در گفت‌وگو با آنا بررسی شد

واقع‌گرایی بدون تعارف؛ ترامپ از اشغال ونزوئلا به دنبال چیست؟

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد و کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: عملیات نظامی آمریکا در کنار جنگ نرم و پروژه براندازی، منحصر به ونزوئلا نخواهد بود و کلمبیا، کوبا و حتی مکزیک هم در فازهای بعدی این راهبرد قرار دارند.

خبرگزاری آنا - احسان عربی مفرد؛ حمله آمریکا به ونزوئلا و ربودن رئیس‌جمهور قانونی این کشور، بار دیگر چهره عریان سیاست واقع‌گرا (Real politics) را نمایان کرد؛ «دکترین مونروئه» مبتنی بر اینکه حیاط خلوت ایالات متحده در قاره آمریکا باید از نفوذ رقبا مصون بماند، اکنون رسماً دوباره احیا شده است. 

مسئله منابع انرژی ونزوئلا هم عامل دیگری است که باید در این زمینه در نظر گرفته شود؛ ونزوئلا بیشترین منابع نفت دنیا را در اختیار دارد و در عین حال معادن طلا و تیتانیوم و دیگر فلزات کمیاب هم در این کشور به وفور وجود دارند. 

«بشیر اسماعیلی» کارشناس حوزه سیاست خارجی و مسائل بین‌الملل و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا در همین راستا و درباره چرایی حمله آمریکا به ونزوئلا و اهداف اشغال آن در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا اظهار کرد: آمریکا پیرو دکترین مونروئه به‌دنبال دو جنبه سلبی و ایجابی از تغییر حکومت در ونزوئلاست. هم اینکه بر منابع ارزشمند این کشور مسلط شود و هم دست رقبا به ویژه چین را از آنها کوتاه کند. 

وی ادامه داد: سناریوی پیش روی، همانطور که دونالد ترامپ در کنفرانس خبری خود بعد از بازداشت مادورو اعلام کرد، استیلا بر منابع انرژی ونزوئلا در کنار اداره این کشور توسط آمریکاست. ترامپ ماچادو رهبر اپوزیسیون را هم برای ریاست جمهوری ونزوئلا مناسب ندانست، این یعنی استفاده ابزاری آمریکا از اپوزوسیون ونزوئلا برای فتح کشور و غارت مستقیم منابع آن؛ بنابراین منطق زور در سیاست واقع‌گرا به عنوان پیشرانه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا جلوه عینی پیدا می‌کند؛ آنجایی که آمریکا نشان می‌دهد تحمل هیچ جریان مخالفی را در نزدیکی خود نخواهد داشت. 

واقع‌گرایی بدون تعارف؛ ترامپ از اشغال ونزوئلا به دنبال چیست؟

اسماعیلی افزود: در دوران جنگ سرد و در بحران موشکی کوبا، کِندی رئیس‌جمهور وقت آمریکا دنیا را تا لبه نابودی هسته‌ای پیش برد، برای اینکه به شوروی نشان دهد در رابطه با نفوذ تسلیحاتی بلوک شرق در کوبا هیچ مماشاتی وجود نخواهد داشت. 

این کارشناس مسائل بین‌الملل یادآور شد: در اینجا، اما یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه اگر آمریکا نمی‌توانست نفوذ دشمنان و رقبا را در حیاط خلوت خود بپذیرد، چرا روسیه باید با نفوذ ناتو به اوکراین کنار می‌آمد؟ و چرا چین باید حضور نظامی آمریکا در تایوان را تحمل کند؟ خطر اوکراین و تایوان برای روسیه و چین به مراتب بیشتر از خطر ونزوئلا برای آمریکاست؛ بنابراین اگر منطق زور، مورد تأیید آمریکا باشد که هست، این سیاست یک بام و دو هوا معنا نخواهد داد. حتی محور مقاومت هم با این تحلیل، کاملاً محق است تا از وجود رژیم صهیونسیتی در منطقه بیمناک باشد و برای مهار آن تلاش کند. 

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اضافه کرد: در رابطه با اوکراین، اروپا و آمریکا تمام تلاش خود را کردند تا روسیه را شکست دهند و حوزه نفوذ خود در مرز‌های روسیه را تثبیت کنند. از دیدگاه آنها برای مهار قدرت رو به فزونی روسیه، چنین امری لازم خواهد بود. برای چین هم، چنین سناریویی در جریان است و تایوان به عنوان قلعه آمریکا در کنار چین عمل می‌کند.

اسماعیلی در پاسخ به این پرسش که چرا آمریکا در حمله به ونزوئلا به مانعی جدی شبیه آنچه روسیه بعد از حمله به اوکراین با آن مواجه شد، برنخورد؟ و چرا چین و محور مقاومت نمی‌توانند با پایگاه‌های دشمن در کنار خود مواجهه کنند؟ تشریح کرد: مسئله در اینجا، اتحاد و ائتلاف است. اتحاد‌های غربی مشتمل بر آمریکا، اروپا و رژیم اسرائیل به همراه سرسپردگان آنان هنوز با تمام اختلافات موجود به‌طور قابل قبولی هماهنگ عمل می‌کنند. 

وی ادامه داد: در جنگ 12 روزه، ایران به‌طور معناداری به تنهایی از خود دفاع کرد، اگرچه دوستان ایران واقعاً ناراضی بودند؛ اما مشابه حمایتی که از اوکراین شکل گرفت، هرگز در مورد ایران اتفاق نیفتاد. ونزوئلا هم در نبرد نابرابر خود با آمریکا از پیش شکست خورده بود؛ بنابراین نیرو‌های رقیب با غرب مثل چین، روسیه و ایران باید به طور فزآینده‌ای اتحاد‌های نظامی بزرگی برای حفظ بلوک جدید قدرت خود تشکیل دهند. 

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: در عین حال یک اتفاق دیگر هم ممکن است رخ داده باشد و آن تقسیم دنیا به نیمکره غربی و شرقی است. با این وصف آمریکا، متمرکز بر حوزه قاره آمریکا خواهد شد و با برخاستن قدرت‌های جدید در شرق کنار خواهد آمد. در واقع خیزش چین و سرسختی روسیه در کنار افول آمریکا، چاره‌ای جز این تقسیم مناطق نفوذ را باقی نمی‌گذارد. 

اسماعیلی یادآور شد: در ارتباط با منطقه ما در غرب آسیا، آمریکا احتمالاً به دنبال کاهش حضور خود در منطقه است؛ اما پیش از آن خواهد کوشید شرایط را برای ادامه حیات رژیم صهیونسیتی تثبیت کند. این امر با کمک به تضعیف محور مقاومت، پیشبرد پیمان ابراهیم و احتمالاً تعیین تکلیف کشور فلسطینی صورت خواهد گرفت. 

کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: به هر روی، قواعد حقوق بین‌الملل عرفی در شرایط فعلی از میان رفته و سازمان‌های بین‌المللی در موضع انفعال بیش از پیش قرار گرفته‌اند. احتمالاً عملیات نظامی آمریکا در کنار جنگ نرم و پروژه براندازی، منحصر به ونزوئلا نخواهد بود و کلمبیا، کوبا و حتی مکزیک هم در فاز‌های بعدی این راهبرد خواهند بود. 

اسماعیلی تأکید کرد: اکنون بیش از هر زمان دیگر، فقط زبان قدرت سخن می‌گوید و برای ما به عنوان بخش مهمی از نقشه‌های تقسیم قدرت جهانی، شناخت هندسه قدرت جهانی بسیار حیاتی و ضروری است.

 

 

انتهای پیام/

ارسال نظر