پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

احتیاط فوق‌العاده جایگزین خوش‌بینی‌های قدیمی

تهران با دکترین احتیاط راهی ژنو می‌شود تا نشان دهد اعتبار امضای آمریکا پیش از رسیدن به اتاق مذاکره، در میدان جنگ از دست رفته است. در حالی که واشینگتن دیپلماسی را پوششی برای عملیات نظامی می‌بیند، هیئت ایرانی با اتمام حجت بر سر حق غنی‌سازی، امنیت خود را به هیچ تضمین مکتوبی گره نخواهد زد؛ اینجا دیگر فضا برای زیگزاگ‌های سیاسی آژانس و کاخ سفید باقی نمانده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، اظهارات اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در آستانه عزیمت هیئت ایرانی به ژنو، بیش از آنکه یک اطلاع رسانی ساده باشد، ترسیم نقشه راه صیانت در برابر طرفی است که اعتبار امضایش زیر چرخ‌دنده‌های جنگ ۱۲روزه له شده است. تهران این‌بار نه با خوش‌بینی برجامی، بلکه با دکترین احتیاط فوق‌العاده وارد اتاق مذاکره می‌شود. جایی که بی‌اعتمادی نه یک مانع، بلکه یک واقعیت ساختاری است که تمام ابعاد سیاسی، حقوقی و فنی تفاهم احتمالی را تحت‌الشعاع قرار داده است.

ترمیم ناپذیری دیپلماسی

بقائی به درستی بر آسیب ترمیم ناپذیر روند دیپلماتیک اشاره می‌کند. هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای در میانه مذاکرات، بزرگترین سند سوءنیت محور واشینگتن-تل‌آویو است. این رخداد، منطق مذاکره را از تفاهم متقابل به مدیریت تهدید تغییر داده است. هیئت ایرانی با این آگاهی راهی ژنو می‌شود که طرف مقابل پیش‌تر نشان داده است مذاکره را نه به عنوان راهکار، بلکه به عنوان پوششی برای عملیات نظامی می‌بیند. از این رو، تکیه بر مفهوم خودیاری نشان می‌دهد که ایران امنیت خود را به هیچ تضمین مکتوبی — که پیش‌تر در برجام بی‌اعتباری‌اش ثابت شده — گره نخواهد زد.

خط قرمز غنی‌سازی

تأکید قاطع بر «غنی‌سازی» به عنوان پاره تن معاهده منع اشاعه (NPT)، خط بطلانی بر تمامی شایعات مربوط به غنی‌سازی صفر یا محدودیت‌های طولانی‌مدت است. 
سخنگوی وزارت خارجه با رد گمانه‌زنی‌های بی‌پایه، یادآوری می‌کند که غنی‌سازی برای ایران، فراتر از یک موضوع فنی، نماد حاکمیت ملی و توسعه رفاه شهروندان است. عبور ادعایی آمریکا از ایده غنی‌سازی صفر، نه یک امتیاز، بلکه بازگشت به واقع‌گرایی است؛ چرا که حق مصرح در ماده ۴ معاهده، هدیه واشینگتن به تهران نیست که بخواهد آن را بازپس بگیرد یا بر سر آن منت بگذارد.

مقابله با زیگزاگ‌های واشینگتن

یکی از کلیدی‌ترین گره‌های مذاکرات، رفتار متناقض مقام‌های آمریکایی است که بقائی آن را با اصطلاح تغییر مدام مطالبات توصیف می‌کند. این دیپلماسی نمایشی که صرفاً برای مصارف روابط عمومی و فرار از فشار افکار عمومی ضد جنگ در آمریکا طراحی شده، جدی بودن واشینگتن را زیر سؤال برده است. اعزام یک تیم کامل سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فنی از سوی ایران، نشان‌دهنده اتمام حجت تهران است؛ ایران برای اتلاف وقت به ژنو نمی‌رود، بلکه با نگاه نتیجه‌محور آماده است تا در کمترین زمان ممکن، تحریم‌های ظالمانه را از دوش مردم بردارد، مشروط بر آنکه طرف مقابل از بازی‌های زیگزاگی دست بکشد.

آژانس در ترازوی نقد

نقش آژانس و شخص گروسی در این معادله، همچنان خاکستری است. ایران با وجود انتقاد‌های تند به گزارش‌های جهت‌دار مدیرکل که راه را برای تهاجم نظامی باز کرد، همچنان باب گفت‌و‌گو‌های فنی را باز نگه داشته است. دیدار احتمالی عراقچی و گروسی در حاشیه کنفرانس ژنو، آزمونی برای آژانس است تا ثابت کند می‌تواند از یک ابزار فشار سیاسی به یک نهاد فنی بی‌طرف بازگردد. ایران ثابت کرده است که تکالیف پادمانی خود را در سال ۲۰۲۵ به طور کامل انجام داده و اکنون نوبت جامعه بین‌الملل است که از حقوق هسته‌ای ایران در برابر دست‌اندازی‌های سیاسی صیانت کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر