جنگ علیه ایران، قطعهای از پازل نظم چندقطبی است/ لزوم تحکیم پیوندهای شرقی از سوی تهران
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، در حالی که نظام بینالملل در آستانه یکی از عمیقترین دگردیسیهای ساختاری خود از پایان جنگ سرد قرار دارد و هژمونی تکقطبی به تدریج در برابر خیزش قدرتهای نوظهور، ائتلافهای منطقهای و شبکههای مالی جایگزین رنگ میبازد، جایگاه جمهوری اسلامی ایران در این گذار تاریخی به یکی از محوریترین پرسشهای راهبردی تبدیل شده است: آیا رویاروییهای اخیر با ایران را میتوان تنها یک بحران منطقهای دانست یا باید آن را قطعهای از پازل بزرگترِ مهار چین و توقف روند چندقطبی شدن جهان قلمداد کرد؟
در همین ارتباط، خبرنگار آنا گفتوگویی با «مهدی خورسند» کارشناس اقتصاد سیاسی و تحلیلگر مسائل بینالملل، داشته است.
دلار؛ ابزار هژمونی در حال تضعیف
کارشناس حوزه چین و اوراسیا با گفتن اینکه مقوله «دوران گذار بینالمللی» تحولاتی است که تقریباً از سال ۲۰۰۸ و پس از بحران مالی آمریکا آغاز شد، اظهار کرد: از آن زمان، دومینوی تضعیف دلار شکل گرفت و چین و سایر اعضای بریکس خواهان سهم بیشتری از کیک قدرت در نظام بینالملل و نیز جایگزینی ارزهای خود در برابر سلطه دلار شدند.
وی با اشاره به اینکه هند در خرید نفت و گاز از کشورهای عربی خلیج فارس با روپیه تسویه کرد و روبل سهم بیشتری در مبادلات روسیه و هند یافت، افزود: همه اینها باعث شد دلار شیب تضعیف به خود بگیرد؛ چراکه دلار ابزاری بود که آمریکا بهعنوان ابزار هژمونیک علیه کشورها به کار میبرد و تحریم یعنی ممنوعیت استفاده از دلار و ممنوعیت دسترسی به سیستم مالی دلاری برای کشورهای تحت تحریم.
راهبرد فرسایشی آمریکا علیه قدرتهای نوظهور
این کارشناس اقتصاد سیاسی با تأکید بر نظریات روابط بینالملل درباره دوران گذار نظم، گفت: معمولا هژمون غالب برای حفظ جایگاه خود، دست به هر اقدامی میزند و ایجاد جنگهای فرسایشی توسط هژمون آمریکا علیه قدرتهای نوظهور، یکی از آخرین راهبردهای واشنگتن برای حفظ وضع موجود است.
خورسند با اشاره به جنگ روسیه و اوکراین بهعنوان نمونهای از این راهبرد، بیان کرد: آمریکا از «تله تنش فرسایشی» در عمق ژئوپلیتیک قدرتهای نوظهور استفاده میکند تا توان و جایگاه آنها را کاهش دهد. جمهوری اسلامی ایران نیز بهعنوان بازیگر قدرتمند منطقهای در غرب آسیا، دارای منابع انرژی سرشار و الگوساز برای خروج آمریکا از منطقه است و در این شرایط، آمریکا «تله تنش فرسایشی» را با طرحهایی مانند پیمان ابراهیم برای ایران طراحی کرد.
وی اضافه کرد: پس از جنگ ۱۲ روزه، آمریکا متوجه شد که رژیم صهیونیستی بهتنهایی قادر به تضعیف جایگاه ایران نیست و خود مستقیماً وارد معرکه شد؛ اما در نگاه کلانتر، این اتفاقات قطعاتی از یک پازل بزرگتر به نام «دوران گذار نظم بینالمللی» هستند.
تنگه هرمز؛ نقطه عطف احتمالی گذار نظم
کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه تحولات مرتبط با تنگه هرمز میتواند نقطه عطف این دوران گذار باشد، تصریح کرد: این مشروط بر این است که جمهوری اسلامی ایران بتواند بهدرستی از این ظرفیت استفاده کند.
چرا حمایت چین و روسیه فراتر از اقدام سیاسی نرفت؟
کارشناس حوزه چین و اوراسیا در پاسخ به این پرسش که چرا چین و روسیه در تحولات اخیر، رفتاری فراتر از حمایت سیاسی نداشتند، گفت: دلیل مهم این است که ایران علیرغم امضای قراردادهای ۲۰ و ۲۵ ساله با این دو کشور، بهدلیل عدم قطعیت و بلاتکلیفی در سیاست خارجی، نتوانسته از ظرفیتهای آنها بهره کافی ببرد.
وی با تأکید بر اینکه ترجمان صحیح راهبرد «نه شرقی، نه غربی»، حفظ تعادل با هر دو سو است، افزود: نمیتوان به سمت هیچیک غش کرد، اما این به معنای چشمپوشی از منافع اقتصادی و امنیتی و عدم بهرهگیری از ظرفیت همپیمانان نیست. متأسفانه سالها تمرکز سیاست خارجی ایران بر حل پرونده هستهای با غرب، مانع بهرهگیری از ظرفیتهای شرق شد.
کارشناس اقتصاد سیاسی با اشاره به ظرفیت همکاریهای تکنولوژیک با چین، عنوان کرد: ایران نتوانست به سمت همکاریهای تکنولوژیک پیشرفته حرکت کند و معمولاً فناوریهای دستدوم و سوم را خریداری نمود؛ درحالیکه چینیها بارها چراغ سبز نشان دادند و اوج این مسئله را در دوران کرونا شاهد بودیم.
نهادهای منطقهای و انتظارات از شرق
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به نقش نهادهایی مانند شانگهای و بریکس در محکوم کردن تجاوز اخیر، گفت: سازمان همکاری شانگهای بهدلیل ماهیت امنیتیاش میتواند از اعضای خود حمایت کند، اما بریکس بیشتر ماهیت اقتصادی دارد. با این حال، بهجای انتظار از دیگران، باید به عملکرد خود نیز نگاه کنیم.
وی اضافه کرد: در ایام تنشهای اخیر، کدامیک از مقامات ارشد ایران ارتباط مستقیم و رسانهای با رهبری چین برقرار کردند؟ رئیسجمهور با مقامات اروپایی و ژاپنی صحبت کرد، اما با همپیمان شرقی چنین ارتباطی دیده نشد.
چین: شریک راهبردی یا همکار اقتصادی؟
کارشناس حوزه چین و اوراسیا با طرح این پرسش که آیا چین را میتوان «شریک راهبردی» ایران نامید، اظهار کرد: روابط چین با بلاروس یا کره شمالی را با روابطش با ایران مقایسه کنید. چین دومین قدرت اقتصادی جهان است، اما ایران نتوانسته پیوندها را آنقدر عمیق کند که گسستن آنها برای چین پرهزینه باشد.
خورسند با اشاره به موضع اخیر پکن درباره تنگه هرمز، افزود: چینیها به آمریکا هشدار دادند که تنگه هرمز باید باز بماند، اما خواستار تقابل نظامی نیستند. چین میخواهد چهرهای میانجیگر و صلحطلب از خود نشان دهد و دلیلی نمیبیند در جنگی که مستقیماً متوجه او نیست، هزینه کند.
وی تأکید کرد: دوستی که سالی یکبار با او تماس بگیرید، آیا منطقی است که برایتان هزینه کند؟ این رابطه را نمیتوان «همپیمانی استراتژیک» نامید. مشکل اصلی اینجاست که ما با «عینک ایرانی» به روابط ایران و چین نگاه میکنیم؛ اگر مسئولان و کارشناسان با «عینک چینی» و دغدغههای پکن به این روابط بنگرند، درک بهتری خواهند داشت.
توافق با آمریکا؛ بعید با نگاههای واگرا
کارشناس حوزه بینالملل در جمعبندی اظهارات خود با بیان اینکه توافق با آمریکا بسیار بعید به نظر میرسد، خاطرنشان کرد: دو طرف همیشه با نگاههای کاملاً متفاوتی به میز مذاکره میآیند؛ مثلا در موضوع برجام، آمریکا خواهان محدودیتهای امنیتی بود و ایران به دنبال دستاورد اقتصادی! وقتی اشتراک نظری وجود ندارد، توافق پایدار شکل نمیگیرد.
خرسند در نهایت با تأکید بر اینکه ایران نمیتواند و نباید صرفاً پیرو یک ابرقدرت باشد؛ گفت: با این حال، اگر ایران همپیمان قوی و روابط عمیقی با چین داشت، شاید موازنه بهتری ایجاد میشد.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس