پیشنهاد سردبیر
مردم بازنده رقابت قیمت و یارانه

تاخت‌وتاز قیمت‌ها و عقب‌ماندگی یارانه‌ها

تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

در گفت‌وگو با دبیر جشنواره داستان‌نویسی «به یاد لاله‌ها» مطرح شد

روایت پیوند ادبیات، عشق و حماسه

ادبیات داستانی همواره آینه‌ای تمام‌نما از دغدغه‌ها، حماسه‌ها و زیست اجتماعی یک ملت بوده است. در روزگاری که جنگ روایت‌ها و هجوم محتواهای زودگذر دیجیتال، ذائقه مخاطب را دگرگون کرده، تلاش برای حفظ و انتقال مفاهیم عمیقی چون ایثار، مقاومت و هویت ملی به نسل جوان، رسالتی خطیر است. جشنواره داستان‌نویسی «به یاد لاله‌ها» دانشگاه آزاد اسلامی استان سمنان، یکی از آوردگاه‌های مهم برای تحقق این رسالت است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در میان خیل عظیم نوشته‌ها، اجازه بدهید از یک قصه زیبا به نام «آفتاب سرد» از یک نویسنده خوب یاد کنم. داستان مادری که در خانه منتظر آمدن مهمانی عزیز بود و در نهایت متوجه می‌شویم آن مهمان کسی نیست جز تنها پسر دلبند شهیدش. خواندن چنین روایت‌هایی واقعاً انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به منظور بررسی ابعاد پیدا و پنهان این رویداد ادبی، سیر تحول داستان‌نویسی جوانان و کارکرد ادبیات در دنیای مدرن، به گفت‌وگو با بهمن مدیری، عضو هیئت علمی گروه ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان، معاون دانشکده حکمرانی و سیاست، و دبیر علمی چهار دوره از این جشنواره نشستیم.

آنا: شما سیر تحول آثار را در این سال‌ها رصد کرده‌اید. قلم جوانان از دوره اول تا به امروز چه تغییری کرده است؟

مدیری: مسلماً می‌توانیم نام این سیر تحول را « رشد و تعالی » بگذاریم. ما واقعاً شاهد تحول زیبا و چشمگیری در نوشته‌ها بوده‌ایم. اگر در دوره‌های آغازین، آثار بیشتر معطوف به روایت‌های مستقیم از جبهه، جنگ و خاطرات شهدا بود، هرچه جلوتر آمدیم، نگاه‌ها و قلم‌ها «اجتماعی‌تر» و «فلسفی‌تر» شدند. گویی نسل امروز می‌خواهد مفهوم شهادت، ایثار و ازخودگذشتگی را در بطن زندگی روزمره و امروزی خود بازتعریف کند.

آنا: از نگاه یک متخصص ادبیات، جوهر یک داستان خوب چیست؟ آیا در نهایت تکنیک برنده است یا احساس؟

مدیری: اگرچه یک قصه خوب باید تمام امتیازات ساختاری و تکنیکی خود مانند شخصیت‌پردازی، طرح و پیرنگ (پلات)، شیوه روایتگری و الگوسازی را داشته باشد. اما از نظر بنده، یک داستان علاوه بر این موارد، نیازمند قداست و صداقت نویسنده است. نویسنده باید از تکنیکی استفاده کند که خواننده ضمن برقراری ارتباط با داستان، آن را باور کند و با اشتیاق دنبال نماید. باورپذیری و صداقت، روح یک داستان خوب هستند.

 آنا: در عصر شبکه‌های اجتماعی و محتواهای چندثانیه‌ای، آیا ادبیات داستانی قافیه را باخته است؟ داستان‌نویسی چطور می‌تواند در این فضا زنده بماند؟

مدیری: باید بپذیریم که امروز، عصر استفاده بهینه از حداقل زمان در اختیار است. یعنی «کم‌گویی و گزیده‌گویی». این مسئله ربطی به تنبلی مخاطب ندارد، بلکه یکی از مؤلفه‌های دنیای مدرن است که باید آن را رعایت کنیم. 
به عنوان مثال، امروز دیگر زمان برای خواندن یا شنیدن قصیده‌های بلند و مثنوی‌ها، و بعضاً حتی غزل فراهم نیست. بلکه همه مفاهیم را باید در یک «رباعی» یا یک خط شعر نو یا کلاسیک ارائه کرد. داستان هم از این قاعده مستثنی نیست و می‌طلبد که در قالب قصه‌های کوتاه یا داستانک روایت شود تا در کمترین زمان، بیشترین تأثیر را بگذارد.

آنا: آیا تجربیات شما از این جشنواره‌ها به کلاس‌های درس دانشگاهی‌تان هم راه پیدا کرده است؟

مدیری: بله، قطعاً. من از نمونه‌های خوب جشنواره در کلاس‌هایم استفاده می‌کنم. در واقع، این جشنواره برای من یک گنجینه زنده و امروزی است. مخصوصاً وقتی در کلاس راجع به زاویه دید، شخصیت‌پردازی، لحن قصه و عناصر داستان صحبت به میان می‌آید، از این آثار به عنوان نمونه بهره می‌برم. البته نه صرفاً برای نقد، بلکه بیشتر برای الهام‌بخشی و تأثیرگذاری روی دانشجویان.

روایت پیوند ادبیات، عشق و حماسه

 آنا: فراتر از وظایف رسمی، چه نیرویی مدیری را در مسیر ادبیات و فرهنگ به جلو می‌راند؟

مدیری: نیروی محرکه من در یک کلمه خلاصه می‌شود: عشق. به قول شاعر:
گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندان سخن نغز که گفتی؟ که شنودی؟
عشق و دگر هیچ... ادبیات خود عشق است. ادبیات زیبایی است و از آنجایی که این پدیده زیبا از ذهن عاشقان و زیبااندیشان تراوش می‌کند، می‌تواند به عنوان یک عنصر تأثیرگذار و برانگیزاننده، به پالایش اذهان بپردازد و در رشد و تعالی مخاطبان خود اثر مستقیم بگذارد.

آنا: کمی از فضای شخصی‌تان بپرسیم. این روزها چه کتابی می‌خوانید و چه آثاری را به دانشجویان نوقلم پیشنهاد می‌دهید؟

مدیری: امروز با وجود تزاحم کاری و تراکم امور روزمره، هر فرصتی که پیدا کنم مشغول مطالعه رمان کلیدر اثر محمود دولت‌آبادی هستم. این کتاب به نوعی سفرنامه روح ایرانی در پهنه اقلیم خراسان است. جوهر کلیدر در شخصیت «گل‌محمد» خلاصه شده است. او نماد ایستادگی در برابر ستم و تلاش صادقانه برای حفظ شأن انسانی در برابر جبر زمانه است. این رمان درس بزرگ چگونگی زیستن و تنهایی یک قهرمان در بطن جامعه است.
برای دانشجویانی که در ابتدای راه هستند، سه اثر برجسته را پیشنهاد می‌کنم: ابتدا «گلستان» سعدی برای درک ایجاز و شیوایی زبان، سپس رمان «کلیدر» دولت‌آبادی، و همچنین «مدیر مدرسه» اثر جلال آل‌احمد.

 آنا: به عنوان یک استاد، مهم‌ترین توصیه‌تان به جوانی که می‌خواهد فردا اولین کلمات داستانش را روی کاغذ بیاورد چیست؟

مدیری: توصیه من در چند فعل ساده خلاصه می‌شود: خواندن، فکر کردن، و نوشتن. اما چگونه نوشتن؟ ساده نوشتن، و رعایت صمیمیت و صداقت در متن. به آن‌ها می‌گویم نوشتن را از محسوسات، ملموسات و دنیای پیرامون خود شروع کنند. از همان برداشت و احساسی که نسبت به اتفاقات ساده و جهان اطرافشان دارند قلم بزنند تا لاجرم بر دل بنشیند.

آنا: و به عنوان سؤال آخر. با توجه به استعدادهایی که در این چهار دوره دیدید، چشم‌انداز آینده داستان‌نویسی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مدیری: من بسیار خوش‌بین هستم. به عقیده من «مشت نمونه خروار است»؛ به عبارت دیگر، از یک روزنه کوچک می‌توان وسعت یک دشت را تماشا کرد. استعدادهای نابی که در این جشنواره در میان جوانان، دانشجویان و حتی دانش‌آموزان نوجوان کشف شده‌اند، گواه روشنی بر آینده درخشان داستان‌نویسی و ادبیات این مرز و بوم است.

روایت پیوند ادبیات، عشق و حماسه

انتهای پیام/

ارسال نظر