آنا بررسی کرد

ائتلاف رقبای شرقی چین؛ آیا پروژه مهار پکن وارد فاز جدید شده است؟

تحولات اخیر شرق آسیا و افزایش هماهنگی‌های امنیتی میان ژاپن و کره‌جنوبی، این پرسش را جدی‌تر از گذشته مطرح کرده است که آیا آمریکا موفق شده پروژه مهار چین را وارد فاز جدیدی کند؛ فازی که هم‌زمان بر فشار انرژی، بازآرایی ائتلاف‌های منطقه‌ای و کاهش اعتماد متحدان سنتی واشنگتن استوار است.

«عبدالرضا فرجی‌راد» استاد ژئوپلیتیک واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، درباره تشدید تنش‌ها در شرق آسیا و احتمال شکل‌گیری همکاری یا اتحاد نظامی میان ژاپن و کره‌جنوبی برای مهار چین اظهار کرد: اگر به روند تحولات یکی دو دهه اخیر نگاه کنیم، به‌ویژه از دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما به بعد، به‌وضوح می‌بینیم که تقریباً همه دولت‌هایی که در ایالات متحده آمریکا روی کار آمده‌اند، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که چین باید کنترل شود.

وی افزود: آمریکایی‌ها به‌تدریج متوجه شدند که سرعت رشد اقتصادی چین به‌گونه‌ای است که می‌تواند نه‌تنها فاصله خود را با آمریکا کم کند، بلکه در آینده‌ای نه‌چندان دور از آن عبور کرده و به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل شود. همین نگرانی، مبنای بسیاری از سیاست‌های امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی آمریکا در سال‌های اخیر بوده است.

فرجی‌راد تصریح کرد: به همین دلیل، در اسناد راهبردی و امنیت ملی آمریکا، چه در دوره اوباما، چه در دولت ترامپ و چه در دوره جو بایدن، چین به‌عنوان مهم‌ترین تهدید و رقیب استراتژیک معرفی شده است. این سیاست یک تصمیم مقطعی یا وابسته به یک حزب خاص نیست، بلکه به یک راهبرد پایدار در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا تبدیل شده است.

مهار چین؛ راهبرد مشترک دولت‌های آمریکا از اوباما تا ترامپ

این استاد ژئوپلیتیک با اشاره به تفاوت‌های رفتاری دولت ترامپ با دولت‌های پیشین گفت: اگرچه اصل سیاست مهار چین در همه دولت‌ها مشترک بوده، اما در دوره ترامپ این سیاست با شدت و صراحت بیشتری دنبال شد. ترامپ بسیاری از اقداماتی را که پیش‌تر به‌صورت غیرعلنی انجام می‌شد، به شکل آشکار و علنی روی میز آورد.

وی افزود: اقداماتی که امروز در قبال ونزوئلا شاهد هستیم، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. آمریکا تلاش می‌کند نفتی را که چین از ونزوئلا وارد می‌کند، یا به‌طور کامل قطع کند یا کنترل آن را در دست بگیرد؛ به این معنا که اختیار فروش یا عدم فروش این نفت به چین را برای خود محفوظ نگه دارد.

فرجی‌راد ادامه داد: فشارهایی که علیه ایران اعمال می‌شود نیز بخشی از همین راهبرد کلان است. آمریکا به‌دنبال آن است که صادرات نفت ایران به چین را به‌گونه‌ای مدیریت و کنترل کند که در شرایط بحرانی بتواند از آن به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند.

وی خاطرنشان کرد: در حوزه خلیج فارس، کشورهای متعددی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و حتی عراق به چین نفت می‌فروشند، اما آمریکا به‌خوبی می‌داند که در زمان تنش حاد با چین می‌تواند بر این کشورها فشار وارد کند تا صادرات نفت به چین کاهش یابد یا حتی به‌طور موقت متوقف شود.

این استاد ژئوپلیتیک تأکید کرد: مسئله اصلی برای آمریکا، ایران است؛ زیرا ایران کشوری است که می‌تواند در شرایط بحرانی، نقش جایگزین مهمی در تأمین انرژی چین ایفا کند. همین موضوع باعث شده است که تقابل ترامپ با چین، نسبت به دوره‌های قبل، علنی‌تر، صریح‌تر و تهاجمی‌تر شود.

شرق آسیا و درس اروپا؛ چرا ژاپن و کره‌جنوبی به آمریکا بدبین شده‌اند؟

فرجی‌راد در ادامه با اشاره به تحولات شرق آسیا گفت: در ژاپن دولت جدیدی روی کار آمده و هم ژاپن و هم کره‌جنوبی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که آمریکا دیگر آن کشوری نیست که حاضر باشد مانند گذشته، هزینه‌های سنگین امنیتی متحدان خود را بپردازد.

وی افزود: تجربه اروپا در جریان جنگ اوکراین، یک هشدار جدی برای کشورهای شرق آسیا بود. اروپایی‌ها سال‌ها امنیت خود را به ایالات متحده آمریکا گره زده بودند، اما اکنون با شرایطی مواجه شده‌اند که احساس می‌کنند در این معادله متضرر شده‌اند و امنیت‌شان با چالش‌های جدی روبه‌رو است.

فرجی‌راد تصریح کرد: همین تجربه باعث شده ژاپن و کره‌جنوبی نیز نسبت به اتکای کامل به آمریکا دچار تردید شوند. این تردید به‌ویژه در دوره ترامپ تشدید شده است، چراکه رفتارها و مواضع ترامپ نشان داده او الزاماً تعهد بلندمدت و قابل پیش‌بینی نسبت به متحدان آمریکا ندارد.

وی ادامه داد: ژاپن و کره‌جنوبی به‌تدریج اعتماد خود را به شخص ترامپ از دست داده‌اند و او را فردی نمی‌دانند که بتوان به‌طور کامل به او تکیه کرد. همین مسئله باعث شده این کشورها به سمت اتخاذ تدابیر مستقل‌تر امنیتی و نظامی حرکت کنند.

توان نظامی ژاپن و کره‌جنوبی؛ آمادگی دفاعی بدون توهم مهار چین

این استاد ژئوپلیتیک درباره توان نظامی ژاپن و کره‌جنوبی گفت: این دو کشور از نظر فناوری، تکنولوژی و صنایع پیشرفته، جزو کشورهای پیشرو جهان محسوب می‌شوند و در بسیاری از حوزه‌ها توانمندی‌های بالایی دارند، اما از نظر قدرت نظامی قابل مقایسه با چین نیستند.

فرجی‌راد افزود: حتی اگر ژاپن و کره‌جنوبی در کنار هم قرار بگیرند، توان نظامی آن‌ها برای مهار چین کافی نیست. چین از نظر جمعیت، وسعت، عمق راهبردی، توان نظامی و قدرت اقتصادی در جایگاهی قرار دارد که مقایسه آن با این کشورها چندان واقع‌بینانه نیست.

وی ادامه داد: با این حال، وقتی کشوری خود را درگیر یک رقابت ژئوپلیتیکی با قدرتی بزرگ می‌بیند، طبیعی است که تلاش کند سطح آمادگی نظامی و دفاعی خود را حفظ کند. هنوز هم پایگاه‌های نظامی آمریکا در ژاپن و کره‌جنوبی فعال هستند و این کشورها همچنان بخشی از چتر امنیتی آمریکا محسوب می‌شوند.

فرجی‌راد خاطرنشان کرد: این وضعیت شباهت زیادی به کشورهایی مانند قطر یا امارات دارد؛ کشورهایی که با وجود جمعیت کم، حجم قابل‌توجهی از تسلیحات پیشرفته آمریکایی را خریداری می‌کنند تا توان دفاعی خود را بالا نگه دارند و در شرایط بحرانی بتوانند از حمایت‌های بین‌المللی بهره‌مند شوند.

وی تأکید کرد: ژاپن در تاریخ خود نشان داده که در شرایط خاص می‌تواند وارد فاز تقابل شود. اظهارات اخیر مقامات ژاپنی مبنی بر اینکه در صورت اقدام چین برای تصرف تایوان، ژاپن واکنش نشان داده و از تایوان حمایت خواهد کرد، نشانه‌ای روشن از تغییر فضای امنیتی منطقه است.

واکنش چین به مهار آمریکا؛ انرژی، ایران و آینده رقابت

فرجی‌راد در پاسخ به پرسشی درباره واکنش احتمالی چین به سیاست مهار این کشور توسط آمریکا گفت: چین قطعاً برای خود استراتژی مشخصی دارد و در برابر اقدامات آمریکا منفعل نخواهد نشست. این کشور به‌خوبی متوجه است که آمریکا به‌دنبال چه اهدافی است و تلاش می‌کند محیط پیرامونی چین را ناامن کند.

وی افزود: یکی از مهم‌ترین ابزارهای چین برای مقابله با این فشارها، حوزه انرژی است. تقویت صادرات نفت ایران به چین می‌تواند یکی از گزینه‌های جدی پکن باشد. نفت ایران که عمدتاً نیمه‌سنگین است، قابلیت آن را دارد که تا حدی جایگزین نفت ونزوئلا شود و بخشی از نیاز انرژی چین را تأمین کند.

فرجی‌راد ادامه داد: علاوه بر ایران، چین در آفریقا و سایر مناطق جهان نیز بازارها و منابع متنوعی در اختیار دارد. برخی کشورهای عربی نیز همچنان بدون مشکل خاصی نفت مورد نیاز چین را تأمین می‌کنند، هرچند آمریکا تلاش می‌کند این مسیرها را در آینده محدود کند.

وی تصریح کرد: آنچه امروز شاهد آن هستیم، نوعی آینده‌نگری راهبردی از سوی آمریکاست. آمریکا می‌خواهد هم سرعت رشد اقتصادی چین را کاهش دهد و هم در شرایط بحرانی، به‌ویژه در موضوعاتی مانند دریای جنوبی چین یا مسئله تایوان، ابزار فشار مؤثری در اختیار داشته باشد.

این استاد ژئوپلیتیک در پایان گفت: آمریکایی‌ها پیش‌تر بسیاری از این اقدامات را به‌صورت پنهانی انجام می‌دادند، اما اکنون این سیاست‌ها آشکار شده است. هدف نهایی این است که در زمان تنش حاد، آمریکا بتواند جریان انرژی چین را کنترل کند و از این طریق بر آینده رقابت ژئوپلیتیکی و نظم بین‌المللی تأثیر بگذارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر