌صورت منظم طبقه‌بندی کرد و آن را در قالب اثری آموزشی و جامع، یعنی القانون فی الطب، سامان داد. در مقابل، رازی آثار پزشکی متعددی نوشت و گاه موضوعات مشخص را در رساله‌هایی جداگانه بررسی کرد؛ از جمله درباره بیماری‌هایی مانند قولنج و حساسیت‌های فصلی. بنابراین، یکی از تفاوت‌های مهم آن‌ها را می‌توان در شیوه سازمان‌دهی و ارائه دانش پزشکی دید: ابن‌سینا به تدوین نظام‌مند و طبقه‌بندی گسترده دانش گرایش داشت، در حالی که رازی در آثار متعدد خود به بررسی موضوعات و مسائل پزشکی مشخص نیز می‌پرداخت.

برخورد رازی و ابن‌سینا با آرای پزشکان پیشین، به‌ویژه جالینوس، چه تفاوتی داشت؟

رازی آثار پزشکان پیش از خود را مطالعه می‌کرد و با وجود آشنایی با آرای آنان، خود را مجاز می‌دانست که در صورت نپذیرفتن یک دیدگاه، مخالفتش را به‌صراحت بیان کند. او در برخی نوشته‌هایش نظر متفاوت خود را درباره آرای پزشکان پیشین، از جمله جالینوس، مطرح می‌کرد و توضیح می‌داد که چرا با نظر آن‌ها موافق نیست.

منظور از این انتقاد، تخریب شخصیت یا نادیده گرفتن زحمات دانشمندان گذشته نبود؛ بلکه رازی برای خود این حق را قائل بود که دیدگاه‌های علمی پیشینیان را بررسی کند و اگر با بخشی از آن‌ها موافق نبود، دلایل مخالفتش را بیان کند. از این نظر، او صرفا ناقل آرای پزشکان گذشته نبود، بلکه در برابر آن‌ها موضع علمی می‌گرفت و دیدگاه‌های متفاوت خود را نیز ثبت می‌کرد.

در مقابل، ویژگی برجسته ابن‌سینا در این زمینه، توانایی او در دسته‌بندی و سامان‌دهی منطقی دانش پیشین بود؛ رویکردی که در ساختار القانون فی الطب به‌خوبی دیده می‌شود.

کتاب «الحاوی» رازی و «قانون در طب» ابن‌سینا از نظر ساختار، محتوا و کاربرد در آموزش پزشکی چه تفاوتی دارند؟

نکته مهم این است که «الحاوی» را نباید از ابتدا کتابی کاملا مدون و منظم به معنای امروزی آن در نظر گرفت. این اثر مجموعه‌ای از یادداشت‌های رازی از حدود ۱۲۰ منبع پزشکی است. او درباره بیماری‌های مختلف، مطالب منابع گوناگون را گردآوری می‌کرد و نام منبع هر مطلب را نیز می‌آورد. تکرار برخی مطالب در «الحاوی» نشان می‌دهد که این یادداشت‌ها هنوز به‌طور کامل در قالب یک کتاب منسجم بازنویسی نشده بودند.

درباره شکل‌گیری نهایی این اثر دو احتمال مطرح شده است: رازی قصد داشته یادداشت‌هایش را به کتابی جامع تبدیل کند، اما فرصت تکمیل آن را نیافته؛ یا اینکه اثر پس از درگذشت او، به دست شاگردانش از روی یادداشت‌ها گردآوری و تنظیم شده است. در مقدمه کتاب «کامل الصناعه الطبیه» نیز روایتی درباره گردآوری یادداشت‌های رازی و تبدیل آن‌ها به «الحاوی» آمده است.

وضعیت «قانون در طب» متفاوت است. ابن‌سینا در آغاز کتاب توضیح می‌دهد که به درخواست یکی از دوستانش آن را نوشته است. این اثر از ابتدا با هدف ارائه منظم دانش پزشکی تدوین شده و مطالب آن به‌صورت طبقه‌بندی‌شده کنار هم قرار گرفته‌اند.

رازی و ابن‌سینا چه سهمی در تحول پزشکی داشتند و با چه شواهد تاریخی می‌توان تأثیر آن‌ها را نشان داد؟

هر دو پزشک در سرزمین‌های اسلامی و همچنین در مناطق دیگر، به‌ویژه اروپا، تأثیر چشمگیری بر پزشکی گذاشتند. آثار آن‌ها در فاصله‌ای کمتر از یک قرن پس از دوران زندگی‌شان به زبان لاتین ترجمه شد و در محیط‌های علمی اروپا مورد استفاده قرار گرفت.

تأثیر رازی به اروپا محدود نبود. آثار او در غرب جهان اسلام، از جمله اندلس، نیز مورد توجه پزشکان قرار گرفت. برای نمونه، زهراوی، پزشک برجسته اندلسی، در آثار خود از نوشته‌ها و دیدگاه‌های رازی نقل کرده است. این ارجاعات از شواهد تأثیرگذاری رازی بر پزشکان پس از او به شمار می‌روند.

در مورد ابن‌سینا، یکی از روشن‌ترین شواهد، جایگاه «قانون در طب» در آموزش پزشکی اروپا در قرون وسطی است. این کتاب در قرن چهاردهم میلادی در برنامه درسی دانشکده‌های پزشکی اروپا جای داشت و دانشجویان در سال‌های مختلف تحصیل، بخش‌هایی از آن را مطالعه می‌کردند. آثار دیگری از رازی، از جمله «المنصوری»، نیز در اروپا مورد استقبال قرار گرفتند.

اگر بخواهیم امروز رازی و ابن‌سینا را به نسل جوان معرفی کنیم، کدام جنبه از میراث علمی آن‌ها اهمیت بیشتری دارد و چگونه می‌توانیم از بزرگ‌نمایی یا قضاوت با معیارهای امروزی پرهیز کنیم؟

یکی از ویژگی‌های برجسته ابن‌سینا، شیوه منظم او در آموزش پزشکی است. او مفاهیم را تعریف و دسته‌بندی می‌کرد و مطالب را به شکلی توضیح می‌داد که یادگیری آن‌ها برای دانشجو آسان‌تر باشد. در مقابل، یکی از جنبه‌های مهم کار رازی، ثبت تجربه‌های پزشکی و شرح حال بیماران بود. او تجربه‌های درمانی خود و داروهایی را که در درمان بیماران به کار برده بود، ثبت می‌کرد؛ یادداشت‌هایی که بخشی از آن‌ها پس از درگذشتش گردآوری شدند. بنابراین، میراث ابن‌سینا را می‌توان در سامان‌دهی و آموزش منظم دانش پزشکی و میراث رازی را در توجه به تجربه‌های بالینی و ثبت آن‌ها نیز جست‌وجو کرد.

آیا نکته دیگری برای جمع‌بندی این بحث دارید؟

نباید رازی را بالاتر از ابن‌سینا یا ابن‌سینا را پایین‌تر از رازی بدانیم. هرکدام با توجه به زمینه تحصیلی و علایق علمی خود، ویژگی‌های متفاوتی داشتند. دانش فلسفه و منطق ابن‌سینا در شیوه تدوین و ارائه دانش پزشکی او بازتاب یافته است؛ در مقابل، تجربه‌گرایی و توجه رازی به جنبه‌های عملی درمان و ثبت تجربه‌های پزشکی، از ویژگی‌های برجسته کار اوست. بهتر است به جای رتبه‌بندی این دو دانشمند، ویژگی‌های متمایز و سهم هرکدام را در پیشرفت پزشکی بشناسیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر