آخرین اخبار:
در گفت‌وگو با آناتک بررسی شد

چطور به قربانیان آزار و اذیت اینترنتی کمک کنیم

سایبربولی
آزار و اذیت اینترنتی محدود به گروه یا سن خاصی نیست و ممکن است برای هر کسی رخ دهد. در صورتی وقوع آزار اینترنتی برای نوجوان یا کودک، واکنش والدین می‌تواند در نحوه رویارویی فرزند با این تجربه اهمیت زیادی داشته باشد و به گفته یک روانشناس، کودک بیش از هر چیز نیاز دارد، بداند که در صورت بروز چنین مشکلی، خانواده قرار نیست او را سرزنش کند، بلکه برای حمایت و حل مسئله در کنار او خواهد بود.

سایبربولی(Cyberbully) یا آزار و اذیت اینترنتی به رفتارهایی مانند تهدید، تحقیر، تمسخر، انتشار بدون اجازه تصاویر و اطلاعات شخصی یا ارسال پیام‌های آزاردهنده در فضای مجازی گفته می‌شود که می‌تواند از سوی همسالان، آشنایان یا حتی افراد ناشناس رخ دهد. در عصر فضای مجازی، آگاهی از نشانه‌های این نوع آزار و نحوه واکنش به آن بسیار پراهمیت و حیاتی است. والدین باید بدانند در صورت وقوع چنین اتفاقی چگونه از فرزندشان حمایت، چه زمانی موضوع را جدی‌تر پیگیری و در چه شرایطی از کمک تخصصی استفاده کنند. معصومه حاتمی، فوق دکتری روانشناسی سلامت و استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با آناتک درباره نشانه‌های آزار اینترنتی، پیامدهای روانی آن و نحوه برخورد والدین با کودکان و نوجوانانی که چنین تجربه‌ای داشته‌اند، توضیح می‌دهد.

از کجا می‌توان تشخیص داد که کودک یا نوجوان دچار آزار و اذیت اینترنتی شده است؟

والدین باید به تغییرات رفتاری فرزندشان توجه کنند، به‌ویژه تغییراتی که پس از استفاده از تلفن همراه یا حضور در شبکه‌های اجتماعی رخ می‌دهد. برای مثال، ممکن است نوجوانی که پیش از این ارتباط خوبی با دوستانش داشته، ناگهان منزوی شود یا پس از دیدن پیام‌ها مضطرب و عصبانی شود. ممکن است هنگام استفاده از گوشی تلفن همراه رنگ چهره‌اش تغییر کند، خوابش به هم بریزد یا برای نرفتن به مدرسه بهانه بیاورد و از درد‌های جسمانی مانند دل‌درد شکایت کند.

برخی نوجوانان نیز ممکن است استفاده از گوشی را به‌طور کامل کنار بگذارند و برخی دیگر برعکس، مرتب گوشی خود را بررسی کنند، زیرا نگران هستند مطلبی درباره آنها منتشر شده باشد. پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد افت تحصیلی، تغییر ناگهانی در ارتباط با دوستان، پنهان کردن فعالیت‌های اینترنتی و تغییر محسوس حالت روحی هنگام استفاده از گوشی می‌تواند از نشانه‌های هشدار باشد. البته هیچ‌کدام از این موارد به تنهایی ثابت نمی‌کند که آزار اینترنتی رخ داده است و برای روشن شدن موضوع باید با نوجوان گفت‌و‌گو کرد.

پیشنهاد من به عنوان روانشناس این است که والدین گفت‌و‌گو را با مشاهده رفتار فرزندشان شروع کنند، نه با اتهام. برای مثال می‌توانند بگویند: «چند روز است می‌بینم بعد از نگاه کردن به گوشی ناراحت می‌شوی. اتفاقی افتاده است؟ اگر چیزی پیش آمده، می‌توانی با من در میان بگذاری.» جملاتی مانند «باز چه دسته‌گلی به آب دادی؟» یا سرزنش کردن نوجوان باعث می‌شود او از والدین فاصله بگیرد.

بهتر است به جای پرسیدن یک سؤال کلی مانند «چه کسی تو را اذیت کرده است؟» چند مثال روشن مطرح کنیم. می‌توان پرسید: «آیا کسی تو را تهدید کرده است؟ آیا کسی عکس یا پیامت را بدون اجازه منتشر کرده است؟ آیا در یک گروه تو را مسخره می‌کنند؟» گاهی کودک یا نوجوان نمی‌داند چگونه اتفاقی را که برایش رخ داده توضیح دهد، اما وقتی مثال‌های مشخصی می‌شنود، راحت‌تر می‌تواند درباره آن صحبت کند.

والد آگاه باید کاری کند که فرزندش مطمئن باشد پس از شنیدن حقیقت، محبت و حمایت او کاهش پیدا نمی‌کند. نوجوان باید بداند حتی اگر اشتباهی کرده باشد، همچنان می‌تواند روی حمایت والدینش حساب کند.

آسیب‌های روانی آزار و اذیت در فضای مجازی برای قربانیان چیست؟

آزار اینترنتی می‌تواند بر جنبه‌های مختلف زندگی فرد اثر منفی بگذارد. احساس امنیت، عزت نفس، اعتماد به دیگران و روابط اجتماعی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد و فرد با اضطراب، غمگینی، احساس شرم، اختلال خواب و کناره‌گیری از جمع مواجه شود. در برخی کودکان و نوجوانان این مشکلات در تحصیل نیز خود را نشان می‌دهد و ممکن است افت تحصیلی ایجاد شود. فرد ممکن است دیگر به فعالیت‌هایی که پیش از این به آنها علاقه داشته است، تمایلی نشان ندهد، بیشتر در اتاق خود بماند، گریه کند یا به موسیقی‌های غمگین گوش دهد.

والد آگاه باید کاری کند که فرزندش مطمئن باشد پس از شنیدن حقیقت، محبت و حمایت او کاهش پیدا نمی‌کند. نوجوان باید بداند حتی اگر اشتباهی کرده باشد، همچنان می‌تواند روی حمایت والدینش حساب کند

البته شدت این پیامد‌ها در همه کودکان و نوجوانان یکسان نیست. در چنین شرایطی حمایت والدین اهمیت زیادی دارد. تجربه آزار زمانی برای فرزند دشوارتر می‌شود که احساس کند ماجرا پایان ندارد. برای مثال، ممکن است نوجوان در اتاق خود نشسته باشد، اما دریافت دوباره یک پیام آزاردهنده یا بازنشر یک تصویر، او را دوباره به همان موقعیت برگرداند.

فضای وقوع آزار ممکن است دیجیتال باشد، اما رنجی که فرد تجربه می‌کند کاملاً واقعی است. نوجوانی را تصور کنید که تصویرش در یک گروه دست‌به‌دست شده است. ممکن است با خود بگوید: «همه من را دیده‌اند. همه درباره من بد فکر می‌کنند. دیگر نمی‌توانم به کسی اعتماد کنم.» در چنین شرایطی باید هم انتشار محتوا و آزار را پیگیری کنیم و هم به نوجوان کمک کنیم برداشت‌های فراگیر و منفی خود را بررسی کند. رفتار نادرست چند نفر نمی‌تواند ارزش و هویت یک انسان را تعیین کند.

والد آگاه می‌تواند بگوید: «می‌فهمم چرا این اتفاق برایت خیلی دردناک است. بیا ببینیم چطور می‌توانیم جلوی ادامه آن را بگیریم.» نباید آینده فرزندمان را تیره تصور کنیم. تجربه آزار به این معنا نیست که آسیب روانی حتماً دائمی خواهد بود. باید رنج او را جدی بگیریم و در عین حال فرصت بهبود را نیز در اختیارش قرار دهیم.

آیا ممکن است قربانیان سایبربولی تحت فشار‌های عصبی مکرر به فکر خودکشی بیفتند؟

بله. در برخی افراد ممکن است چنین افکاری ایجاد شود، اما باید موضوع را دقیق بررسی کرد. در روان‌شناسی معمولاً گفته می‌شود خودکشی حاصل مجموعه‌ای از عوامل است و نمی‌توان آن را فقط به یک اتفاق نسبت داد. برای مثال، فرد ممکن است تجربه آزار اینترنتی داشته باشد و همزمان با افسردگی، ناامیدی، تنهایی، ترس از والدین یا نبود حمایت والدین مواجه باشد. مجموعه این عوامل می‌تواند خطر را افزایش دهد.

بیشتر نوجوانانی که مورد آزار قرار می‌گیرند اقدام به خودکشی نمی‌کنند، اما نشانه‌های خطر در هر فرد باید جدی گرفته شود. اگر نوجوان می‌گوید «کاش نبودم»، «دیگر نمی‌کشم»، «نمی‌خواهم زنده باشم» یا به شکل مستقیم درباره پایان دادن به زندگی صحبت می‌کند، نباید واکنش‌هایی مانند «این‌قدر لوس نشو» یا «شورش را درآوردی» نشان دهیم.

حتی اگر هدف فرد فقط بیان شدت رنجش باشد، همین رنج نیاز به رسیدگی دارد. والد می‌تواند آرام و مستقیم بپرسد: «آن‌قدر تحت فشار هستی که به خودکشی فکر می‌کنی؟» برخلاف یک باور رایج، پرسیدن مستقیم و محترمانه درباره خودکشی این فکر را در ذهن فرد ایجاد نمی‌کند و می‌تواند راه را برای دریافت کمک باز کند.

اگر پاسخ مثبت باشد، باید بدون سرزنش به صحبت‌های او گوش دهیم و برای ارزیابی حرفه‌ای اقدام کنیم. اگر نوجوان در همان لحظه افکار خودکشی، قصد یا برنامه‌ای برای خودکشی دارد یا به وسایل آسیب‌زدن به خود دسترسی دارد، موضوع فوری است. نباید او را تنها بگذاریم و باید تا حد امکان دسترسی او به وسایل خطرناک را محدود کنیم. در چنین شرایطی می‌توان به او گفت: «ممنونم که به من گفتی. برای من مهم هستی و می‌خواهم کمکت کنم.» بهتر است به جای گرفتن قولی مانند «قول بده دیگر به این فکر‌ها نکنی»، هرچه سریع‌تر از یک متخصص سلامت روان کمک بگیریم.

آیا ممکن است برخی نوجوانان از ترس، این مسئله را مانند یک راز نزد خود نگه دارند و با والدین یا فرد قابل اعتماد در میان نگذارند؟ پیامد‌های این پنهان‌کاری چیست؟

پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد برخی نوجوانان از انتقام فرد آزارگر می‌ترسند و برخی دیگر نگران هستند که حرفشان باور نشود، مورد سرزنش قرار بگیرند یا تلفن همراهشان را از آنها بگیرند. شرم نیز می‌تواند مانعی برای صحبت کردن باشد؛ بنابراین سکوت نوجوان لزوماً به این معنا نیست که به والدین اعتماد ندارد یا قصد لجبازی دارد. ممکن است هنوز راه امنی برای بیان اتفاقی که برایش رخ داده پیدا نکرده باشد.

برای مثال، ممکن است نوجوان یک پیام خصوصی فرستاده باشد و فرد دیگری با انتشار آن او را تهدید کند. نوجوان ممکن است پیش از هر چیز از شنیدن جمله‌ای مانند «خودت مقصری، چرا چنین پیامی فرستادی؟» بترسد. حتی اگر او تصمیمی نسنجیده گرفته باشد، هیچ‌کس حق تهدید و تحقیر او را ندارد. پنهان ماندن ماجرا باعث می‌شود دریافت کمک به تأخیر بیفتد و فرصت ادامه فشار برای فرد آزارگر فراهم شود. نوجوان ممکن است مدام ماجرا را در ذهن خود مرور کند و احساس کند باید به تنهایی آن را حل کند.

به والدین پیشنهاد می‌کنم پیش از وقوع هر مشکلی به فرزندانشان بگویند: «اگر در اینترنت اتفاقی افتاد که ترسیدی یا خجالت کشیدی، می‌توانی به من بگویی. حتی اگر کاری کرده باشی که قبلاً درباره آن به تو هشدار داده بودم، نترس. من همیشه کنار تو هستم. می‌توانی روی من حساب کنی.»

اگر نوجوان هنوز برای صحبت کردن آماده نیست، نباید او را مجبور کنیم یا از او بخواهیم تمام جزئیات را توضیح دهد. می‌توانیم پیشنهاد کنیم که از مشاور مدرسه کمک بگیرد، برای او روانشناس پیدا کنیم یا با بزرگسالی که به او اعتماد دارد صحبت کند. همچنین بهتر است قول ندهیم که «به هیچ‌کس چیزی نمی‌گویم». می‌توانیم بگوییم: «حریم تو را حفظ می‌کنم و اگر برای امنیتت لازم باشد از فرد دیگری کمک بگیریم، قبل از آن برایت توضیح می‌دهم.»

پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد برخی نوجوانان از انتقام فرد آزارگر می‌ترسند و برخی دیگر نگران هستند که حرفشان باور نشود، مورد سرزنش قرار بگیرند یا تلفن همراهشان را از آنها بگیرند. شرم نیز می‌تواند مانعی برای صحبت کردن باشد؛ بنابراین سکوت نوجوان لزوماً به این معنا نیست که به والدین اعتماد ندارد یا قصد لجبازی دارد. ممکن است هنوز راه امنی برای بیان اتفاقی که برایش رخ داده پیدا نکرده باشد

واکنش والدین به اولین اعتراف فرزندشان اهمیت زیادی دارد و می‌تواند تعیین کند که آیا او در آینده نیز مشکلاتش را با آنها در میان خواهد گذاشت یا نه. من همیشه در اتاق درمان به والدین می‌گویم با فرزندانشان دوست و صمیمی باشند و اجازه دهند کودک یا نوجوان احساس کند امن‌ترین جای دنیا برای پناه آوردن، خانواده اوست. حتی اگر فرزندشان خطایی کرده باشد، باید بتواند به والدینش مراجعه کند.

دوران نوجوانی دوران اغماض و چشم‌پوشی است. بسیاری از رفتار‌های نوجوانان را نباید بیش از حد بزرگ کرد. باید دوست آنها باشیم و به آنها احساس آرامش بدهیم تا از ما نترسند. هرچه مادر یا پدر بتواند رابطه صمیمانه‌تری با دختر یا پسر خود داشته باشد، احتمال اینکه فرزند بدون ترس درباره مشکلاتش صحبت کند بیشتر خواهد شد و در نتیجه خطرات کمتری او را تهدید خواهد کرد.

آیا ممکن است فرد پس از این تجربه دردناک از حضور در فضای مجازی بترسد و از آن اجتناب کند؟

بله. فردی که در یک گروه تحقیر یا تهدید شده است ممکن است با دیدن نام آن گروه یا شنیدن صدای اعلان پیام دوباره مضطرب شود و گاهی ترجیح دهد برای مدتی از آن محیط فاصله بگیرد. این فاصله موقت می‌تواند فرصتی برای آرام شدن باشد، اما کنار گذاشتن کامل اینترنت همیشه راه‌حل مناسبی نیست، زیرا ممکن است ارتباط‌های حمایتی و فعالیت‌های مفید فرد نیز محدود شود. در این شرایط ابتدا باید بررسی کنیم که آیا تهدید همچنان وجود دارد یا نه. اگر آزار ادامه دارد، نخست باید محیط را امن کنیم. منطقی نیست از نوجوان بخواهیم برای غلبه بر ترس خود دوباره وارد گروهی شود که همچنان در آن تحقیر می‌شود.

اگر خطر کنترل شده باشد، اما ترس همچنان باقی مانده باشد، می‌توان بازگشت به فضای مجازی را به شکل تدریجی، با انتخاب خود نوجوان و همراه با برنامه‌ریزی انجام داد. برای مثال، ابتدا می‌توان ارتباط کوتاهی با یک دوست قابل اعتماد یا استفاده از یک محتوای آموزشی را امتحان کرد و سپس به سراغ فعالیت‌های دیگری رفت که برای فرد مفید و قابل تحمل هستند.

اگر اضطراب کودک یا نوجوان شدید باشد، بهتر است تنظیم این مراحل با کمک روانشناس انجام شود. روش‌های شناختی رفتاری یا CBT می‌تواند به فرد کمک کند افکار اضطراب‌آور خود را بشناسد و اجتناب‌های محدودکننده را کاهش دهد. همچنین نباید سلامت روان را صرفاً با تعداد ساعات حضور در شبکه‌های اجتماعی بسنجیم. اگر فرد آگاهانه تصمیم بگیرد کمتر از شبکه‌های اجتماعی استفاده کند، الزاماً به این معنا نیست که مشکلی وجود دارد. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که کودک یا نوجوان دوست دارد در فضای مجازی حضور داشته باشد، اما به دلیل ترس نمی‌تواند و در نتیجه انتخاب‌هایش محدود می‌شود. هدف این است که فرد دوباره بتواند با احساس امنیت و اختیار درباره حضور خود در فضای مجازی تصمیم بگیرد.

چگونه می‌توان به کودک یا نوجوانی که دچار آزار و اذیت اینترنتی شده است کمک کرد؟

اولین کمک، واکنشی است که فرزند از والدین خود دریافت می‌کند. پیشنهاد می‌کنم گفت‌و‌گو را با سه جمله شروع کنیم: «خوب شد به من گفتی. هیچ‌کس حق ندارد تو را تهدید کند. ما با هم این مسئله را حل می‌کنیم.» پس از آن باید متناسب با شرایط، چند اقدام مشخص انجام دهیم. نخست باید خطر فوری را بررسی کنیم. آیا تهدیدی برای آسیب جسمی وجود دارد؟ آیا فرد آزارگر به فرزند ما دسترسی حضوری دارد؟ آیا فرزندمان درباره آسیب زدن به خودش صحبت کرده است؟ در چنین شرایطی حفاظت و دریافت کمک فوری بر هر اقدام دیگری مقدم است.

دوم، اطلاعات لازم برای پیگیری را نگهداری کنیم. ثبت پیام‌های آزاردهنده، نام حساب کاربری، تاریخ، نشانی مطالب و تصاویر صفحه می‌تواند مفید باشد. البته فرزند نباید برای اثبات ماجرا مجبور شود بار‌ها پیام‌ها را بخواند یا آنها را برای افراد مختلف بازگو کند. والد می‌تواند مستندات لازم را ثبت و در تلفن همراه خود نگهداری کند.

سوم، باید راه ادامه آزار را محدود کنیم. می‌توان از امکانات گزارش کردن، مسدود کردن حساب‌ها و تنظیمات حریم خصوصی استفاده کرد. اگر موضوع به یکی از همکلاسی‌ها مربوط است، می‌توان مسئله را با فرد مسئول در مدرسه در میان گذاشت.

اگر موضوع شامل تصویر خصوصی یک نوجوان است، نباید برای جمع‌آوری مدارک آن را دانلود یا بازنشر کرد. در چنین شرایطی بهتر است مشخصات محتوا و حساب کاربری ثبت شود و از مسیر‌های مناسب برای گزارش و پیگیری استفاده شود. همچنین باید نوجوان را در تصمیم‌ها مشارکت دهیم. برای مثال می‌توان پرسید: «برای صحبت با مدرسه ترجیح می‌دهی چه کسی همراهت باشد؟» گاهی والدین از سر نگرانی بدون توضیح وارد گروه‌ها می‌شوند و ماجرا را علنی می‌کنند. چنین واکنشی ممکن است احساس بی‌اختیاری نوجوان را بیشتر کند.

آزار اینترنتی می‌تواند در همه سنین رخ دهد و بزرگسالان نیز ممکن است با تهدید، تحقیر، تعقیب یا انتشار اطلاعات خصوصی مواجه شوند. این رفتار‌ها ممکن است از سوی افراد ناشناس، همکاران، آشنایان، شریک عاطفی فعلی یا سابق و دوستان انجام شود؛ بنابراین مدرک تحصیلی، موقعیت شغلی یا سن بالاتر نمی‌تواند کسی را به طور کامل در برابر چنین تجربه‌ای مصون کند. برای یک بزرگسال، انتشار اطلاعات خصوصی ممکن است علاوه بر فشار عاطفی، نگرانی‌هایی درباره خانواده، شغل و امنیت او ایجاد کند

در مواردی که خطر فوری وجود دارد، اقدام حفاظتی در اولویت است. در کنار آن باید زندگی روزمره و حمایت عاطفی از نوجوان را نیز پیگیری کنیم. باید به خواب، تغذیه، ارتباط با دوستان امن و فعالیت‌های مورد علاقه او توجه داشته باشیم. پرسیدن اینکه «امروز چه چیزی بیشتر اذیتت کرد؟» معمولاً از بازخواست مکرر درباره جزئیات مفیدتر است. بهتر است همراه نوجوان یک برنامه کوتاه داشته باشیم. اگر دوباره پیام تهدیدآمیزی دریافت کرد، بداند به چه کسی اطلاع دهد، چه کسی موضوع را پیگیری کند و در مدرسه به چه فردی مراجعه کند. فرزند ما باید بداند مسئول متوقف کردن آزار تنها خودش نیست و ما در این مسیر به او کمک خواهیم کرد.

آیا قربانی آزار و اذیت اینترنتی شدن مختص کودکان و نوجوانان است یا در همه سنین ممکن است رخ دهد؟

آزار اینترنتی می‌تواند در همه سنین رخ دهد و بزرگسالان نیز ممکن است با تهدید، تحقیر، تعقیب یا انتشار اطلاعات خصوصی مواجه شوند. این رفتار‌ها ممکن است از سوی افراد ناشناس، همکاران، آشنایان، شریک عاطفی فعلی یا سابق و دوستان انجام شود؛ بنابراین مدرک تحصیلی، موقعیت شغلی یا سن بالاتر نمی‌تواند کسی را به طور کامل در برابر چنین تجربه‌ای مصون کند. جملاتی مانند «تو که دیگر بچه نیستی، چرا اهمیت می‌دهی؟» رنج فرد را نادیده می‌گیرد.

برای یک بزرگسال، انتشار اطلاعات خصوصی ممکن است علاوه بر فشار عاطفی، نگرانی‌هایی درباره خانواده، شغل و امنیت او ایجاد کند. البته هر مخالفت یا انتقادی در فضای مجازی آزار محسوب نمی‌شود. نقد محترمانه درباره یک نظر یا عملکرد با تهدید به افشای اطلاعات خصوصی تفاوت بسیار زیادی دارد. هیچ‌کس برای ناراحت شدن از تحقیر و تهدید، بیش از حد بزرگ، تحصیل‌کرده یا موفق نیست.

آیا برای قربانیان آزار و اذیت اینترنتی مراجعه به روانشناس را توصیه می‌کنید؟

بله، به‌ویژه زمانی که این تجربه بر خواب، تحصیل، کار، روابط یا احساس امنیت فرد تأثیر گذاشته باشد. همه افراد به درمان طولانی‌مدت نیاز ندارند. گاهی حمایت مناسب و چند جلسه مشاوره کافی است و گاهی بررسی و درمان بیشتری لازم است. تعداد جلسات و نوع درمان باید پس از ارزیابی فرد تعیین شود.

روانشناس ابتدا بررسی می‌کند چه اتفاقی افتاده است، آیا آزار همچنان ادامه دارد، فرد چه علائمی دارد و چه حمایت‌هایی در دسترس اوست. اگر نشانه‌های خطر وجود داشته باشد، ارزیابی ایمنی در اولویت قرار می‌گیرد. درمان می‌تواند به فرد کمک کند احساس شرم و خودسرزنشی را بهتر بشناسد، افکار آزاردهنده خود را بررسی کند، اضطرابش را مدیریت کند و به فعالیت‌های روزمره بازگردد.

برای مثال، می‌توان روی این باور کار کرد که «چون چند نفر من را تحقیر کرده‌اند، پس من بی‌ارزش هستم». در رویکرد شناختی رفتاری یا CBT، فرد یاد می‌گیرد میان اتفاقی که رخ داده و نتیجه‌ای که درباره ارزش خودش می‌گیرد تفاوت بگذارد.

پیام من به خانواده‌ها این است که برای کمک گرفتن لازم نیست منتظر بحران بمانید. به کودکان و نوجوانان خود بگویید: «اتفاقی که برایت افتاده ارزش تو را کم نمی‌کند. حق داری حمایت شوی و لازم نیست این مسیر را تنها طی کنی. من کنارت هستم. دخترم، پسرم، حتی اگر صد بار خطا کرده باشی و صد بار اشتباه کرده باشی، درِ حمایت من به روی تو باز است.»

انتهای پیام/

ارسال نظر