در گفت وگو با آنا تشریح شد

ضرورت حمایت از صنعت نشر در روزهای مقاومت

یک مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان گفت: ناشران امروز در یک وضعیت دوگانه قرار دارند؛ از یک سو باید تولید کنند تا زنده بمانند، و از سوی دیگر اگر بیش از حد تولید کنند، از نظر اقتصادی فرو می‌ریزند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، سال‌هاست که با این واقعیت زندگی می‌کنیم که کتاب، برخلاف تصور عمومی، فقط یک کالای فرهنگی نیست؛ بلکه یک «زنجیره حیاتی از معنا، آموزش و هویت» است. اما امروز این زنجیره، زیر فشار مجموعه‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته قرار گرفته است؛ از اقتصاد گرفته تا تحولات منطقه‌ای، از نوسانات جهانی تا پیامد‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ‌ها و تنش‌های بین‌المللی. اگر جنگ را صرفاً به معنای درگیری نظامی ببینیم، شاید بتوان آن را به جغرافیای خاصی محدود کرد؛ اما واقعیت این است که جنگ، به‌ویژه در جهان امروز، در اقتصاد، فرهنگ، آموزش و حتی در سبد خرید خانواده‌ها نیز ادامه دارد.

صنعت نشر، یکی از نخستین حوزه‌هایی است که این فشار را به‌صورت تدریجی و خاموش تجربه می‌کند. در چنین شرایطی، مسئله فقط «بقای ناشر» نیست؛ مسئله بقای فرهنگ، حافظه جمعی و حق دسترسی مردم به‌ویژه کودکان به آموزش و آگاهی است. در این رابطه با سید مهدی سیدناصری مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین الملل کودکان به گفت وگو نشستیم که در ادامه می خوانید:

وضعیت امروز نشر ایران را چگونه توصیف می‌کنید؟

اگر بخواهم صادقانه و بدون اغراق بگویم، صنعت نشر امروز در وضعیت «بقا» قرار دارد، نه «رشد». ما از مرحله توسعه عبور کرده‌ایم و وارد مرحله مدیریت بحران شده‌ایم. افزایش مداوم هزینه‌ها، به‌ویژه کاغذ و مواد اولیه، در کنار کاهش قدرت خرید مردم، یک چرخه فرسایشی ایجاد کرده است. این چرخه باعث شده کتاب به‌تدریج از سبد فرهنگی خانواده‌ها حذف شود و به کالایی غیرضروری تبدیل گردد. در کنار این، فشار‌های بیرونی ناشی از تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی که گاه به شکل مستقیم و گاه غیرمستقیم بر اقتصاد و روان جامعه اثر می‌گذارند فضای کلی فرهنگ را شکننده‌تر کرده‌اند.

این وضعیت چه ارتباطی با جنگ و بحران‌های بین‌المللی دارد؟

ارتباط مستقیم شاید در نگاه اول دیده نشود، اما در تحلیل کلان حقوقی–اجتماعی،  پیامدهای مرتبط با دفاع در برابر تجاوز فقط در میدان نظامی باقی نمی‌ماند. جنگ‌ها و تنش‌های منطقه‌ای می تواند ساختار اقتصادی و فرهنگی هم را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

وقتی نااطمینانی افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذاری فرهنگی کاهش پیدا می‌کند. هزینه‌های غیرضروری حذف می‌شوند (و کتاب معمولاً در این دسته قرار می‌گیرد) و در نهایت خانواده‌ها به سمت اولویت‌های معیشتی حرکت می‌کنند.در چنین شرایطی، فرهنگ به‌صورت طبیعی به حاشیه رانده می‌شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که حق فرهنگی مردم، به‌ویژه حق دسترسی به کتاب و آموزش، به‌طورغیرمستقیم تحت فشار قرار می‌گیرد که باید تدبیری برای آن اندیشید.

وضعیت فعلی ناشران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ناشران امروز در یک وضعیت دوگانه قرار دارند: از یک سو باید تولید کنند تا زنده بمانند، و از سوی دیگر اگر بیش از حد تولید کنند، از نظر اقتصادی فرو می‌ریزند.

کاهش شمارگان کتاب به سطحی رسیده که دیگر حتی انگیزه تولید محتوا را برای مؤلف و مترجم از بین می‌برد. وقتی شمارگان به عددی مانند ۱۰۰ نسخه می‌رسد، عملاً چرخه اقتصادی تولید محتوا از بین می‌رود. در چنین شرایطی، ناشر مجبور است میان کیفیت، قیمت و بقا یکی را انتخاب کند؛ و معمولاً انتخاب، به سمت بقا متمایل می‌شود.

این وضعیت چه پیامدی برای حقوق فرهنگی جامعه دارد؟

در حقوق فرهنگی، دسترسی به دانش و کتاب یک حق بنیادین است. وقتی این دسترسی محدود می‌شود، ما با یک مسئله صرفاً اقتصادی مواجه نیستیم، بلکه با نوعی «نابرابری فرهنگی ساختاری» روبه‌رو هستیم. در عمل، کتاب از دسترس طبقه متوسط و پایین خارج می‌شود؛ فرهنگ مطالعه کاهش می‌یابد و شکاف دانشی میان نسل‌ها افزایش پیدا می‌کند

این وضعیت در بلندمدت، مستقیماً بر کیفیت سرمایه انسانی کشور اثر می‌گذارد.

نقش کودکان در این بحران چیست؟

کودکان، حساس‌ترین بخش این معادله هستند. حذف تدریجی کتاب از زندگی روزمره آنان، فقط یک تغییر عادت نیست؛ بلکه تغییر در ساختار شکل‌گیری ذهن و هویت است. وقتی کتاب کودک گران می‌شود یا تولید آن کاهش می‌یابد:

تخیل کاهش می‌یابد ومهارت خواندن تضعیف می‌شود. در نتیجه، ارتباط با فرهنگ مکتوب ضعیف‌تر می‌شود. این یعنی ما در حال تغییر نسل آینده، بدون ابزار کافی فرهنگی هستیم.

ناشران برای بقا چه راهبردی در پیش گرفته‌اند؟

راهبرد غالب، «محافظه‌کاری برای بقا» است. یعنی کاهش پروژه‌های پرریسکف  کوچک‌سازی ساختار‌ها،  تمرکز بر تولید حداقلی، اما پایدار و مدیریت سخت‌گیرانه منابع. این رویکرد شاید از فروپاشی فوری جلوگیری کند، اما در بلندمدت باعث کاهش نوآوری و توقف رشد فرهنگی می‌شود.

آینده نشر را چگونه می‌بینید؟

آینده نشر وابسته به دو مسیر است. اگر تغییر ایجاد نشود، شاهد  کاهش شدید ناشران فعال و تبدیل کتابفروشی‌ها به کسب‌وکار‌های غیر فرهنگی و در نهایت خروج تدریجی کتاب از زندگی روزمره مردم

خواهیم بود.اما اگر تدبیر لازم در شرایط فعلی که کشور درگیر دفاع همه جانبه است رخ دهد، شاهد حرکت به سمت تولید محتوای چندرسانه‌ایف استفاده از فناوری‌های نو و بازتعریف مدل اقتصادی نشر خواهیم بود اما این تحول بدون سیاست‌گذاری فرهنگی ممکن نیست.

در نهایت، اگر بخواهم همه این تجربه را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم: کتاب امروز فقط یک محصول فرهنگی نیست؛ بلکه آخرین سنگر حفظ حافظه فرهنگی یک جامعه است. در جهانی که بحران‌های اقتصادی، سیاسی و حتی پیامد‌های جنگ‌های منطقه‌ای می‌توانند به‌طور غیرمستقیم زندگی فرهنگی مردم را تحت تأثیر قرار دهند، وظیفه ما به‌عنوان ناشر، فقط چاپ کتاب نیست؛ بلکه دفاع از حق مردم برای اندیشیدن، خواندن و فهمیدن است. اگر این سنگر فرو بریزد، ما فقط یک صنعت را از دست نمی‌دهیم؛ بلکه بخشی از آینده را از دست خواهیم داد آینده‌ای که بدون کتاب، بدون روایت و بدون حافظه، بسیار شکننده‌تر از آن چیزی خواهد بود که امروز تصور می‌کنیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر