کمالوندی در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران:

در جهان بی‌قانون امروز، چاره‌ای جز قوی شدن نداریم

سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران، در نخستین بخش از سخنان خود در جمع اساتید و دانشجویان دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، با ترسیم تصویری از وضعیت آشفته نظم بین‌الملل، بر ضرورت تکیه بر «خرد و اقتدار ایرانی» برای عبور از چالش‌های کنونی تأکید کرد.

به گزارش خبرگزاری آنا، بهروز کمالوندی، در آغاز سخنان خود با اشاره به حضورش در خوابگاه دانشگاه تهران حدود ۵۲ سال پیش، این دوره را نمادی از روزگاری دانست که «همه چیز در این وطن بیابان بود و غیر از امید، چیزی نداشتیم».

 وی با مرور کارنامه ۵۳ ساله خود شامل ۳۳ سال خدمت در وزارت امور خارجه و ۱۳ سال فعالیت در سازمان انرژی اتمی، افزود: این شانس نصیب من شده که امروز در خدمت اساتید و دانشجویان عزیزی باشم که با هم نوعی هم‌گرایی فکری و دغدغه‌مندانه داریم.

سخنگوی سازمان انرژی اتمی با تحلیل فضای حاکم بر نظام بین‌الملل، جهان امروز را در وضعیت «بی‌نظمی در حد هرج‌ومرج» توصیف کرد و گفت: از سال ۱۹۹۲ و پس از فروپاشی شوروی، همه منتظر شکل‌گیری نظام جدیدی بودیم؛ سال‌هایی مانند ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ را پیش‌بینی می‌کردیم، اما هنوز آن نظام مطلوب شکل نگرفته است.

وی تأکید کرد: نظام دوقطبی جای خود را به نظام نامشخصی داده که همه بازیگران تلاش می‌کنند منافع خود را در آن تثبیت کنند. در این میان، تفاوت نگاه ما با غرب آشکار است: ما نگاهی حقیقت‌گرا و اصول‌محور داریم، در حالی که رویکرد غرب منفعت‌گرا و ابزاری است.

حقوق بین‌الملل بدون ضمانت اجرا؛ اخلاق غایب در عرصه جهانی

کمالوندی با انتقاد از وضعیت حقوق بین‌الملل اظهار داشت: حتی در زمانی که حقوق بین‌الملل حاکم بود، همه می‌دانستیم ضمانت اجرایی ندارد؛ اما امروز حتی همان ظاهر هم در حال فروپاشی است. هر بازیگری به سمتی می‌کشد و معلوم نیست از این فرآیند چه می‌خواهد.

وی با اشاره به کنفرانس خلع سلاح و ماده ۶ معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای افزود: قرار بود در کنار عدم اشاعه، به خلع سلاح هم پرداخته شود، اما امروز می‌بینیم که حتی اخلاق به عنوان مبنای الزام‌آور در روابط بین‌الملل غایب است. وقتی اخلاق نباشد، قانون‌مند شدن کار‌ها بسیار دشوار می‌شود.

کمالوندی با استناد به تجربیات دیپلماتیک خود در قاره‌های مختلف گفت: دو مأموریت در آفریقا، دو مأموریت در اروپا، شش تا هفت سال در آسیا و معاونت امور آمریکا در وزارت خارجه به من این امکان را داد که مسائل را به‌صورت تطبیقی ببینم. آنچه امروز می‌بینم، جهانی تیره، تاریک و هاری است که در آن "قانون جنگل" حاکم شده است.

وی هشدار داد: در چنین شرایطی که ناامنی فراگیر است و وضعیت شبیه به جنگ است، اگر قوی نباشیم، نمی‌توانیم باقی بمانیم. گروه‌های قوی باقی می‌مانند و اگر جهان‌طلبی به این شکل پیش برود، ما چاره‌ای جز قوی شدن نداریم.

«اقتدار ایرانی» و درس‌هایی از مدیریت جنگ تحمیلی

کمالوندی با اشاره به مفهوم «اقتدار ایرانی» گفت: مصداق این اقتدار را می‌توان در نحوه اداره جنگ تحمیلی و عواملی که منجر به پیروزی شد، جست‌و‌جو کرد. امروز نیز در شرایطی که هنجارشکنی در عرصه بین‌الملل رواج یافته، باید به عوامل درونی تکیه کنیم.

وی افزود: هنجارشکنی دیگر محدود به کشور‌هایی مانند آمریکا و اسرائیل نیست؛ بلکه آرام‌آرام در سطح سازمان‌های بین‌المللی نیز نهادینه می‌شود. این روند نگران‌کننده است و سیگنال‌های آن را سال‌ها پیش دریافت کرده‌ایم.

کمالوندی با یادآوری نامزدی آقای ایروانی برای ریاست سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) حدود ۲۰ سال پیش، خاطرنشان کرد: ایشان بر اساس شاخص‌های شایستگی و تخصص، بهترین گزینه بود، اما کمترین رأی را آورد. حتی مقاله‌ای با عنوان "The Best Candidate from the Worst Country" درباره این رویداد نوشته شد.

وی تأکید کرد: این اتفاق در سازمانی که باید کاملاً حرفه‌ای عمل کند، نشان‌دهنده تغییر ماهیت تدریجی نهاد‌های بین‌المللی به نفع زورمداران است. این را نه با شعار، بلکه بر اساس ۵۰ سال تجربه سیاسی عرض می‌کنم.

خرد ایرانی: میراثی برای عبور از طوفان

کمالوندی بر مفهوم «خرد ایرانی» تأکید کرد و گفت: ایرانیان از دیرباز به اندیشه، حکمت و خرد اهمیت داده‌اند. تاریخ ایران سرشار از اندیشمندان و حکیمانی است که یک‌هزارم آنها را به سختی می‌توان در کشور‌های دیگر یافت.

وی با اشاره به سفر‌های متعدد خود به کشور‌های مختلف افزود: اگر بپرسید کجای دنیا بوده‌ام، می‌گویم بکشید کجا نبوده‌ام! این تجربه به من نشان داد که هیچ کشوری به اندازه ایران در عمق اندیشه و حکمت غنی نیست. این میراث، سرمایه‌ای است که می‌تواند در شرایط پیچیده امروز، راهگشا باشد.

کمالوندی با صراحت به مسئله علوم و فناوری در ایران پرداخت و گفت: در گذشته در عرصه علم وضعیت بسیار خوبی داشتیم، اما در علوم جدید و پس از رنسانس، ما عقب افتادیم و دنیای غرب امروز آن تفخر و تبختری که دارد، برمی‌گردد به همین پیشرفت در علوم مدرن.

وی با تأکید بر لزوم بازگشت به مسیر پیشرفت علمی افزود: این واقعیت را باید پذیرفت و برای جبران آن تلاش کرد؛ شعار دادن کافی نیست. ما روی میراث علمی گذشته‌مان کم کار کرده‌ایم و این یک ضعف استراتژیک است.

سخنگوی سازمان انرژی اتمی با دعوت از حضار به نگاه کردن به نقشه جهان گفت: بهترین جغرافیای دنیا متعلق به ایران است. وسط نقشه قرار گرفته‌ایم، مرز‌های استراتژیک داریم و از نظر تنوع جغرافیایی، هیچ کشوری را نمی‌بینم که به اندازه ایران متنوع باشد.

کمالوندی با رد گفتمان‌های تجزیه‌طلبانه تأکید کرد: حرف‌هایی که درباره جدایی کردستان یا آذربایجان زده می‌شود، حرف‌های بی‌ربط و غیرسیاسی است. کسی که آذری یا کرد است و گوشه‌های مختلف ایران را دیده، بعید است بپذیرد در یک محیط جغرافیایی کوچک محصور شود و دسترسی‌اش به سایر مناطق ایران قطع گردد. ایران یک ملت تمدن‌ساز، تاریخ‌ساز و فرهنگ‌ساز است؛ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام، نقش بزرگی در تاریخ بشریت داشته است.

درس اسپانیا: جهان هنوز مدیون علم ایرانی است

کمالوندی با اشاره به اقامت چهار و نیم‌ساله خود در اسپانیا خاطرنشان کرد: اسپانیایی‌ها امروز در بحث علوم مختلف، از جمله کشاورزی، اذعان دارند که مدیون ایران هستند. می‌گویند ۵۰۰ سال است مسلمانان از اینجا رفته‌اند، اما هنوز از کتاب‌ها و دانش ایرانیان استفاده می‌کنیم. اینها را برای وزارتخانه‌های مختلف می‌فرستادند و می‌دانستند ایران چقدر به پیشرفت علم در جهان کمک کرده است.

وی افزود: اینها شعار نیست؛ واقعیتی تاریخی است که متأسفانه ما خودمان کمتر روی آن کار کرده‌ایم. اگر این میراث را بهتر بشناسیم و احیا کنیم، می‌توانیم در معادلات علمی امروز جایگاه بهتری داشته باشیم.

کمالوندی با تحلیل تفاوت‌های فرهنگی میان ایران و غرب گفت: ما ایرانی‌ها آدم‌های ذهن‌گرا و عین‌گرا هستیم؛ حقیقت‌جو و خداجو. این ذهن‌گرایی یک حسن بزرگ دارد: شما را فراتر و بزرگ‌تر می‌بیند. اما یک پارادوکس هم در آن هست: گاهی چیزی را نمی‌بینید یا کوچک می‌شمارید.

وی با استناد به تجربه مذاکرات هسته‌ای افزود: در مذاکرات برجام دیدم که طرف‌های غربی هیچ چیزی را موکول به آینده قبول نمی‌کردند، اما ما قول را قبول می‌کردیم. مشکل ما این است که انسان حقیقت‌جوی ایرانی، وقتی در عمل قرار می‌گیرد، ممکن است به راحتی گول قول‌هایی را بخورد که در ادبیات خودمان پذیرفته‌ایم. این پارادوکس نیازمند بازاندیشی است و باید فکری به حال آن بکنیم.

چرا به ایران حمله می‌شود؟ تحلیل انگیزه‌های دشمن

کمالوندی با ورود به بحث جنگ ترکیبی علیه ایران گفت: کشوری با این ویژگی‌ها، منابع طبیعی، موقعیت ژئوپلیتیک و تمدنی، طبیعتاً هدف قرار می‌گیرد. دشمنان وقتی احساس کنند زمینه برای حمله فراهم است – چه از نظر بین‌المللی، چه منطقه‌ای، اقتصادی یا اجتماعی – دست به کار می‌شوند.

وی با اشاره به نارضایتی‌های داخلی افزود: نارضایتی‌هایی که در جامعه وجود دارد، مبنا و ریشه درستی هم دارد؛ اما مشکل ما این است که نمی‌توانیم این فشار‌ها را کانالیزه کنیم. علت اصلی این است که حزب به معنای نهادینه آن وجود ندارد. وقتی حزب نباشد، دعوا به جای پارلمان، به رسانه‌ها و خیابان می‌آید. در غرب هم اختلافات شدیدتر از ما وجود دارد، اما، چون از مسیر نهادی و مسالمت‌آمیز حل می‌شود، به بحران تبدیل نمی‌گردد.

کمالوندی با اشاره به اسناد و تحلیل‌های راهبردی دشمن گفت: دشمنان به فکر تجزیه ایران، فروپاشی نظام و ایجاد تعارضات داخلی بودند. کتاب «ماموریت الهی» را بخوانید که ترجمه هم شده؛ آنجا نقش نتانیاهو و استراتژی مبارزه علیه ایران به صراحت آمده است: نابودی ایران یا حداقل تضعیف آن تا حدی که نتواند مزاحمتی برای رژیم صهیونیستی ایجاد کند.

وی افزود: به نظر می‌رسد در مرحله اول موفق نشدند؛ بنابراین حالا به سناریوی «تضعیف ایران» روی آورده‌اند: تضعیف نظامی، اقتصادی، اجتماعی و روانی. این یک جنگ همه‌جانبه است و ما باید با هوشیاری کامل با آن مقابله کنیم.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی: ساختاری سیاسی در پوشش فنی

کمالوندی در بخش تخصصی‌تر سخنان خود به فضای حاکم بر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پرداخت و گفت: من سال ۱۳۶۰ وابسته سفارت در سیرالئون بودم. با وزیر دادگستری آن کشور، آقای کامارا، صحبت می‌کردم. خیلی محکم می‌گفت: "باید از بین ببریم". پرسیدم مگر عدالت چیست؟ گفت: پسرم، ما هم همین را می‌گوییم، اما به این سادگی که شما فکر می‌کنی نیست.»

وی با تأکید بر تجربه ۱۳ ساله خود در سازمان انرژی اتمی و داشتن دو مدرک دکترا در حوزه هسته‌ای افزود: آژانس یک سازوکاری است که طراحی شده تا منافع قدرتمندان را تأمین کند. موضع ایران شعاری نیست، بر تعصب نیست؛ بر تجربه است. در این ۱۳ سال نمونه‌های زیادی داشتیم: توافق کردیم، متن نوشتیم، اما بعد دیدیم زیر فشار رژیم صهیونیستی یا اعضای دیگر آژانس، عقب‌نشینی کردند.

کمالوندی با انتقاد از ساختار تصمیم‌گیری در آژانس گفت: آژانس شورای حکامی دارد که تصمیماتش سیاسی است. گزارش فنی و حرفه‌ای مدیر کل، وقتی به شورا می‌رسد، متأسفانه مدتی است که دیگر فنی باقی نمی‌ماند. فشار‌های سیاسی، گزارش را جهت‌دار می‌کند و این همان نقطه‌ای است که حقوق بین‌الملل و اخلاق حرفه‌ای قربانی می‌شود.

وی تأکید کرد: ما با این واقعیت رو‌به‌رو هستیم و نمی‌توانیم ساده‌انگارانه با آن برخورد کنیم. راه مقابله، تقویت دانش فنی، وحدت داخلی و استفاده از ابزار‌های دیپلماتیک هوشمندانه است.

کمالوندی در پایان بخش دوم سخنان خود خاطرنشان کرد: ایران با این جغرافیا، این تمدن و این مردم، تجزیه‌شدنی نیست. اما برای عبور از طوفان تحریم، جنگ روانی و فشار‌های بین‌المللی، باید قوی باشیم؛ قوی با خرد، نه با شعار. دانشکده حقوق دانشگاه تهران و نسل جوان تحصیل‌کرده، می‌توانند پرچم‌دار این مسیر باشند: مسیر اقتدار مبتنی بر دانش، اخلاق و تجربه.

کمالوندی با اشاره به ماهیت تصمیم‌گیری در شورای حکام آژانس گفت: گزارش‌های مدیر کل آژانس، گزارش‌های فنی و حرفه‌ای است؛ اما برخورد با این گزارش‌ها در شورای حکام، کاملاً سیاسی است. بسیاری از اعضای ۳۵ گانه این شورا، اصلاً اطلاعات فنی درباره مسائل هسته‌ای ندارند، اما به آنها گفته می‌شود که به فلان قطعنامه رأی دهند.

وی افزود: لابی‌گری کشور‌های غربی در این شورا بسیار فعال است و متأسفانه این روند، اعتبار فنی آژانس را تحت‌الشعاع قرار داده است.

اروپا: از اتحاد تا انفعال؛ دست‌نشانده آمریکا

کمالوندی با تحلیل وضعیت کشور‌های اروپایی در معادلات هسته‌ای گفت: اروپایی‌ها خودشان را در موقعیت دشواری قرار داده‌اند. من در مأموریت‌هایم دیده‌ام که اتحادیه اروپا به دلیل مکانیزم تصمیم‌گیری مبتنی بر اجماع، بسیار کند عمل می‌کند. امروز هم همین وضعیت را می‌بینیم: موضوعی هست که همه اعضا نظر واحد دارند، اما یک کشور مخالف است و عملاً کل فرآیند فلج می‌شود.

وی با صراحت افزود: کشور‌های اروپایی بی‌خاصیت شده‌اند و عملاً به دست آمریکا افتاده‌اند. آنها می‌توانستند مانع از این وضعیت شوند، اما متأسفانه این کار را نکردند.

کمالوندی با ورود به بحث نحوه انتخاب مدیر کل آژانس گفت: نحوه بالا آمدن مدیر کل آژانس اصلاً مبتنی بر شایستگی نیست. انتخاباتش شرایط خاصی ندارد؛ اول باید کشور متبوع خودش از او حمایت کند، سپس لابی‌گری‌های سیاسی آغاز می‌شود.

وی درباره یوکیا آمانو، مدیر کل پیشین آژانس، خاطرنشان کرد: من با آمانو جلسات متعددی داشتم؛ گاهی از فرودگاه تا محل جلسه، ساعت‌ها با هم صحبت می‌کردیم. یادم می‌آید بعد از برجام به او گفتم: "الان شرایط شما بهتر شده". گفت: "به شرطی که جمهوری‌خواهان آمریکا سر کار نیایند". پرسیدم: "اگر بیایند چه؟ " گفت: "آن‌ها برجام را قبول ندارند و به هم می‌زنند".

کمالوندی افزود: اگر به سال‌های آخر عمر آمانو نگاه کنید، می‌بینید که او در برابر اسناد جعلی مقاومت کرد. یک‌بار به او گفتم: "چرا باید دوباره به سندی رسیدگی کنیم که قبلاً بررسی و رد شده؟ ". اگر جست‌و‌جو کنید، صحبت‌های او را در این باره پیدا می‌کنید. ما از نزدیک با این فضا در ارتباط بودیم.

کمالوندی درباره انتخاب رافائل گروسی گفت: جالب است بدانید که دو کاندیدای دیگر هم وجود داشتند: آقای تروتا، معاون آمانو، و یکی دیگر از دستیاران ارشد. هر دو را با پرونده‌سازی و تهمت‌های اخلاقی از دور خارج کردند. تروتا در دور اول رأی‌گیری، رأی بیشتری از گروسی آورده بود، اما، چون به حد نصاب دو سوم نرسیده بود، راه برای گروسی باز شد.

وی با افشای جزئیاتی از پشت‌پنده این انتخاب گفت: ما از منابع مختلف شنیدیم که آقای ترامپ و پمپئو فشار سنگینی آوردند. یکی از کاندیدا‌ها گفته بود: "به رئیس‌جمهورم زنگ زدم؛ ترامپ تهدید کرده که اگر کاندیداتوری‌ات را پس نگیری، چنین و چنان می‌کنم". این‌گونه آقای گروسی به این سمت رسید.

کمالوندی با تحلیل رفتار گروسی در دوره‌های مختلف ریاست‌جمهوری آمریکا گفت: ما با گروسی در دوره اول ترامپ حدود یک سال و نیم مشکل جدی داشتیم. به محض اینکه بایدن سر کار آمد، فشار‌ها کمتر شد. اگر گزارش‌های آن دوره را بررسی کنید، می‌بینید که لحن آژانس ملایم‌تر بود. اما با بازگشت ترامپ، گروسی دوباره همان مواضع سخت را با شدت بیشتر پیگیری کرد؛ گویی می‌خواست از ترامپ دلجویی کند.

وی پرسید: در دوره‌ای که فشار‌های سیاسی کمتر بود، چرا آژانس فشار لازم را برای حل‌وفصل مسائل وارد نکرد؟ این سؤال مهمی است که باید پاسخ داده شود.

صنعت هسته‌ای: پیشران توسعه، ستون اقتدار ملی

کمالوندی به اهمیت راهبردی صنعت هسته‌ای پرداخت و گفت: شاید باید ساعت‌ها درباره اهمیت این صنعت صحبت کنیم. صنعت هسته‌ای حدود ۸۰ سال پیش شکل گرفت، اما همچنان سندی است که دهه‌های آینده بشر به آن نیازمند خواهد بود.

وی با تشریح کاربرد‌های صنعت هسته‌ای افزود: این صنعت در دو حوزه انرژی و غیرانرژی کاربرد دارد. شما برای بهره‌برداری از مواد هسته‌ای، نیاز به فناوری غنی‌سازی دارید. اگر غنی‌سازی نداشته باشید، همه چیز وارداتی و وابسته خواهد بود. ایران توانست به این فناوری دست یابد و امروز از نظر غنی‌سازی وضعیت بسیار خوبی دارد.

کمالوندی تأکید کرد: هیچ صنعتی – از ذوب‌آهن و سیمان تا پتروشیمی و نفت – نیست که تجهیزات هسته‌ای در آن نقش اصلی نداشته باشد. در حوزه پزشکی، پزشکی هسته‌ای دنیایی وسیع است که نیازمند مواد اولیه با غنای بالا یا بازفرآوری شده است. در کشاورزی هم بحث جهش ژنتیکی و سازگارسازی بذر با شرایط خشکسالی، از دستاورد‌های این صنعت است.

کمالوندی با اشاره به چالش‌های داخلی گفت: یک اشکال مهم این است که ما نتوانستیم نخبگان را نسبت به اهمیت این صنعت روشن کنیم. شاید اگر من در وزارت خارجه مانده بودم و این ۱۳ سال اینجا نبودم، جزو کسانی بودم که می‌گفتم: "آقا این صنعت دردسر درست می‌کند؛ چرا این دردسر را قبول کنیم؟ "

وی با ارائه تحلیلی عمیق افزود: چالشی که ما داریم، چالش قدرت و اقتدار است. اگر پول داشته باشید، شب کمی سخت‌تر می‌خوابید، چون نگران دزد هستید؛ اما این چالش اقتدار، چالشی است که خودمان ساختیم و نباید با پاک کردن صورت‌مسئله به آن پاسخ دهیم.

حقوق هسته‌ای: حلقه مفقوده آموزش عالی ایران

کمالوندی با انتقاد از وضعیت آموزش حقوق هسته‌ای در کشور گفت: در حوزه حقوق هسته‌ای ما کاهل بودیم و درست کار نکردیم. من شخصاً مکاتبات زیادی با دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه شهید بهشتی داشتم که حداقل دوره‌های اختیاری درباره پادمان، پروتکل اضافی و کنوانسیون‌های مرتبط برگزار کنند تا دانشجویان اطلاعات کلی کسب کنند.

وی با بیان نمونه‌ای عینی از موانع بوروکراتیک گفت: ما یک کنوانسیون داشتیم که می‌خواستیم به آن بپیوندیم؛ ۵ سال پیگیری کردیم. آن‌قدر برخورد‌های ساده و غیرحرفه‌ای با این موضوع شد که آدم از ۵ سال زحمتش پشیمان می‌شد. موضوع سوخت مصرف شده و مواد پرتوزا بود که کاملاً به نفع ایران بود. دو بار به مجلس بردیم، به شورای نگهبان رفت، آخر سر "تشخیص مصلحت" خورد و گیر افتاد. از بدتر از آن، اصلاً تصویب نشد.

کمالوندی افزود: کنوانسیون‌های مهم دیگری هم هست که به نفع کشور است، مانند کنوانسیون ایمنی پرتو و کنوانسیون حفاظت فیزیکی مواد هسته‌ای. اما به دلیل اینکه روی حقوق هسته‌ای کار نکردیم، از این ابزار‌های دیپلماتیک محروم مانده‌ایم.

کمالوندی در پایان سخنان خود بر لزوم تقویت پژوهش‌های راهبردی تأکید کرد و گفت: ما در دانشکده‌هایمان اندیشکده‌ای که در موضوعات هسته‌ای به‌طور تخصصی و حرفه‌ای کار کرده باشد، نداریم. امیدوارم با همت اساتید و دانشجویان این دانشکده، این خلأ پر شود.

وی خاطرنشان کرد: دانشکده مطالعات دانشگاه تهران بهترین مکان برای طرح این مسائل است. اگر می‌خواهیم در عرصه بین‌المللی موفق باشیم، باید هم دانش فنی داشته باشیم، هم دانش حقوقی و هم درک عمیق از تحولات سیاسی جهان.

کمالوندی در پایان تأکید کرد: جهان امروز، جهان قانون جنگل است. در چنین فضایی، تنها تکیه‌گاه ما، خرد جمعی، اقتدار ملی و دیپلماسی هوشمند است. صنعت هسته‌ای نماد این اقتدار است؛ نه برای تنش‌آفرینی، بلکه برای تأمین منافع ملی و مشارکت در توسعه پایدار.

وی افزود: نسل جوان تحصیل‌کرده ایران، با تکیه بر میراث تمدنی و خرد ایرانی، می‌تواند مسیر آینده را ترسیم کند: مسیری که در آن علم، اخلاق و اقتدار، سه ضلع مثلث پیشرفت باشند.

انتهای پیام/

ارسال نظر