از سوت‌های طلایی تا خیانت به وطن

سقوط اخلاقی با شیب تند؛ روایت تلخ وفاداری در مسیر بیگانگی/وقتی فغانی سرباز صفر دشمن می‌شود

داور ملی سابق فوتبال ایران حالا این روزها در قامت سرباز دشمن ظاهر شده است، ماجرایی که وجدان هر ایرانی را به درد می‌آورد.

به گزارش خبرگزاری آنا، داستان موفقیت‌های بزرگ همواره الهام‌بخش بوده‌اند،  به‌ویژه وقتی این موفقیت‌ها در عرصه‌های ملی و بین‌المللی رقم می‌خورند اما گاهی اوقات، مسیر این قهرمانان با پیچیدگی‌ها و تناقضاتی روبرو می‌شود که ذهن و جامعه را به چالش می‌کشد. این گزارش به بررسی پدیده‌ای می‌پردازد که در آن، افرادی که روزگاری در دل همین سرزمین، پله‌های ترقی را طی کرده و به شهرت جهانی دست یافته‌اند، امروز با ادبیاتی تند و گزنده، وطن خود را به «عصر حجر» تشبیه می‌کند.

تاریخچه موفقیت بسیاری از چهره‌های برجسته، گواه این است که بستر رشد و شکوفایی آن‌ها، همین سرزمینی بوده که امروز مورد نقدهای تند قرار می‌گیرد. صبحت از علیرضا فغانی است. او مسیری را از داوری در مسابقات داخلی و کارمندی در شهرداری تهران آغاز کرده و پله‌پله پیشرفت کرد تا به سطح جهانی رسیده و در معتبرترین رویدادهای ورزشی داوری کرده است.این رشد، هرچند با فراز و نشیب‌ها و جنجال‌های خاص خود همراه بوده، اما در نهایت با معرفی و حمایت همین سیستم ملی رقم خورده است.

او که روزگاری با سوت‌هایش پرچمدار ایران بود امروز در کسوت یک سرباز صفر، علیه وطن خود صف‌آرایی کرده است. پرونده‌ داور ملی سابق فوتبال ایران، داستانی است تکان‌دهنده از سقوط اخلاقی با شیبی تند، روایتی که در آن وفاداری جای خود را به بیگانگی و خدمت به دشمن باخته است.

او به تازگی به جای اینکه از صحبت های ترامپ رئیس جمهور آمریکا ناراحت شود و به عنوان یک ایرانی به غیرتش بربخورد، با یک استوری وقیحانه ایران را به عصر حجر تشبیه کرده است. تشبیه ایران به «عصر حجر» در شرایطی که خود از متن همین جامعه به بالاترین درجات موفقیت رسیده، پرسش‌های جدی را از او مطرح می‌کند. آیا دورانی هم که رشد کردی در «عصر حجر» بود؟ روزهایی که در ایران پله‌پله بالا می‌رفتی، کارمند شهرداری شدی و در مسابقات داخلی گاهی با سوت هایت جنجال درست می کردی، آیا شرایط برای پیشرفتت فراهم نبود؟ آیا این زیرساخت‌ها و فرصت‌ها، نشانه‌ای از یک «عصر حجر» بود؟

اگر ایران «عصر حجر» است، پس چگونه شاهد دستاوردهای علمی برجسته ای هستیم که باعث شده تا اسرائیل این رژیم صهیونی از ترس، دانشمندان برجسته کشورمان را ترور کند؟ پروژه‌های عظیم صنعتی و عمرانی (مانند ساخت بلندترین پل خاورمیانه) و کارخانه های صنعتی گواه چیست؟ چطور عصر حجری هستیم که ایرانیان خارج از کشور عمدتا برای درمان بیماری های خود ولو مشکلات دندان پزشکی به ایران می آیند و کارهای درمانی خود را انجام می دهند؟ 

این تناقضات نشان می‌دهد که نگاه «عصر حجری» به ایران، بیش از آنکه بازتابی از واقعیت عینی باشد، احتمالاً ابزاری برای توجیه مواضع سیاسی و شخصی است.موفقیت‌های فردی، هرچند ارزشمند، نباید باعث فراموشی ریشه‌های فرد به جامعه‌ای شود که بستر رشد او بوده است.

چگونه فردی که نماد قضاوت منصفانه و تعهد ملی بود، امروز به تریبون تبلیغات علیه منافع ایران تبدیل شده است؟ آیا این صرفاً یک اختلاف نظر شخصی است، یا پای منافع و اغراض دیگری در میان است که او را به این مسیر تاریک کشانده است؟

 جامعه ورزشی ایران، که روزگاری شاهد درخشش این داور در میادین بین‌المللی بود، امروز با حیرت و انزجار شاهد سقوط او از اوج به انتهای دره است.آیا زمان آن نرسیده است که با قاطعیت بیشتری با چنین افرادی برخورد شود و هویت ملی، بالاتر از هرگونه مصلحت‌بینی یا منفعت شخصی قرار گیرد؟

انتهای پیام/

ارسال نظر