ادعای ترامپ درباره گرینلند و زنگ خطر حاکمیت ملی برای اروپاییها
«صباح زنگنه» کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در تحلیل علل و ریشههای رفتارهای جنجالی و بیسابقه دونالد ترامپ در عرصه سیاست خارجی گفت: مجموعه اقدامات اخیر رئیسجمهور آمریکا، از خروج یکجانبه از توافقهای بینالمللی تا اعمال تحریمهای حداکثری علیه کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا و اخیراً ادعای غیرمعمول خرید سرزمین گرینلند، همگی در یک چارچوب کلی قابل تحلیل است. این چارچوب چیزی نیست جز تلاش برای از هم گسستن ساختارها و موازین پذیرفتهشده نظم بینالمللی و جایگزینی آن با یک نظام کاملاً یکجانبه که در آن واشنگتن خود را محور بیچون و چرای تمام تصمیمگیریها، قاعدهگذاریها و اجرای مقررات میداند.
وی افزود: ترامپ عملاً به هیچ نهاد بینالمللی، از سازمان ملل متحد گرفته تا نهادهای تخصصی و حقوقی بینالمللی، اعتباری قائل نیست. قطعنامهها، مصوبات و حتی پیمانهای دوجانبه و چندجانبه هنگامی از دیدگاه وی معتبرند که در راستای منافع آنی و کوتاهمدت ایالات متحده تعریف شده باشند. در غیر این صورت، به سادگی کنار گذاشته میشوند. این رویکرد، بنیانهای همکاری و اعتماد در نظام بینالملل را به شدت تضعیف کرده است.
سکوت شکسته اروپا؛ گرینلند نقطه عطف شد
این تحلیلگر با اشاره به موضع گیری کشورهای اروپایی در قبال اقدامات واشنگتن، خاطرنشان کرد: اتحادیه اروپا و قدرتهای اصلی آن مانند آلمان و فرانسه، در قبال بسیاری از اقدامات خلاف موازین بینالمللی واشنگتن در سالهای اخیر، موضعی محتاطانه و غالباً سکوت اختیار کردند. این سکوت در مورد فشار حداکثری بر ایران، دخالت در امور داخلی ونزوئلا، به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل و تشدید بحران در غزه به وضوح مشاهده میشد. به نظر میرسید اروپاییها امیدوار بودند بتوانند از طریق دیپلماسی سنتی و مذاکره، از شدت تنشها بکاهند و منافع خود را حفظ کنند.
زنگنه ادامه داد: اما ادعای ترامپ درباره خرید گرینلند، که بخشی از خاک دانمارک، یک عضو اتحادیه اروپا محسوب میشود، مانند شوک الکتریکی بود که اروپا را از خواب غفلت بیدار کرد. برای اولین بار، یک عضو اتحادیه اروپا مستقیماً و در کمال بیپروایی، هدف ادعای حاکمیتی رئیسجمهور آمریکا قرار گرفت. این اتفاق باعث شد اروپاییها به طور ملموس فشار و آثار مخرب رویه یکجانبهگرایانه و بیاعتنا به حاکمیت ملی دیگر کشورها را که پیش از این بر ایران، مکزیک یا چین اعمال میشد، بر پوست خود احساس کنند. درد مشترک، سرانجام آغازگر درک مشترک میشود.
ضرورت هماندیشی و اتحاد در برابر یکجانبهگرایی
وی در پاسخ به این سوال که چرا کشورهای جهان در برابر این رویه واشنگتن واکنش قاطع نشان نمیدهند، توضیح داد: دلیل اصلی، غیرسنتی و غیرقابل پیشبینی بودن روشهای ترامپ است. دیپلماسی سنتی بر پایه پیشبینی پذیری، حسابگری متقابل و حفظ حداقلهایی از اعتماد استوار است. ترامپ این قاعده را بر هم زده است. از سوی دیگر، قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا همچنان انکارناپذیر است و بسیاری از کشورها به دلایل اقتصادی یا امنیتی، وابستگیهایی به واشنگتن دارند که اقدام متقابل قاطع را برای آنها پرهزینه میکند.
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر راه حل ممکن، گفت: تنها راه متوقف کردن یا مهار این روند، هماندیشی و اتحاد عمل کشورها و بلوکهایی است که از این یکجانبهگرایی زیان میبینند. اتحادیه اروپا، کانادا، مکزیک، کشورهای آمریکای لاتین و همچنین قدرتهای شرقی مانند چین و روسیه، هر کدام به تنهایی ممکن است نتوانند در برابر فشار واشنگتن مقاومت کنند، اما اگر بتوانند در موضوعات خاص منافع مشترکی تعریف کرده و هماهنگ عمل نمایند، قطعاً میتوانند هزینههای این رفتار برای آمریکا را افزایش دهند و ترامپ را وادار به تعدیل مواضع کنند.
چشمانداز آینده؛ از قانونگذاری در اروپا تا تحرکات افکار عمومی
زنگنه به تشریح چشمانداز آینده پرداخت و گفت: انتظار میرود در کوتاهمدت، شاهد عکسالعمل رسمیتر اتحادیه اروپا باشیم. امکان دارد پارلمان اروپا در اقدامی نمادین اما مهم، قطعنامهها یا حتی قوانینی را برای حمایت از حاکمیت اعضای خود در برابر ادعاهای خارجی تصویب کند. همچنین ممکن است بحث افزایش حضور نظامی یا نظارتی اروپا در گرینلند جدیتر شود. آلمان به عنوان قدرت محوری اروپا، احتمالاً نقش کلیدی در این میان ایفا خواهد کرد.
وی درباره احتمال تشدید اقدامات تا سطح درگیری نظامی نیز هشدار داد: پس از شکست طرح خرید گرینلند، نمیتوان هیچ سناریویی، حتی سناریوهای غیرمتعارف را کاملاً منتفی دانست. تاریخ نشان داده که وقتی ادعاهای ارضی با قدرت نظامی همراه میشود، خطر درگیری افزایش مییابد. البته فعلاً این احتمال ضعیف است، ولی بیاعتنایی به آن نیز غیرمسئولانه خواهد بود.
این تحلیلگر در پایان درباره تأثیر تحولات داخلی آمریکا از جمله اعتراضات گسترده اخیر، گفت: افکار عمومی داخلی تا حدی میتواند دولت ترامپ را تحت فشار قرار دهد، اما تجربه نشان داده که محدوده این تأثیر بر سیاست خارجی، به ویژه در پروندههایی که ترامپ شخصاً بر روی آنها تعصب دارد، چندان گسترده نیست. با این حال، تشدید بحرانهای داخلی میتواند بخشی از توان و توجه دستگاه سیاست خارجی آمریکا را به داخل معطوف کند. از سوی دیگر، افکار عمومی در اروپا و دیگر نقاط جهان، قطعاً نسبت به رفتارهای زورگویانه واکنش نشان خواهد داد و این واکنش میتواند به تدریج بر مواضع دولتها نیز تأثیر بگذارد.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس