آرژانتینِ خاویر میلی؛ تورم در خواب و اقتصاد در کما

اعداد اقتصادی در آرژانتین می‌گویند بحران تمام شده است، اما زندگی روزمره چیز دیگری روایت می‌کند. تورم پایین آمده، اما نه به‌دلیل بهبود، بلکه چون اقتصاد دیگر رمقی برای حرکت ندارد و به کما رفته است. اینجا است که باید گفت ثبات تورمی در آرژانتین، محصول خاموشی است نه اصلاح.

خبرگزاری آنا - گروه بین‌الملل: وقتی مخاطب آمار و ارقام اقتصادی آرژانتین را نگاه می‌کند، در نگاه نخست، همه‌چیز عالی و رو به بهبود به نظر می‌رسد. تورم مهار شده، نمودار‌ها نزولی‌اند و روایت رسمی از «بازگشت نظم» سخن می‌گوید. کشوری که تا همین دیروز درگیر یکی از شدیدترین بحران‌های تورمی جهان بود، حالا به‌عنوان نمونه‌ای از موفقیت اقتصادی معرفی می‌شود. اما این تصویر، بیش از آنکه واقعیت باشد، یک قاب‌بندی دقیق از واقعیت است.

اگر کمی از سطح اعداد فاصله بگیریم، پرسش‌ها شروع می‌شوند. چه چیزی واقعاً تورم در آرژانتین را پایین آورد؟ آیا تولید افزایش یافته؟ آیا رفاه عمومی بهبود پیدا کرده؟ یا آنچه رخ داده، صرفاً نتیجه خاموش شدن تدریجی اقتصادی آرژانتین است که دیگر توان حرکت ندارد؟

واقعیت این است که کاهش تورم در آرژانتین، بیش از آنکه نشانه درمان باشد، علامت بی‌حسی است. وقتی تقاضا فرو می‌ریزد، وقتی مردم دیگر توان خرید ندارند، قیمت‌ها هم متوقف می‌شوند. اینجا تورم مهار نشده؛ بلکه اقتصاد به کما رفته است.

در قلب این «دستاورد»، یک واقعیت ساده، اما نگران‌کننده وجود دارد: بازار داخلی عملاً جمع شده است. فروش کاهش یافته، تولید کند شده و بسیاری از کسب‌وکار‌ها یا تعطیل شده‌اند یا در مرز بقا حرکت می‌کنند. این همان نقطه‌ای است که ثبات، به‌جای آنکه نشانه سلامت باشد، به نشانه رکود تبدیل می‌شود.

سیاست‌های ریاضتی دولت «خاویر میلی»، حذف یارانه‌ها و کاهش شدید هزینه‌های عمومی، به‌طور مستقیم قدرت خرید جامعه را هدف قرار داده‌اند. نتیجه این روند نیز افزایش بهره‌وری نیست بلکه عملا اقتصاد آرژانتین کوچک شده است. مردم کمتر می‌خرند، بنگاه‌ها کمتر می‌فروشند و در نهایت، قیمت‌ها هم کمتر رشد می‌کنند. یک چرخه کامل اما در جهت نزول.

در این میان، نیروی کار بیشترین هزینه را پرداخت کرده است. دستمزد‌های واقعی سقوط کرده، امنیت شغلی تضعیف شده و ترس از بیکاری به یک عامل دائمی در زندگی روزمره تبدیل شده است. این همان بهایی است که پشت اعداد «زیبای» تورم پنهان مانده است.

بازاری که دیگر نمی‌چرخد

وقتی اقتصاد از درون ضعیف می‌شود، اولین نشانه آن در بازار کار ظاهر می‌شود. اصلاحات موسوم به «مدرنیزاسیون کار» در آرژانتین با وعده افزایش کارایی اجرا شد، اما در عمل، توازن را به‌نفع کارفرما و به‌ضرر کارگر تغییر داد. اخراج آسان‌تر شد، حمایت‌ها کمتر شد و نیروی کار، ارزان‌تر از همیشه.

این سیاست شاید در کوتاه‌مدت هزینه تولید را کاهش دهد، اما یک پرسش اساسی را بی‌پاسخ می‌گذارد: وقتی مردم درآمد ندارند، چه کسی قرار است مصرف کند؟ اقتصادی که در آن مصرف‌کننده تضعیف شود، دیر یا زود با دیوار رکود برخورد می‌کند.

در همین حال، بنگاه‌های کوچک و متوسط که ستون اصلی اشتغال هستند یکی پس از دیگری از میدان خارج می‌شوند. نه به‌دلیل ناکارآمدی، بلکه به‌دلیل نبود تقاضا. اینجا دیگر بحث رقابت نیست؛ بحث بقاست.

بله؛ دولت آرژانتین دائم این روزها از رشد اقتصادی سخن می‌گوید؛ رشدی که قرار است در سال‌های آینده محقق شود. اما وقتی به ترکیب این رشد نگاه می‌کنیم، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد. موتور این رشد، بخش‌هایی مانند معدن، کشاورزی و لیتیوم است؛ حوزه‌هایی با اشتغال محدود و پیوند ضعیف با زندگی روزمره مردم.

این یعنی حتی اگر اقتصاد روی کاغذ بزرگ‌تر شود، لزوماً زندگی مردم بهتر نخواهد شد. رشد، از جامعه جدا شده است. عدد‌ها بالا می‌روند، اما سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند.

در کنار این شکاف، یک دوگانگی عمیق در حال شکل‌گیری است: آرژانتینی که صادر می‌کند و سود می‌برد، و آرژانتینی که مصرف می‌کند و هر روز فقیرتر می‌شود. این دو، هر روز بیشتر از هم فاصله می‌گیرند.

آرژانتینِ خاویر میلی؛ تورم در خواب و اقتصاد در کما

اقتصاد دوپایه و بی‌اعتماد

البته مشکل نیز فقط به تولید و مصرف محدود نمی‌شود. در لایه‌ای عمیق‌تر، بحران اعتماد به پول ملی همچنان پابرجاست. پزو (واحد پول ملی آرژانتین) برای بسیاری از شهروندان، دیگر یک ذخیره ارزش نیست؛ صرفاً ابزاری موقت برای مبادله است. در مقابل، دلار نقش واقعی پول را بازی می‌کند.

در چنین شرایطی، هر ثباتی ذاتاً شکننده است. چون بر پایه اعتماد ساخته نشده است. تجربه تاریخی آرژانتین نشان داده که ثبات‌های بدون پشتوانه اجتماعی، دوام چندانی ندارند.

همزمان، وابستگی به سرمایه خارجی افزایش یافته است. اقتصادی که از درون تضعیف شده، برای ادامه حیات به ورود دلار از بیرون نیاز دارد. اما این وابستگی، یک نقطه آسیب‌پذیر جدی ایجاد می‌کند: اگر این جریان متوقف شود، چه چیزی باقی می‌ماند؟

نگاهی به گذشته، این نگرانی را تشدید می‌کند. خاطره بحران اقتصادی آرژانتین ۲۰۰۱ هنوز در ذهن جامعه زنده است که منجر به ورشکستگی دولت (Default)، سقوط نظام بانکی، بی‌ثباتی اجتماعی گسترده و سقوط پزو شد و آثار آن سال‌ها بر اقتصاد آرژانتین باقی ماند. با این تفاوت که بحران امروز، نه با یک سقوط ناگهانی، بلکه با یک فرسایش آرام در حال شکل‌گیری است.

این همان تفاوت خطرناک است یعنی وقتی بحران دیده نمی‌شود، اما حس می‌شود. وقتی انفجاری رخ نمی‌دهد، اما فشار هر روز بیشتر می‌شود. این وضعیت می‌تواند برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند، تا زمانی که دیگر قابل تحمل نباشد.

در سطح اجتماعی، نشانه‌ها آشکارند. کاهش امید، افزایش نااطمینانی و شکل‌گیری نوعی انتظار دائمی برای بحران بعدی. اینها شاخص‌هایی نیستند که در آمار‌های رسمی دیده شوند، اما در واقعیت، تعیین‌کننده‌ترند.

پرسش نهایی: الان ثبات اقتصادی آرژانتین برای چه کسی است؟

در نهایت، مسئله اصلی این نیست که تورم کاهش یافته یا نه. مسئله این است که این کاهش، چه معنایی برای زندگی مردم دارد. اگر ثبات به معنای عادی‌سازی فقر، کاهش انتظارات و پذیرش یک سطح پایین‌تر از زندگی باشد، آیا می‌توان آن را موفقیت نامید؟

پس آنچه امروز در آرژانتین دیده می‌شود، یک «معجزه اقتصادی» نیست، یک جابه‌جایی پرهزینه است که در آن انتقال بحران از سطح قیمت‌ها به سطح زندگی کشیده شده است. بله تورم پایین آمده است، اما به چه قیمت؟

و دقیقا پاسخ به این پرسش است که تمام روایت‌های ارائه شده از اقتصاد آرژانتین را به چالش می‌کشد. اگر شکاف میان آمار و واقعیت پر نشود، ثبات فعلی ممکن است نه یک دستاورد پایدار، بلکه تنها وقفه‌ای کوتاه پیش از مرحله‌ای عمیق‌تر از بحران باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر