کانالهای پرمخاطب در مسیر مهاجرت به سکوهای داخلی نباید لیست مخاطبانشان را از دست بدهند
روایتی از اقتدار دیجیتال زیستبوم فناوری اطلاعات ایران در میدان جنگ
عملکرد سکوهای بومی طی جنگ تحمیلی اخیر را چطور ارزیابی میکنید، به نظر شما با توجه به امکاناتی که در اختیار داشتند، پاسخ مناسبی به انتظارها دادند؟
این عملکرد نسبت به امکاناتی که در اختیار این سکوها قرار داشته، نه تنها در حد انتظار، بلکه فراتر و بهتر از تصورات اولیه بوده است. آمارها نشان میدهد که ماهانه هر کاربر ایرانی که در شبکههای اجتماعی فعالیت میکند، گویای این واقعیت است که در گذشته حتی توان پاسخگویی به یک میلیون یا یک میلیون و نیم کاربر فعال را با کیفیت مناسب نداشتیم، اما اکنون در شرایط جنگ، شاهد هستیم که سکوهای داخلی توانستهاند سرویسی قابل قیاس با تلگرام ارائه دهند و پاسخگوی نیاز مردم باشند.
آنچه پیشتر مانع از برقراری ارتباطات اجتماعی و اتصالات میانفردی مردم میشد، اکنون با حضور عموم مردم در شبکههای داخلی و ایجاد اثر شبکهای، به سمت این سکوها جذب شدهاند. امروز میبینیم که بسیاری از کسبوکارها، تولیدکنندگان محتوا و خبرگزاریها، حتی آن دسته که پیشتر فعالیت خود را در فضایی مانند تلگرام یا اینستاگرام تمرکز کرده بودند، به سمت سکوهای داخلی حرکت کردهاند.
مهاجرت به سکوهای داخلی انتخاب هوشمندانۀ مردم ایران بوده است
گاهی چنین مطرح میشود که مهاجرت در چنین شرایط با جبر شکل گرفته است، بنابراین ارزش کمتری نسبت به حضور خودخواسته دارد، نظر شما در این خصوص چیست؟
برای بررسی این موضوع، میتوان از چند جهت به قضیه نگاه کرد. نخست آنکه ارائهدهندگان سکوهای داخلی، بدون آنکه نقشی در اجبار مردم برای مهاجرت داشته باشند، صرفاً خدمت ارائه میدهند. اگر این سکوها نبودند، امروز زندگی میلیونها نفر از مردم که از این خدمات استفاده میکنند با اختلال مواجه میشد و کشور در شرایط جنگ تحمیلی مجبور به استفاده از سکوهای تروریستی مانند تلگرام و اینستاگرام بود.
این ارزشی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. البته پیش از جنگ هم استقبال خوبی از سکوهای داخلی وجود داشت، تا جایی که تعداد کاربران فعال یکی از سکوهای داخلی نزدیک به بیست و هفت میلیون کاربر جذب رسیده بود و این واقعیت در جمعیت و بازار کشور رخ داده است. در چنین شرایطی، رقابت با این سکوها امکانپذیر نیست. حتی تلگرام با وجود کیفیت بسیار بالاتر نسبت به واتساپ، نمیتواند در بازاری که واتساپ فراگیر و مستقر شده، به راحتی تسلط یابد. دلیل آن نیز همان اثر شبکهای است که اشاره شد.
عدم مقابله با تسلط تلگرام بر کل بازار کشور، همراه با عدم پایبندی به قوانین و مقررات و نپذیرفتن مسئولیت در قبال کشور، نه تنها ضد قانون اساسی، بلکه ضد رقابت است و باید با آن برخورد قاطع صورت گیرد. هنر واقعی آن است که بتوانیم از استقلال کشور، از خون مردم و در برابر دروغها و شایعهپردازیها دفاع کنیم. این همان توانمندی است که در فضای مجازی کشور رخ داده و ارزشمند است.
وجود استارلینک به تنهایی منجر به عملیات ضد منافع مردم ایران نخواهد شد
برخی میگویند که اگر کسی قصد انجام عملیات تروریستی از بستر تلگرام را داشته باشد، از استارلینک استفاده میکند و محدود کردن دسترسی عمومی فایدهای ندارد. پاسخ شما به این انگاره چیست؟
مهمترین استفادههای ضد امنیتی از تلگرام، نظر جذب افراد خاص و رادیکال، و ارائه خوراک فکری به آنان، در همین شبکه انجام میشود. قدرت ناشی از شبکه، به تعداد افرادی که به آن شبکه متصل هستند بستگی دارد و این مهمترین پارامتر در قدرت شبکه است. این موضوع صرفاً با ارتباط یک فرد قابل تحقق نیست. تهدیدی که مطرح میشود، بدون داشتن عقبه جمعیتی محقق نمیگردد.
باید گفت تا زمانی که سی میلیون نفر در یک شبکه حضور نداشته باشند، نمیتوان ده هزار نفر آدم رادیکال پیدا کرد، برای آنان مأموریت تعیین کرد و امثال آن؛ بنابراین اگر حضور سی میلیونی جمعیت در شبکه تلگرام قطع شود، عملاً قدرت از آن گرفته میشود. حادثه امنیتی نوزده و قطع اینترنت و متعاقب آن خواب آرام مردم، نشان میدهد که با قطع اتصال شبکه، قدرت تأثیرگذاری از بین میرود.
جنگ شناختی در حالی پیش میرود که هیچکس احساس مشکل و کمبود نمیکند و مردم با آرامش به زندگی خود ادامه میدهند. برخی نیروها تلاش دارند القا کنند که کمبودهایی مانند آرد وجود دارد، اما این جنگ شناختی است که میخواهد هیجانی از مردم نشان دهد. کشوری که میتواند بدون مشکل باشد، نباید با ایجاد حساسیتهای کاذب به مسائل کوچک دچار تنش شود؛ بنابراین حداقل دو عامل با تعداد زیاد انسانها در تلگرام تحقق پیدا میکند: نخست جنگ شناختی، و دوم شبکهسازی و کسب نیرو. اگر یک اجتماع چند میلیون نفری در تلگرام یا هر سکویی که منافع ایران را رعایت نمیکند، وجود نداشته باشد، آن قدرت لازم برای شبکه سازی از افراد هیجانی و بعضاً رادیکال، بر بتسر سکو فراهم نخواهد شد.
پایداری و ابتکار؛ روایت موفقیت سکوهای خدماتی ایران در بحران
عملکرد سایر سکوهای داخلی غیر از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی بومی در حدود یک ماهی که از شروع جنگ تحمیلی میگذرد را چطور ارزیابی میکنید؟
سکوهای داخلی در زمینههای مختلف نظیر مسیریابی سرویسهای حملونقل شهری و خدمات شبکه ملی اطلاعات، پیش از ایجاد محدودیتها با حجم بسیار بالای کاربر کار میکردند و اکنون نیز با کیفیت مطلوب به فعالیت خود ادامه میدهند. تنها مشکل موجود، مسئله جیپیاس است که باید برای حل آن تلاش کرد. برخی از سکوها با ابتکاراتی که در زمان محدودیتها به کار گرفتهاند، توانستهاند اختلالات ناشی از محدودیتها را کاهش دهند. مردم با کیفیت خوبی از این سکوها استفاده میکنند و کمتر کسی در این حوزهها دچار مشکل شده است، مگر آنکه مسائل مربوط به بانک ملی و شبکه داخلی با اتصال اینترنت دچار اشکال شود.
تاابآوری در میدان جنگ تحمیلی، ادعاهای نادرست دربارۀ استقامت شبکۀ ملی اطلاعات را نشان داد
برخی میگفتند که اگر کشور بر اثر سوءاستفادۀ نظامی متجاوزین به خاک میهن بیش از دو هفته مجبور به محدود کردن شبکۀ وب بینالملل شود، شبکۀ ملی اطلاعات دیگر نیازهای ضروری مردم را پاسخ نخواهد داد، نظر شما در این خصوص چیست؟
ثابت شد که ادعاهایی مبنی بر اینکه شبکه ملی اطلاعات دو هفته دوام نمیآورد، در حالی که اکنون حدود یک ماه از اعمال برخی محدودیتها به دلیل سوءاستفادۀ نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل از اینترنت بینالملل میکند، غیر واقعی و مبالغهآمیز بوده است. برخی از این ادعاها باعث خنده است. البته انگارههای دیگری هم از این دست وجود دارد که فعلاً قابل ارزیابی نیستند اما احتمالاً در آینده نادرست بودن آنها نیز به طور ملموس برای همه آشکار خواهد شد.
ضرورت حمایت از فعالان اقتصادی در مسیر مهاجرت به سکوهای داخلی
شما فکر میکنید که ضرورت دارد تا دولت حمایت خاصی از کسانی که پیشتر فعالیت پرحجمی در سکوهای خارجی داشتند، انجام دهد تا آنها راغب به استمرار حضور پررنگ در سکوهای داخلی شوند؟
بله، حتما چنین ضرورتی وجود دارد. بالاخره برای کسانی که در سکوهای خارجی مخاطب خوبی داشتهاند، باید شرایطی در نظر گرفته آن فرد رغبت به ادامۀ فعالیت در سرویس داخلی پیدا کند و انگیزۀ لازم را به او داد تا تصور نکند که هیچ توجهی به او که پیشتر در سرویسی خارجی برای مثال چند صد هزار مخاطب داشته است، از سوی سیاستگذار نمیشود و سرخورده شود. این دارایی آنان باید حفظ شود. با مذاکره با سکوهای داخلی، میتوان صفحه یا ویترین این افراد را در پیامرسان داخلی قرار داد و یا لیست مخاطبان آنان را به کانالهای جدید منتقل کرد.
راههای حمایتی دیگری هم وجود دارد، برای مثال در هر پیامرسانی، محدودیتی برای افزودن دستی افراد وجود دارد. اما میتوان برای کسانی که پیشتر کانال بالای چند هزار نفری در سکوهای خارجی داشتهاند، سقف بیشتری در نظر گرفت. راهکار دیگر این است که سکو یا دولت با سرویسهایی نظیر پیام کوتاه، پیام شخصی در سکوهای بومی یا اعلان مخاطبان قبلی کسب و کار را از فعال شدن کانالش در هریک از سرویسهای داخلی آگاه کنند. البته حتماً راههای دیگری هم وجود دارد که باید به آنها فکر کرد و طراحی لازم را انجام داد.
عبور از نقطه بیبازگشت در حاکمیت فضای مجازی ایران
شما فکر میکنید پس از پایان این جنگ تحمیلی در عرصۀ ارتباطات و فناوری اطلاعات چه چیزی نباید به حالت قبل برگردد؟
پس از پایان جنگ تحمیلی اخیر که توسط محور آمریکایی، صهیونی و عربی به ایران تحمیل شود، قطعاً شرایط متفاوت خواهد شد. نباید فراموش کرد که رسیدن کشور به نقطهای که این آسیبها متوجه ما شود، بخش قابل توجهی از آن از فضای مجازی نشأت گرفته است. از زمانی که سکوهای بیگانه در کشور ما فراگیر شدهاند، هیچ ضابطهای بر آنها حاکم نبوده و در عرصههای شناختی، اطلاعاتی و عملیاتی ضربات متعدد و محکمی بر کشور وارد شده است.
هر کسی که میخواهد در کشور فعالیت کند، باید قواعد و ضوابط مشخصی را بپذیرد. کشورهایی که با ما تعامل دارند و حاضرند طبق قوانین عمل کنند، مورد توجه خواهند بود. امروز مطالبه مردمی نیز به این تبدیل شده که باید از آسیبهای کشور در این حوزه جلوگیری کرد. تنظیمگری در حوزه رسانه نباید به گونهای باشد که مردم به سمت سکوهای خارجی سوق داده شوند. مسئله فراتر از مسائل رسانهای و آگاهسازی صرف است؛ موضوع امنیت مردم، جلوگیری از جنگ شناختی، جنگ امنیتی و جلوگیری از فعالیت آمریکاییها و صهیونیستها در کشور ما مطرح است. باید به صورتی نظاممند و دقیق جلوی فیلترشکنهایی که دسترسی غیرقانونی ایجاد میکنند، جلوی فناوریهای مزاحم و فعالیتهای مخرب گرفته شود. از سوی دیگر حمایت کافی از زیستبوم فناوری اطلاعات صورت پذیرد.
انتهای پیام/