پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

02:51 07 / 05 /1400

دوست داشتن علی (ع) به تنهایی کافی نیست

کسی که به ولایت رسیده و از نعمت ولایت برخوردار است. نشستن و ایستادن و آمدن و رفتن و دوست داشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولی کنترل می شود؛ نه از طرف هواها و حرف‌ها و جلوه‌ها.
علی



به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا، به مناسبت عید غدیر، عید امامت و ولایت خوب است تا بیشتر به معنای ولایت توجه کنیم. از این رو سراغ کتاب غدیر مرحوم استاد علی صفائی حائری می‌رویم تا روایت ایشان از ولایت امیرالمومنین را بخوانیم:


این ولایت بالاتر از محبت و دوستی و عشق است؛


که عشق علی در دل دشمنان او هم خانه داشت.


هرکس با هر مشربی و عقیده ای، می تواند دوستدار علی باشد.


در علی، علم و عشق،


تدبیر و شمشیر،


حریت و عبودیت،


نجوای دل و آتش سخن،


زمزمه شب و فریاد روز،


قدرت و عزت و تواضع،


نرمش و آشنایی و خشونت و پایداری،


در علی این همه هست و این همه به خاطر حق است، و برای اوست و این است که همه او دوست داشتنی است؛


و حتی دشمنش در دل شیفته اوست و مخالفش در پنهان شیدای او.


ولایت علی، نه علی را دوست داشتن، که فقط علی را دوست داشتن است!


ولایت علی، علی را سرپرست گرفتن و از هوا ها و حرف ها و جلوه ها بریدن است.


و این ولایت، ادامه ولایت حق است و دنباله توحید؛


آن هم توحیدی در سه بعد:


در درون


و در هستی


و در جامعه؛


که توحید در درون انسان، هوا ها و حرف ها و جلوه ها را می شکند؛ هواهای دل و حرفهای خلق و جلوه های دنیا را.


و در جامعه طاغوت ها را کنار می ریزد و در هستی خدایان و بت ها را.


در این حد، موحد، جز خدا کسی را حاکم نمی‌گیرد.


جز وظیفه چیزی او را حرکت نمیدهد.


هیچ قدرت و ثروت و جلوه ای در روح او موجی نمی‌آورد و هیچ دستوری او را از جا نمی کند. جز دستور حق و امر الله، از هر زبانی که این دستور برخیزد و از هر راهی که این امر برسد.


و هنگامی که روحی به آزادی رسید و جز امر حق امری نداشت و جز خواست او خواهشی نداشت، این روح به ولایت می‌رسد و به سرپرستی می‌رسد و دستور او و حتی نگاه او در دل‌های موحد عاشق، حرکت می آفریند!


دوست داشتن و این ولایت و سرپرستی است که معاویه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره ای ندارند، که حاکم در درون آنها و محرک در وجود آنها، امر علی و دستور علی نیست؛ که هوا ها و حرف ها و جلوه ها در آنها حکومت دارند.


معاویه گرچه علی را دوست دارد، ولی سلطنت را بیشتر از علی خواهان است و دوستدار آن است.


و احمد حنبل گرچه برای علی شعر می‌سراید اما حکومت دیگری را به عهده دارد.


و جرج جرداق گرچه از علی می‌نویسد، اما برای علی نمی‌نویسد؛ که محرکی دیگر دارد و عاطفه ای فقط او را به چرخ انداخته است.


اما مالک؟


او به ولایت رسیده و از نعمت ولایت برخوردار است. نشستن و ایستادن و آمدن و رفتن و دوست داشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولی کنترل می شود؛ نه از طرف هواها و حرف‌ها و جلوه‌ها.


مالک این را یافته که علی، این مرد آزاد از غیر حق، و این انسان آگاهِ حق، بیش از مالک به مالک علاقه دارد و بیش از مالک از مصالح و منافع مالک آگاهی دارد و بیشتر از مالک به منافع او می‌اندیشد و بهتر به منافع او می اندیشد؛


پس دیگر جای درنگ نیست و جای سرکشی نیست؛ که سرکشی ها حماقتهای زیان آوری بیش نیستند.


جای تسلیم است و اطاعت و پیروی و تشیع و دنباله روی.


منبع: نورنیوز


انتهای پیام/



انتهای پیام/

ارسال نظر