پیشنهاد سردبیر
کابوس «پاسخ آنی»؛ چرا عقربه‌های جنگ در مسقط متوقف شد؟

واکاوی تغییر دکترین نظامی پنتاگون از «ضربه اول» به «انفعال استراتژیک»

 قمار با کارت‌های سوخته 

چرا واشنگتن همزمان با لبخند در مسقط تحریم جدید وضع می‌کند؟

عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

وقتی «درد معیشت» از «رنج بیماری» پیشی می‌گیرد

بررسی یک چرخه معیوب در نظام سلامت

نگاهی به فصل جدید «حسینیه معلی» در اعیاد شعبانیه/ «آیین جمعی در قاب رسانه»

فصل جدید «حسینیه معلی» را می‌توان تلاشی برای بازسازی یک تجربه اجتماعی دانست: تجربه «جمعِ معنادار».

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سعید زعیمی- فصل جدید برنامه «حسینیه معلی» ویژه اعیاد شعبانیه در حال تولید است و بنا بر گزارش‌ها این برنامه وارد پنجمین سال تولید خود می‌شود؛ شبکه سه هم اعلام کرده مخاطبانی که می‌خواهند به‌عنوان «مستمع» در ضبط حضور داشته باشند، می‌توانند از طریق سامانه پیامکی یا سایت ثبت‌نام کنند. همین چند خط خبر، اگر از زاویه تحلیل اجتماعی خوانده شود، فقط اطلاع‌رسانی درباره یک برنامه تلویزیونی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک «تحول در شکل مناسک جمعی» در ایران امروز است: جایی که تجربه دینیِ جمعی، بیش از گذشته، از میدان‌ها و حسینیه‌ها به «فرمت‌های رسانه‌ایِ مشارکتی» منتقل شده و تلویزیون تلاش می‌کند هم مرجعیت آیینی را حفظ کند و هم زبان مخاطبِ شبکه‌ای و پراکنده را بفهمد.

در تحلیل اجتماعیِ رسانه، نقطه شروع این است: یک برنامه دقیقاً چه چیزی را «مسئله» می‌کند و چه چیزی را «راه‌حل» نشان می‌دهد؟ «حسینیه معلی» از ابتدا به جای آن‌که صرفاً یک پخش مداحی یا مراسم باشد، ایده‌اش را روی «بازآفرینی حسینیه به‌عنوان یک فضای اجتماعی» بنا کرده است؛ فضایی که در آن، مردم نه صرفاً بیننده، بلکه بخشی از صحنه‌اند. همین دعوت رسمی به ثبت‌نام مستمع، از نظر جامعه‌شناختی مهم است؛ چون نشان می‌دهد برنامه می‌خواهد «جمع» را تولید کند، نه فقط «محتوا» را. در روزگاری که تجربه مذهبی بسیاری از افراد میان گوشی، کلیپ، استوری و تکه‌محتوا‌ها خرد شده، بازسازی یک جمعِ قابل رؤیت—با حضور مخاطب، واکنش‌ها، همخوانی‌ها، و حس هم‌زمانی—نوعی پاسخ به بحرانِ پراکندگی است.

اما چرا اعیاد شعبانیه؟ نکته کلیدی این‌جاست که «حسینیه معلی» هر سال با دو رویکرد تولید می‌شود: رویکرد عزا (محرم و صفر) و رویکرد جشن و شادی (اعیاد شعبانیه). این دوگانه، در سطح اجتماعی یعنی برنامه می‌خواهد یک «تقویم عاطفی» بسازد: تقویمی که در آن، دین فقط روایت سوگ نیست و شادی دینی هم سهمی از صحنه عمومی دارد. جامعه‌ای که مکرر با فشار‌های اقتصادی و فرسودگی روانی مواجه است، به فضا‌های جمعیِ مثبت هم نیاز دارد؛ اما شادی اگر از زمینه‌ی معنایی جدا شود، زود مصرف می‌شود. این‌جا «شادیِ آیینی» کارکرد پیدا می‌کند: هم امکان تخلیه هیجانی می‌دهد، هم پیوند هویتی را نگه می‌دارد، هم احساس تعلق را تقویت می‌کند.

یکی از چالش‌های جدیِ رسانه دینی، «مسئله اصالت» است: آیا تجربه‌ای که در تلویزیون ساخته می‌شود، شبیه تجربه هیئت و حسینیه است یا یک نسخه استودیوییِ تزئینی؟ راه‌حل «حسینیه معلی» (دست‌کم در ادعای تولید و طراحی) این بوده که با اتکا به چهره‌های شناخته‌شده و طیفی از مداحان/کارشناسان، نوعی اعتبار میدانی را به قاب تلویزیون منتقل کند؛ فصل‌های قبل در اعیاد شعبانیه با حضور مداحانی مثل سیدمجید بنی‌فاطمه، میثم مطیعی، سیدرضا نریمانی و نزار القطری معرفی شده‌اند؛ و برای فصل هشتمِ شعبانیه نیز نام‌هایی مانند حجت‌الاسلام بی‌آزار تهرانی، سعید حدادیان، مهدی سلحشور، سیدرضا نریمانی و علی‌اکبر حائری به عنوان کارشناس/داور مطرح شده است. این ترکیب‌سازی‌ها، فقط چیدمان مهمان نیست؛ سازوکار «تضمین اعتماد» است. یعنی برنامه می‌خواهد به مخاطب بگوید: اینجا ادامه همان سنت است، نه جایگزینِ مصنوعیِ آن.

از زاویه دیگری هم می‌شود نگاه کرد: «حسینیه معلی» نمونه‌ای از تبدیل آیین به «فرمات» است؛ یعنی مناسک مذهبی در قالبی تولید می‌شود که قواعد تلویزیون را می‌پذیرد: زمان‌بندی، ریتم، طراحی صحنه، و حتی سازوکار انتخاب کارشناسان/داوران. این فرمت‌سازی، هم فرصت است و هم خطر. فرصت از آن جهت که آیین را برای مخاطب گسترده‌تر «قابل دسترسی» می‌کند و تجربه دینی را از محدودیت جغرافیا بیرون می‌کشد. خطر از آن جهت که هر فرمت رسانه‌ای تمایل دارد «نمایش‌پذیری» را تقویت کند؛ یعنی آن‌چه بیشتر دیده می‌شود، بر آن‌چه عمیق‌تر است غلبه کند. این‌جاست که برنامه باید مراقب باشد از مرز باریک میان «تجربه معنوی» و «اجرای نمایشی» عبور نکند. نقطه قوت چنین برنامه‌ای در بلندمدت، وابسته به همین تعادل است: جذابیتِ رسانه‌ای بدون فروکاست معنویت.

این‌که برنامه وارد پنجمین سال تولید می‌شود، یک نکته اجتماعی دیگر هم دارد: استمرار. در منطق فرهنگ عمومی، برنامه‌هایی که تکرار می‌شوند، به‌تدریج «نهاد» می‌شوند؛ یعنی مردم آنها را در تقویم زندگی‌شان جا می‌دهند. وقتی یک برنامه آیینی چند فصل و چند مناسبت را پوشش می‌دهد، کم‌کم نقش «میانجیِ آیین» را می‌گیرد: پلی میان نسل‌ها، میان شهرها، میان سبک‌های مختلف دینداری. در جامعه متکثر امروز، این میانجی‌گری می‌تواند همگرایی بسازد—به شرطی که زبان برنامه فقط یک سلیقه را نمایندگی نکند و امکان هم‌نشینیِ صدا‌ها را فراهم کند.

جزئیات تولید هم در این تحلیل بی‌اهمیت نیست. خبر‌ها می‌گویند برنامه در سال ۱۴۰۱ به نویسندگی سیدبشیر حسینی و کارگردانی سعید ستودگان تولید شده و فصل اول همزمان با آغاز محرم روی آنتن رفته و در مناسبت‌های مختلف ادامه یافته است. این یعنی برنامه از ابتدا «مناسبتی» تعریف شده، اما با گسترش فصل‌ها، از یک محصول مقطعی به یک برند فرهنگی تبدیل شده است. برند شدن در حوزه آیین، فقط مسئله شهرت نیست؛ مسئله این است که مخاطب برای زیست آیینیِ خود، یک «نشانه ثابت» پیدا می‌کند؛ و این در شرایطی که الگوهای جمعی دائماً در حال تغییرند، برای بسیاری احساس ثبات می‌آورد.

در نهایت، فصل جدید «حسینیه معلی» را می‌توان تلاشی برای بازسازی یک تجربه اجتماعی دانست: تجربه «جمعِ معنادار». تلویزیون با دعوت به حضور مستمع، با تداوم چندساله، با انتخاب چهره‌های مرجع، و با تفکیک رویکرد عزا/شادی، می‌کوشد آیین را در شرایط رسانه‌ای‌شده‌ی امروز زنده نگه دارد. موفقیت اجتماعیِ این فصل، نه فقط به کیفیت اجرا و مهمان‌ها، بلکه به یک پرسش عمیق‌تر بستگی دارد: آیا برنامه می‌تواند در قالب تلویزیون، همان «احساس مشارکت و تعلق» را بسازد که مردم در حسینیه‌های واقعی تجربه می‌کنند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، «حسینیه معلی» صرفاً یک برنامه مناسبتی نیست؛ تبدیل به یک سازوکار فرهنگی برای پیوندزدن افراد، ترمیم عاطفه جمعی، و حفظ هویت آیینی در عصر پراکندگی می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر