کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌و‌گو با آنا:

خشم ترامپ از عقب‌نشینی نکردن ایران/ شکست عملیات آمریکایی برای دستیابی به اورانیوم

میرطاهر کارشناس مسائل سیاسی گفت: عملیات ویژه نیروهای آمریکایی در اصفهان و دستیابی به ذخایر اورانیوم ایران، شکست خورد؛ عملیاتی که با ادعای «نجات خلبانان» بود، اما با هوشیاری ایران، به انهدام چندین فروند هواگرد و بالگرد پیشرفته آمریکایی و عقیم ماندن سناریوی نفوذ واشنگتن انجامید.
نویسنده : علی رحمانی

«سیدرضا میرطاهر» کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری آنا، با تشریح عملیات موفقیت‌آمیز رزمندگان ایرانی در اصفهان اظهار کرد: ما در چند روز اخیر شاهد برخی تحرکات خاص از جانب آمریکایی‌ها بودیم. بعد از سرنگونی جنگنده ضربتی و راهبردی F۱۵ در روز پنجشنبه و فرود آمدن دو خلبان این هواپیما در خاک ایران آمریکایی‌ها ابتدا اقداماتی را برای نجات خلبان اول انجام دادند و ظاهراً در سحرگاه یکشنبه تلاش کردند خلبان دوم را هم نجات بدهند.

وی تأکید کرد: گزارش‌ها حاکی از این است که هواپیما‌ها و هواگرد‌های آمریکایی در یک فرودگاه متروکه واقع در جنوب اصفهان فرود آمدند و در این نقطه درگیری‌هایی بین نیرو‌های ایرانی و آمریکایی صورت گرفته است که در نهایت منجر به نابودی چند فروند هواگرد و بالگرد آمریکایی شده است. سؤالی که در این زمینه مطرح است این است در حالی که محل فرود خلبان دوم در منطقه سیاهکوه دهدشت در استان کوهگیلویه و بویراحمد شناسایی شده بود آمریکایی‌ها در جنوب اصفهان و در یک باند متروکه چه می‌کردند!

احتمالات مطرح شده در عملیات اصفهان

کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در ادامه توضیح داد: در اینجا این احتمال مطرح شده است که ما با دو عملیات کاملاً متفاوت مواجه بودیم، زیرا آمریکایی‌ها اساساً در روز‌های گذشته به دنبال دستیابی به یک نقطه استقرار زمینی در ایران بودند و به همین دلیل این عملیات را از طریق نیرو‌های هوابرد انجام دادند. اگر این فرض را بپذیریم باید گفت که عملیات مذکور شامل یک روند یک روزه نبوده بلکه به مدت چند روز ادامه داشته است به هر حال روایت رسمی طبق گفته منابعی نظیر نیویورک تایمز این است که هواپیمای Ac۱۳۰ آمریکایی برای نجات خلبان مذکور وارد حریم هوایی ایران شده و پس از مدتی ناچار به فرود شده است.

شکست طرح آمریکایی برای دستیابی به اورانیوم ایران

میرطاهر همچنین بیان کرد: به هر حال آمریکایی‌ها پیش از این هم اعلام کرده بودند که یکی از طرح‌های احتمالی آنها این است که از طریق استقرار نیرو‌های هوابرد و عملیات زمینی با استفاده از نیرو‌های ویژه بتوانند به محل ذخایر اورانیوم ایران دسترسی پیدا کنند. با توجه به گزارشات متعددی که متأسفانه توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شخص آقای رافائل گروسی در مورد محل ذخایر اورانیوم ایران به نفع غرب داده شده و شاید بتوان این کار را نوعی اقدام برای جاسوسی محسوب کرد. احتمال این که آمریکا بخواهد از طریق یک عملیات هواپایه ولی زمینی و با استفاده از نیرو‌های ویژه خود نظیر دلتا فورس عملیاتی را در سطح زمین انجام دهد بسیار زیاد است.

وی افزود: نکته‌ای که این احتمال را برجسته می‌کند این است که اساساً فاصله بسیار زیادی بین محل سقوط خلبان دوم در منطقه دهدشت کوهگیلویه و بویراحمد هم‌جوار شمال استان خوزستان و جنوب اصفهان وجود دارد. بنابراین، پذیرش این نکته که هواپیما‌های فرود آمده در جنوب اصفهان با هدف نجات این خلبان به آنجا آمده بودند کمی سخت است. به همین دلیل تصور می‌کنم با دو نوع عملیات مختلف مواجه بودیم، اما هنوز هم در مورد ماهیت و تعداد هواگرد‌هایی که در این عملیات شرکت داشته و نابود شدند اختلاف نظر وجود دارد.

ابهام در آمار تعداد تلفات نیرو‌های آمریکایی

پژوهشگر ارشد مسائل استراتژیک تصریح کرد: در حالی که قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیاء (ع) آمار رسمی را دو فروند بالگرد بلک Haok و یک فروند هواپیمای C۱۳۰ اعلام کرده است. آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند که دو فروند هواپیمای C۱۳۰ و یک فروند بالگرد MH۶ در این عملیات نابود شده است. ضمن این که ایران اعلام کرده یک فروند هواپیمای پشتیبانی هوایی نزدیک A۱۰ و نیز یک فروند پهباد MQ۹ در این عملیات توسط پدافند هوایی ایران مورد اصابت قرار گرفته و نابود شده است.

وی همچنین عنوان کرد: آنچه که در منابع غربی نظیر وب سایت کلش ریپورت در مورد خسارت‌های آمریکایی‌ها اعلام شده شامل ۲ فروند هواپیمای C۱۳۰ و یک فروند بالگرد MH۶ به همراه یک یا دو فروند پهباد MQ۹ است، اما این آمار با آماری که ایران داده متفاوت است. آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که بعد از فرود هواپیمای C۱۳۰ در این باند متروکه نیرو‌های ایرانی با نیرو‌های ویژه آمریکایی درگیر شده و نیرو‌های آمریکایی از پشتیبانی هوایی برخوردار بوده‌اند. یعنی؛ آمریکایی‌ها از عنصر پشتیبانی نزدیک هوایی برای مقابله با نیرو‌های ایرانی استقاده کرده‌اند.

نقطه عطفی در تاریخ جنگ رمضان

میرطاهر یادآور شد: به هر حال شاید بتوان گفت این عملیات نقطه عطف جدیدی در تاریخ جنگ رمضان است. می‌توان نقطه عطف اول را نابودی هواپیمای آواکس آمریکایی توسط پهباد شاهد ۱۳۶ ایرانی دانست؛ بنابراین به رغم این که آمریکایی‌ها مدعی هستند خلبان دوم را هم نجات داده‌اند، اما میزان خساراتی که دیده‌اند غیرقابل توجیه است. این مسئله نشانگر این است که آمریکایی‌ها باید به این نکته پی برده باشند که هزینه هرگونه درگیری زمینی احتمالی با ایران برخلاف تجربه آنها در ونزوئلا بسیار خطیر و پرتلفات خواهد بود.

وی همچنین ادامه داد: فکر نمی‌کنم کشور‌های اروپایی عضو ناتو به هیچ عنوان مایل باشند در جنگی که نه در شروع و نه در ادامه آن نقشی داشته‌اند نقش‌آفرینی کنند. زیرا به نظر من بهتر از آمریکایی‌ها ایران و ایرانی‌ها را می‌شناسند. یادتان باشد که آنها سابقه برخوردی چند صدساله با ایرانیان دارند و به خوبی آگاهند که ورود به جنگ با ایران مانند باتلاقی است که با ورود به آن دیگر قادر به خروج نخواهند بود. به علاوه با توجه به این که اروپایی‌ها سال‌ها از لحاظ امنیتی به آمریکا وابسته بوده‌اند عملاً در توسعه توانمندی‌های نظامی فعال خود بسیار کوتاهی کرده و به همین سبب فاقد عناصر لازم برای درگیری‌های طولانی مدت هستند.

