الگوریتمها، ابزار پنهان ماسک و زاکربرگ برای سیاهنمایی علیه ایران در ایکس و اینستاگرام
طی هفتههای اخیر، یک الگوی هماهنگ و گسترده از محدودسازی محتوای رسمی و مردمی ایران در سکوهای اجتماعی بزرگ آمریکایی مانند ایکس (توییتر سابق) و اینستاگرام مشاهده شده است. این اقدامات که از محدودکردن دیدهشدن پستهای مقامهای ایرانی تا حذف صفحات خبرگزاریهای رسمی و سانسور سیستماتیک محتوای انگلیسیزبان کاربران ایرانی را شامل میشود، نشاندهنده تشدید یک جنگ روایتسازی هدفمند علیه ایران است.
اوج این روند، محدودسازی گسترده مستند انگلیسیزبان «روز سیزدهم» منتشرشده توسط سیّدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورما بود که به بررسی حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه امسال میپرداخت. این سانسورها بخشی از تلاش صاحبان سکوهای آمریکایی برای سرکوب روایت مخالف قرائت رسمی واشنگتن است.
بر اساس گزارشهای موجود و بررسیهای انجام شده، این محتوا علیرغم انتشار در صفحات رسمی، بهگونهای محدود شد که کاربران انگلیسیزبان و اروپایی نتوانند این محتوا را ببینند. این رفتار نه یک اقدام پراکنده، که بخشی از یک سیاست طراحیشده برای ایجاد «حباب اطلاعاتی» و حذف نظاممند هر روایت مغایر با خواست مالکان این سکوها به شمار میرود.
شواهد عینی، الگوی سانسور را تأیید میکنند. مستند «روز سیزدهم» که در صفحه اجتماعی ایکس و اینستاگرام وزیر امور خارجه منتشر شده بود، از جانب این سکوها بسیار محدود شده و میزان مشاهده آن توسط کاربران هدف به صفر نزدیک شد.
البته در کنار این موضوع رصد میدانی دقیقاً منطبق بر گزارشهایی است که تأکید میکنند «الگوریتمهای ایکس به خصوص در روزهای اخیر به گونهای تنظیم شدهاند که پستهای هر کاربر ایرانی که به زبان انگلیسی متنی منتشر میشود در تایملاین ساکنان اروپا قابل مشاهده نباشد.»
دادهها نشان میدهد الگوریتمهای این سکوها بهگونهای باز تنظیم شدهاند که هر محتوای مرتبط با ایران که حاوی روایت رسمی یا حتی مردمی همسو با منافع ملی کشور باشد، در سایه قرار گیرد. این اقدام در حالی است که صفحات و محتوای گروهها و رسانههای ضدایرانی از گسترش حداکثری برخوردار میشوند.
بررسی جزئیات این سانسور نشان میدهد مالکان این سکوها از ۲ مکانیسم اصلی استفاده میکنند. نخست، «فیلترینگ از پیشتعیینشده محتوای کلیدی» است که بهصورت دستی یا نیمهخودکار بر روی محتوای صفحات خاصی اعمال میشود. سانسوری که دامان مستند کوتاهی را که وزیر خارجه ایران در مورد روز سیزدهم جنگ منتشر کرده بود، گرفت. علاوه بر آن در اینستاگرام هم بسیار محدود شد.
دوم، «دستکاری عمومی و نامحسوس الگوریتمهای پیشنهاد و نمایش» است. در این روش، پارامترهایی مانند زبان محتوا (انگلیسی)، مبدأ کاربر (ایران) و کلیدواژههای خاص، به عنوان عوامل کاهنده در نظر گرفته میشوند. در واقعیت الگوریتم اینستاگرام و توییتر به سیاق ثابت محتواهایی را که میتواند افکار عمومی جهانی را نسبت به فضاسازی منفی علیه ایران، تغییر دهد مهندسی میکند.
این مهندسی دقیقاً ایجاد یک «فیلتری از پیش تعیین شده از سوی این سکوها» است. انجام چنین اقداماتی، ادعاهای اولیه ایلان ماسک درباره آزادی بیان در ایکس را نقض میکند و کنترل نهایی بر جریان اطلاعات را در انحصار مالکان این سکوها نشان میدهد.
بنابراین به نظر میرسد که این روند را باید فراتر از یک سانسور ساده رسانهای، به عنوان جزئی کلیدی از «جنگ ترکیبی» و «عملیات روانی» طراحیشده توسط مراکز قدرت ضدایران تفسیر کرد. هدف نهایی، قطع کردن ارتباط روایی ایران با افکار عمومی جهانی و ایجاد یک فضای یکسویه اطلاعاتی است. رویکردی که نشان میدهد اگر صاحب سکو ایرانی یا بیطرف نباشد، هرچقدر هم هزینه انجام شود تا محتوای همراستا با منافع ایران در این سکوها بیشتر تولید و توزیع شود، در عمل بیفایده خواهد بود؛ چرا که صاحبان سکو اجازه نمیدهند که ایران از هزینه و سکوهای آنها برای مخدوش کردن روایتی استفاده کند که ماسک، زاکربرگ و آمریکا سالها برای برجسته سازی آن تلاش کردهاند.
همراهی آشکار مالکان این سکوها با این پروژه، جنبه جدیدی از همکاری بخش خصوصی فناوری آمریکا با پروژههای ضد ایران را آشکار میسازد. «سانسور محتواهای تولید شده به زبان انگلیسی توسط کاربران ایرانی، نشان داد... ایلان ماسک هم سمت دیگر این پروژه ضدایرانی ایستاده و با تمام قوا از مواضع صهیونیستها حمایت میکند.»
البته ماسک که یکی از ابر سرمایهداران مقیم آمریکا و حامی جدی ترامپ در کاراز انتخاباتی سال گذشته او بود، بیش از زاکربرگ پیش آمده است و این حمایت خود را به صورت علنی هم اعلام میکند. در حین ناآرامیهای اخیر در ایران، او نیز مانند رئیس سابق خود (ترامپ) به میدان آمد و مستقیم علیه ایران فعالیت کرد. مالک سکویی که قرار بود محلی برای آزادی بیان باشد با ادبیاتی ناپسند رهبر عالی یک کشور مستقل را خطاب قرار میدهد و ضد منافع آن کشور صحبت میکند!
بیراه به نظر نمیرسد اگر صاحبان و مدیران این سکوها تکمیل کنندۀ پازل و نقشۀ راه رسانههای ضد ایرانی نظیربیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال قلمداد شوند، گروهی همسو که برای تقویت روایت آمریکا و نیروهای تحت کنترل آن دربارۀ ایران تلاش میکنند.
تشدید این سانسور همزمان با تحولات منطقهای، حاکی از یک برنامه هماهنگ برای کمرنگ کردن صدای ایران در لحظات حساس است. این وضعیت، لزوم تسریع در توسعه و تقویت سکوهای ملی و بومی را به عنوان یک ضرورت عمومی و فرهنگی بیش از پیش آشکار میسازد؛ چرا که اتکا به زیرساختهای ارتباطی کشورهای غیر همسو، همواره خطری استراتژیک برای حاکمیت ملی و روایت واقعیت محسوب میشود.
انتهای پیام/