پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

اصغر عالمیان*

علوی بیندیشیم

مشکل قحط الرجال و البته در تعبیری صحیح‌تر؛ معرفت الرجال، مشکلی است که همواره و همیشه و در اغلب سازمان ها و نهادها برای انتخاب کارگزاران، وجود داشته است. یعنی همیشه مدیران جدید برای شناسایی و بکارگیری آدم های توانمند، کاردان، متعهد، سالم و وظیفه شناس در مسئولیت ها با محدودیت هایی مواجه بوده و هستند.


البته وقتی بخوبی به ژرفای قضیه نگاه می کنیم، درمی یابیم نگرانی و محدودیت اغلب مدیران برای یافتن افراد مناسب برای انتصاب در مسئولیت ها در بیشتر موارد ناظر به موضوع «هماهنگ بودن» فرد با شخص مدیر است تا تعهد و کارآمدی و تخصص و ... هر چند هماهنگ بودن هم خود می تواند یک معیار باشد اما نه به عنوان اصلی ترین و محوری ترین معیار.
به‌عبارت بهتر در اغلب موارد، سلایق فردی یا باورهای اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی و تأسف بارتر در برخی مناطق کشور، تمایلات قومیتی و فامیلی مدیر است که مهمترین معیار شناسایی و انتصاب افراد محسوب می شود.
همین موضوع، همواره و در ادوار مختلف، بویژه در جابه‌جایی‌های کلان سیاسی و مدیریتی، موجب از دست رفتن بخش بسیار بزرگی از تجربه و توان تخصصی افراد متعهد و دلسوز در سازمان‌ها و در مجموع در کشور شده است و چه خسارتی بالاتر از این؟!
نگاهی کوتاه به بخشنامه حکومتی و مدیریتی امیرمومنان امام علی (ع) به مالک اشتر، نشان می‌دهد که شیوه انتخاب و انتصاب افراد در سیره علوی با آنچه امروزه برخی مدیران انجام می دهند، فرسنگ‌ها فاصله دارد اگرچه همه خود را مدعی پیروی و ارادت به حضرتش می پندارند.!
شیوه صحیح و اسلامی انتصاب کارگزاران به خوبی در نامه 53 نهج البلاغه ذکر شده است؛
امیر عدالت، اولین گام در انتصاب افراد را «اندیشه» در امور کارگزاران و به کار گماردن آنان بر اساس «اختبار» یعنی آزمایش و شناخت می داند:
ثم انظر فی امور عمالک، فاستعملهم اختباراً...
نه انتصاب بر پایه «مُحابَاه» و «أَثَرَه» یعنی بکارگیری افراد بر اساس امیال شخصی، قومیتی، دوستی، جانبداری، محبت و انتخاب بر اساس خودپسندی!
... و لا تُوَلِّهِم مُحابَاه وَ أَثَرَه...
و انتصاب کارگزاران بر پایه دوستی و خودپسندی را از انواع «جور و خیانت» می داند.
امیرالمومنین علی علیه السلام در ادامه بر معیارهای مهمی همچون؛ «تجربه»، «حیا»، «اصالت» و «وابستگی به خاندان پاک و با تقوی» و «تقدم در مسلمانی»، تأکید می فرمایند و دلیل توجه به اینگونه مختصات در انتصاب افراد را در 4 موضوع بیان می فرمایند:
- فانهم اکرم اخلاقاً؛ اخلاق آنان گرامی تر(توجه به کرامت انسانی)
- أصحُّ اعراضاً؛ آبرویشان محفوظ تر؛ (توجه به حیثیت و آزادگی)
- و اقلَّ فی المطامع اشراقاً؛ طمع ورزی شان کمتر (توجه به پاکدستی و امانتداری)
- و ابلغ فی عواقب الأمور نظراً؛ آینده نگری آنان بیشتر (توجه به مدیریت راهبردی و چشم انداز داشتن)
مولای متقیان در ادامه بر ارزانی داشتن «روزی فراوان» و حقوق کافی به اینگونه کارگزاران و نتایج مطلوب آن تأکید می فرمایند و بررسی رفتار و «نظارت» بر عملکرد و «بازرسی پنهانی» از آنان و در صورت خیانت، «برخورد سخت» و سریع و «تحقیر» آنان را در جامعه، مکمل مدیریت کارگزاران می داند.
بنابراین باید دید آیا امروزه بسیاری از مدیران در شناسایی و انتصاب کارگزاران بر روش علوی عمل می کنند یا ... ؟!
آیا مشکل قحط الرجال است یا عدم شناخت کافی از معارف روشن و دقیق اسلامی بویژه مبانی مدیریت علوی؟


*عضو هیأت علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز


انتهای پیام/

ارسال نظر