پیامهای حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای و اهمیت حضور «مردم» در صحنه
به گزارش خبرگزاری آنا، احمد روشنی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در یادداشتی با عنوان«اهمیت حضور مردم در صحنه» در پیامهای رهبر معظم انقلاب اسلامی آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای نوشت؛ در سه پیام رسمی از رهبر معظم انقلاب اسلامی آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای که در مقطع حساس پس از شهادت رهبر شهید و در بحبوحه جنگ تحمیلی سوم و نیز آغاز سال نو منتشر شده، «مردم» نه به عنوان عنصری تزئینی یا تشریفاتی، بلکه به مثابه رکن محوری مشروعیت، کارآمدی، اقتدار و پیشرفت نظام اسلامی ترسیم شدهاند. این مقاله با رویکرد تحلیل محتوای کیفی نشان میدهد که تأکید بر حضور مردم، در سه سطح معنایی «ضامن اقتدار»، «تکلیف شرعی-سیاسی» و «شرط تحقق وعدههای الهی و شکر عملی نعمت» سازماندهی شده است.
نخستین بیانیهای که از آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای پس از شهادت رهبری منتشر شد، با صراحت غیرقابل انکاری نقش مردم را فراتر از چارچوب معمول تعریف میکند. ایشان در آن بیانیه میفرمایند:«این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید». این جمله در شرایطی بیان میشود که کشور برای چند روز بدون رهبر و فرمانده کل قوا قرار گرفته بود و به تعبیر متن، «بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت». در این نگاه، مردم نه صرفاً تودهای تحت رهبری، بلکه جانشین مستقیم کارگزاران رسمی در تأمین اقتدار ملی معرفی میشوند. از همین روست که ایشان تأکید میکند: «اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت». این عبارت، کارآمدی نظام را به صورت مستقیم به «ظهور قدرت مردم» گره میزند و به روشنی نشان میدهد که در این گفتمان، مردم نه موضوع سیاست، که فاعل و ضامن اصلی آن هستند.
یکی از نکات برجسته در بیانیه نخستین، ارجاع به آیه شریفه «ما ننسخ من آیة أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها» برای تبیین جایگاه مردم است. ایشان تصریح میکنند که هدف از ذکر این آیه «توجّه دادن به نقش بجا و پُررنگ شما ملت عزیز است» و میافزایند». اگر آن نعمت عظمی [رهبر شهید] از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونهی ملت ایران به این نظام اعطا شد». اینجا حضور مردم نه یک واکنش احساسی، بلکه به مثابه «آیتی جدید» و «خیری معادل یا برتر» معنا میشود که جانشین نعمت ازدسترفته میشود. چنین رویکردی، پایگاه الهی-تاریخی برای مردمباوری فراهم میکند و آن را از یک تاکتیک سیاسی به یک اصل اعتقادی ارتقا میدهد. در ادامه همان بیانیه، چهار شرط برای تحقق این نقش برشمرده میشود: یاد خدا و توکل، پرهیز از خدشه به وحدت ملی، حفظ حضور مؤثر در صحنه و یاری رساندن به یکدیگر. به ویژه در بند سوم میخوانیم: «باید حضور مؤثّر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شب های جنگ از خود نشان دادید، و چه به صورت انواع نقشآفرینیهای مؤثّر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتّی امنیّتی». این جمله، دایره حضور مردم را از میدان نبرد به همه شئون زندگی اجتماعی گسترش میدهد و آن را به یک وظیفه دائمی تبدیل میکند.
پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ با تقارن عید فطر و نوروز و در ادامه همان گفتمان، اما با تأکید ویژهتر بر «وحدت ملی» و «امنیت ملی» به عنوان بستر اقتصاد مقاومتی، بار دیگر نقش مردم را در جنگ تحمیلی اخیر مرور میکند. ایشان در توصیف جنگ سوم (که به شهادت رهبر شهید انجامید) میگویند: «شما در این ماه مبارک، صیام را با جهاد توأم کرده و خطّ دفاعی گستردهای به وسعت کشور و سنگرهائی مستحکم به تعداد میادین و محلّات و مساجد آن فراهم کردید و اینطور ضربهای گیجکننده به او وارد ساختید».
در این روایت، حضور مردم در مساجد و میادین همسنگ جهاد نظامی تلقی شده و به عنوان عامل اصلی شکست دشمن معرفی میگردد. همچنین با اشاره به راهپیمایی ۲۲ بهمن و روز قدس، تصریح میشود: «شما در ۲۲ اسفند که مصادف با روز قدس بود با زدن این ضربه به او فهمانیدید که سر و کارش فقط با موشک و پهپاد و اژدر و امور نظامی نیست؛ خط مقدم ایران خیلی بزرگتر از ذهنیت حقیر و کوچک او است». این عبارت، «خط مقدم» بودن مردم را یک مزیت راهبردی و غیرقابل جایگزین معرفی میکند که دشمن از درک آن عاجز است.
یکی از بخشهای قابل تأمل در پیام نوروزی، اشاره به روش میدانی ایشان برای شنیدن صدای مردم است. ایشان میگویند: «از توفیقات بنده امکان شنیدن سخنان مردم عزیز از انواع طبقات اجتماعی بوده است. از جمله در بازهای زمانی با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی که به درخواست خودم تهیه شده بود در خیابانهای تهران همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرا میدادم و این نوع نمونهگیری را از خیلی از نظرسنجیها برتر میدانستم». این جمله از دو جهت اهمیت دارد: نخست اینکه نشان میدهد تأکید بر حضور مردم فقط یک موعظه از بالا نیست، بلکه با عمل «گوش سپردن به مردم» همراه است؛ دوم اینکه روش «حضور میدانی به عنوان همسفری ناشناس» را به عنوان یک روش مردمشناسانه برتر از نظرسنجیهای متداول معرفی میکند. در ادامه همین بخش، ایشان از تدوین «نسخه علاجی کارساز و کارشناسیشده» برای مشکلات اقتصادی خبر میدهند که «بزودی آماده عمل توسط مسئولان عالی همّت با همکاری همه آحاد ملت خواهد بود». بنابراین «همکاری مردم» نه یک شعار، بلکه رکن اجرایی سیاستگذاری اقتصادی تلقی میشود. شعار سال نیز متناسب با همین نگاه انتخاب شده است: «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی»،که در آن وحدت و امنیت هر دو به حضور و انسجام مردم وابسته است.
در سومین پیام به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید، شاید صریحترین بیان را درباره «استمرار حضور» مردم ارائه میدهند. ایشان پس از تبیین ابعاد شخصیتی رهبر شهید، به این نکته میرسند که «آنچه در وهله کنونی، برای نیل به این شعار و هدف راهبردی رهبر شهید ضروری مینماید، استمرار حضور مردم عزیزمان همانند چهل روزی است که پشت سر گذاشتند. این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است». سپس به صراحت نسبت به هرگونه برداشتی که مذاکرات با دشمن را به معنای کاستن از حضور مردمی تلقی کند، هشدار میدهند: «نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل به نظر میرسد». دلیل این سنگینی را نیز چنین توضیح میدهند: «فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است». این عبارت، حضور فیزیکی مردم را نه فقط یک نماد، بلکه یک متغیر تأثیرگذار در فرایند دیپلماسی معرفی میکند. به عنوان نمونه عینی، به «پویش جانفدا برای ایران» اشاره میشود که عدد میلیونی و رو به افزایش آن، «از عناصر تأثیرگذار در این عرصه» است.
در این پیام، همچنین به تحول روحی و اجتماعی ناشی از حضور مردم اشاره میشود: «قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخ های فیمابین اقشار مختلف با گرایش های متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده میشود». این گزاره، حضور مردم را نه تنها یک کنش سیاسی، بلکه یک فرایند اجتماعی-روانشناختی معرفی میکند که وحدت ملی را بازتولید میکند. در مقابل، دشمن نیز «عملیات رسانهای» خود را برای «خدشه در وحدت ملّی و به تبع در امنیت ملی» طراحی کرده است؛ از این رو مراقبت از گوش ها در برابر رسانههای دشمن، به عنوان یک وظیفه مردمی مطرح میشود. در پایان پیام، ایشان خطاب به مردم میگویند: «ملت عزیز اگر چه با پایان گرفتن مدت عزای رسمی... جامه عزا را از تن بیرون میآورد، اما عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه میدارد». اینجا «عزم قاطع» به عنوان یک ویژگی جمعی و درونیشده در مردم ترسیم میشود که مستقل از ساختارهای رسمی، استمرار خواهد یافت.
نتیجهگیری
در مجموع، تحلیل سه پیام رهبری معظم نشان میدهد که گفتمان مردممحوری در بیانات آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای از یک نظریه سیاسی-اعتقادی منسجم پیروی میکند که در آن: 1- مردم ضامن اصلی اقتدار ملی در شرایط عادی و بحرانی هستند؛ 2- حضور مردم یک تکلیف دائمی و مستمر است که حتی در زمان مذاکرات یا سکوت نظامی نیز نه تنها کاهش نمییابد، بلکه افزایش مییابد؛ 3- این حضور هم علت تحقق پیروزیهای مادی (نظیر شکست دشمن) و هم زمینهساز تحولات معنوی و اجتماعی (نظیر وحدت و ذوب یخهای قومیتی و سیاسی) است؛ 4- شنیدن صدای مردم و مشارکت دادن آنان در سیاستگذاری (به ویژه اقتصاد) جزئی از روش رهبری تلقی میشود. این الگو را میتوان «مردمباوری کارآمد در شرایط بحران» نامید که در آن مرز میان «حاکم» و «مردم» به صورت دیالکتیکی بازتعریف میشود: حاکمیت بدون حضور مردم نه ممکن و نه مطلوب است و حضور مردم بدون بصیرت و وحدت نیز به سرانجام نمیرسد. از این رو، تأکید بر «بصیرت»، «وحدت» و «حضور» سه رکن جداییناپذیر این گفتمان را تشکیل میدهند.
انتهای پیام/