ترانه‌ای که صدای قلب (ایران) شد

قصه پای‌بوسان تخت خونین ترامپ که خاک پاک وطن را به نامی ونانی فروختند، فریاد بزند، از ارزش‌های بی، چون وچرای (حسبی الله) است.

محمد میرکیانی نویسنده و سردبیر اسبق برنامه قصه ظهر جمعه رادیو ایران در یادداشتی نوشت:

شیر دلانی که دوران هشت سال دفاع مقدس را تجربه کرده‌اند، خوب به یاد دارند که سرود ها، نوحه‌ها و ترانه‌های آن سال‌ها چه شور و شوقی در دل‌ها برمی انگیخت و به فضای حماسی و ایستادگی میهن جان می‌بخشید، این روز‌ها هم در کنار حماسه آفرینی‌های نیرو‌های جان برکف، گروه‌های بنسیاری در حد توش توان به میدان آمده‌اند.

از گروه‌های کوچک سرود خوانی نو نهال ونوجوان تا نوحه سرایان و نوحه خوانان که همه وهمه حکایت از اوج دلبستگی بی پایان به ایران عزیز وبزرگ دارد ونام همه‌ی این عزیزان در صف پیکارگران و مدافعان میهن ثبت خواهد شد. اما همیشه بین تولید‌های خوب هنری، کار‌های برجسته‌ای هم هست که هم در ساختار وهم درون‌مایه، تفاوت‌های آشکاری دارد که ترانه‌ی حسبی الله چاوشی از این گونه آثار است. شاعر ترانه (مهدی عباسی) چه خوب توانسته با بهره گیری از ظرفیت‌های بی پایان زبان فارسی اثری

حماسی و افشاگرانه را در باره جنایت‌های شاه جزیره اپستین (ترامپ) و قصاب غزه (نتانیا هو) خلق کند و مظلومیت کودکان مینابی و دیگر شهیدان وطن را در کنار اوج ایستادگی قهرمانان ایران زمین به زبان گویای شعر در یاد ماندگارکند و به ویژه قصه پای بوسان تخت خونین ترامپ که خاک پاک وطن را به نامی ونانی فروختند، فریاد بزند، از ارزش‌های بی، چون وچرای (حسبی الله) است.

تلفیق موسیقی کلاسیک و مدرن، تنظیم عالی آهنگ و اجرای عاشقانه و عارفانه چاوشی که سخت بر دل می‌نشیند نیز اثری فراموش نا شدنی را خلق کرده است.

پس شایسته ست بار‌ها وبار‌ها این اثر در کنار دیگر آثار حماسی در رسانه پخش شود ودر موکب‌های مردمی جان ودل‌ها را بنوازد وآرامش دهد.

محمد میرکیانی

اسفند ۱۴۰۴ ماه قهر مانی‌های مردم همیشه قهرمان ایران.

انتهای پیام/

ارسال نظر