هندسۀ ولایی مناسبات ارتباطی در عالم انقلابی

پژوهشگر فرهنگ و رسانه نوشت: ولایت، تکیه‌گاه و محور جامعۀ دینی است، و به محض تحقّق او، روح جمعی از تلاطم به طمأنینه می‌رسد. شگفت آنکه، به محض معرفی ولیّ‌فقیه جدید، احساس شعف و اطمینان قلبی در آحاد مردم فراگیر شد، این شوق و یقین، به سبب ارتباط باطنی و انفسی جامعه با ولیّ‌فقیه، ایجاد شده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، آزاده محمودیان در یادداشتی  با برشمردن آثار و نتایج ولایت فقیه در یادداشتی نوشت:

۱. شهادت ولی‌ّفقیه و فقدان او در میان امّت، آن‌هم در میانۀ یک جنگ تمام‌عیار وجودی و هویتی، دوران جدیدی از حیات تاریخی امّت اسلامی را در این قرن، رقم زده است. شب‌ها و روز‌هایی که می‌گذرد، ظرف زمانِ تعالی جامعۀ انسانی است. لحظاتی که در انتظار معرفیِ ولیّ‌فقیه، به بی‌تابی و اضطراب گذشت، دل‌ها، نه‌فقط نگران از دست رفتن، انباشته‌های هویتی چهار دهۀ اخیر بود، بلکه نگران تمام حقیقت و خیر و ایمان بود، که در برابر طغیانِ تمام باطل و شر و شرک، به تنهایی قدبرافراشته است. این تصویری شگرف از ظرفیت وجودی جامعۀ ایران است. اکنون، او دلهرۀ رفاه و زیست متنعمّانه ندارد. انقلاب اسلامی و رهبران الهی آن، چنان این جامعه را رشد داده‌اند، که او اکنون نگران دین الهی، و ثمرۀ نبوت انبیاء و امامت معصومین علیهم‌السلام است. انسان الهیِ ایرانی، خود را وارث دین خدا، و متولّی تحقّق سرّ خلقت، یعنی تربیت انسان و جامعۀ توحیدی یافته است. او وارث است و مکلّف به تلاش برای به ثمر نشستن شجرۀ خلقت، و غلبۀ حق بر باطل.

۲. نسبت‌های ارتباطی در این جامعه، با آنچه در جهان تجدّد جاری است، دیگرگونه است. در چنین جامعه‌ای، که در مسیر توحید گام برمی‌دارد، اجتماع، یک پیکر واحد است که اعضای آن ربط وجودی با هم دارند و وابستۀ و مراقب یکدیگرند. تکامل هویت جمعی این جامعه، در گرو عمل به تکلیف الهی است؛ و انجام این تکلیف منوط به حضور ولی و امام است. ولیّ‌فقیه به نیابت از امام عصر، محور و متضمّن اتّصال و ارتباط عالم ماده به وجه ملکوت و فهم و مراقبت از مسیر عمل به تکلیف است. آنگاه که ارتباط میان ولی‌ّفقیه و امّت دچار خدشه شود، دل‌ها، مشوّش و معلّق و بی‌قرار می‌گردد. ملت ایران در روز‌های گذشته در اوج این بی‌قراری و تشویش، دل‌بریده از غیر خدا، هدایت و مقاومت را طلب باطنی نمود؛ و به ارادۀ حجت و بقیۀ الهی، ولی‌ّفقیه منکشف شد. ولایت، تکیه‌گاه و محور جامعۀ دینی است، و به محض تحقّق او، روح جمعی از تلاطم به طمأنینه می‌رسد. شگفت آنکه، به محض معرفی ولیّ‌فقیه جدید، احساس شعف و اطمینان قلبی در آحاد مردم فراگیر شد، این شوق و یقین، به سبب ارتباط باطنی و انفسی جامعه با ولیّ‌فقیه، ایجاد شده است. زعامت، امری اعتباری نیست، بلکه عنصری برخاسته از ولایت است و ولایت، امری تکوینی و غیراعتباری است. از این‌رو، نسبت انسان‌ها با آن نیز، غیراعتباری و فطری بوده و به خروج از سردرگمی‌ها و خلق محبّت و مودّت غیرعادی و بدون اسباب مادی، می‌انجامد. این شعف و اطمینان از آن‌رو است که جامعۀ مؤمن و ایمانی در سایۀ ولی‌ّفقیه خود، مسیرِ به سوی ثبات و آرامش و خیر را می‌پیماید.

۳. محصول تولّد و تحقّق این نسبت ارتباطی، حرکت طولی جامعه به سوی تعالی و کمال انسانی است. از پس این نبرد که با خون قائد و ولی‌ّ‌فقیه شهید آغاز شد، عیار و جایگاه ایران اسلامی، در سلسلۀ تاریخ بشر، ثبت گردید. جهان خودبنیاد با تکیه بر علوم تجدّدی و نظم اجتماعی که تحقّق جامعۀ مدنی، و نظم و نظام حاصل از قرارداد‌ها و اعتبار‌ها را سقف رشد خود دیده است، و بهره‌مندی بیشینه از عالم ماده را نهایت هدف و مطلوب خود تعریف نموده، اکنون با یک دیگریِ قدرتمند مواجه است. این دیگری جامعه‌ای خدابنیاد است، که سعادت خود را در رساندن نفوس مستعدّه به کمال نهایی و تحقّق کلمۀ توحیدی می‌داند. بی‌تردید عالم تجدّد در چنین مقابله‌ای محکوم به غرق شدن در قعر فراموشی مادی است، و صدرنشینی و ماندگاری ازآن رهروان عالم الهی و ایمانی است. نصر و پیروزی جامعۀ الهی یقینی و قطعی است؛ و مقابله با آن، محکوم به شکست و مصداق این آیه شریفه است که «یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللَّهِ بِأَفواهِهِم وَاللَّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَلَو کَرِهَ الکافِرونَ»؛ آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می‌کند، هر چند کافران خوش نداشته باشند!

 

انتهای پیام/

ارسال نظر