بازیهای ویدئویی ظرفیت خوبی برای روایت حماسههای جنگ رمضان دارند
جنگها همیشه پر از سوژه و روایت برای پرداختهای حماسی، عاطفی، اجتماعی، ادبی و... برای خالقان آثار هنری و روایی هستند هر جنگی که پایان مییابد، بلافاصله زمان طلایی روایت گران شروع میشود تا خوانش خود از رویدادهای آن را برای نسل حاضر و نسلهای بعد با زبان هنر، سرگرمی و... بیان کنند.
روایتها حسها را میسازند، در آینده کسانی که حماسه آفرینی مردم ایران در جریان مقاومت ملی برابر تجاوز آمریکایی و صهیونیستی را زیست نکردهاند، از روی روایت هاست که حماسه این روزهای نسل فعلی مردم ایران را درک خواهند کرد، حتی خوانش نسل حاضر هم به واسطه روایتها تکمیل میشود؛ چرا که هرکدام ما بعدی محدود به ظرفیت یک انسان را درک کردهایم و این روایتها هستند که تجربه جمعی را برای ما بازخوانی خواهند کرد.
بازیسارها یکی از جدیترین راویان حماسهها و جنگها در چند دههٔ اخیر جهان هستند و حالا در ایران هم همت آنها میتواند روایتی صحیح، فنی و هنرمندانه درباره ۳ جنگ تحمیلی به مردم ایران، خصوصا جنگ رمضان ارائه کند، همین موضوع بهانهای بود تا پای صحبتهای یکی دیگر از بازیسازهای ایرانی بنشینیم. سجاد احمدی نیت، پژوهشگر حوزه بازی و مدیر استودیو بازیسازی رز یخی در گفتوگو با آناتک از حس خود نسبت به این جنگ تحمیلی و ظرفیتهای بازیسازان ایران برای روایت صحیح جنگ میگوید.
تحولات اخیر، تکان عظیم به دنیا و قدرتنمایی ایرانیها است
این روزها کشور ما درگیر یک جنگ تحمیلی از سوی محور آمریکایی و صهیونی شده است، نظر شما درباره اتفاقات و رویدادهای فعلی کشور چیست؟
تحولات و اتفاقاتی که درحال رخ دادن در کشور است، نشان از یک تکان عظیم به دنیا و قدرت نمایی است. کشوری که علاوه بر قدرت نظامی خود، وحدت و انسجام و آمادگی خودشان را در کف میدان به نمایش گذاشتند و پشت کشورشان ایستادگی کردند و به همراه فرماندهان و نخبگان، آنچه را در جهان به نمایش گذاشتند که باعث حیرت همگان شد.
شرایط کنونی همگی را در شعاع خود قرار داده و کسی از اتفاقات منفی دوران بدور نیست. بطور مثال جامعه توسعه دهندگان علی رغم تحریمهایی که وجود داشت، از مسیر عادی توسعه محروم شدند که بااینکه مصلحت اینکار در جنگ اطلاعاتی و شناختی بود، اما باطن قضیه را هم باید دید که باعث اختلال بزرگی در مسیر جامعه بازیسازان شد.
امیدواریم این قضیه با پیروزی ایران و قطع شدن دستانِ کشورهای غاصب و خائن و از بین رفتن موانع همراه باشد. اما بهتر است که هرچه زودتر فکری به حال شرکتها و تیمهای این حوزه شود.
بازیها در بحران، حس ارزشمندی و امید را تزریق میکنند
بازیهای رایانهای چطور میتواند در افزایش آرامش اجتماعی و حال خوب مردم کمک کند؟
بازیهای ویدئویی یک شکل تکامل یافتهای از بازیهای کلاسیک هستند. بازی، باعث فراغت ذهنی میشود و بازیهای ویدئویی از این قاعده مستثنی نیستند. در کل بازیها یک دنیای کنترل شده با قوانین منحصر به فرد هستند که باعث کنترل گرفتن ذهن میشوند. پس قاعدتاً نقش مفیدی در بهکارگیری افکار ایفا میکنند.
نکته دیگری که میتوان مطرح نمود، احساس ارزشمندی است. اگر اضطراب های جامعه بخاطر اتفاقات ناشی از جنگ، بر ما اثر بگذارد، در عوض برخی بازیها میتوانند حس اعتماد به نفس و ارزشمندی و موفقیت را تزریق کنند.
همچنین، بازیها بصورت مستقیم هم میتوانند خود پیام آور انگیزه و امید باشند. چه بسا که در برخی از بازیهای ایرانی و غیرایرانی رنگ و بوی امید را میبینیم.
بازیها میتوانند حماسه را به اندازه خودِ آن روایت کنند
بازیهای ویدیویی چه ظرفیتهای برای روایت مقاومت ملی مردم ایران در دوران پساجنگ دارد؟
بازیها به علت وجود تعامل و کُنش ظرفیت بینهایتی در اینباره دارند. یک داستان خوب با یک روایت قوی و طراحیهای اصولی، ظرفیت بازی را حداقل به اندازه آن حماسه بالا میبرد و آن را جذاب میکند. میتوان از خیلی چیزها الگو گرفت! مثلا؛ همدلی بین مردم، شهادت و هربار خروش هموطنان ما، جنایت و حماقتهای آمریکا و رژیم اسراییل و برخی کشورهای منطقه، روایت اقتداری که نتیجهاش در فضای مجازی از سوی کاربران خارجی مشاهده میشود و ... خیلی سوژهها وجود دارد که باید پرداختِ درستی به آنها داشت و سرسری و از روی احساس نباشد.
بنده معتقدم یک روایت از یک موضوع حماسه انگیز و قوی، باید به اندازه آن حماسه قوی باشد. یا حداقل در قالب ظاهری آن دربیاید.
بازیسازان ایرانی توانمندی درخور جهانی دارند
به اعتقاد شما ما از منظر نیروی انسانی و فنی توانمندی این را داریم که از ظرفیت بازیهای ویدیویی برای روایت مقاومت ملی ایرانیها استفاده کنیم؟
چرا این ظرفیت را نداشته باشیم؟ حتی اگر کم هم باشد چرا از لحاظ آموزشی نتوانیم؟ به وفور اثبات شده که بازیهای ایرانی و حتی بازیسازان ایرانی، توانمندیهای در خور جهانی دارند. مهم سرِ حمایتهای مادی و معنوی است که برخی مسئولانِ مربوطه ترجیح میدهند چنین چیزی را قطره چکانی بدهند. حتی گاهی اوقات هم اولویت دیگری را ترجیح میدهند و اینها از روی خیانت نبوده و از روی ناآگاهی یا عدم شناخت بازیهای ویدئویی است.
بهتر است مسئولین گرامی اثرِ بازیها را در نسل جدید بررسی کنند تا ببینند که نسلهای کنونی و بعدی، نسل اعمال مبتنی بر کُنشهای فناورانه هستند. البته به این هم باید اذعان کرد که شرایط امنیتی و نت ملی، کار با موتورهای بازیسازی و محیطهای توسعه دهندگی را با چالش همراه میکند و باید برای این موضوع تدبیری کرد.
عدم تقلید کورکورانه از هالیوود مزیت اصلی بازیسازهای ایرانی است
شما فکر میکنید بازیسازان ایرانی در رقابت با استودیوهای آمریکایی و اسراییلی توان این را دارند که در عرصه جهانی پیام مقاومت مردم ایران را به جهانیان برسانند و روایت واقعی از این تجاوز به خاک ایران ارائه کنند؟
قطعا روایتِ خالصانه، دست برتر را میتواند داشته باشد. یک داستانِ واقعی و پرداختِ غنی میتواند تاثیر خود را داشته باشد. اما باید این را گفت که بدونِ حمایتهای دولتی و مردمی نمیتوان به این موضوع دست پیدا کرد و باید دولتمردان دغدغه داشته باشند و مردم حمایت کنند. البته باید بازیسازان هم در این موضوعات، با توجه بیشتر و دست پر ورود کنند.
باید به این هم اذعان کنم که رقابت در این عرصه به معنای تقلید کورکورانه یا جنگ رسانهای مستقیم نیست. بزرگترین مزیت ما، روایت داستانهای اصیل و نابی است که از دل فرهنگ و تاریخ خودمان بیرون میآید. داستانهایی که برای مخاطب جهانی تازگی دارند. به جای اینکه سعی کنیم یک بازی اکشن هالیوودی بسازیم، ما باید روی نقاط قوت خودمون تمرکز کنیم: روایتهای عمیق انسانی، فرهنگ غنی ایرانی، و نشان دادن چهره واقعی مردمی که در برابر سختیها مقاومت میکنند.
یک داستان صادقانه درباره امید یک خانواده در یک شهر جنگزده، میتواند بسیار تاثیرگذارتر از یک روایت پر از انفجار باشد. گرچه ما در بازی «سارا» که درحال توسعه هستیم، بنده و برادرم و سایر اعضای تیم سعی کردیم چنین موضوعی را در قالب موضوعی جنگ تحمیلی در روایتی جذاب عرضه کنیم. اگر ما بتونیم این داستانهای انسانی و جهانی را با کیفیت بالا روایت کنیم، قطعاً گوش شنوای زیادی در سراسر دنیا پیدا خواهیم کرد.
حمله به مدرسه میناب جز رذالت و نسلکشی نبود
نظر شما درباره حمله به کودکان و نوجوانان در طول این جنگ، مثل تخریب مدرسه در میناب در روز اول چیست ؟
ماجرایی تلخ که باز نشان داد که طرفِ آمریکایی و رژیم اسرائیل، به هیچ خط مشیِ انسانیی پایبند نیستند. هرچیزی بعنوان توجیه گفته شود، واقعا درست نیست. زیرا اینکه حمله در روز روشن به یک مدرسه که نخبگان آینده و دختران مملکت ما در آن بودند، جز رذالت و نسل کشی هیچ چیز دیگری نمیتواند باشد. من بهشخصه و از طرف تیم و شرکت مان، از هر تصمیمی که نخبگان سیاسی و نظامی ما بگیرند حمایت میکنیم و مانند مردمِ در کف خیابان و میادین، پشت کشورم هستیم.
به امید روزهایی خوش و اتفاقاتی شیرین. امید آمدن آنکه همگی منتظرش هستیم. به امید دنیایی که هر کشوری در سایه امنیت، استقلال خود را دارد.
انتهای پیام/