پیشنهاد سردبیر
چه کسی فرمان ایست به «قانون جهش تولید» را داد؟

قربانی کردن برنامه هفتم پای بروکراسی

۵ گام فوری برای جلوگیری از انفجار قیمت مرغ و گوشت و قحطی مصنوعی

از بن‌بست کنجاله تا جهنم دموراژ؛ هشدار نسبت به سقوط تولید پروتئین

ایران به دنبال ایجاد «قطب جاذبه تخصصی» برای نخبگان جهان

چگونه جابجایی مرز‌های مهاجرت با «دیپلماسی مجازی» 

چرا نقدینگی بخش خصوصی در بنادر رسوب کرد؟

وقتی کشتی‌های نهاده قربانی سیاست پولی می‌شوند

09:28 14 / 07 /1399
یادداشت/ حنیف غفاری؛

نه؛ ماجرا ساده نیست!

حنیف غفاری طی یادداشتی نوشت: می‌گویند «پاسخ قانع‌کننده » معلول « طرح سؤال صحیح» است! به عبارت بهتر، تا زمانی که یک پدیده به‌صورت کامل تشریح نشده و ابعاد پنهان و آشکار آن مورد فحص و بررسی قرار نگیرد، نمی‌توان نسخه‌های مؤثر و صحیحی برای آن پیچید! می‌گویند بحران قره‌باغ پیچیده است.
2545634.jpg

به گزارش گروه رسانه‌های‌دیگر خبرگزاری آنا، حنیف غفاری طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: می‌گویند «پاسخ قانع‌کننده » معلول « طرح سؤال صحیح» است! به عبارت بهتر، تا زمانی که یک پدیده به‌صورت کامل تشریح نشده و ابعاد پنهان و آشکار آن مورد فحص و بررسی قرار نگیرد، نمی‌توان نسخه‌های مؤثر و صحیحی برای آن پیچید! می‌گویند بحران قره‌باغ پیچیده است. صحیح است! آتش زیرخاکستری که اکنون در قره‌باغ شعله‌ور شده است، معلول وجود یک منازعه محدود دوجانبه میان باکو و ایروان نیست!


بهتر است کمی دقیق‌تر به مسئله ورود پیدا کنیم. به‌راستی چرا چنین منازعه‌ای در یک برهه زمانی حساس ( زمان آشکارسازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی) دوباره کلید خورد؟ چرا سفارتخانه‌های آمریکا در ایروان و باکو، دو روز قبل از آغاز به‌ظاهر تصادفی درگیری‌ها، از دیپلمات‌ها و شهروندان خود خواستند تا خاک این کشورها را ترک کرده یا در صورت لزوم، ترددی حداقلی و شدیدا محتاطانه را در دستور کار قرار دهند؟ اصل ماجرا چیست؟
واقعیت امر این است که نه‌تنها بحران قره‌باغ، بلکه هر تراژدی و ظلمی در هرکجای دنیا که مسلمانان مظلوم قربانیان آن باشند از دید جمهوری اسلامی ایران مذموم است.


اصالت قواعدی الهی مانند «نفی سبیل» و «حفظ کیان امت واحده اسلامی» نیز بر همگان مشخص است. پس در اینجا باید نگاه دینی نسبت به تحولات منطقه و نظام بین‌الملل را نیز در نظر گرفت. این مسئله ، مانعه الجمع با نگاه استراتژیک نسبت به ماجرا نیست. باید متوجه این حقیقت مسلم باشیم که «ایجاد بحران‌های مزمن امنیتی» و « تنش‌های مداوم » در آسیای مرکزی و قفقاز، یکی از اهداف مشترک ایالات‌متحده و رژیم صهیونیستی در طول تاریخ روابط بین‌الملل بوده است.


واشنگتن و تل‌آویو خلق بحران در آسیای میانه را به‌مانند خلق بحران در آسیای غربی و شبه‌قاره هند، مجرا و دستمایه‌ای برای توجیه مداخله سیاسی- نظامی خود در آن مناطق و متعاقبا، حضور بلندمدت خود در آن مناطق قلمداد می‌کنند. فرمول عملیاتی آمریکا در این خصوص مشخص است : ایجاد کلیت بحران، تبدیل بحران مدیریت‌شده به بحران غیرقابل‌کنترل، درگیری سازی دیگران با بحران، ارائه راهکار حل بحران متناسب با اهداف بلندمدت آمریکا( و ناتو ) و درنهایت ، تسلط بر یک منطقه خاص باهدف بهره‌برداری از ظرفیت‌های اقتصادی، ژئوپلیتیکی و استراتژیک آن! همان‌گونه که می‌بینیم، آمریکا و رژیم صهیونیستی استراتژی‌های چندلایه و متعاقبا، تاکتیک‌های متعددی را در این معادله پیش‌بینی کرده‌اند.


امروز باید در ماورای رصد اخبار مربوط به منازعه‌ای که در قره‌باغ به وجود آمده است، بر روی عوامل موجده و مبقیه بحران نیز متمرکز شویم. رسانه‌های غربی در برهه فعلی، علاقه وافری به «توصیف میدان جنگ» دارند، بدون آنکه بخواهند نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در «خط‌کشی میدان جنگ قره‌باغ» و تلاش آن‌ها در راستای خلق یک بحران مستمر دیگر در قاره آسیا ( منطقه آسیای مرکزی) را موردبررسی قرار دهند.


جهت درک بحران قره‌باغ، در ابتدا لازم است از «ظواهر میدان نبرد» عبور کرده و بر روی«ماهیت میدان نبرد» متمرکز شویم. قطعا در این صورت متوجه پدیده‌ها، بازیگران پنهان ،علائم و سیگنال‌هایی خواهیم شد که «کتمان» و«سانسور» با « تحریف» آن‌ها به یک دستورالعمل مشترک رسانه‌ای در کشورهای غربی تبدیل‌شده است….


انتهای پیام/


انتهای پیام/

ارسال نظر