دیپلماسی فرهنگی کم‌هزینه، اما پرنفوذ: آیا هوش مصنوعی می تواند بازی را به نفع کشورهای کوچک تر تغییر دهد؟

هوش مصنوعی دیپلماسی فرهنگی را دموکراتیک‌تر کرده، اما عادلانه نکرده است.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، بهروز عباس‌زاده کارشناس روابط فرهنگی بین‌المللی- تا همین چند وقت پیش، دیپلماسی فرهنگی بیش از هر چیز بازی امکانات بود وتوانمندی مالی و مدیریتی در آن بسیار تعیین کننده بود. هر کشوری که شبکه یک وسیعی از رایزنی‌های فرهنگی و یا خانه‌های فرهنگ، بودجه‌ی کلان برای برگزاری هفته‌ها و ماه‌های فرهنگی، اعزام هنرمند و ترجمه آثار داشت، صدایش بلندتر شنیده می‌شد و بازیگری بیشتری در دیپلماسی فرهنگی داشت در حالی که کشور‌های کوچک‌تر یا کم برخوردار، حتی اگر سرمایه‌های فرهنگی غنی‌تری هم داشتند، معمولاً در حاشیه می‌ماندند.

اما هوش مصنوعی این قابلیت را دارد که قاعده را به‌طور جدی تغییر دهد نه به این معنا که نابرابری‌ها را حذف کرده، اما به این معنا که می‌تواند هزینه ورود به بازی نفوذ فرهنگی را کاهش دهد.

وقتی شناخت و ارزیابی مخاطب دیگر امتیاز انحصاری قدرت‌های بزرگ نیست

یکی از پرهزینه‌ترین بخش‌های دیپلماسی فرهنگی اصولی و سنتی، شناخت مخاطب خارجی بود که بتوان بر اساس آن عمل کرد از جمله پژوهش میدانی، افکارسنجی، تحلیل رسانه‌ای و آزمون و …..، اما امروز ابزار‌های مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند این مسیر را کوتاه‌تر کنند.

مثلا یک نمایندگی فرهنگی ویا به طور کلی دستگاه دیپلماسی فرهنگی کشور می‌تواند با استفاده از ابزار‌های تحلیل شبکه‌های اجتماعی (حتی نسخه‌های کم‌هزینه)، بفهمد که جوانان یک کشور خاص:

درباره کدام عناصر فرهنگی ایران واکنش مثبت نشان می‌دهند؟

و یا چه واژه‌ها، تصاویر یا روایت‌هایی برایشان جذاب یا حساسیت‌برانگیز است؟

و همچنین می‌توان این اطلاعات را به دست آورد که چه زمانی و در چه پلتفرمی بیشترین تعامل را دارند؟

این یعنی طراحی برنامه فرهنگی نه بر اساس حدس، بلکه بر اساس داده؛ امکانی که قبلاً هزینه بر بود و دستیابی به آن در اختیار بازیگران بزرگ بود و استفاده از آن از طریق این بازیگران ممکن بود.

مترجم ارزان، پایان انحصار زبان‌های مسلط

ترجمه آثار فرهنگی همیشه گلوگاه اصلی بوده است. بسیاری از کشور‌ها به چند زبان محدود (انگلیسی، فرانسوی، عربی) بسنده می‌کردند. هوش مصنوعی این محدودیت را شکسته است.

مثلا امروز یک مرکز فرهنگی با بودجه محدود می‌تواند:

یک داستان کوتاه، مقاله یا محتوای چندرسانه‌ای را به‌صورت اولیه به ۱۰ زبان ترجمه کند، سپس فقط برای نسخه نهایی، از ویراستار انسانی بومی کمک بگیرد.

نتیجه اینکه حضور فرهنگی در زبان‌هایی که پیش‌تر نادیده گرفته می‌شدند (مثلاً زبان‌های آفریقایی، آسیای جنوب‌شرقی یا اروپای شرقی). این دقیقاً همان جا‌هایی است که کشور‌های کوچک می‌توانند اثرگذاری خیلی بیشتر نسبت نسبت به وضعیت بودجه خود ایجاد کنند.

روایت‌سازی هوشمند به‌جای تبلیغ پرهزینه

دیپلماسی فرهنگی موفق الزاماً به معنای تبلیغ نیست؛ بلکه یعنی روایت درست، در زمان درست، برای مخاطب درست و هوش مصنوعی دستیابی به این سه (درست) را هم‌زمان ممکن کرده است.

به عنوان مثال با کمک مدل‌های زبانی و ابزار‌های تحلیل محتوا می‌توان:

چند روایت مختلف از یک مفهوم فرهنگی (مثلاً خانواده، معنویت، هنر آیینی) تولید کرد، بازخورد مخاطبان را سنجید و روایت مؤثرتر را پیدا و آن را ترویج کرد.

برای کشوری با منابع محدود، این یعنی کاهش شدید هزینه آزمون و خطا و افزایش دقت پیام.

تجربه فرهنگی دیجیتال: وقتی فضا یک مجازی جایگزین ساختمان می‌شود

ساخت مرکز فرهنگی در خارج از کشور هزینه‌بر است؛ اما از آنجایی که هدف غایی دیپلماسی فرهنگی ارائه تصویر و قرار دادن آن در اذهان جامعه هدف است و ارائه تجربه فرهنگی نیز یکی از لوازم آن است، اما این مهم الزاماً به ساختمان نیاز ندارد.

مثلاً به نظر می‌رسد موارد ذیل می‌تواند در راستای هدف اصلی دیپلماسی فرهنگی موفق عمل کند

● نمایشگاه مجازی هنر معاصر

● تور سه‌بعدی از یک بنای تاریخی

● نشست ادبی یا گفت‌وگوی فرهنگی با آواتار‌های دیجیتال

همه اینها با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از رویداد فیزیکی قابل اجراست و با کمک هوش مصنوعی می‌توان آن را شخصی‌سازی کرد بر اساس زبان قابل فهم و همچنین مورد علاقه کشور هدف ارائه داد.

کشور‌های کوچک به شرط اشتیاق مسئولین امر در این فضا می‌توانند خلاق‌تر و چابک‌تر عمل کنند، چون کمتر درگیر بوروکراسی‌های سنگین هستند.

اما یک هشدار جدی:هوش مصنوعی بدون راهبرد، فقط ابزار است

نکته‌ی کلیدی اینجا است که هوش مصنوعی به‌خودی‌خود مزیت رقابتی ایجاد نمی‌کند و کشور‌هایی موفق خواهند بود که:۱-راهبرد فرهنگی روشن داشته باشند۲-بدانند چه چیزی از فرهنگ خود را می‌خواهند روایت کنند ۳- از هوش مصنوعی به‌عنوان تقویت‌کننده تصمیم انسانی استفاده کنند، نه جایگزین آن.

در غیر این صورت، خطر یکسان‌سازی، سطحی‌سازی یا حتی بازتولید کلیشه‌های فرهنگی وجود دارد.

تغییر بازی، نه پایان رقابت

در پایان باید گفت هوش مصنوعی دیپلماسی فرهنگی را دموکراتیک‌تر کرده، اما عادلانه نکرده است.

بازی عوض شده، نه حذف. اکنون کشور‌هایی که:سرمایه فرهنگی غنی، خود آگاهی فرهنگی، اشتیاق برای معرفی آن در جهان، تصمیم‌گیری چابک و فهم درست از فناوری دارند می‌توانند با وجود بودجه کمتر نسبت به کشور‌های قوی‌تر از نظر منابع مالی به روایتگری موثر فرهنگ و حتی صنایع فرهنگی خود که اشتغال زایی را نیز به همراه دارد بپردازند.

این برای بازیگران کوچک از نظر بودجه، اما غنی از منظر فرهنگ یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا دوباره در انحصار بازیگران بزرگ کنونی خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر