جنگ رمضان، چگونه غولهای فناوری آمریکا و متحدانش را زمینگیر کرد
هشت هفته از آغاز جنگ رمضان میگذرد. این جنگ به سرعت به یک درگیری تمامعیار تبدیل شد که ابعاد آن فراتر از میادین نبرد سنتی گسترش یافته است. شرکتهای فناوری آمریکایی که انتظار داشتند از رونق هوش مصنوعی و سرمایهگذاریهای عظیم در غربآسیا و حاشیه خلیج فارس سود ببرند، اکنون خود را در مرکز یک طوفان ژئوپلیتیک میبینند.
آسیبهای مستقیم به زیرساختهای فناوری
در اول جنگ تحمیلی، حملات پهپادی ایران، که در پاسخ به ترور دانشمندان ایرانی توسط آمریکا و اسرائیل، به مراکز داده آمازون خدمات وب (AWS) در بحرین و امارات متحده عربی خسارت فیزیکی مستقیم وارد کرد و اختلال قابل توجه و پرهزینهای در خدمات ایجاد نمود. بیش از یک ماه بعد، داشبوردهای (AWS) همچنان نشان میدادند که خدمات در منطقه "مختل" باقی مانده است. آمازون برای جبران این اختلال، اعتبارهای ماه مارس را به کاربران بازپرداخت کرد که تخمین زده میشود ۱۵۰ میلیون دلار برای این شرکت هزینه داشته باشد.
مراکز داده دیگر امن نیستند، این مراکز با توجه به همکاری در پروژههای نظامی و امنیتی آمریکا به اهداف درجه دوم نظامی تبدیل شدهاند. در گزارش نشریه «فوربز» (Forbes) «مت مک کران» (Matt McCrann)، مدیر اجرایی سابق شرکت دفاع پهپادی (DroneShield)، تاکید میکند «مراکز داده، اهداف درجه دوم بلافاصله پس از اهداف نظامی آشکار هستند.»
در اوایل آوریل ۲۰۲۶، ایران فهرست اهدافی را منتشر کرد که شامل تاسیسات متعلق به مایکروسافت، اوراکل، گوگل، پالانتیر، آیبیام، انویدیا و آمازون در جنوب خلیج فارس و اسرائیل میشد. به ویژه پروژه استارگیت امارات یک سرمایهگذاری مشترک بیش از ۳۰ میلیارد دلاری بین (OpenAI)، اوراکل، سافتبانک و شرکت جی۴۲ (G۴۲) به طور مشخص در این تهدیدات قرار گرفته است. آینده این پروژه که با حمایت و رونمایی دونالد ترامپ (Donald Trump) در کاخ سفید کلید خورده بود، اکنون در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، ساخت و بهرهبرداری از پروژههای کابل انتقال داده زیردریایی در خلیج فارس را نیز مختل کرده است. هفده کابل زیردریایی از دریای سرخ عبور میکنند که اکثر ترافیک داده بین اروپا، آسیا و آفریقا را حمل میکنند. کابلهای اضافی نیز از تنگه هرمز عبور میکنند.
گزارشات حاکی از آن است که با مسدود شدن هر دو آبراه برای کشتیرانی تجاری، کشتیهای تخصصی تعمیر کابل قادر به دسترسی به مناطق آسیبدیده نیستند. حتی آسیب تصادفی به کابلها، ناشی از برخورد لنگر کشتیها یا حملات جانبی، میتواند به قطعیهای طولانیمدت منجر شود. پروژه کابل عظیم متا در خلیج فارس نیز با تاخیرهای جدی مواجه شده است.
آسیبهای غیرمستقیم و هزینههای پنهان
از نظر مالی، جنگ روزانه حدود ۱ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد. تجهیزات نظامی به ارزش چندین میلیارد دلار از جمله یک رادار ۱.۱ میلیارد دلاری در پایگاه هوایی العدید از بین رفته است. اما هزینههای مستقیم جنگ تنها نوک کوه یخ است. شرکتهای فناوری آمریکایی به شکلهای مختلفی تحت تاثیر قرار گرفتهاند:
نخست، قیمت نفت بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته و بنزین به بیش از ۴ دلار در هر گالن رسیده است. این افزایش قیمت حاملهای انرژی به طور مستقیم هزینههای برق مراکز داده و سرورها را افزایش میدهد.
در مرحله بعد، گزارشها میگویند بسته شدن تنگه هرمز باعث اختلال گسترده در تامین انرژی شده که به طور قابل توجهی صنعت نیمههادی را تحت تاثیر قرار داده است. این شامل تعطیلی تاسیسات هلیوم در راس لفان قطر میشود که تقریبا یکسوم تامین جهانی هلیوم را بر عهده دارد و مستقیما بر فرآیند تولید ویفرهای سیلیکونی تاثیر میگذارد.
سوم، سرمایهگذاران اکنون حق بیمه ریسک را برای سرمایهگذاری در داراییهای فیزیکی در منطقه به شدت افزایش دادهاند. ارزش سهام شرکتهای مرتبط با زیرساخت مانند سیبیآرئی (CBRE) تا ۲۶ درصد سقوط کرده و حدود ۱۲ میلیارد دلار از ارزش بازار آن نابود شده است.
جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، در عمل به اقتصاد دیجیتال خود آمریکا و شرکتهای فناوری این کشور لطمه زده است. آنچه به عنوان یک پیروزی نظامی سریع تبلیغ میشد، به یک باتلاق هزینهبر تبدیل شده است که روزانه ۱ میلیارد دلار از منابع مالی آمریکا را میبلعد
آسیب به اعتبار و پیشبینیپذیری آمریکا
شاید عمیقترین آسیب، به اعتبار آمریکا به عنوان شریکی قابل اعتماد برای سرمایهگذاری وارد شده است. ناتوانی آمریکا در تامین امنیت سرمایهگذاریهای خود در منطقه، پیامدهای بلندمدتی برای جذب سرمایه در پروژههای فناوری خواهد داشت.
تحلیلگران هشدار میدهند که اگر تنشها ادامه یابد، موج بعدی زیرساخت هوش مصنوعی بیصدا به سمت مناطق امنتر مانند شمال اروپا، هند و جنوب شرقی آسیا تغییر خواهد کرد. این به معنای از دست رفتن فرصتهای اقتصادی عظیم برای شرکتهای آمریکایی و متحدانشان در منطقه است.
تشدید مشکلات گذشته؛ از کمبود تراشهها تا فشار بر سرورها
پیش از آغاز جنگ، صنعت فناوری جهانی با کمبود شدید تراشههای پیشرفته، به ویژه جیپییو (GPU) مورد نیاز برای هوش مصنوعی، مواجه بود. جنگ ایران و آمریکا این بحران را از دو طریق تشدید کرده است:
مشکل نخست، تامین هلیوم است که در بخش قبلی گزارش نیز به آن اشاره شده است. با تعطیلی تاسیسات راس لافان قطر، قیمت هلیوم افزایش یافته و هزینههای تولید تراشه را بالا برده است.
مشکل دیگر، اختلال در زنجیره تامین انرژی است. مراکز داده به شدت به برق پایدار وابسته هستند. با افزایش قیمت نفت و گاز به دلیل بسته شدن تنگه هرمز، هزینههای عملیاتی مراکز داده در سراسر جهان افزایش یافته است.
در حالی که فشار بر سرورها پیش از این نیز به دلیل رشد تصاعدی تقاضای هوش مصنوعی وجود داشت، جنگ باعث ایجاد شوکهای ناگهانی شده است. تحریم کلود (Claude) توسط دولت ترامپ و هجوم کاربران به این سرویس به عنوان اعتراض، باعث شد سرورهای آن چندین بار از کار بیفتند. تحلیلها نشان میدهد که تصمیمات سیاسی مرتبط با جنگ میتواند به طور مستقیم زیرساختهای دیجیتال جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.
شرکتهای ارائهدهنده خدمات ابری مانند هتزنر (Hetzner) اعلام کردهاند که نرخ خدمات خود را تا ۳۷ درصد از آوریل ۲۰۲۶ افزایش میدهند. اویاچ کلود (OVHcloud) نیز به مشتریان خود درباره افزایش نرخها بهدلیل بالارفتن هزینههای عملیاتی و خرید سختافزار، هشدار داده است. جنگ ایران و آمریکا با افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تامین، این افزایش هزینهها را تسریع و تشدید کرده است.
محاصره دریایی و تهدیدی وجودی برای بازسازی
پس از شکست مذاکرات اسلامآباد در ۱۱ آوریل، دونالد ترامپ محاصره تجاری ایران را اعلام کرد. در ۱۹ آوریل، نیروی دریایی آمریکا نخستین توقیف یک کشتی ایرانی در تنگه هرمز را انجام داد. ایران نیز در پاسخ به این اقدام آمریکا، تردد در آبراه را متوقف کرد و ساعاتی پس از اعلام امکان عبور کشتیها، دوباره آن را مسدود نمود.
با ادامه محاصره دریایی، بازسازی و حفظ امنیت مراکز داده در جنوب خلیج فارس با چالشهای اساسی مواجه است. مراکز داده برای ساخت، تعمیر و نگهداری به ورود تجهیزات تخصصی از جمله سرورها، سیستمهای خنککننده، ژنراتورها و قطعات یدکی نیاز دارند. محاصره دریایی به معنای توقف عملا تمام این محمولهها است. بهرهبرداری و تعمیر مراکز داده نیازمند متخصصان خارجی است که با محاصره دریایی و کاهش پروازها، امکان سفر به منطقه را ندارند.
حتی در صورت پایان محاصره دریایی، تجربه حملات مستقیم به مراکز داده آمازون و... نشان داده که تامین امنیت این تاسیسات توسط آمریکا با مشکلات بسیاری همراه است. شرکتهای بیمه هم اکنون خسارت جنگ را از پوشش خود مستثنی میکنند و این یعنی سرمایهگذاری جدید در منطقه با ریسک مالی تمامعیار همراه است. هزینه بازسازی زیرساختهای انرژی در خلیج فارس حداقل ۲۵۰ میلیارد دلار برآورد شده و بازگشت به ظرفیت کامل تولید ممکن است تا پنج سال به طول بیانجامد.
انتهای پیام/