در گفت‌و‌گو با آنا بررسی شد

شورای صلح غزه؛ ابزار مدیریت بحران یا نشانه شکست مقاومت؟

تشکیل «شورای صلح غزه» از سوی آمریکا از طرف برخی رسانه‌ها به‌عنوان نشانه شکست مقاومت تفسیر می‌شود، اما بررسی تحولات میدانی و تحلیل‌های راهبردی نشان می‌دهد مقاومت نه تنها متوقف نشده، بلکه وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر و سیاسی‌تر از کنش در معادلات منطقه‌ای شده است.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، در پی تحولات اخیر و اعلام تشکیل «شورای صلح غزه» با ابتکار رئیس‌جمهور آمریکا، گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای درباره پیامد‌های این اقدام و تأثیر آن بر آینده مقاومت فلسطین مطرح شده است.

در حالی که برخی روایت‌های رسانه‌ای تلاش دارند تشکیل این شورا را نشانه‌ای از پایان مقاومت و تغییر موازنه قدرت در این منطقه معرفی کنند، واقعیت میدانی و تحولات سیاسی نشان می‌دهد که چنین برداشت‌هایی بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل راهبردی باشند، حاصل نگاه سطحی به یک بحران پیچیده و چندلایه‌اند. 

در همین چارچوب، خبرنگار آنا در گفت‌وگویی با «سید مصطفی میرزاباقری برزی» تحلیلگر مسائل سیاست خارجی و بین‌الملل، به بررسی ابعاد واقعی این تحولات پرداخته است.

برزی در واکنش به این استدلال که تشکیل شورای صلح، به معنای شکست مقاومت در غزه است، گفت: تحلیل وضعیت غزه اگر صرفا به میدان جنگ محدود شود، تصویر واقعی را منتقل نمی‌کند. آنچه در غزه جریان دارد، نه یک جنگ کلاسیک و نه یک درگیری امنیتی مقطعی است، بلکه بخشی از یک رقابت ساختاری و بلندمدت بر سر آینده فلسطین و معادلات منطقه‌ای است. مقاومت در غزه تنها یک نیروی نظامی نیست بلکه این یک شبکه اجتماعی، هویت سیاسی و روایت تاریخی است که در جامعه بازتولید می‌شود. این نکته کلیدی است که بسیاری از تحلیلگران غربی و اسرائیلی آن را نادیده می‌گیرند. پرسش واقعی این نیست که چه کسی در یک لحظه دست بالا را دارد، بلکه این است که کدام پروژه سیاسی توانسته معادله را به نفع خود تثبیت کند.

حتی اگر ظاهر صحنه نشان‌دهنده خسارات شدید انسانی و تخریب زیرساخت‌ها باشد، این هزینه‌ها به معنی توقف مقاومت نیستند. مقاومت در غزه همچنان قادر است حضور خود را در سطح جامعه حفظ کند، اهداف بنیادین خود را پیگیری کند و معادلات سیاسی را به سمت منافع خود تغییر دهد، به عبارت دیگر آنچه در غزه طی سه سال اخیر رخ داده فرسایش است، نه شکست راهبردی.

شکست راهبردی؛ معیار‌ها و واقعیت غزه

کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به این سوال که «شکست راهبردی دقیقا چه معنایی دارد» و آیا مقاومت غزه در این تعریف می‌گنجد، پاسخ داد: در ادبیات راهبردی، شکست زمانی رخ می‌دهد که یک بازیگر سه مولفه کلیدی خود یعنی «اراده سیاسی»، «اهداف بنیادین و هویتی»، و «توان بازتولید خود به عنوان یک بازیگر مؤثر در معادلات» را از دست بدهد. با این معیارها، آنچه در غزه اتفاق افتاده فرسایش شدید انسانی و زیرساختی است، نه شکست راهبردی. مقاومت همچنان اراده سیاسی خود را حفظ کرده و اهداف بنیادین خود را کنار نگذاشته است. حتی در شرایط سخت، این جریان توانسته ساختار اجتماعی و شبکه سیاسی خود را بازتولید کند و نقش موثر در سیاست داخلی و منطقه‌ای را استمرار بخشد، بنابراین مقاومت وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر، پرهزینه‌تر و سیاسی‌تر شده، اما به هیچ وجه متوقف نشده و معادله قدرت همچنان تحت تاثیر آن است. کسانی که شکست مقاومت را پیش‌بینی می‌کردند، فراموش کرده‌اند که مقاومت در طول تاریخ همواره از فشار‌های شدید عبور کرده و توانسته خود را بازتولید کند.

شورای صلح؛ ابزار مدیریت بحران نه حل تعارض

برزی با اشاره به اینکه هدف اصلی جنگ اخیر از سوی اسرائیل و حامیان بین‌المللی آن، صرفا پاسخ به یک تهدید امنیتی نبود گفت: این یک پروژه سیاسی و استراتژیک بلندمدت با هدف پایان دادن به مدل حکمرانی مقاومت در غزه بود. پروژه سه مولفه کلیدی داشت: «حذف فیزیکی و سیاسی حماس»، «خلع سلاح مقاومت» و «جایگزینی یک نظم حکمرانی کنترل‌شده و وابسته».

وی ادامه داد: اگر این اهداف محقق می‌شد، می‌توانستیم درباره شکست مقاومت صحبت کنیم، اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد هیچیک از این مولفه‌ها به طور کامل تحقق نیافته است. حماس همچنان نقش محوری خود را حفظ کرده و مقاومت توانسته حضور اجتماعی و سیاسی خود را استمرار بخشد و حتی جنگی بی‌سابقه و فشار‌های گسترده نتوانست معادله سیاسی را به نفع پروژه‌های خارجی تغییر دهد و این مسئله نشان می‌دهد که مقاومت نه تنها یک سازمان نظامی، بلکه یک جریان اجتماعی و سیاسی است که نمی‌توان آن را صرفا با قدرت نظامی از میدان خارج کرد.

کارشناس مسائل بین‌الملل با رد نظر برخی تحلیلگران و رسانه‌ها مبنی بر اینکه شورای صلح غزه نشانه پیشرفت است، تاکید کرد: این شورا بیشتر نماد محدودیت و ناتوانی بازیگران خارجی است تا نشانه قدرت واقعی و قدرت واقعی نیازی به سازوکار‌های پیچیده و پرهزینه ندارد. اگر مقاومت شکست خورده بود، غزه مستقیم وارد فاز اشغال یا مدیریت یکجانبه می‌شد، نه یک فرآیند طولانی و پیچیده سیاسی. این شورا تلاش می‌کند تعارض را مهار کند نه حل. تعارضی که ریشه در هویت، تاریخ و بی‌عدالتی ساختاری دارد، با سازوکار‌های اداری پایان نمی‌یابد و بنابراین، شورای صلح غزه حتی اگر ظاهر پیشرفتی ایجاد کند، در واقع یک ابزار مدیریت بحران است و نه راه حل واقعی. تلاش‌های اخیر نشان می‌دهد قدرت‌های خارجی به ویژه آمریکا هنوز نمی‌توانند کنترل مستقیمی بر غزه اعمال کنند و مجبور به ایجاد سازوکار‌های چندلایه سیاسی شده‌اند و این یک نشانه مستقیم از توانمندی و پایداری مقاومت است.

مقاومت به مثابه یک جریان اجتماعی

برزی در پاسخ به اینکه برخی مقاومت در غزه را تنها یک سازمان نظامی وابسته به یک گروه می‌دانند نه یک گروه مردمی، چقدر این نظریه و تحلیل درست است، گفت: این یک اشتباه راهبردی است. مقاومت در غزه یک شبکه اجتماعی، یک هویت سیاسی و یک روایت تاریخی است که در جامعه بازتولید می‌شود و حذف آن یعنی تلاش برای حذف جامعه‌ای که مقاومت را بازتولید می‌کند، کاری که نه ممکن است و نه پایدار. محور مقاومت تنها محدود به عملیات نظامی نیست بلکه شامل لایه‌های هویتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی است و تا زمانی که مسئله فلسطین حل نشده باقی بماند، این سه لایه یکدیگر را بازتولید می‌کنند و هزینه‌های تحمیل‌شده توان تغییر معادله سیاسی را ندارند. این مسئله نشان می‌دهد که هر گونه تلاش برای حذف مقاومت از طریق فشار نظامی یا تحمیل ساختار‌های سیاسی شکست خورده و تجربه تاریخی بار‌ها این موضوع را تأیید کرده است.


کارشناس مسائل بین‌الملل با تاکید بر اینکه تاریخ نشان می‌دهد هر پروژه‌ای که با هدف حذف مقاومت طراحی شده، در نهایت آن را تقویت کرده است، گفت: پیمان کمپ دیوید مقاومت را به سرزمین‌های اشغالی بازگرداند، پیمان اسلو آن را مردمی‌تر و رادیکال‌تر کرد و پیمان ابراهیم مسئله فلسطین را به محور بحران منطقه تبدیل کرد و این یک الگوی تکراری و ساختاری است. تلاش‌های خارجی بدون درک هویت و جامعه بازتولیدکننده مقاومت محکوم به شکست است. مقاومت توانسته از فشار‌ها عبور کرده و ساختار اجتماعی و سیاسی خود را حفظ کند، چیزی که هیچ قدرت خارجی تاکنون نتوانسته آن را از میان ببرد.

برزی در نهایت در پاسخ به این سوال که وضعیت فعلی و آینده مقاومت در غزه را چطور می‌بینید، گفت: مقاومت در غزه شکست نخورده، اما وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر، پرهزینه‌تر و سیاسی‌تر شده و شورای صلح غزه بیش از آنکه راه‌حل باشد، یک ابزار مدیریت بحران است. سرنوشت غزه نه با ساختار‌های تحمیلی بلکه با توان جامعه فلسطینی در پیوند دادن بقا، هویت و کنش سیاسی تعیین می‌شود، مولفه‌ای که تاکنون علی‌رغم فشار‌های گسترده پابرجا مانده است. مقاومت همچنان یک بازیگر فعال و تاثیرگذار است و آینده این سرزمین بدون در نظر گرفتن آن قابل تصور نیست. پس همگان باید بدانند که محور مقاومت چه در غزه و چه در کل منطقه یک جریان راهبردی و اجتماعی و سیاسی است که نمی‌توان آن را با فشار‌های کوتاه‌مدت نابود کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر