در گفتگو با آنا تأکید کرد

معمای تراکم؛ از صرفه‌جویی در زمین تا افزایش آسیب‌پذیری در شرایط جنگی

کارشناسان اقتصاد شهری با هشدار نسبت به پیامدهای امنیتی و انسانی تراکم بالای جمعیت در کلان‌شهرهای ایران تأکید می‌کنند که الگوی فعلی شهرسازی و توسعه بی‌رویه برج‌ها، در صورت وقوع حملات نظامی می‌تواند به افزایش تلفات و دشواری امدادرسانی منجر شود؛ مسئله‌ای که ضرورت بازنگری در سیاست‌های توسعه شهری و حرکت به سوی گسترش سکونتگاه‌های کم‌تراکم را بیش از پیش برجسته کرده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، همزمان با افزایش تهدیدات نظامی و تجربه حملات مستقیم به تأسیسات کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد تراکم بالای بافت‌های سکونتگاهی و توسعه بی‌رویه برج‌سازی در کلان‌شهر‌ها نه‌تنها تاب‌آوری شهری را کاهش داده، بلکه در شرایط جنگی می‌تواند 

آرین فضلی در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا اظهار داشت سال‌هاست سیاست بلندمرتبه‌سازی و افزایش تراکم جمعیتی در کلان‌شهر‌های ایران با استدلال‌هایی مانند «صرفه‌جویی در زمین» و «کارآمدی زیرساخت‌ها» دنبال می‌شود. با این حال، تجربه حملات مستقیم رژیم صهیونیستی به ایران و هدف قرار گرفتن سازه‌ها و تأسیسات کلیدی نشان داد بسیاری از باور‌های رایج درباره مصونیت شهر‌ها در برابر حملات نظامی، تا چه اندازه غیرواقعی بوده است. اکنون پرسش اساسی این است که آیا سیاست‌های فعلی شهرسازی، کشور را برای مواجهه با شرایط جنگی آماده کرده یا خود به عاملی برای تعمیق بحران تبدیل شده است.

کارشناس اقتصاد شهری ادامه داد: بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد در شرایط جنگی، نحوه توزیع جمعیت و میزان تراکم بافت‌های سکونتگاهی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده میزان آسیب‌پذیری شهر‌ها به شمار می‌آید. تراکم بالا به معنای تمرکز جمعیت، زیرساخت‌ها و کاربری‌های مختلف در محدوده‌ای محدود است و در صورت وقوع حمله می‌تواند خسارات گسترده انسانی، کالبدی و زیرساختی به همراه داشته باشد. افزون بر این، چنین وضعیتی روند امدادرسانی، تخلیه اضطراری و مدیریت بحران را نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌کند.

وی ادامه داد:‌در مقابل، در بافت‌های شهری با تراکم کمتر و گسترش متعادل، آثار تخریبی حملات به دلیل پراکندگی طبیعی واحد‌های مسکونی و کاهش بار جمعیتی در هر نقطه محدودتر باقی می‌ماند. در چنین الگو‌هایی امکان ایجاد و استفاده از مسیر‌های اضطراری، شبکه‌های امدادی و فضا‌های باز ایمن به مراتب بیشتر است و در نتیجه آسیب‌پذیری کلی شهر کاهش می‌یابد.

فضلی تاکید کرد: داده‌های آماری نیز تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت تراکم در ایران ارائه می‌دهد. متوسط تراکم بافت‌های سکونتگاهی کشور حدود ۱۲۶ نفر در هر هکتار برآورد شده است؛ در حالی که این شاخص در فرانسه ۵۶ نفر، در ژاپن ۴۷ نفر، در ایالات متحده ۳۲ نفر و در سرزمین‌های اشغالی حدود ۹۸ نفر در هر هکتار است. تمرکز جمعیت در ایران سبب شکل‌گیری مناطقی با تراکم بسیار بالا شده که این موضوع به طور مستقیم سطح خطرپذیری شهر‌ها را افزایش می‌دهد.

وی گفت: تهران به عنوان پایتخت کشور نمونه بارزی از این وضعیت است. میانگین تراکم سکونتگاهی در تهران حدود ۱۷۰ نفر در هر هکتار برآورد می‌شود و در برخی محله‌ها این رقم حتی به ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر در هر هکتار می‌رسد. منطقه ۱۰ تهران با تراکمی در حدود ۴۵۰ نفر در هکتار از متراکم‌ترین مناطق پایتخت به شمار می‌آید. این در حالی است که در مقایسه با برخی شهر‌های بزرگ جهان، ارقام متفاوتی مشاهده می‌شود؛ تراکم سکونتگاهی در پاریس حدود ۷۰ نفر در هکتار، در توکیو ۶۵ نفر، در نیویورک ۲۶ نفر و در تل‌آویو حدود ۸۸ نفر در هکتار گزارش شده است.

به گفته این کارشناس اقتصاد شهری؛ وضعیت در بافت‌های فرسوده حتی بحرانی‌تر است. میانگین تراکم در این مناطق به حدود ۲۷۰ نفر در هکتار می‌رسد؛ مناطقی که اغلب با معابر باریک، مجاورت فشرده ساختمان‌ها و کمبود فضا‌های باز مواجه‌اند. چنین شرایطی به‌وضوح نشان‌دهنده آسیب‌پذیری بالا در برابر تهدیدات نظامی است و در صورت وقوع بحران، عملیات امدادرسانی، تخلیه اضطراری و مدیریت ترافیک شهری را به شدت دشوار خواهد کرد.

وی گفت:در این میان، توسعه بی‌رویه برج‌سازی در کلان‌شهر‌های ایران مسئله تراکم را وارد مرحله‌ای نگران‌کننده‌تر کرده است. تمرکز جمعیت در ارتفاع، محدودیت دسترسی‌ها و ضعف مسیر‌های خروج اضطراری سبب شده این ساختمان‌ها در شرایط حمله به کانون بحران تبدیل شوند؛ جایی که کوچک‌ترین آسیب می‌تواند به فاجعه‌ای چندلایه منجر شود، از تخریب گسترده گرفته تا انسداد مسیر‌های امدادی و بروز حوادث ثانویه.

فضلی گفت: کارشناسان بر این باورند شهر‌های عمودی به دلیل از دست دادن فضا‌های باز، محدود شدن ساختار‌های محله‌ای و کاهش حمایت‌های اجتماعی متقابل، بیش از پیش در معرض تهدید‌های امنیتی، روانی و اجتماعی قرار دارند. در چنین شرایطی عملیات امداد و نجات با موانع جدی روبه‌رو می‌شود و حتی تیم‌های تخصصی نیز در فرآیند تخلیه، نجات و ارائه خدمات اولیه با اختلال‌های جدی مواجه خواهند شد. ظرفیت محدود راهروها، خروجی‌ها و مسیر‌های اضطراری برج‌ها باعث می‌شود در لحظات اولیه بحران موجی از ازدحام، سردرگمی و تأخیر در تخلیه ساکنان شکل بگیرد؛ وضعیتی که مستقیماً به افزایش تلفات انسانی و تشدید پیامد‌های روانی می‌انجامد.

وی گفت: قرار گرفتن خانواده‌ها در برج‌هایی با تراکم جمعیتی بالا نه‌تنها امنیت کالبدی، بلکه امنیت روانی شهروندان را نیز در شرایط بحران به شدت تهدید می‌کند. نبود فضا‌های باز و پناهگاه‌های در دسترس، امکان واکنش سریع به شرایط اضطراری را کاهش می‌دهد و فشار روانی بر گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه کودکان، سالمندان و زنان سرپرست خانوار را افزایش می‌دهد.

فصلی گفت: از سوی دیگر، ساختار عمودی شهر‌ها به تضعیف پیوند‌های اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی نیز منجر می‌شود. در چنین ساختاری، همبستگی‌های محله‌ای و حمایت‌های بین‌نسلی کمرنگ‌تر می‌شود و در مواجهه با شرایط بحرانی، جامعه شهری توان کمتری برای بازسازی و بازگشت به وضعیت عادی خواهد داشت. در نتیجه هزینه‌های اجتماعی و روانی بحران برای شهروندان به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد.

کارشناس اقتصاد شهری گفت: با توجه به آسیب‌پذیری بالای الگو‌های فعلی شهرسازی متراکم، به نظر می‌رسد در دوره پس از جنگ چاره‌ای جز بازنگری اساسی در مدل توسعه شهری و حرکت به سوی ایجاد بافت‌های سکونتگاهی جدید با تراکم کمتر وجود ندارد. خوشبختانه بستر قانونی و ظرفیت‌های لازم برای اجرای چنین رویکردی در کشور فراهم است.

وی تاکید کرد: بر اساس اعلام مراجع رسمی، بیش از ۵۰ هزار هکتار زمین با کاربری مسکونی در محدوده شهر‌ها و بیش از یک میلیون هکتار زمین قابل توسعه در حریم شهر‌ها در مالکیت سازمان ملی زمین و مسکن قرار دارد. افزون بر این، در قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز بر توسعه بافت‌های سکونتگاهی جدید تأکید شده و مقرر شده است حدود ۳۳۰ هزار هکتار به مساحت این بافت‌ها افزوده شود؛ با این شرط مهم که سقف تراکم در این محدوده‌های جدید حداکثر ۶۰ نفر در هر هکتار باشد.

فضلی گفت: چنین رویکردی می‌تواند ضمن افزایش تاب‌آوری فیزیکی شهرها، سطح خطرپذیری را کاهش داده و امکان واکنش سریع‌تر و مؤثرتر در شرایط بحران را فراهم کند.

وی با اشاره به اینکه در همین چارچوب، لازم است برای خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ و همچنین ساکنان بافت‌های فرسوده و به‌شدت متراکم تمهیدات ویژه‌ای اندیشیده شود گفت: یکی از راهکار‌های اجرایی مؤثر در این زمینه می‌تواند تخصیص زمین به این خانوار‌ها از طریق سیاست‌های تشویقی و مدل‌هایی مانند طرح «کلید به زمین» باشد؛ طرحی که بر اساس آن، ملک آسیب‌دیده یا فرسوده با قطعه زمینی آماده برای ساخت معاوضه می‌شود.

وی گفت: اجرای چنین مدلی زمینه مشارکت مستقیم خانوار‌ها در فرآیند ساخت مسکن را فراهم می‌کند؛ رویکردی که علاوه بر تسریع بازسازی مناطق آسیب‌دیده، هدف کلان کاهش تراکم در هسته‌های آسیب‌پذیر شهری را نیز محقق می‌سازد.

فصلی ادامه داد: امروز امنیت شهری در ایران دیگر صرفاً یک مسئله فنی یا تخصصی در حوزه شهرسازی نیست، بلکه به موضوعی راهبردی در سطح ملی تبدیل شده است؛ موضوعی که امنیت، آرامش و حتی جان میلیون‌ها شهروند به آن وابسته است. استمرار روند بلندمرتبه‌سازی و تمرکز جمعیت در شهر‌های بزرگ نه‌تنها در صورت تکرار حملات نظامی می‌تواند خسارات سنگین‌تری به همراه داشته باشد، بلکه خطر بروز فجایع جمعی را نیز به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد.

فضلی تاکید کرد: در چنین شرایطی، شهر‌های متراکم و عمودی به کانونی از آسیب‌پذیری تبدیل شده‌اند. با این حال هنوز فرصت برای اصلاح سیاست‌های شهری وجود دارد. حرکت به سوی توسعه افقی و گسترش سکونتگاه‌های کم‌تراکم باید در اولویت برنامه‌ریزی شهری قرار گیرد تا کلان‌شهر‌های ایران بتوانند در برابر تهدیدات احتمالی آینده تاب‌آوری بیشتری داشته باشند.

وی با تاکید بر اینکه تغییر پارادایم شهرسازی از تمرکز عمودی به توسعه افقی دیگر یک انتخاب سلیقه‌ای نیست،گفت: بلکه ضرورتی راهبردی برای افزایش تاب‌آوری ملی در عصر تهدید‌های نوین به شمار می‌آید.

انتهای پیام/

ارسال نظر