جنگ اوکراین و تهی شدن زرادخانه تسلیحاتی اروپا

این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی بیان کرد: منابع تسلیحاتی که کشورهای اروپایی برای اوکراین فراهم کرده‌اند، منجر به تهی شدن زرادخانه‌های تسلیحاتی اروپا شده است. اما مهم‌ترین دلیل این رویکرد نسبت به جنگ رمضان این است که دولت‌های اروپایی به خوبی آگاهند که هر گونه درگیری نظامی با ایران برای آنها چیزی جز خسارات و تلفات به همراه نخواهد داشت. با توجه به این واقعیت، کشورهای اروپایی به هیچ وجه مایل نیستند در جنگی که آمریکا به خاطر اسرائیل آن را به راه انداخته، شرکت کنند. ضمن اینکه برای آنها دستیابی به هدف مهم بازگشایی تنگه هرمز، بیش از آنکه از طریق نظامی ممکن باشد، از طریق مجاری دیپلماتیک دست‌یافتنی‌تر است.

وی تأکید کرد: اخیراً شاهد عبور یک کشتی فرانسوی از تنگه هرمز پس از رایزنی با ایران بودیم این واقعه به اروپایی‌ها این مطلب را فهمانده که می‌توانند از طریق مذاکره با ایران به خواسته‌های خود برسند. ضمن این که اروپایی‌ها اساساً معتقدند که این جنگ باید هر چه زودتر به پایان برسد. طبیعتاً مشارکت در جنگی که این کشور‌ها به هیچ عنوان به آن اعتقاد ندارند کاملاً برخلاف سیاست آنها است.

نابودی توانمندی پدافندی ایران، هدف امریکا و اسرائیل

میرطاهر همچنین بیان کرد: هنگامی که جنگ رمضان آغاز شد، یکی از اهداف اولیه آمریکا و اسرائیل نابودی پدافند هوایی ایران در تمامی سطوح بود. اما ایران در فاصله هشت ماهه بین جنگ ۱۲ روزه تا نبرد رمضان، با استفاده از توانمندی‌های داخلی و اکتساب فناوری‌های دفاعی از کشورهایی نظیر چین و روسیه، توان جنگ الکترونیک، راداری و پدافندی خود را افزایش داد. اگر ادعای ترامپ را در این زمینه ملاک قرار دهیم، او مدعی است که توانسته پدافند هوایی و نیروی هوایی و دریایی ایران را کاملاً از بین ببرد. اما به نظر من، تحولات اخیر نشان داد که سخنان ترامپ لاف و گزاف است، زیرا ایران عملاً توانسته ضمن حفظ موجودی پدافندی خود، با به‌کارگیری تاکتیک‌های جدید، با حملات هوایی دشمن مقابله کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: سیر افزایشی سرنگونی و اصابت پرتابه‌های ایرانی به پایگاه‌ها و هواپیماهای دشمن آمریکایی در یکی دو هفته اخیر، علامتی مثبت در این زمینه است. ایران به‌طور طبیعی از تاکتیک‌های جدیدی برای کشف و انهدام هواگردهای دشمن استفاده می‌کند که این مسئله در انهدام چندین هواگرد آمریکایی در خلیج فارس و تنگه هرمز نیز قابل مشاهده است. واقعیت غیرقابل کتمان این است که هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی می‌دانند که آسمان ایران دیگر برای آنها مانند اوایل جنگ ایمن نیست؛ بنابراین باید در روند هرگونه ورود و خروج هوایی به ایران، مراقب تاکتیک‌ها و اقدامات جدید پدافندی ایران باشند. این نکته با توجه به تجربیات و نبردهای چند روز اخیر به وضوح قابل مشاهده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر