چگونه ترامپ گرینلند را به کارت فشار در سیاست خارجی آمریکا تبدیل کرد؟
خبرگزاری آنا - علی رحمانی: در پی رفتارهای جنجالی دونالد ترامپ نسبت به گرینلند و تلاشهایش برای استفاده از این جزیره بهعنوان اهرم فشار در مناسبات با اروپا، کارشناسان مسائل بینالملل معتقدند پشت این تصمیمات، یک راهبرد امنیت ملی مشخص قرار دارد. در این راهبرد، گرینلند تنها یک جزیره نیست، بلکه نقطهای کلیدی در معادلات قدرت میان واشنگتن، اروپا و دیگر بازیگران جهانی است.
در همین ارتباط، خبرنگار آنا در گفتوگو با «ابوالقاسم دلفی» کارشناس مسائل اروپا و سفیر پیشین کشورمان در فرانسه و صربستان، ابعاد امنیتی، سیاسی و استراتژیک این پرونده را بررسی کرده است.
دلفی در خصوص علل رفتارهای جنجالی ترامپ در قبال قضیه گرینلند گفت: براساس محتوای سند امنیت ملی آمریکا که چندی پیش منتشر شد؛ نیمکره غربی به عنوان حیاط خلوت آمریکا تعریف شده و این سند با اشاره به این که امنیت مرزهای ایالات متحده برای این کشور اولویت دارد دولت فعلی واشنگتن را مسئول تأمین امنیت این مرزها دانسته است. دولت آقای ترامپ در دور اول حاکمیت خود بخشی از این اهداف را تشریح کرده بود؛ اما این بار مجموعه این اهداف به راهنمای امنیت ملی آمریکا تبدیل شده است. همانطور که گفتم در این سند نیمکره غربی اهمیت زیادی دارد.
نقش مهم گرینلد در راهبرد آینده امنیت ملی آمریکا
سفیر اسبق ایران در پاریس در ادامه افزود: نقشی که گرینلد در این چارچوب بازی میکند، این است که طبق ادعای ترامپ، میتواند قسمت زیادی از امنیت آمریکا را تأمین کند. البته ترامپ از روز اول که وارد کاخ سفید شد، اعلام کرد که حاضر است گرینلند را از دانمارکیها بخرد و آن را به خاک آمریکا ملحق کند. باید بدانید که خرید سرزمینهای خارج از حوزه جغرافیایی ایالات متحده امریکا مسئله جدیدی نیست و از قدیم وجود داشته همانطور که میدانید آمریکا آلاسکا را از اتحاد جماهیر شوروی خرید در حالی که این سرزمین سابقاً جزئی از قلمرو اتحاد جماهیر شوروی بود. حتی آمریکاییها در دوران ریاست جمهوری کارتر و ریگان خواستار خرید سرزمین گرینلند از دانمارک شده بودند. الان هم با وجود اینکه دانمارکیها راضی به فروش گرینلند نیستند، اما سرزمینهای دیگری را پیش از این به آمریکا فروختهاند، بنابراین فروش سرزمین در جغرافیای سیاسی دنیا مرسوم است و چندان چیز مهمی نیست.
ریشهیابی وضعیت خاص مناسبات اروپا با آمریکای ترامپ
کارشناس مسائل بینالملل با تحلیل روابط اروپا و آمریکا در برهه فعلی افزود: آنچه که در شرایط فعلی اهمیت دارد، این است که مناسبات اروپا و آمریکا در دوران ترامپ از وضعیت خاصی برخوردار شده است. دلیل این مسئله نیز این است که همه کشورهای اروپایی به استثنای برخی از آنها در سه دورهای که ترامپ کاندیدای ریاست جمهوری بوده نه تنها از وی حمایت نکردند؛ بلکه به طرفداری از رقبای دمکرات وی نیز پرداختند؛ زیرا اروپاییها دل خوشی از دولت ترامپ نداشتند و میدانستند که اگر وی رئیسجمهور آمریکا شود، مناسبات کشورهای دو سوی آتلانتیک چندان خوب نخواهد بود؛ به همین دلیل، تلاش کردند که از رقبای دموکرات وی حمایت کنند. اگر خاطرتان باشد چند هفته قبل گزارشی از بیبیسی منتشر شده بود مبنی بر این که این رسانه در دور اول ریاست جمهوری ترامپ یکسری گزارش فیک در مورد حمله طرفداران ترامپ به کنگره آمریکا تهیه کرده بود. به همین دلیل آقای ترامپ از بیبیسی و سردمداران آن به دادگاههای آمریکا شکایت کرده است؛ بنابراین اروپا نه تنها از ترامپ حمایت نکرد بلکه علیه او نیز به فعالیت پرداخت به همین دلیل در حافظه آقای ترامپ و طرفداران ایشان که به جنبش ماگا مشهور هستند این مسئله ثبت شده است.
علت تفاوتهای بارز رویکرد امنیت ملی آمریکا در دوره جدید ترامپ
کارشناس ارشد مسائل اروپا اضافه کرد: به دلیل همه موارد پیشتر گفته شده در سند جدید امنیت ملی آمریکا، برخلاف دورههای قبل، روسها به عنوان رقیب و دشمن ایالات متحده تلقی نمیشوند در حالی که براساس این سند، ترامپ معتقد است که طی دو دهه آینده، اروپا با توجه به سیاستهای خود در خصوص آزادی بیان و مهاجرت از صحنه سیاسی دنیا حذف خواهد شد.
بنابراین، اروپای مورد نظر ترامپ، اروپایی ملیگرا با حاکمیت راست افراطی است. در حالی که فعلا اکثر حکومتهای اروپا دموکرات، جمهوریخواه و طرفدار دموکراسی هستند و چندان به جریانهای راست افراطی بها نمیدهند. این هم نکته دیگری است که تضاد بین اروپا و آمریکا را نشان میدهد. بر این اساس، موضوع گرینلند یکی از اهرمهای فشاری است که ترامپ و دولت آمریکا علیه اروپا از آن استفاده میکنند. در صورت پاسخ منفی اروپا و دانمارک به درخواست آمریکا در این منطقه، واشنگتن به راههایی مانند جنگ تعرفهها و یا جلب نظر مردم گرینلند برای الحاق به آمریکا متوسل خواهد شد. در مجموع دعوایی که بین آمریکا و اروپا در قالب ناتو رخ داده است، بیشتر شامل مشکلاتی است که ترامپ و طرفدارانش در قالب جنبش ماگا (به عنوان یک جریان جمهوریخواه ملیگرا) با اروپا دارند.
آینده ناتو و اروپا در سایه اختلاف با آمریکا
مدیرکل سابق اداره کل اروپای غربی وزارت خارجه در ادامه آینده ناتو را با توجه به تحولات اخیر این گونه پیشبینی کرد: به هر حال، اروپا با تمام این اوصاف همچنان معتقد است که در جناح غرب (ناتو) قرار دارد و اروپاییها علیرغم تمام فشارهایی که به آنها آمده به تدریج در حال پذیرش افزایش هزینههای ناتو و تدارک دفاع بومی اروپا هستند. از طرف دیگر، اگرچه در بحث گرینلد آمریکا ممکن است به حربه نظامی متوسل شود؛ ولی بعید است که این حربه در کوتاهمدت و حتی میانمدت به عنوان یک راهحل برای این مسئله مطرح باشد.
گرینلند وجه المصالحه ترامپ برای حل بحران اوکراین
تمام تلاش ترامپ در حال حاضر روی این مسئله متمرکز است که از این قضیه به عنوان یک اهرم فشار استفاده کند؛ چراکه آقای ترامپ تاکنون در جریان تلاش برای حل بحران موجود بین اوکراین و روسیه موضع خوب و حمایتگرانهای از اروپا ندیده و اروپاییها با طرح صلح وی برای اوکراین همراه نیستند. به همین دلیل، ترامپ از گرینلند به عنوان یک اهرم فشار استفاده خواهد کرد تا اروپاییها را بر سر میز مذاکره بیاورد، زیرا صلح در اوکراین یکی از وعدههای انتخاباتی اولیه ترامپ بوده، اما علیرغم گذشت یک سال از دور جدید ریاست جمهوری وی، هنوز اتفاق خاصی در این زمینه نیافتاده است.
بنابراین، قضیه اوکراین و سایر اختلافات ترامپ با اروپا وجه المصالحهای است که در حال نشان دادن خود در موضوع گرینلند است و اروپاییها هم با توجه به این که این موضوع میتواند از راه مذاکره حل شود تلاش میکنند تا آن را در چارچوب ناتو و بدون توسل به زور حل کنند.
آمریکا حاضر نیست هزینههای ناتو را پرداخت کند
سفیر اسبق ایران در کشور صربستان، با اشاره به تداوم حیات پیمان دفاعی آتلانتیک شمالی (ناتو) بهرغم اختلافات اخیر گفت: هیچکدام از طرفهای موجود در پیمان ناتو در شرایط فعلی معتقد نیستند که این ائتلاف در حال نقض شدن و فروپاشی است. آمریکا با وجود این که حاضر نیست هزینههای ناتو را پرداخت کند، از این مجموعه خارج نمیشود. به همین دلیل به بقیه کشورهای عضو ناتو برای تأمین هزینههای این پیمان نظامی فشار میآورد تا این گونه هزینه تأمین امنیت غرب را به گردن اروپاییها و حتی برخی کشورهای غیراروپایی نظیر ژاپن و کانادا بیندازد تا سهم واشنگتن در تأمین هزینههای این پیمان کمتر از قبل شود. بنابراین، اصل وجود ناتو همچنان مورد توافق اروپا و آمریکا است.
آینده نه چندان روشن ایده ارتش اروپایی
دلفی در خصوص آینده ایده مطرح شده به عنوان دفاع (ارتش) اروپایی گفت: با وجود گذشت سالهای زیادی از پایان جنگ جهانی دوم و به ویژه پس از آغاز بحران اوکراین که تهدید امنیت اروپا را به دنبال داشت، اروپا به دنبال این است که توان نظامی خود را به منظور تأمین امنیت خویش افزایش دهد. اما مجموع کشورهای عضو اتحادیه اروپا به دلیل وجود اختلافات سیاسی بین خود امکان این که بتوانند در کوتاهمدت یا میانمدت به وزنهای در زمینه دفاعی تبدیل شوند را ندارند. با این حال، برای ایجاد دفاع اروپایی تلاش میکنند.
به دلیل هزینه بالای وجود همزمان ناتو با یک مجموعه دفاع اروپایی، هیچ یک از تحلیلگران نظامی فکر نمیکنند که کشورهای قاره سبز بتوانند یک مجموعه مقتدر و منسجم دیگر نظیر ناتو به وجود بیاورند. بنابراین، کشورهای اروپایی همه تلاش خود را برای بالا بردن توان نظامی خود همزمان با حفظ ناتو به عنوان چتر امنیتی اروپا خواهند کرد. مناسبات خطرناک اروپا پس از حمله روسیه به اوکراین صحت این مسئله را تأیید میکند.
معمای چند وجهی گرینلند پیش روی قدرتهای بزرگ جهان
این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل درباره وضعیت فعلی و آتی قضیه گرینلند گفت: این درست است که آمریکا از لحاظ امنیتی معتقد است که برای تشکیل یک گنبد دفاعی در نیمکره غربی، گرینلند نقشی اساسی دارد، اما در حال حاضر روسها و چینیها در این منطقه حضور مؤثری دارند. به همین دلیل آمریکاییها نگران هستند و معتقدند که اروپاییها نمیتوانند این حضور را کنترل و مدیریت کنند.
آمریکا فعلا ایده استفاده از ابزار نظامی یا حتی خرید زمین برای تسلط بر گرینلند را کنار گذاشته و بیشتر به دنبال فشار بر اروپا برای پذیرش هر چه بیشتر حضور نظامی ایالات متحده در این نقطه از دنیا است تا از این راه ضمن مقابله با حضور نظامی چین و روسیه، موشکهای لازم برای گنبد دفاعی خود را در گرینلند مستقر کند.
به علاوه ترامپ میخواهد با استفاده از کارت گرینلند مشکلات دیگرش را با اروپا حل کند؛ بنابراین چندوجهی بودن این مسئله نشانگر این است که آمریکا ترجیح میدهد از راههای دیگری نظیر فشار سیاسی-اجتماعی و جلب اعتماد مردم گرینلند برای حل این مسئله استفاده کرد.
انتهای پیام/