از «دو ماراتن» ایران تا گرفتار شدن واشنگتن در «تله اعتبار»

تحلیل ابعاد تقابل فعلی میان ایران و ایالات متحده حاکی از آن است که واشنگتن با ورود به یک «دوی ماراتن» ناخواسته، در لایه‌های مختلف سیاسی و نظامی دچار بن‌بست شده است. در حالی که ترامپ میان دوگانه «جنگ» یا «امتیاز» سرگردان مانده، اشتباهات محاسباتی تیم او نه تنها مقاومت را حذف نکرده، بلکه با رقم زدن یک جهش نسلی در نیروهای مبارز، اعتبار بین‌المللی کاخ سفید را در آستانه بحران‌های داخلی با چالشی جدی مواجه کرده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، قرارگاه کنش‌گری رسانه‌ای و فضای مجازی دانشگاه آزاد اسلامی استان آذربایجان شرقی در تحلیل راهبردی خود درباره آرایش جدید تقابل میان ایران و آمریکا نوشت:

در حالی که دستگاه محاسباتی آمریکا جنگ را مانند یک «دو صد متر» برآورد کرده بود، جمهوری اسلامی ایران با تغییر قواعد بازی، این تقابل را به یک «دو ماراتن» تبدیل کرد. امروز دونالد ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که نه تمایلی به جنگ دارد و نه قصد امتیاز دادن؛ اما تداوم این مسیر ماراتن‌گونه، با توجه به متغیر‌هایی همچون نزدیکی به جام جهانی، نوسانات قیمت بنزین و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، می‌تواند علاوه بر شکست وی و پیروزی دموکرات‌ها، حتی زمینه استیضاح او را نیز فراهم سازد.

تغییر نسل در مقاومت و بن‌بست راهبرد تغییر رژیم

برخلاف تصورات واشنگتن و رژیم صهیونیستی مبنی بر حذف مقاومت و تغییر رژیم، آنچه در بطن حوادث رخ داد، «تغییر نسل در مقاومت» بود؛ نسلی سرسخت که اکنون با انگیزه انتقام وارد میدان شده است. این افزایش توانمندی درونی باعث شده تا با بالا رفتن شدت تنش از سوی آمریکا، قدرت ایران نیز فزونی یابد. به طوری که اگر امروز صحبت از تسلط بر تنگه هرمز است، در آینده‌ای نزدیک ممکن است مطالبات راهبردی ایران به مناطقی همچون رأس‌الخیمه امارات و بحرین نیز گسترش یابد؛ واقعیتی که روسیه و چین با وتوی پیش‌نویس‌های شورای امنیت، به درستی آن را درک کرده و پیروز این میدان را تشخیص داده‌اند.

خطای استراتژیک ترامپ و گرفتار شدن در «تله اعتبار»

یکی از بنیادین‌ترین اشتباهات ترامپ، تعریف اهداف متعدد برای یک جنگ واحد است که منجر به تداخل تاکتیک‌ها و تضعیف اثرگذاری آنها شده است. به عنوان مثال، نمی‌توان با بمباران زیرساخت‌ها، بیمارستان‌ها و کشتار غیرنظامیان، انتظار همراهی مردم علیه حاکمیت را داشت. از سوی دیگر، اعمال فشار حداکثری ناگهانی، مهاجم را در «تله اعتبار» گرفتار کرده است؛ چراکه با انتخاب گزینه «مقاومت» از سوی مدافع، مهاجم یا باید عقب‌نشینی کند و یا هزینه‌های درگیری گسترده را بپذیرد.

ناشی‌گری در اجرای راهبرد‌های تکراری

شواهد نشان می‌دهد ترامپ در عمل تنها نسخه ناشیانه‌ای از راهبرد دو‌مسیره «فشار - مذاکره» اوباما را اجرا می‌کند. استیصال ناشی از شکست این الگو، خود را در لفاظی‌های آخرالزمانی وی در فضای مجازی نشان می‌دهد. در نهایت باید گفت وقتی یک «برنامه‌ریزی افتضاح» صورت می‌گیرد، فرجامی جز یک «اجرای فاجعه‌بار» نخواهد داشت؛ موضوعی که اعتبار فشار و مذاکره آمریکایی را بیش از پیش نزد افکار عمومی جهان مخدوش کرده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر