افراد تاریخخوانده مثل برجهای دیدهبانی یک جامعهاند/ ایرانیبودن کار هر کسی نیست
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، فاطمه نعمتی - «چرا تاریخ نمیخوانیم؟». این سؤال دیگر به کلیشه تبدیل شده است؛ تا آنجا که ممکن است کارکردش را از دست داده باشد و بر مخاطب اثر نگذارد. در سرزمینی که بیگانگان چشم طمع به منابع ارزشمند مادی و غیرمادی آن دوختهاند، نباید بگذاریم کار به جایی برسد که دیگر تیغ این سؤال نبُرد و بیتأثیر شود. باید همچنان وقتی این سؤال را میشنویم به خود بگوییم «چه بد که تاریخ نمیخوانیم. کاش میخواندیم. اصلا بیا از امروز بخوانیم.»
هر روز بر اوضاع نابهسامان جهان افزوده میشود و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. این کشور در دورههای زمانی متعدد، دستخوش حوادثی شده و میشود که هیزم آتشش را دشمنان فراهم میکنند و منافقان بر آن میدمند. در دیماه ۱۴۰۴ نیز که اغتشاشات مزدوران آمریکایی و اسرائیلی در ظاهر شهروند ایرانی، به از دست رفتن جانهای عزیزی منجر شد و ویرانههای بسیاری بر جای گذاشت، بار دیگر در چالهای تاریخی افتادیم که میتوانست چنین نشود.
آگاهی از تاریخ سرزمینمان ایران، ما را به درکی عمیق و وسیع میرساند؛ بینشی که به ما کمک میکند دست دوستی هر بیگانه طمعکاری را بشناسیم و در وقت مناسب رد کنیم و فهمی که به ما کمک میکند دلسوزی خودیها را دریابیم و جمعی تشکیل دهیم مقاوم، شجاع و استوار که نمیگذارند گزندی به تنِ وطن و هموطنان برسد.
در پرونده «تاریخ بخوانیم» به سراغ این ضرورت رفتهایم و از بایدها و نبایدهای مطالعه تاریخ ایران صحبت کردهایم. در اولین شماره از این پرونده، با احسان حجتی، پژوهشگر و نویسنده به گفتوگو نشستیم. حجتی در عرصههای مختلف هنری و ادبی تلاش میکند قدمی در راه بیشتر تاریخخواندن مردم بردارد: بهویژه نوجوانان و جوانان. او سعی دارد از هر قالب رسانهای که امکان جذب بچهها به تاریخ را داشته باشد، استفاده کند. احسان حجتی در این گفتوگو از لزوم تاریخخواندن، پیچیدگی تاریخ ایران و نحوه شروع مطالعه تاریخ صحبت کرده است. این مطلب را میتوانید در ادامه بخوانید:
چرا باید تاریخ بخوانیم؟ اگر بگذاریم اتفاقات جدید به ما درس بدهند، چه نتیجهای دریافت خواهیم کرد؟
انسان موجود جالبی است. برای تحمل سختیهای فردی باید تلخیهای زندگی را یا فراموش کند یا با آنها کنار بیاید؛ اما همین انسان برای تداوم زندگی و حیات اجتماعی نباید حافظه جمعی یا همان تاریخ را فراموش نکند. انسان میتواند در طول زندگیاش با تجربهکردن پخته شود، اما اثر تجربههای کلان اجتماعی و جمعی الزاما باعث پختگی نمیشود. قیمت برخی تجربهها به درازای یک تاریخ میشود.
تاریخ معلم بیرحمی است. اگر از درسهای آن عبرت نگیریم تبدیل به عبرتی برای دیگران میشویم. تاریخ یک الگوریتم است. الگوریتمی که کلیدهای مشخص با پاسخهای مشخص دارد. با تکرار چندباره و نمونههای زیاد نشان میدهد هر عملی دقیقا چیست؟ چه پیامدهایی دارد و چه عواقبی در درازمدت بر جای میگذارند؟ الگوهای تکرارشوندهای که سرنوشتهای محتومی را جلوی چشم مخاطب میگذارد.
جملهای کلیشهای وجود دارد که «ملتی که تاریخ خود را نخواند محکوم به تکرار آن است»؛ مسئله این است که واقعا آدمها تاریخ را نمیخوانند و هر بار فکر میکنند آنها اولین در تاریخ بشریت یا تاریخ آن سرزمین هستند که به یک موضوع رسیدهاند یا با پدیدهای مواجه شدهاند. اصلا توجه نمیکنند که شما ذرهای کوچک در یک خط زمانی گسترده هستید. تصمیمهای شما و نظرهای شما اولینبار نیست که به وجود آمده. قبل از شما هم هزاران و بلکه میلیونها نفر همان تصمیم را گرفتهاند؛ اما خیال واهی آن است که افراد یا فکر میکنند آنها افسانه و قصه هستند و ممکن نیست تکرار شوند یا اینکه این بار فرق میکند و آنها میتوانند نتیجه خاص و متفاوتی را رقم بزنند.
روایاتی که در تاریخ آمده سرشار از افرادی است که میخواستند همین اتفاقات نو و متفاوت را رقم بزنند؛ اما آنها هم رفتند در دستهبندیهای تکراری با نتیجههای تکراری. ما باید بدانیم که چیزی فراتر از الگوهای تاریخی نیستیم. فقط باید بدانیم هر الگویی چه پیامدهایی دارد و هر نتیجهای چه نیازمندیهای واقعی را میطلبد. اگر در درک و فهم اینها لجاجت نکنیم و توهم نداشته باشیم، تکرار الگوهای موفق تاریخ میتواند منجر به سعادتهای تکراری شود.
بیتعارف به ما بگویید که چرا تاریخ نمیخوانیم و از آن دوری میکنیم؟
متأسفانه تاریخ را بهعنوان داستان معرفی میکنند. حتی خوانندههای تاریخ هم آن را به شکل داستان میبینند. داستان یعنی خواندن روایتهایی که فقط از آن لذت میبریم. چرا؟ چون تصور میکنیم این اتفاقها هرگز رخ نمیدهد مخصوصا برای ما. همین میشود که تنها عده معدودی از جامعه، تاریخ میخوانند آن هم به علت کششهای فردی. آدمهای تاریخخوانده هم عموما از نگاه سایر اقشار جامعه صرفا شبیه سمساریها یا افرادی هستند که به اشیا آنتیک و نوستالژیک علاقه دارند؛ درحالیکه افراد تاریخخوانده مثل برجهای دیدهبانی یک جامعهاند.
اما همچنان تاریخ و خوانندگان برای عموم مردم حوصلهسربر و خستهکننده به حساب میآیند. تاریخ چیزی فراتر از دریافتهای فردی است که در آن نقش احساسات به حداقل میرسد و منطق و سرنوشت است که کار را پیش میبرد. برای همین خیلیها از خواندن تاریخ خسته میشوند یا علاقهای ندارند؛ چون تاریخ سرشار از دادهها و اطلاعاتی است که گاهی تلخ و قاطع است، اما عموم مردم با احساسات سروکار دارند. در واقع، تعقل آنها با احساسات پیش میرود نه تحلیل و نگاه منطقی.
خواندن تاریخ از طریق کتابهای پژوهشی و مستند چه تفاوتی با خواندن تاریخ از طریق آثار ادبی و هنری دارد؟
آثار ادبی و هنری همه تاریخ را بیان نمیکنند. این را حتی خود هنرمندان هم به شکل عیان میگویند که ما قرار نیست عین به عین تاریخ را روایت کنیم. مگر کتاب تاریخ یا یک مستند تاریخی هستیم؟ در نتیجه هر هنرمندی برداشت، دریافت یا زاویهدید خودش را با در نظر گرفتن احوالات درونی و جهانبینی خودش روایت میکند. این یعنی یک نگاه به تاریخ؛ چیزی شبیه به آنچه که تکتک افراد یک جامعه در هنگام حیات، از مسئله تاریخیای که دارند تجربه میکنند میفهمند.
آیا صرفا خواندن تاریخ معاصر ایران برای آگاهی از وضعیت فعلی و گرفتن تصمیمهای مهم و درست کافی است یا باید عقبتر برویم؟
تاریخ معاصر نزدیک به زیست افراد است؛ بنابراین راحتتر میتوان با آن ارتباط گرفت و درکش کرد. تاریخ قدیمیتر، چون از زیست دور است، چهارچوب متفاوتی دارد که باعث میشود درک کمتری از آن داشته باشیم. از طرفی دیگر، تاریخ معاصر، چون قرابت زمانی با امروز دارد، این امکان را فراهم میکند که بتوانیم در کنار مطالعه آن از تاریخ شفاهی نیز بهرهمند شویم. این هم برمیگردد به همان ذهنیت مبتنی بر احساس که روایت فردی را بر روایت جمعی و روایت کلان اولویت میدهد. حالا نقش خواندن تاریخ کلان در بازه طولانیتر باعث میشود الگوهای تکرارشونده تاریخ، خودش را نشان دهد.
افرادی که به تاریخ معاصر بسنده میکنند، رخدادها را به نوعی اتفاقی و یک نمونه تلقی میکنند؛ اما کسانی که تاریخ را در بازه طولانی میخوانند، الگوهای تکرارشونده را عینا میبینند. تاریخ را نمیشود در یک بازه خواند و از آن نتیجه گرفت. بهتر است بگوییم کسانی که تاریخ را در بازه خاصی در نظر میگیرند نمیتوانند نتیجهگیری درستی درباره خط رخدادها و تحلیل حوادث و سرنوشت اتفاقات داشته باشند.
مطالعه تاریخ ایران را چطور باید شروع کنیم؟ از چه کتابهایی و با چه روندی؟
خواندن تاریخ ایران حقیقتا سخت است. این را قبول دارم؛ چون داریم درباره خواندن تاریخ سرزمینی صحبت میکنیم که قدمتش به اندازه خود تاریخ است. ایرانیبودن واقعا کار هر کسی نیست. ایرانیبودن یعنی اینکه شما یک محتوای عظیم مثل تاریخ ایران را در دل داشته باشید و بینش یک ایرانی که روح تمدنی ایران را دارد دارا باشید.
اما باز هم بااینوجود، خواندن تاریخ ایران را میتوان راحت شروع کرد. همین گستردگی زمانی و محتوایی باعث میشوند که گوشهای از آن برای هر مخاطبی جذابتر از سایر نقاطش باشد. از همانجا میتوان خواندن تاریخ ایران را آغاز کرد.
لازم هم نیست که از اول سراغ متون درجه بالا رفت. واقعا میتوان شروع آن از خواندن یک حقیقت یا مقاله یا تماشای یک مستند باشد؛ اما آفت اساسی این است که نباید به اینها بسنده کرد. اینها باید سرآغاز خواندن تاریخ باشند. عطش دانستن و جستوجوگری، کیمیای اصلی خواندن تاریخ ایران است. مخصوصا اینکه خواننده با هر ظرفیتی بالاخره جایی اشباع میشود. اینجا جایی است که خیلیها فکر میکنند میتوانند صاحب نظر باشند؛ اما دقیقا همین نقطه، آغاز ندانستن و جستوجوگری است؛ چون تازه کلید یک الگوریتم بزرگ در دستان شما قرار گرفته که حالا میتوان راحتتر به مطالعه سایر صفحات تاریخ پرداخت و فهم بهتری از آن پیدا کرد.
تاریخ را چطور باید برای نوجوانان و جوانان جذاب کرد؟
فضا اشباع است از روایتهای متعدد که با عمق کم یا جعل یا نقص به گوش همه میرسند. این مسئله کار را سخت میکند. چراکه یک بار باید آواربرداری کرد و خرابکاریهای دیگران را رفتوروب کرد. انتخاب مقطع درست و بیان نزدیک به امروز با مشابهتهای زمانی چیزی است که باعث جلب نظر عوام میشود؛ اما اگر نیت عوامپروری نیست و خواننده حرفهای با تحلیل درست میخواهیم داشته باشیم باید مستقیم به سراغ مطالب درست و کامل رفت.
اما لازم نیست همهچیز را بهصورت کامل به مخاطبی که کشش ندارد گفت. طبیعتا جوانان و نوجوانان به دلیل شور و حرارتی که دارند، جذب داستانهای پرکشش و پرتنش تاریخی میشوند. گزیدهگوییها و روایت قصهوار تاریخ بدون تبدیل و نتیجهگیریهای شخصی هنرمندان میتواند در مسیر فهم تاریخ مؤثر باشد. ساخت مستند یا اقتباسهای درستی از تاریخ که در رده کارهای مشخصا تاریخی قرار میگیرند نه یک درام داستانی اجتماعی، میتواند به شکلی نرمتر و جذابتر، مخاطب تاریخ را با خود درگیر کند.
انتهای پیام/