14:38 07 / 10 /1398

سینا اکبری 09127163117 //////

////////

؟؟؟


- ما در نمایشگاه امسال سه محصول داریم که یکی از آثار ما کار دانش‌آموز دبیرستانی است، یکی دیگر کار دانش‌آموز ابتدایی است و سه محصول دیگر هم مربوط به هیئت‌علمی‌های سما هستند که از شهرهای مختلفی انتخاب شده‌اند. البته حجم محصولاتی که ما به سازمان مرکزی معرفی کردیم خیلی بیشتر بود ولی احتمالاً به علت کمبود جا به همین پنج محصول اکتفا شد. محصولاتی که ما داریم محصولاتی هستند که کاملاً قابلیت تجاری‌سازی دارند مثل کفی کفش هوشمند و همچنین محصولی است که صابون گلیسرینه آنتی‌باکتریال که بر پایه گیاهی ساخته شده، این دو محصول کارهای دانش‌آموزی ما هستند. محصولی هست که ماژولار آموزش مدار الکترونیکی است. این کار فعلاً در کشور ایتالیا انجام می‌شود و همچنین کشور چین تحت لیسانس ایتالیا. می‌توان گفت این کار جدیدی است که با کمک ماژول و اتصالی که این ماژول‌ها با هم برقرار می‌کنند و برنامه‌نویسی که انجام می‌شود، انواع و اقسام مدارها قابل تولید است. قدرت برنامه‌نویسی را در یادگیرنده به شدت افزایش می‌دهد. همچنین دو کار دیگر که هست مربوط به علوم ساختمانی است که وجود دارد. البته یکی از مخترعان ما که مخترع محصول صابون ما است اینجا هستند که خیلی خوشحال می‌شویم حتماً با ایشان هم صحبت کنید.


این علوم ساختمانی چیست؟


- اینها آن سمت هستند، باید برویم آنجا.


همین صابونی که ارائه داده کدام است؟ شما ابتدا خود را معرفی کنید.


- من سید علی حسینی هستم. از سازمان سما.


کدام شهر؟


- ستاد سازمان سما. ما کار دانشکده‌ها و مدارس دانشگاه آزاد را انجام می‌دهیم.


شماره؟


- 09912014821


سمت‌تان در سازمان چیست؟


- رئیس اداره امور پژوهشی هستم. فقط حتماً با خودشان صحبت کنید خیلی بهتر هم هست.


ماشاءالله مخترع به این جوانی داریم، آفرین! گفتند که صابون گلیسیرینه تولید کردید، در موردش توضیح دهید، چگونه به ذهن‌تان رسید؟


- کاری که ما انجام دادیم برای اولین بار است که در خاورمیانه به طور نانویی انجام می‌شود. کار ما ساخت صابون کاملاً گیاهی است که دارای انواع خاصیت‌ها، که شامل آنتی اکسیدانی، آنتی باکتریالی، روشن‌کنندگی و جوان‌کنندگی پوست است اشاره کرد. روند کار ما به این شکل بود که ابتدا آمدیم به روش رفلاکس یا تقطیر برگشتی، صابون اولیه‌مان را ساختیم. بعد با استفاده از آسیاب سیاره‌ای گلوله‌ای، نانوذرات‌مان را درست کردیم و بعد با روش امولسیون این دو ماده را به هم اضافه کردیم.


توانستید محصول خود را به جایی معرفی کرده یا بفروشید؟


- هنوز موفق به این کار نشدیم چون تجهیزات زیادی می‌خواستیم. دانشگاه آزاد اسلامی دارد کمک می‌کند که به یک جایی برسانیمش. هنوز برایش مجوز نگرفته و ثبت اختراع هم نکرده‌ایم ولی در حال انجام این کارها هستیم.


چند سال‌تان است؟


- 11 سال.


چطور شد که چنین چیزی به ذهن شما رسید؟


- مدرسه به ما گفت برای دهمین جشنواره بین‌المللی نانو یک ایده نانویی بدهیم، من هم چون در خانه خیلی از صابون برای پوستم استفاده می‌کردم، همه آنها پوست من را خشک می‌کردند. چون ما در فرآیند صابون‌سازی موقعی که اسید و باز را با هم‌دیگر ترکیب می‌کنیم، نمک صابون و گلیسیرین تشکیل می‌شود. ما این گلیسیرین را از آن جدا نمی‌کنیم چون می‌خواهیم خاصیت مرطوب‌کنندگی هم داشته باشد. چون می‌دانستم این نانوذره من خواص خیلی خوبی دارد، آمدم و این را هم داخل این صابون اضافه کردم.


سازمان سما از شما حمایتی کرد در جهت اینکه محصول‌تان را به جایی معرفی کنید؟


- کمک کردند ولی نه به اندازه کافی. البته کار ما دارد پیش می‌رود. موقعی که رفته بودیم دانشگاه آزاد اول اصلاً راه‌مان نمی‌دادند. در این حد! ایستادیم تا بروند، بیایند.


- در یک پروسه تحقیقی سینا، یعنی توی حباب و صابون و ... اول پروژه‌اش را با حباب شروع کرد که یک پروژه تعریف شده‌ای بود برای بچه‌هایی که می‌خواستند سال گذشته در جابر شرکت کنند. آمد اطلاعاتش را در جابر برد بالا، مقدار زیادی اطلاعات در این زمینه به دست آورد، بعد آمد با نانو آشنا شد. دیگر نانو را که پیدا کرد یک‌جورایی می‌توانم بگویم که خیلی علاقه‌مند شد به بخش نانو. وقتی که به او گفتند می‌توانی در این‌طور مسابقه‌ای شرکت کنی، گفت که حالا من اینها را ترکیب کنم، از آن حباب و صابونی که من الان شناخته‌ام، فرآیند صابونی شدن، اتفاقاتی که افتاده در مسیر برایم استفاده کنم و یک داروی، اولاً می‌خواست گیاهی باشد، گیاهی که استفاده می‌کند ارزان باشد، یعنی محصولی که می‌خواهد تولید کند بتواند بفروشد و همه مردم بتوانند از آن استفاده کنند. واقعاً این چیزی است که حالا شاید سنش کم باشد ولی خودش هم به من می‌گوید که الان آدم نباید در زندگی خیلی هزینه کند. هر چیزی که گران است لزوماً چیز مفیدی نیست. آمد اینها را قاطی هم کرد و این داستان را آورد ولی اصلاً واقعاً خودش هم فکر نمی‌کرد چیزی که به ذهنش رسیده بود به اینجا برسد.


شما مادرش هستید؟


- بله.


روحیاتش چگونه است؟ چطور شد که وارد این عرصه شد؟


- علاقه‌اش به اینکه بخواهد تحقیق و آزمایش کند از سنین بسیار پایین همراهش بود. خیلی کوچک‌تر از این داستان‌ها. یعنی من او را می‌گذاشتم خانه مادربزرگش وقتی برمی‌گشتم تمام ادویه‌های داخل آشپزخانه را قاطی هم کرده بودند، نمک و زردچوبه و مایع ظرفشویی و صابون و فلفل و هر چه که حساب کنید را قاطی هم می‌کردند، اینها را داخل یک ظرفی می‌گذاشتند درون یخچال، می‌گذاشتند روی گاز، می‌گفتند حالا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد. البته تنها نه، از ما کمک می‌گرفتند. کلاً محیط ترکیب آزمایشگاه را خیلی دوست دارد و الان شیفته این محیط است. یعنی وقتی واردش می‌شود خیلی لذت می‌برد و همیشه هم می‌گوید دوست دارم یک جایی باشم که آزمایشگاه باشد. خیلی هم سؤال می‌کند. مثلاً متنی که خودش بخواند یا من برایش بخوانم مرتب سؤال می‌کند که مثلاً حالا این یون چی هست؟ یون منفی یعنی چی؟ یون مثبت یعنی چی؟ این عدد که می‌گویند جرم مولکولی یعنی چی؟ اصلاً مول یعنی چی؟ چرا در شیمی از مول صحبت می‌کنند؟ یک‌ذره برای ما هم سخت بود چون علاقه او با تخصص من و همسرم متفاوت است. مدرسه واقعاً سعی می‌کرد در این پروسه ما را همراهی کند ولی بالاخره محدودیت‌های زمانی که بچه همیشه در مدرسه یک وقت‌هایی می‌رسید از معلم‌هایش بپرسد ولی همیشه این امکان را پیدا نمی‌کرد. دیگر ما مجبور می‌شدیم تحقیق کنیم. بالاخره محیط اینترنت محیط مناسبی برای یک بچه تنها نیست که بخواهم بگویم برو بگرد هر چه می‌خواهی پیدا کن. همیشه باید کنارش می‌بودیم و اینکه بخواهند بچه‌ها مطالب را بفهمند واقعاً سخت است. یعنی اینترنت را بخوانند، ‌آن‌قدر سنگین نوشته شده که بچه متوجه داستان نمی‌شود. کاری که ما می‌کردیم، مطالب را می‌خواندیم و یک‌جور بچگانه برایش تعریف می‌کردیم که بتواند درک کند که مثلاً یون یا مول چیست؟ وقتی با واژه‌های سنگین به آنها نگویی، اینها خیلی دقیق‌تر از ما می‌فهمند و بعد ایده‌هایی که پیدا می‌کنند، حالا ما از یک تک‌گیاه استفاده کردیم ولی در پروسه‌ای که می‌خواندیم، چون محدودیت ایجاد می‌شود، مثلاً ضربه بخورد خاصیتش عوض می‌شود، گرم شود خاصیتش عوض می‌شود، همه اینها را مجبور بودیم برویم سرچ کنیم. تازه خیلی از منابع‌مان انگلیسی بود که مجبور بودیم آنها را ترجمه کنیم، با هم‌دیگر بخوانیم، تک‌واژه‌ها را خودش پیدا می‌کرد، مثلاً می‌گفت مامان من این واژه را می‌شناسم. آنهایی که اصلی بود. بعد می‌گفت حالا بیا بخوانیم ببینیم اینجا چه اتفاقی افتاده. خودش مقاله را پیدا می‌کرد به ما هم می‌گفت. ما هم سرچ می‌کردیم و می‌دیدیم چه اتفاقات جالب‌تری دارد پیش می‌رود. یعنی ترکیبات ما در اثر اتفاقاتی که در این مسیر برایش افتاد به موادی تبدیل شد که دیدیم خواصش خیلی بیشتر هم می‌شود. بعد هم خدایی همراهی سمایی در این زمینه خیلی زیاد بود. ابتدای کار نه، آن‌قدر نمی‌توانستند پیگیری کنند ولی خیلی دنبال این افتادند که حالا بچه‌ای که این‌قدر پی این کار است را رها نکنند و پی‌اش را بگیرند. یک‌مقدار دانشگاه آزاد اصلی که ما می‌خواستیم برای آزمایشگاه برویم کار ما را به تعویق می‌انداخت. اینکه اجازه بدهند به آزمایشگاه وارد شویم، از وسایلش استفاده کنند، بنده خدا برای یک کار ساده از صبح تا ظهر می‌ایستاده، یعنی خودش تعجب کرده بود چون تا حالا وارد این داستان‌هایش نشده بود و همه‌اش لذت‌هایش را دیده بود. می‌گفت مامان چقدر سخت است آدم می‌خواهد یک آزمایشگاه استفاده کند! ولی همراهی می‌کردند. به نظرم بچه‌ها ذهن خیلی باز و خوبی دارند. از ما بزرگ‌ترها دغدغه‌های خیلی کمتری دارند. اگر بتوانیم علم اینها را بالا ببریم، یعنی ساده نگاه نکنیم. بچه‌ها پذیرش‌شان خیلی بالاتر است. علم اینها را بالا ببریم، مطمئناً نتایج خیلی عالی می‌گیریم. ما در نمایشگاه قبلی هم که سینا شرکت کرده بود، همه بچه بودند. یعنی خودش می‌گفت که مامان، اینها چقدر ایده و فکرهای نو دارند! اینجا همه بزرگسال هستند و این وسط‌شان بچه است که قرار  گرفته ولی در نمایشگاه قبلی که بود، هم سن و سال‌های خودش کم ولی اکثراً دبیرستانی بودند. واقعاً‌ اینها می‌توانند نتایج خیلی خوبی برای کشور داشته باشند. اگر اینها را دریابیم مطمئن باشید نهایت کار صرف رفتن به دانشگاه هم برای اینها نمی‌شود چون اینها دانسته وارد یک محیطی می‌شوند و نتیجه می‌دهند. وقتی یک دانشجوی ما بیرون می‌آید نمی‌داند باید چه کار کند ولی بچه‌ای که از اول توی پژوهش بوده، یاد گرفته پروسه کارش را، از ایده‌هایی که به ذهنش می‌رسد می‌داند چه مسیری را باید طی کند تا آن را به یک محصول برساند، خب به نظرم من برای یک کشور خیلی ارزشمند است.


نام؟


- من مامانش هستم، سعیده باطنی، پسرم هم سینا اکبری است. دانش‌آموز سما یک پسرانه تهران 09127163117


- البته بچه‌ها خب دیده هم شده‌اند. الان از صدا و سیما تماس گرفتند برای برنامه شگفت‌انگیزان.


انتهای پیام/

ارسال نظر