توهمات پرهزینه در دمشق

کمتر از یک سال پس از سقوط حکومت دمشق با حمایت مستقیم آمریکا و نیروهای نیابتی آن، واقعیت‌های میدانی سوریه پرده از شکاف عمیق میان وعده‌های غرب و پیامدهای واقعی براندازی برداشت؛ شکافی که امروز خود را در فروپاشی اقتصادی، ناامنی مزمن و ناکارآمدی ساختار جدید قدرت نشان می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری آنا، کمتر از یک سال پیش، هنگامی که تحولات میدانی سوریه به دنبال اقدامات تروریستی هیئت تحریرالشام (HTS)، با حمایت آشکار واشنگتن و برخی کشور‌های منطقه‌ای، منجر به سرنگونی حکومت دمشق شد، موجی از خوش‌بینی محافل خاصی را در داخل سوریه دفرا گرفت. این محافل که اغلب در پیوند با نیرو‌های برانداز بودند، یک معادله ساده را در ذهن ترسیم کرده بودند: حذف دولت موجود، به‌مثابه یک مانع، فضا را برای ورود یک حکومت جدید، مورد تأیید غرب، باز می‌کند که به سرعت منجر به تغییر اوضاع اقتصادی، برقراری ثبات حداکثری و بهبود جایگاه منطقه‌ای سوریه خواهد شد. امروز، با گذشت تقریباً یک سال، نه تنها آن وعده‌ها محقق نشده، بلکه شاهد آن هستیم که هزینه‌های «توهمات ساده انگارانه» به صورت تصاعدی در حوزه شامات افزایش یافته است.

تصور غالب بر این بود که به‌محض کنار رفتن رژیم پیشین، شیر‌های مالی و اقتصادی غرب گشوده شده و با رفع تحریم‌ها، خون تازه‌ای در رگ‌های اقتصاد سوریه جاری خواهد شد. این خوش‌بینی با اعلام رفع تحریم‌های آمریکا تقویت شد. اما واقعیت میدانی حکایت از روندی معکوس دارد. نهاد‌های درهم شکسته، فساد ساختاری و نبود ظرفیت مدیریتی کارآمد را نمی‌تواند حل کند.

پارادوکس موجود این است: تحریم‌های خارجی رفع شده، اما اوضاع اقتصادی مردم بدتر شده است. این وضعیت نشان می‌دهد که عامل اصلی بحران، صرفاً فشار خارجی نبوده، بلکه فقدان مشروعیت و کارایی در ساختار جدید قدرت است. حکومت جدید که برآمده از یک ائتلاف نامتجانس و متکی به نیرو‌های نظامی است، فاقد تخصص و بستر مردمی لازم برای مدیریت یک بحران اقتصادی فراگیر بوده و نتوانسته است حتی با وجود برداشته شدن موانع بین‌المللی، اعتماد سرمایه‌گذاری داخلی یا خارجی را جلب کند.

از منظر امنیت و رضایت داخلی نیز، شکاف میان توهم و واقعیت به‌مراتب عمیق‌تر است. انتظار می‌رفت جایگزینی حکومت، آرامش سیاسی و امنیتی را به ارمغان بیاورد. در مقابل، نظرسنجی‌ها و گزارش‌های داخلی حکایت از نارضایتی گسترده‌ای دارند. ناامنی‌های محلی، قدرت گرفتن مجدد گروه‌های شبه‌نظامی که صرفاً تحت پوشش اسامی جدید فعالیت می‌کنند، و نبود یک ساختار یکپارچه حاکمیتی، فضای بی‌ثباتی را تشدید کرده است. مردم سوریه که سال‌ها هزینه‌های تغییر را پرداخته‌اند، اکنون با دولتی رو‌به‌رو هستند که نه تنها مشکلات معیشتی آنان را حل نکرده، بلکه ناامنی و نااطمینانی به آینده را نیز افزایش داده است.

آنچه در دمشق رخ داد، درس عبرتی است برای تمام پروژه‌هایی که راه حل مشکلات یک کشور را صرفاً در حذف فیزیکی یک رهبر یا تغییر در حاکمیت می‌بینند. پروژه‌های براندازی که با تکیه بر گروه‌هایی با سوابق تروریستی و حمایت‌های خارجی طراحی می‌شوند، نمی‌توانند جایگزینی برای ملت‌سازی، نهادسازی و دموکراسی پایدار باشند. توهمات در دمشق پرهزینه بودند؛ هزینه اصلی این توهمات را مردم سوریه پرداختند، مردمی که امروز در یک بحران اقتصادی و امنیتی عمیق‌تر، شاهد ناکارآمدی ساختاری دولتی هستند که قرار بود ناجی آنها باشد. این حقیقت، زنگ خطر و هشداری  است برای کسانی که همچنان به بازی در زمین غرب باور دارند.

انتهای پیام/

ارسال نظر