پیشنهاد سردبیر
«خرمشهر ۴» بن‌بست‌شکن میز مذاکرات

تبیین دکترین هماهنگی سردار و سفیر در عصر جدید قدرت 

خط قرمز جدید برای داوطلبان شورا‌ها

چه کسانی از قطار انتخابات شورا‌ها پیاده می‌شوند؟

تلاقی استعفا‌های لندن با قطعنامه‌های جدید شورای اروپا

پایان افسانه تمدن برتر زیر سایه پدوفیلی سیستمی 

استعفای کریس ورمالد در لندن، نه یک جابجایی اداری، بلکه صدای در هم شکستن استخوان‌های تمدنی است که زیر آوار فساد سیستماتیک شبکه اپستین مدفون شده است. غرب اکنون با چنگ انداختن به صورت ایران، تلاش می‌کند متعفن‌ترین رسوایی اخلاقی قرن را پشت نقاب قطعنامه‌های حقوق بشری پنهان کند.

به گزارش خبرنگار گروه بین الملل خبرگزاری آنا، سقوط دومینوی مقامات در بریتانیا، از تالار‌های پارلمان تا دفتر دبیر کابینه، پرده از حقیقتی هولناک برداشته است: فساد در غرب، یک لغزش فردی نیست بلکه یک ضرورت ساختاری است. پرونده جفری اپستین ثابت کرد که نخبگان سیاسی و اقتصادی غرب، نه بر اساس قانون، بلکه بر مدار پیوند‌های پنهان و بهره کشی از ضعیف‌ترین قشر‌های جامعه (کودکان و زنان) به انسجام رسیده‌اند. این شبکه، تجسم عینی فلسفه‌ای است که در آن قدرت هیچ مهار اخلاقی نمی‌شناسد و تنها زمانی لب به اعتراف می‌گشاید که تعفن فاجعه از دیوار‌های کاخ باکینگهام و داونینگ استریت بیرون زده باشد.

کریس ورمالد و اسلاف او در واقع نگهبانان این پارچه پوسیده بودند که سال‌ها با واژه‌هایی نظیر شفافیت نهادی بر جنایات سازمان یافته لایه‌های فوقانی قدرت سرپوش گذاشتند. از منظر فلسفه سیاسی، این لحظه، لحظه افشای هیولای لیبرالیسم است؛ هیولایی که در داخل به پدوفیلی سیستماتیک و در خارج به حمایت از نسل کشی در غزه مشغول است، اما کماکان تریبون اخلاق را رها نمی‌کند.

قطعنامه علیه ایران

همزمانی معنادار صدور قطعنامه‌های نمایشی شورای اروپا علیه ایران با اوج گیری افشاگری‌ها در پرونده اپستین، تصادفی نیست. این یک تکنیک کلاسیک دگرسازی برای انحراف افکار عمومی است. غرب که امروز زیر سنگینی اسناد سوءاستفاده از کودکان کمر خم کرده، نیازمند یک شیطان خارجی است تا با انگشت اشاره به سمت آن، نگاه‌ها را از لجن زار داخلی خود منحرف کند.

اتهام برخورد با زنان و اقلیت‌ها در ایران، مضحک‌ترین ادعایی است که می‌تواند از دهان سیاستمدارانی خارج شود که در لندن و پاریس، چشمان خود را بر برده داری جنسی نوین در شبکه‌های زیرزمینی نخبگان خود بسته‌اند. این حقوق بشر گزینشی، ابزاری برای فرافکنی است؛ تلاشی مذبوحانه برای تبرئه خود در دادگاه وجدان جهانی. آن‌ها ایران را محکوم می‌کنند تا کسی نپرسد چرا عالی‌ترین مقامات امنیتی و قضایی بریتانیا، سال‌ها شریک جرم اپستین بوده‌اند.

پایان افسانه تمدن برتر

فروپاشی اخلاقی غرب را نباید تنها در استعفا‌های لندن جست‌و‌جو کرد؛ این سقوط در خرابه‌های غزه نهایی شده است. غربی که برای کوچک‌ترین ناهنجاری در کشور‌های مستقل، بیانیه‌های آتشین صادر می‌کند، در برابر کشتار ۴۰ هزار انسان در فلسطین، به سکوت همدستانه روی آورده است. این تناقض، پایان قطعی اعتبار واژه‌هایی همچون ارزش‌های غربی است.

ارزش جان انسان در دکترین لیبرال، تابعی از جغرافیا و نژاد است. کودکی در لندن قربانی شهوت نخبگان می‌شود و کودکی در غزه قربانی بمب‌های ارسالی همان نخبگان؛ وجه مشترک هر دو، ریاکاری تمدنی است که حقوق بشر را نه برای انسان، بلکه برای سلطه می‌خواهد. امروز که نقاب از چهره دولت کی یر استارمر افتاده، جهان شاهد دولتی است که زیر آوار مشروعیت دست و پا می‌زند و با فرافکنی علیه ایران، سعی در خرید زمان دارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر