در زندان امیرالمومنین(ع) شکنجه وجود نداشت
به گزارش گروه رسانههای دیگر خبرگزاری آنا، شب قدر که از آن به عنوان شب نزول قرآن بر پیامبر خاتم (ص) یاد میکنند، مصادف است با ایام ضربت خوردن و شهادت امام علی (ع). شخصیت بی نظیری که او را اولین کاتب آیات وحی میخوانند و نقش بی بدیلش در ترویج اسلام ناب محمدی، انکارناپذیر و تلاش و خدماتش در گسترش این دین الهی، بی همتاست.
با مرور تحولات سیاسی-امنیتی در دوران حکومت امیرالمومنین و گروههای معاندی که علیه ایشان دست به اقدامات خرابکارانه میزدند امیرالمومنین و بعد از ایشان امام حسن به عنوان حاکم اسلامی میتوانست فرصت پیش آمده در دستگیری فردی که اقدام به ترور حاکم اسلامی کرده بود را غنیمت شمرده و دیگر مخالفان سیاسی حکومت را نیز به شدت سرکوب نمایند.
اقدام ابن ملجم برای ترور و قتل حاکم اسلامی کافی بود تا یاران و مسئولان حکومتی برای پی بردن به انگیزه های ترور و شناسایی عمق توطئه، او را به شدت تنبیه و شکنجه کنند و او را مجبور کنند تا به همکاری با معاویه اعتراف کند یا بهترین زمان بود تا با منتسب کردن قاتل به خوارج، حکومت اقدام لازم برای پاکسازی و برخورد شدید با خوارج را عملی کند.
اما علی علیه السلام چه کرد؟
حضرت سفارش ابن ملجم را به امام حسن علیه السلام کرد و فرمود: پسرم، به اسیر خود مدارا کن و طریق شفقت و رحمت پیشدار آیا نمیبینی چشمهای او را که از ترس چگونه گردش میکند و دلش چگونه مضطرب میباشد.
امام حسن علیه السلام ظرف شیری نزدیک آورد و به پدر شیر داد، آن حضرت کمی از آن را خورد، و فرمود: بقیه آن را برای اسیرتان (ابن ملجم) ببرید، و به امام حسن علیه السلام فرمود: به آن حقی که برگردن تو دارم، در لباس و غذا، آن چه میپوشید و میخورید به ابن ملجم نیز بپوشانید و بخورانید (بحار ج۴۲ ص ۲۸۲)
پس اگر من از دنیا رفتم او را قصاص کن و او را با یک ضربه شمشیر بکش ولی مثله مکن یعنی دست و پا و گوش و بینی و سایر اعضا او را قطع مکن و اگر زنده ماندم، من خودم داناترم که با او چه کار کنم.
(منتهی الامال، ج۱، ص۱۷۸)
لازم به ذکر است که نوع برخورد با ابن ملجم یک استثنا نبوده است بلکه رویه حکومت امام علی علیه السلام همیشه چنین بوده است. بر اساس واقعیت های تاریخی و روایاتی که از آن دوران به ما رسیده است، در زندان امیرالمؤمنین، شکنجه وجود نداشت به این معنی که زندانی برای اقرار کردن تحت فشار قرار نمیگرفت و حضرت دستور داده بود اگر کوچکترین تهدیدی نسبت به افراد زندانی وجود داشته باشد، اعترافات آنها قابل استناد نبوده، و نمیتوان آنها را مجازات کرد، دستور حضرت چنین بود:
من أقرّ عند تجرید او تخویف او حبس او تهدیدفلا حد علیه(کافی، ج۷، ص۲۶۰)
در این فرمان حضرت اقرار در ۴ مورد را بیاثر شمردند:
اقرار کسی که لباس از تنش برون میآورند و به او اهانت میکنند، اقرار کسی که در حال ترسیدن اعتراف میکند،
اقرار کسی که در زندان محبوس است،
اقرار کسی که تهدید شده است.
انتهای پیام/
انتهای پیام/