دیپلماسی ایران در برابر آشوبسازی غرب/ نه به مذاکره زیر فشار
به گزارش خبرگزاری آنا وزیر امور خارجه کشورمان امروز احتمال هرگونه مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی را صراحتا رد کرد. اظهارات صریح سیدعباس عراقچی درباره نامناسب بودن زمان مذاکره، زمانی معنا و اهمیت بیشتری پیدا میکند که در بستر تحولات داخلی و رفتار همزمان غرب مورد تحلیل قرار گیرد. تجربه نشان داده است که ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی، هرگاه با اعتراضات داخلی هر چند مسالمت آمیز در قبال ایران مواجه شدهاند، تلاش کردهاند با ترکیب «تحریم، عملیات روانی و برجستهسازی اعتراضات»، شرایط داخلی کشور را به اهرم فشار در میز مذاکره تبدیل کنند. در چنین فضایی، مذاکره نه ابزار حلوفصل اختلافات، بلکه ابزاری برای تحمیل خواستههای یکجانبه خواهد بود.
عراقچی با تأکید بر اینکه ایران هرگز میز مذاکره را ترک نکرده، بهروشنی مرزبندی میان «دیپلماسی مسئولانه» و «دیپلماسی تحت فشار» را ترسیم میکند. غرب در سالهای اخیر نشان داده است که اعتراضات داخلی را نه بهعنوان یک پدیده اجتماعی طبیعی، بلکه بهمثابه فرصت سیاسی برای بیثباتسازی و امتیازگیری دنبال میکند. تحریک رسانهای، بزرگنمایی گزینشی رخدادها و القای دوگانه حاکمیت–ملت، بخشی از همین راهبرد است که هدف نهایی آن، تضعیف قدرت چانهزنی ایران در صحنه بینالمللی است.
از این منظر، اعلام اینکه «اکنون زمان مناسبی برای مذاکره نیست»، یک تصمیم مبتنی بر عقلانیت راهبردی است. مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل، ثبات داخلی کشور را هدف قرار ندهد و همزمان با دعوت به گفتوگو، پروژه آشوبسازی را فعال نکند. پذیرش مذاکره در چنین شرایطی، به تعبیر دقیقتر، پاداش دادن به سیاست اغتشاشمحور غرب است؛ سیاستی که تلاش دارد اعتراضات اجتماعی را از مسیر قانونی و مدنی، به سمت درگیری و ناامنی سوق دهد.
بنابراین، پیوند زدن موضع دیپلماتیک ایران با تحولات داخلی تشخیص درست صحنه است. دولتهایی که همزمان تحریم را تشدید میکنند، رسانههای خود را به اتاق عملیات روانی علیه ایران تبدیل کرده و آشکارا از بیثباتی سخن میگویند، نمیتوانند مدعی مذاکره صادقانه باشند. موضع عراقچی در این چارچوب، دفاع از منافع ملی و حفظ توازن در برابر پروژه فشار ترکیبی است.
اعتراض، اغتشاش و سوءاستفاده سیاسی غرب از تحولات داخلی
در بخش دیگری از سخنان وزیر امور خارجه، تأکید بر اینکه مسائل داخلی ایران صرفاً به مردم ایران مربوط است، پاسخی روشن به تلاش غرب برای مصادره اعتراضات اجتماعی است. اعتراض، بهعنوان بخشی از پویایی هر جامعه، امری قابل فهم است؛ اما آنچه غرب دنبال میکند، تبدیل نارضایتیها به آشوب و ناامنی است. این تمایز دقیق، همان نقطهای است که در روایتهای رسانهای غربی عمداً نادیده گرفته میشود تا زمینه برای فشار سیاسی و حتی اقدامات خصمانه فراهم شود.
رفتار آمریکا و برخی دولتهای اروپایی نشان میدهد که آنها نه به دنبال شنیده شدن صدای مردم ایران، بلکه در پی بیثباتسازی ساختارهای حکمرانی هستند. حمایت آشکار از جریانهای تندرو در فضای مجازی، فراخوان به اعتصابات و تشویق به تقابل خیابانی، همگی نشان میدهد پروژهای فراتر از «نگرانی حقوق بشری» در جریان است. در این چارچوب، اغتشاش نه یک پیامد ناخواسته، بلکه یک هدف طراحیشده تلقی میشود.
موضع عراقچی مبنی بر حل مسائل در چارچوب تعامل دولت و مردم، دقیقاً در نقطه مقابل این سناریوی خارجی قرار دارد. این رویکرد، هم حق اعتراض را به رسمیت میشناسد و هم خط قرمز امنیت و ثبات اجتماعی را یادآوری میکند. غرب، اما با نادیده گرفتن این واقعیت، تلاش میکند هرگونه مدیریت داخلی را «سرکوب» و هرگونه اغتشاش را «اعتراض مردمی» جلوه دهد؛ تحریفی که کارکرد اصلی آن، تشدید فشار بینالمللی و تضعیف انسجام ملی است.
سخنان عراقچی را باید در چارچوب مقابله با راهبردی دانست که اعتراضات داخلی را به ابزار چانهزنی خارجی تبدیل میکند. دفاع از حاکمیت ملی، جلوگیری از مشروعیتبخشی به فشار و افشای پروژه آشوبسازانه دشمنان، سه ضلع اصلی این موضعگیری است. تا زمانی که غرب از سیاست بهرهبرداری از تحولات داخلی ایران دست نکشد و اغتشاش را اهرم فشار بداند، تأکید بر مذاکره نکردن در این شرایط، نهتنها منطقی، بلکه ضرورتی برای حفظ منافع و امنیت ملی کشور خواهد بود.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس