در گفت‌وگو با آنا بررسی شد

امتناع اروپا از ائتلاف با ترامپ در تنگه هرمز؛ نماد زوال رهبری آمریکا

اکبری کارشناس روابط بین‌الملل می‌گوید: آنچه یک اختلاف تاکتیکی میان آمریکا و اروپا درباره بازگشایی تنگه هرمز به نظر می‌رسد، در واقع نشانه‌ای از شکافی عمیق‌تر در روابط دو سوی آتلانتیک است که این روز‌ها در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان خود را نشان می‌دهد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا از متحدان اروپایی ناتو دلخور است. او امیدوار بود بتواند ائتلافی از کشورها را برای بازگشایی تنگه هرمز که با دست اقتدار نیروهای مسلح ایران بسته شده، بسیج کند. اما شرکای قدرتمندش در قاره سبز از ایتالیا گرفته تا انگلیس و آلمان و فرانسه همه به او «نه» گفتند. حتی انگلستان با وجود موافقت با استفاده لجستیکی آمریکا از تعدادی از پایگاه‌هایش، همچنان مدعی است که نمی‌خواهد پای ملتش را به جنگ جدیدی در خاورمیانه باز کند. فرانسه هم هرگونه مشارکت در عملیات مین‌روبی تنگه هرمز را به بعد از توقف جنگ و بازگشایی آبراه موکول کرده‌اند. 

در همین رابطه، «عابد اکبری» استاد روابط بین‌الملل و کارشناس حوزه سیاست خارجی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آنا اظهار کرد: درخواست دولت دونالد ترامپ از متحدان اروپایی برای مشارکت در مأموریتی با هدف تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، با واکنشی سرد در پایتخت‌های اروپایی روبه‌رو شده است. آنچه در ظاهر یک اختلاف تاکتیکی بر سر امنیت خلیج فارس به نظر می‌رسد، در واقع نشانه‌ای از شکافی عمیق‌تر در روابط دو سوی آتلانتیک است؛ شکافی که طی سال‌های اخیر به‌تدریج گسترش یافته و اکنون در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان خود را نشان می‌دهد.

اکبری با اشاره به اینکه بحران خودساخته‌ آمریکا در تنگه هرمز واقعیتی مهم در سیاست بین‌الملل را نشان می‌دهد؛ بیان کرد: حتی قدرت‌های بزرگ نیز برای مدیریت بحران‌های پیچیده به مشروعیت و همراهی متحدان خود نیاز دارند. رهبری جهانی تنها با اتکا به توان نظامی حفظ نمی‌شود؛ بلکه به شبکه‌ای از اعتماد و همکاری سیاسی وابسته است. همین سرمایه سیاسی است که به نظر می‌رسد واشنگتن بخش قابل توجهی از آن را از دست داده است.

کارشناس روابط بین‌الملل با تأکید بر اینکه در سال‌های اخیر روابط آمریکا و اروپا دوره‌ای کم‌سابقه از تنش را تجربه کرده است، گفت: خروج یک‌جانبه واشنگتن از توافق هسته‌ای ایران، پیمان اقلیمی پاریس و چند توافق بین‌المللی دیگر، همراه با تهدید‌های تجاری علیه اتحادیه اروپا و لحن تحقیرآمیز نسبت به ناتو، تصویر تازه‌ای از آمریکا در ذهن متحدانش ایجاد کرده است؛ تصویری از قدرتی غیرقابل پیش‌بینی که بیش از آنکه به مشورت با شرکای خود متکی باشد، تصمیماتش را یک‌جانبه اتخاذ می‌کند.

اکبری ادامه داد: از دید بسیاری از دولت‌های اروپایی، بحران کنونی در خلیج فارس تا حد زیادی محصول همین رویکرد است. خروج آمریکا از برجام و سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران، تنش‌هایی را تشدید کرد که اکنون به معضلی برای امنیت کشتیرانی و ثبات بازار انرژی تبدیل شده است. اروپا در ظاهر نه در شکل‌گیری این سیاست نقشی داشته و نه با آن موافق بوده است و از نظر این کشور‌ها طبیعی است که تمایلی برای مشارکت در مأموریتی که ممکن است به تشدید درگیری منجر شود، نداشته باشد.

وی با گفتن اینکه واکنش محتاطانه اروپا فقط به ایران محدود نمی‌شود، افزود: در سال‌های اخیر در بسیاری از پایتخت‌های اروپایی این پرسش مطرح شده است که تا چه اندازه می‌توان به رهبری آمریکا در مدیریت بحران‌های جهانی اعتماد کرد.

کارشناس حوزه سیاست خارجی در ادامه تأکید کرد: تغییرات سریع در سیاست خارجی واشنگتن و فاصله گرفتن آن از نهاد‌های چندجانبه، این تردید را تقویت کرده است. به همین دلیل بحث «استقلال راهبردی اروپا» که زمانی ایده‌ای حاشیه‌ای به نظر می‌رسید، اکنون به یکی از محور‌های مهم گفت‌و‌گو‌های امنیتی در اتحادیه اروپا تبدیل شده است. رهبران اروپایی به‌تدریج به این نتیجه رسیده‌اند که وابستگی کامل به تصمیمات واشنگتن می‌تواند آنها را ناخواسته در بحران‌هایی درگیر کند که کنترل چندانی بر آن ندارند.

اکبری در تکمیل این بحث بر این نکته تأکید کرد که از نگاه بسیاری از اروپاییان، این مأموریت بیش از آنکه بخشی از یک راهبرد دیپلماتیک برای کاهش تنش باشد، اقدامی نظامی است که می‌تواند منطقه را به سمت رویارویی خطرناک‌تری سوق دهد. بنابراین، بدون یک استراتژی روشن برای مدیریت بحران و بدون بازگشت به مسیر دیپلماسی، حمایت گسترده اروپا از چنین ابتکاری بعید به نظر می‌رسد.

وی در نهایت خاطرنشان کرد: آنچه امروز در روابط فراآتلانتیک دیده می‌شود، صرفاً یک اختلاف مقطعی نیست. شکاف میان آمریکا و اروپا بازتاب تحولی عمیق‌تر در نظم بین‌المللی است؛ نظمی که در آن اقتدار سنتی واشنگتن دیگر بدیهی و بدون چالش تلقی نمی‌شود. برای قدرت نظامی آمریکا دیگر بسیج ائتلاف‌های گسترده، مانند گذشته تضمین‌شده نیست. پاسخ منفی اروپا به درخواست واشنگتن شاید در کوتاه‌مدت یک اختلاف سیاسی به نظر برسد، اما در سطحی عمیق‌تر نشانه‌ای از فرسایش رهبری آمریکا در نظام بین‌الملل است؛ فرسایشی که می‌تواند در بحران‌های آینده نیز خود را به شکل تنهایی بیشتر واشنگتن نشان دهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر