یک آینده پژوه و کارشناس فضای سایبر در گفت‌وگو با آناتک:

سیاست‌های تلگرام در کشوری به غیر از ایران انتشار تبلیغات سوء سیاسی را نمی‌پذیرد

یک پژوهشگر فضای سایبر می‌گوید تصور بی‌طرفی مطلق فناوری «خیال خام» است؛ چرا که سکوهای بزرگ تحت فشار دولت‌ها و منطق سود عمل می‌کنند. به گفتۀ سیدجواد شیخ‌الاسلامی تبلیغات سیاسی در عمل با محدودیت‌های قانونی و خودسانسوری سکوها مواجه است و تقارن قدرت به نفع مراکز اصلی فناوری شکل گرفته است.

طی روز‌های گذشته، فضای سیاسی کشور شاهد شکل‌گیری برخی تجمع‌های خیابانی در تعداد محدودی از شهر‌ها بوده است. کاربران فضای مجازی نیز به‌صورت گسترده مشاهده کردند که تبلیغاتی در حمایت از افزایش خشونت در این تجمع‌ها، درون کانال‌های تلگرامی بازنشر شده است. حتی برخی کانال‌های حامی ثبات و رسانه‌های رسمی کشور نیز به عرصه‌ای برای بازنشر این‌گونه تبلیغات تبدیل شده‌اند.

نکته قابل تأمل آن‌که مدیران کانال‌ها، حتی اگر با نمایش این دسته از تبلیغات مخالف باشند، امکان حذف پست‌های اجباری تلگرام را ندارند. نمایش گسترده این تبلیغات سیاسی، که علیه حاکمیت مستقر و نظم عمومی یک کشور جهت‌گیری دارد، در حالی صورت می‌گیرد که براساس قوانین داخلی خود تلگرام نیز چنین اقدامی پذیرفتنی نیست. برای نمونه، اگر یک تبلیغ‌دهنده ایرانی قصد داشته باشد پیامی تبلیغی با محتوای ضد ترامپ را برای کاربران آمریکایی بازنشر کند، به احتمال بسیار زیاد با موانع جدی مواجه خواهد شد.

پیش از آغاز ناآرامی‌های اخیر نیز یک شبکه فارسی‌زبان ضد ایرانی، گفت‌وگویی سیاسی با یکی از بازیگران زن سابق سینما ترتیب داد که ابتدا در صفحه یوتیوب خود منتشر کرد و سپس در سایر کانال‌هایش نیز بازنشر داد.

این دو نمونه، بیش از آن‌چه در فضای عمومی مورد استقبال قرار گرفتند و فراتر از ظرفیت واقعی صفحات منتشرکننده، بازدید دریافت کردند. آناتک در گفت‌وگوی پیش‌رو با سیدجواد شیخ‌الاسلامی، آینده‌پژوه و کارشناس فضای سایبر، به بررسی این فرضیه پرداخته است که سوءگیری‌های الگوریتمی تا چه حد در داغ شدن این سوژه‌ها مؤثر بوده‌اند.

پول خرج کردن برای داغ کردن یک محتوا

۱. چندی پیش یک مستند درباره یک بازیگر سابق زن ایرانی در اینستاگرام و یوتیوب یکی از شبکه‌های فارسی زبان پخش شد و چند میلیون بازدید گرفت، بازدیدی که خیلی فراتر از ظرفیت اون صفحه بود، باور عمومی این است که در این دو شبکه هرچی رو زیاد تماشا کنید در ویترین یا همان اکسپلور بیشتر به شما نشان داده می‌شود، ولی گزارش‌هایی داریم که بسیاری از کاربران به رغم اینکه هیچ صفحۀ براندازی را دنبال نمی‌کردند یا علاقه‌ای به موضوعات سیاسی نداشتند، این مستند یا برش‌های جدا شده از آن را در یوتیوب یا اینستاگرام دیده‌اند، تا چه حد می‌توانیم بگوییم که عمدی از سمت خود شبکه‌های اجتماعی مورد اشاره در کار بوده است و این پر بازدید شدن بیش از ظرفیت صفحه مبدا به دلیل کمک الگوریتمی این ۲ شبکه به سازندگان این ویدئو مربوط می‌شود؟

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و یوتیوب بر اساس تعامل کاربران و شناسایی محتوای جذاب عمل می‌کنند. اگر محتوایی به سرعت واکنش‌های زیادی (لایک، کامنت، اشتراک، مدت زمان تماشا) دریافت کند، سیستم آن را به عنوان محتوای «داغ» شناسایی و به کاربران بیشتری -حتی خارج از حلقه دنبال‌کنندگان- پیشنهاد می‌دهد. این فرآیند «تقویت الگوریتمی» ممکن است طبیعی یا با تاکتیک‌های خاص تسریع شده باشد. برای مثال، اگر سازندگان مستند از تبلیغات پولی، بات‌های تعاملی، یا هماهنگی با حساب‌های پرطرفدار برای ایجاد موج اولیه تعامل استفاده کرده باشند، الگوریتم به صورت خودکار آن را گسترش می‌دهد.

شبکه‌های اجتماعی معمولاً محتوای بحث‌برانگیز یا احساسی را که درگیری کاربر را افزایش می‌دهد، بیشتر تقویت می‌کنند، زیرا این تعامل برای آن‌ها سودآور است. بنابراین، "عمد" لزوماً به معنای دخالت دستی کارمندان شبکه نیست؛ بلکه ممکن است نتیجه طراحی الگوریتم برای حداکثرسازی تعامل و استفاده از تاکتیک‌های بهینه‌سازی توسط سازندگان باشد. البته در مورد این مستند خاص می‌توان گفت دارای سه موج بوده: 

 ۱. موج اول آتش‌زا: با فرض اینکه هیچ هماهنگی و تعاملی بین سیاست‌های سکو با موضوعات جنگ رسانه‌ای وجود نداشته باشد می‌توان گفت که سازندگان این مستند که به دنبال ایجاد تنش در ایران بوده‌اند با پرداخت پول می‌توانند با بودجه محدود (مثلاً ۵۰۰ دلار) تبلیغی طراحی کنند که به کاربران ایرانی با علایق «اخبار»، «سیاسی» یا «مستند» نشان داده شود. حتی اگر فقط ۵۰ هزار بازدید خریداری شود، اگر تعامل بالا باشد، الگوریتم ادامه کار را رایگان انجام می‌دهد. 

۲. موج دوم شبکه‌های سازمان یافته: اگر این را به جریان‌های شبکه‌سازی شده و سازمان‌یافته مثل مجموعه منافقین متصل کنند در همان ساعت‌های اول با اشتراک‌گذاری همزمان در ده‌ها کانال و گروه تلگرامی با دستور «لایک و کامنت در ساعت اول» تبدیل به ترند در آن سکو می‌کنند که در گام بعد همین شبکه سازمان‌یافته می‌تواند با استفاده از کلیک‌بیت احساسی یعنی قرار دادن تیتر‌هایی مانند «افشای راز‌های پشت پرده» یا «آنچه هرگز گفته نشد» نرخ کلیک را بالا ببرند و خودشان هم بر روی آن کلیک‌های زیاد کنند تا در یک بازه کوتاه حجم بازدیدش افزایش یافته و ترند اول سکو تبدیل شود.
۲. موج سوم تقویت الگوریتمی:
میانگین زمان تماشای بالا (مثلاً ۷۰% ویدیو)
نرخ اشتراک‌گذاری بالا (مثلاً ۱ از هر ۱۰ بیننده)
بحث داغ در کامنت‌ها (حتی اگر منفی باشد)
داشته باشد، الگوریتم آن را در بخش «پیشنهادشده» (Explore) به کاربران جدید می‌آورد، حتی اگر آن کاربران قبلاً محتوای سیاسی دنبال نکرده باشند در نتیجه احتمال قوی وجود دارد که ترکیبی از تبلیغات با خزینه پرداخت شده + شبکه سازمان یافته + تاکتیک‌های بهینه‌سازی برای الگوریتم + موضوع جذاب برای جامعه ایرانی باعث شده الگوریتم به صورت خودکار در صورتی که جهت دار بودن خود سکو را کنار بگذاریم آن را تقویت کند؛ لذا کلمه عمد در حوزه جنگ نرم با ابزار رسانه‌های نوین با حذف جهت داری سکو باز صادق است.

کمک الگوریتمی شبکه‌های اجتماعی به محتوای همسو با اهداف خود، توهم توطئه نیست

۲. بعضی‌ها وقتی حرف از کمک الگوریتمی می‌زنیم، ما رو متهم به داشتن توهم توطئه میکنن، این گذاره که شبکه‌های اجتماعی به محتوای هم راستا با سیاست‌های خود کمک الگویی می‌کنند، یک توهم توطئه است؟

این گزاره که «شبکه‌های اجتماعی به محتوای هم‌راستا با سیاست‌های خود کمک الگوریتمی می‌کنند» لزوماً یک توهم توطئه نیست. شرکت‌های فناوری دارای خط‌مشی‌های محتوایی و جهت‌گیری‌های تجاری-سیاسی هستند. برای نمونه، فیسبوک در تحقیقات کنگره آمریکا اعتراف کرد که الگوریتم این سکو محتوای خاصی را تقویت یا تضعیف کرده است. همچنین، این شرکت‌ها تحت فشار دولت‌ها یا منافع سهامداران ممکن است تنظیمات الگوریتم را تغییر دهند. به عنوان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ فیسبوک و انتخابات ۲۰۱۶: الگوریتم فیسبوک به طور طبیعی محتوای احساسی و قطبی‌کننده (از هر دو جناح) را بیشتر نشان می‌داد، زیرا تعامل بیشتری ایجاد می‌کرد. این به کمپین ترامپ و کمبریج آنالیتیکا اجازه داد با تولید محتوای احساسی، ارگانیک دیده شوند.
ـ یوتیوب و نظریه‌های توطئه: تا سال ۲۰۱۹، الگوریتم یوتیوب به طور سیستماتیک ویدیو‌های نظریه توطئه (مثلاً زمین تخت) را به کاربران پیشنهاد می‌داد، زیرا این ویدیو‌ها زمان تماشای طولانی و بحث‌های فراوان ایجاد می‌کردند. یوتیوب بعداً اعتراف کرد و الگوریتم را تغییر داد.

افشاگری کارمندان سابق سکوهای اجتماعی یکی از راه‌های اثبات سوءگیری الگوریتمی باشد

۳. چطور می‌توان این ادعا را برای افکار عمومی ثابت یا رد کرد؟

اثبات قاطع برای افکار عمومی دشوار است، زیرا الگوریتم‌ها اسرار تجاری محافظت‌شده هستند. اما می‌توان با روش‌های غیرمستقیم بررسی کرد:

ـ آزمایش میدانی: ایجاد چند حساب با رفتار یکسان و ارائه محتوای مشابه با جهت‌گیری‌های متفاوت و اندازه‌گیری میزان تقویت.
ـ تحلیل داده‌های عمومی: رصد الگو‌های پر بازدید در بازه‌های زمانی خاص و ارتباط آن با رویداد‌های سیاسی.
ـ اسناد داخلی: گاهی کارمندان سابق یا افشاگران اسنادی منتشر می‌کنند (مانند پرونده فیسبوک و کمبریج آنالیتیکا).
ـ اقدامات قانونی: تحقیقات رسمی دولت‌ها (مانند کمیسیون تجارت فدرال آمریکا علیه فیسبوک) می‌تواند شواهدی ارائه دهد.
مشاهده الگو‌های تکراری (مانند تقویت همزمان محتوای خاص در بحران‌های اجتماعی) می‌تواند برای مردم عادی نشانه‌ای قوی باشد جهت پذیرش این موضوع باشد، هرچند اثبات قطعی نیست.
برای کاربران ایرانی می‌توان مثال حذف عکس سردار شهید حاج قاسم سلیمانی از صفحهات افراد حتی وزیر ارتباطات وقت اشاره کرد که مخالف تمام خطی مش‌های این سکو بوده است یا در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱ آموزش درست کردن مواد منفجره که باعث اسیب زدن به افراد شود و ترویج خشونت و اخباری که خشم و تنفر مردم را توسعه دهد که خلاف خطی مش‌های اینستاگرام بود در حال باز نشر بود و در مقابل اعتراضات مردم هم آن‌ها را پاک نمی‌کرد که بعدا به فیلترینگ اینستاگرام منتج شد می‌توان اشاره کرد.

مدیریت توجه در سکوهای اجتماعی؛ ابزاری تجاری که بدل به بازوی هدایت فکری کاربران شد

۴. چرا شبکه‌های اجتماعی از الگوریتم‌ها برای مدیریت مصرف کاربر خود استفاده می‌کنند، مگر بنا نبود که آن‌ها ابزاری خنثی برای انتقال محتوا باشند؟

شبکه‌های اجتماعی هرگز «ابزار خنثی» نبوده‌اند. ذاتاً سکوهایی تجاری هستند که هدفشان حفظ حداکثری کاربر و کسب درآمد از توجه اوست. حجم عظیم محتوا باعث شده بدون فیلتر و ساماندهی، کاربر غرق شود. الگوریتم برای مدیریت این انفجار اطلاعات و ارائه محتوای مرتبط طراحی شده تا کاربر بیشتر بماند و بیشتر با تبلیغات مواجه شود. برای اگر یوتیوب ویدیو‌ها را به ترتیب زمانی نشان می‌داد، بسیاری از کاربران به دلیل محتوای نامربوط سریع آن را ترک می‌کردند؛ بنابراین الگوریتم با پیش‌بینی سلیقه شما، محتوای جذاب‌تر را اولویت می‌دهد. این «مدیریت توجه» یک ضرورت تجاری است، اما به قدرت عظیمی برای شکل‌دهی به آنچه می‌بینید تبدیل شده است.

تصور کنید یک کتابخانه ۲ میلیارد کتابی دارید. کتابدار (الگوریتم) باید به شما کتاب پیشنهاد دهد. اگر بگوید «همه کتاب‌ها اینجاست، خودت پیدا کن»، شما می‌روید. اما اگر بگوید «مشتریانی شبیه تو این کتاب‌ها را دوست داشتند»، شما می‌مانید و بیشتر کتاب می‌گیرید. کتابدار برای حفظ شغل خود (درآمد تبلیغاتی) باید شما را در کتابخانه نگه دارد، پس سلیقه شما را حدس می‌زند و کتاب‌های مشابه پیشنهاد می‌دهد. به مرور، شما فقط یک نوع کتاب می‌بینید.

تلگرام از نمایش تبلیغات ضد امنیتی در ایران به دنبال سودجویی از افزایش تعامل کاربران است

۵. طی روزهای گذشته که شاهد اعتراضات پراکندۀ صنفی بخشی از کسبه تهران بودیم، دیدیم که تلگرام به صورت پر حجم حتی در کانال‌های انقلابی، محتوای مربوط به شلوغی‌ها، فراخوان‌ها و آموزش اقدامات ضد مردمی را تبلیغ می‌کرد، چرا تلگرام باید این کار رو انجام دهد، نفع بهم ریختگی ایران برای تلگرام چیست؟

تلگرام یک سکو ارتباطی است که درآمد آن از تبلیغات و خدمات پولی است. مدل کسب‌وکار آن بر اساس جذب و حفظ کاربر است. در زمان‌های بحران، تعامل کاربران به شدت افزایش می‌یابد (ارسال پیام، دریافت خبر، هماهنگی). این افزایش ترافیک برای تلگرام ارزشمند است. تبلیغات در این سکو معمولاً به صورت خودکار و مبتنی بر علایق کاربران یا موضوعات داغ هدف‌گیری می‌شوند. اگر محتوای اعتراضی به داغ‌ترین موضوع تبدیل شود، سیستم تبلیغات خودکار ممکن است آن را به عنوان یک "فرصت تبلیغاتی با تعامل بالا" شناسایی و به طیف وسیعی از کاربران -حتی کسانی که در کانال‌های انقلابی هستند- نشان دهد. این لزوماً به معنای «نفع بردن از بهم‌ریختگی ایران» به عنوان یک هدف سیاسی نیست، بلکه نتیجه منطق سودجویانه افزایش تعامل است. اما اثر نهایی تشدید بحران است.

سکوها باید ملزم به شفافیت الگورتیمی و پاسخگویی برابر محتوای مضر باشند

۶. آیا در عصر حاضر صرف داشتن نمایندگی حقوقی، تضمین کننده حقوق کاربران و حاکمان در یک سکوی خارجی خواهد بود؟ با باید مثل آمریکا در قضیه تیک‌تاک توان حداکثری برای انتقال داده‌ها به داخل کشور و مدیریت الگوریتم‌ها بگذاریم؟

داشتن نمایندگی حقوقی برای یک سکو خارجی صرفاً امکان پیگیری قانونی در موارد نقض قوانین داخلی را فراهم می‌کند، اما تضمینی برای کنترل محتوا یا الگوریتم نیست. قدرت اصلی در کنترل زیرساخت و داده‌ها است. رویکرد آمریکا در مورد تیک‌تاک (اجبار به انتقال داده‌ها به داخل یا ایجاد نسخه مستقل تحت نظارت) نشان می‌دهد که حتی یک ابرقدرت نیز اعتماد کامل به سکو خارجی ندارد. برای کشورها، ایجاد زیرساخت‌های داخلی یا تنظیم‌گری قوی‌تر (مثل اتحادیه اروپا با قانون DMA) گزینه‌هایی است. اما این راه‌ها پرهزینه، پیچیده و نیازمند فناوری پیشرفته است. یک راه‌حل میانی، وضع قوانین شفاف برای شفافیت الگوریتم و مسئولیت سکوها در قبال محتوای مضر است.

نمایندگی حقوقی مثل داشتن «شماره تلفن شکایات» یک رستوران زنجیره‌ای خارجی است. اگر غذا مسموم باشد، می‌توانید شکایت کنید، اما آن‌ها ممکن است ماه‌ها بررسی کنند و نهایتاً عذرخواهی کنند. اما اگر شعبه داخلی داشته باشند (مثل تیک‌تاک در آمریکا که سرورهایش تحت نظارت است)، می‌توانید فوراً جلوی انتشار غذای مسموم را بگیرید. 

سکوهایی مانند تلگرام برای جلوگیری از تبعات سیاسی در کشورهای دیگر از تبلیغات سیاسی پرهیز می‌کنند

۷. برخی مدعی هستند که تبلیغات تلگرام عمومی و برای همه کانال‌ها در دسترس است، بنابراین اینکه یک فراخوان التهاب آفرین را در کانال‌های انقلابی بازنشر کند، منفعتی برای تلگرام ندارد، این سکو پول خود را می‌گیرد و هر تبلیغی را انجام می‌دهد؟ این گذاره چقدر درست است، آیا ایران هم می‌تواند در کانال‌های آمریکایی، تبلیغ ساماندهی راهپیمایی علیه ترامپ بزند و تلگرام برخورد نکند؟

این ادعا که «تبلیغات برای همه در دسترس است» در تئوری درست است، اما در عمل محدودیت‌هایی دارد. اولاً، تبلیغات سیاسی به طور معمول توسط قوانین کشور‌ها محدود می‌شوند (قوانین داخلی تلگرام هم نسبت به این نوع از تبلیغات موضع دارد) و سکوها خودسانسوری می‌کنند تا مشکل قانونی نداشته باشند. ثانیاً، اگر ایران بخواهد در کانال‌های آمریکایی تبلیغ علیه ترامپ کند، به احتمال زیاد با موانعی رو‌به‌رو می‌شود:
ـ ممکن است از سوی تلگرام به عنوان «تبلیغات خارجی مداخله‌گر» مسدود شود.
ـ ممکن است کاربران آمریکایی آن را گزارش کنند و سیستم به صورت خودکار حذفش کند.
ـ ممکن است تحت فشار دولت آمریکا قرار گیرد.
سکوها معمولاً خط‌ قرمز‌های قدرت‌های بزرگ را رعایت می‌کنند. بنابراین، بی‌طرفی مطلق وجود ندارد؛ یک عدم تقارن قدرت به نفع مراکز اصلی فناوری و دولت‌های متبوع آن‌ها وجود دارد.
فرض کنید ایران می‌خواهد در کانال‌های حامی ترامپ، تبلیغی با این متن بزند: «ترامپ را در انتخابات بعدی شکست دهید؛ اینجا کلیک کنید.» به احتمال ۹۹% یکی از حالت‌های زیر اتفاق می‌افتد:

ـ سیستم خودکار تلگرام آن را به عنوان «تبلیغات خارجی تأییدنشده» مسدود می‌کند.
ـ کاربران گزارش می‌دهند و حذف می‌شود.
ـ ممکن است حساب تبلیغ‌دهنده مسدود شود.
ـ سکوها خود-تنظیم‌گری (Self-regulation) دارند که معمولاً مطابق با خط‌ قرمز‌های غربی است.

‌بی‌طرف دانستن فناوری یک خیال خام است

۸. حاکمیت و مردم هریک برای مواجهه با این چالش فضای سایبر در تلگرام، سکو‌های خارجی و اد بروکر‌ها و پالایش شکن‌ها باید چه کنند؟

حاکمیت به نظر من باید اقدام‌های زیر را انجام دهد:
ـ تنظیم‌گری هوشمند: به جای فیلتر گسترده (که به پالایش‌شکن می‌انجامد)، قوانین شفاف برای شفافیت الگوریتم و مسئولیت سکوها در قبال محتوای خشونت‌آمیز یا سازماندهی خشونت وضع کند.
ـ سرمایه‌گذاری در رسانه‌های داخلی: ایجاد سکوهای جذاب با محتوای متنوع و کیفیت بالا که رقبای جدی برای شبکه‌های خارجی باشند.
ـ دیپلماسی فناوری: مشارکت در نهاد‌های بین‌المللی برای تعیین استاندارد‌های حکمرانی سایبری.
ـ آموزش سواد رسانه‌ای: گنجاندن دروس تفکر انتقادی و تحلیل محتوا در نظام آموزشی.

مردم نیز از نظر من نیاز است که اقدام‌های زیر را مدنظر قرار دهند:
ـ ارتقای سواد رسانه‌ای: آموختن تشخیص منبع، انگیزه‌پشت محتوا و تکنیک‌های تاثیرگذاری.
ـ تنوع بخشی به منابع خبری: تکیه نکردن به یک کانال یا شبکه.
ـ مسئولیت‌پذیری در اشتراک‌گذاری: تامل قبل از بازنشر اخبار و محتوای احساسی.
ـ حمایت از سکوهای داخلی: در صورت کیفیت قابل قبول.
 مثال از هند: هند در سال ۲۰۲۱ قانونی تصویب کرد که سکوهای خارجی باید:
ـ نماینده قانونی در هند داشته باشند.
ـ به درخواست‌های قضایی ظرف ۲۴ ساعت پاسخ دهند.
ـ ماهانه گزارش شفافیت منتشر کنند.
این قوانین باعث شد فیسبوک و توییتر برخی محتوا‌های تحریک‌کننده را حذف کنند.
در آخر باید گفت فضای سایبر امروز عرصه نبرد نرم، اقتصادی و ایدئولوژیک است. سکوهای بزرگ تحت تاثیر منطق سود، فشار دولتی و ارزش‌های بنیان‌گذاران خود عمل می‌کنند. مدیریت این فضا نیازمند ترکیبی از حکمرانی هوشمند، توان فنی و سواد عمومی است. ساده‌انگاری است که همه چیز را «توطئه» بدانیم، اما خام‌اندیشی است که فناوری را به طور کامل بی‌طرف تصور کنیم. واقعیت در میانه، در تعامل پیچیده فناوری، اقتصاد و قدرت قرار دارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر