فرآیند آمادهسازی معلمان نیازمند ترکیبی از آموزشهای نظری، عملی-کارگاهی و ارزیابیهای پیوسته است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، الهام صمدی دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) در جشنواره آموزش و پرورش سطح منطقهای فلاورجان حائز رتبه برتر شده و رساله دکتری وی موفق به کسب عنوان اول منطقه و رساله برتر شده است. به همین مناسبت گفتوگویی با وی داشتهایم که در ادامه خواهیم خواند:
آنا: لطفاً خود را معرفی کنید و از رزومه تحصیلی و حرفهای و فعالیتهای علمی-پژوهشیتان بگویید؟
صمدی: اینجانب الهام صمدی، دانشجوی دکتری تخصصی در فلسفه تعلیم و تربیت هستم. سابقه تحصیلی من در دانشگاه آزاد اسلامی از دوره کارشناسِ ناپییوسته آغاز شد و با اعتماد به پژوهشهای علمی، گام به گام تاکنون در مسیر علمی پیش رفتهام. در حوزه آموزش و پرورش، فعالیتهای مختلفی داشتهام از جمله درس پژوهی، اقدام پژوهی و پژوهشهای آکادمیک. تاکنون ۵ مقاله ارائه کردهام: دو مقاله به زبان لاتین و سه مقاله به زبان فارسی. رسالهام نیز به عنوان رساله برتر در منطقه فلاورجان اصفهان و در اداره آموزش و پرورش منطقه معرفی و شناخته شد.
آنا: به نظر شما مهمترین چالش پیش روی نظام آموزشی کشور چیست و پژوهش شما چگونه میتواند به حل آن کمک کند؟
صمدی: به نظر من، با نگرش بهروز و توجه به مسائل آموزشی و تربیتی، چالشهای متغیری که در ابعاد آموزشی و اجتماعی وجود دارد، همواره در حال تحول هستند. رساله من موضوعی است که با تطبیق و مقایسه نظریات آموزشی و تربیتی با شرایط اجتماعی و نیازهای نوپدید جامعه مرتبط است. بنابراین سیاستگذاران آموزشی باید در هر دوران، پاسخگوی این نیازها باشند تا بتوانند سیاستهای آموزشی را به صورت عقلانی و با توجه به رشد نسلها طراحی و اجرا کنند. برای مواجهه با چالشهای آینده، تشخیص تهدیدها و فرصتها و تبدیل تهدیدها به فرصتها اهمیت دارد. همچنین میتوان از مبانی فلسفی و تربیتی بنیادین بهره گرفت؛ به ویژه بازخوانی نظریات اندیشمندانی چون ابنسینا و کانت که مبانی تربیتی قابلِ استنادی دارند. این مبانی با توجه به مبانی بومیسازی، میتواند به استخراج الزامات تربیتی و تقویت تربیت عقلانی کمک کند تا از منظر سیاستگذاری و اجرا، بهبودهای پایداری ایجاد شود.
آنا: چه راهبردهای عملی برای پیادهسازی این دیدگاه پیشنهاد میدهید؟
صمدی: پیشنهادهای عملی میتواند شامل موارد زیر باشد:
الف: تقویت ارتباط میان مبانی فلسفی تربیتی و سیاستهای آموزشی با رویکرد بهروزرسانی مداوم، بهویژه در زمینههای تربیت عقلانی و اخلاقی.
ب: بومیسازی آموزههای کلاسیک با توجه به مقتضیات جامعه و نیازهای نسلهای مختلف.
ج: تشویق به پژوهشهای کاربردی و اقدام پژوهی در مدارس و فضاهای آموزشی برای شناسایی و رفع نواقص ملموس.
د: ایجاد سازوکارهای ارزیابی انعطافپذیر برای سیاستهای آموزشی که به سرعت به تحولات اجتماعی پاسخ دهند.
ه: تاکید بر توسعه مهارتهای تفکر نقاد، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و اخلاق حرفهای در معلمان و مدیران آموزشی.
و: تشکیل کارگروههای پژوهشی با حضور صاحبنظران فلسفه، تربیت، و علوم تربیتی برای پایش و بهروزرسانی الزامات تربیتی بر مبنای شواهد و مقتضیات محلی.
آنا: اگر قرار باشد یک تغییر اساسی در روشهای آموزش و یادگیری پیشنهاد دهید، آن چه خواهد بود و چرا؟
صمدی: اگر بخواهیم تغییر اساسی در روشهای آموزشی و یادگیری بدهیم، ابتدا باید مبانی فلسفی اسناد آموزشی را به طور روشن در نظر بگیریم. این مبانی از هستیشناسی، معرفتشناسی و ارزششناسی نشأت میگیرند و برای رشد و تعالی وجودی انسان ضروریاند؛ زیرا توان بالفعلسازی بالقوههای وجودی انسان از طریق پیادهسازی این مبانی میسر میشود و ارزش وجودی انسان از طریق خردورزی ممکن میشود. یادگیری، شناخت و فرآیندهای آموزشی براساس پیشفرضها، اندوختههای پیشین و دیگر عوامل هستند که فلسفه یادگیری را تقویت میکنند و ارزش علم را فینفسه نشان میدهند. بنابراین برای بیرون آوردن مدلهای تربیتی و یادگیری در هر رشته، لازم است فلسفه آموزشی آن رشته در چند جلسه آغازین آموزشی و به شیوههای مختلف و با طرحهای گوناگون مطرح شود تا نیاز یادگیرندگان با دغدغهمندی همراه گردد.
آنا: به نظر شما نقش معلمان در تربیت نسل آینده چیست و چطور میشود معلمان را برای این نقش مهم آماده کرد؟
صمدی: استاد و معلم نقشی اساسی و کلیدی در این خصوص بر عهده دارد. از تجربه خودم میگویم که این نقش را کاملاً درک کردهام: به همان اندازه که معلم میتواند فرآیند تربیتی را هدایت کند، خانواده هم تحت تأثیر این فرآیند قرار میگیرد. دیدهام که خانوادهای که با فرزند خود همراه میشود و رفتارها و شیوههای تربیتی را همسو میکند، به موفقیت فرزندش کمک میکند. بالعکس، اگر معلم نقش خود را به درستی ایفا نکند، پیامدها میتواند به سمت بنبستهای علمی و تربیتی سوق پیدا کند و خانواده را ناچار به اقدامهایی میکند که ممکن است به نتیجه برعکس منتهی شود.
برای آمادهسازی معلمان، صرفاً اتکا به تئوریهای درسی کافی نیست. باید به عملکرد واقعی آنها توجه کرد و بر اساس بازخوردهای میدانی، مهارتهای عملی آنها را بهبود بخشید. بنابراین، فرآیند آمادهسازی معلمان نیازمند ترکیبی از آموزشهای نظری با آموزشهای عملی-کارگاهی، ارزیابیهای پیوسته عملکردی در کلاس و فرصتهای تفکر مجدد درباره نقش تربیتی آنان است. ایجاد فرصتهای توسعه حرفهای مداوم، بازخورد سازنده از همکاران و مدیران مدارس و تمرکز بر مهارتهای ارتباطی، مدیریت کلاس، تفکر نقاد و اخلاق حرفهای از مولفههای کلیدی هستند.
آنا: پژوهش شما چه تأثیری میتواند بر رویکردها و سیاستهای آموزشی داشته باشد؟
صمدی: پژوهش من مسائل بنیادین تربیتی را در نظر میگیرد؛ یعنی مبانی هستیشناسی، معرفتشناسی، ارزششناسی و انسان را در هر رشته و گرایش علمی مدنظر قرار میدهد. با این رویکرد، هدف اصلی در تمامی رشتهها این است که مبانی تربیتی و آموزشی به عنوان پایه و محوری برای سیاستگذاری و رویکردهای آموزشی در نظر گرفته شوند تا بتوانند به بهبود فرآیندهای یادگیری و تربیت منجر شوند.
این یعنی سیاستهای آموزشی باید با توجه به مبانی فلسفی و تربیتی، به الزامات تربیت عقلانی و توسعه مهارتهای انسانی پاسخ دهند و راهکارهای اجرایی و عملی برای بهبود کیفیت آموزش ارائه کنند.
آنا: به نظر شما مهمترین مهارتهایی که دانشآموزان در قرن بیستویکم باید فرا بگیرند چیست و چگونه میتوانیم این مهارتها را به طور مؤثرتری آموزش دهیم؟
صمدی: مهمترین مهارت این است که دانشآموزان به آموزههای بنیادین دست یابند؛ یعنی با رویکردی که به معیارها و اصول بنیادین در آموزش علمی و سایر رشتهها میانجامد، بتوانند به سوی تعالی و توانمندی حرکت کنند. به عبارت دیگر، باید به دانشآموزان آموزش داد که در هر رشتهای به معیارهای بنیادی نزدیک شوند تا بتوانند تهدیدها را به فرصتها تبدیل کنند، از چالشهای پیش رو عبور کنند و تفاوت میان راه درست و نادرست را تشخیص دهند. این مهارت، نوعی خود مدیریتی در مواجهه با هر مسئله است که از طریق تربیت عقلانی و گرایش به ارزشهای بنیادی محقق میشود.
آنا: شما چه تجربهای در زمینه پژوهش تعلیم و تربیت دارید که برایتان ماندگار بوده است و دلیل ماندگاری آن چیست؟
صمدی: ماندگارترین تجربه من این بود که استاد راهنما و استاد مشاور با تمام اعتبار و سرمایه خود برای من سرمایهگذاری کردند و با احترام به درخواستهایم رسیدگی میکردند. این حمایت و مشارکت عمیق آنها باعث شد کارهایم پرمحتوا و با کیفیت شود. برای هر دانشجوی هدف یادگیری است و هیچ چیز بهتر از بهرهمندی حداکثری از تجربه و راهنمایی استادان نیست. این تجربه به من یاد داد که پژوهش در فضایی از اعتماد و همکاری میتواند به رشد علمی و شخصی منجر شود.
انتهای پیام/