کد پستی محل زندگی شما با سرعت پیر شدن مغزتان در ارتباط است
به گزارش خبرگزاری آنا؛ این یافته به این معنا نیست که محل زندگی مستقیماً موجب پیرشدن مغز میشود، زیرا مطالعه حاضر تنها ارتباط میان شرایط محله و شاخصهای ساختاری مغز را بررسی کرده است. با این حال، نتایج نشان میدهد عواملی که در سطح محیط زندگی با وضعیت اجتماعی و اقتصادی ارتباط دارند، ممکن است همراه با تغییراتی در سلامت مغز دیده شوند؛ موضوعی که میتواند در آینده به درک دقیقتر ارتباط میان شرایط اجتماعی، آسیب عروقی و روند پیری مغز کمک کند.
تصویربرداریهای معمول، تفاوتی پنهان را آشکار کردند
این پژوهش با استفاده از دادههای تصویربرداری تشدید مغناطیسی یا «امآرآی» (Magnetic Resonance Imaging) انجام شد؛ تصاویری که در جریان مراقبتهای معمول پزشکی و به دلایل مختلف بالینی از بیماران گرفته شده بودند و در ابتدا برای انجام این مطالعه جمعآوری نشده بودند.
پژوهشگران دانشگاه ویسکانسین و همکارانشان در فنلاند، اطلاعات مربوط به ۳۵ هزار و ۷۰۴ بیمار را بررسی کردند. از میان آنها، افرادی انتخاب شدند که گزارش تصویربرداریشان فاقد نشانه بیماری بود و اطلاعات لازم درباره نشانی محل سکونت و اندازهگیریهای مغزی را نیز در اختیار داشتند. پس از اعمال این معیارها، ۲۸۲۶ فرد بزرگسال ۱۸ تا ۹۶ ساله در تحلیل نهایی باقی ماندند که ۱۷۳۲ نفر از آنها زن بودند.
پژوهشگران برای آنکه تفاوتهای طبیعی ناشی از سن و جنسیت با اثر مورد مطالعه اشتباه گرفته نشود، این عوامل را در تحلیلها در نظر گرفتند. همچنین حجم مغز را با توجه به اندازه سر تنظیم کردند تا مقایسه افراد با اندازههای متفاوت جمجمه، نتیجه را تحت تأثیر قرار ندهد.
نکته مهم در این بررسی آن بود که پژوهشگران سراغ گروهی از داوطلبان سالم که به طور ویژه برای یک مطالعه تحقیقاتی انتخاب شده باشند نرفتند. دادهها از بیمارانی به دست آمد که در روند عادی دریافت خدمات پزشکی، تحت تصویربرداری مغزی قرار گرفته بودند. به همین دلیل، یافتهها تصویری از ارتباط میان محیط زندگی و مغز در یک جمعیت بالینی واقعی ارائه میکند.
وضعیت محله از روی نشانی خانه اندازهگیری شد
برای بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی محیط زندگی، نشانی محل سکونت هر فرد با شاخصی به نام «شاخص محرومیت منطقهای» (Area Deprivation Index) تطبیق داده شد. این شاخص وضعیت مناطق جغرافیایی کوچک را بر اساس مجموعهای از معیارها از جمله درآمد، سطح تحصیلات، اشتغال و شرایط مسکن ارزیابی میکند.
در این پژوهش، نشانی افراد با استفاده از کد پستی ۹ رقمی تعیین شد؛ سطحی از دقت که امکان نسبتدادن افراد به مناطق کوچک جغرافیایی را فراهم میکرد. سپس وضعیت محله افراد بر اساس رتبهبندی ملی و همچنین رتبهبندی اختصاصی ایالت ویسکانسین بررسی شد.
پژوهشگران در ادامه، افرادی را که در یکپنجم محرومترین مناطق قرار داشتند با سایر شرکتکنندگان مقایسه کردند. بر اساس رتبهبندی ملی، ۱۱۶ نفر از ۲۸۲۶ فرد مورد بررسی در این گروه قرار گرفتند و بر اساس رتبهبندی ایالت ویسکانسین، تعداد آنها ۱۲۹ نفر بود.
مغز ساکنان مناطق محرومتر، مسنتر به نظر میرسید
یکی از مهمترین شاخصهایی که پژوهشگران برای ارزیابی وضعیت مغز به کار بردند، «شکاف سن مغز» (Brain Age Gap) بود. در این روش، یک مدل رایانهای با استفاده از تصاویر مغزی تخمین میزند مغز یک فرد از نظر ویژگیهای ساختاری، چه سنی به نظر میرسد. سپس سن تخمینی مغز با سن واقعی فرد مقایسه میشود.
مدل مورد استفاده در این پژوهش با تصاویر مغزی بیش از ۷۵۰۰ فرد بزرگسال از ایالات متحده و اروپا آموزش داده شده بود. اگر سن تخمینی مغز از سن واقعی فرد بیشتر باشد، شکاف سن مغز مثبت خواهد بود و مقدار بالاتر آن میتواند نشاندهنده ظاهری مسنتر در ساختار مغز باشد.
نتایج نشان داد افرادی که در محرومترین مناطق زندگی میکردند، در مقایسه با سایر افراد شکاف سن مغز بیشتری داشتند. این اختلاف بر اساس رتبهبندی ملی حدود ۲.۷ سال و بر اساس رتبهبندی ایالت ویسکانسین حدود سه سال بود.
همزمان، حجم کلی مغز این افراد نیز پس از در نظر گرفتن اندازه سر، کمتر بود. اختلاف مشاهدهشده حدود ۶ تا ۷ میلیلیتر گزارش شد. این تفاوت در یک تصویر مغزی منفرد قابل تشخیص نیست، اما زمانی که اطلاعات هزاران نفر در کنار یکدیگر قرار میگیرد، الگوی آماری مشخصتری ایجاد میکند.
سن مغز بهتنهایی یک تشخیص پزشکی محسوب نمیشود، اما مطالعات پیشین نشان دادهاند که افزایش سن تخمینی مغز میتواند با برخی پیامدهای نامطلوب سلامت از جمله بیماریهای قلبیعروقی، برخی اختلالات روانپزشکی و مشکلات حافظه و عملکرد شناختی ارتباط داشته باشد.
آسیب رگهای کوچک مغز در مناطق محروم بیشتر بود
پژوهشگران برای بررسی بیشتر این ارتباط، شاخص دیگری را نیز در تصاویرامآرآی بررسی کردند. این شاخص به «شدتهای بیش از حد ماده سفید» (White Matter Hyperintensities) مربوط میشود؛ نواحی کوچکی از ماده سفید مغز که در برخی توالیهای تصویربرداریامآرآی به صورت نقاط روشنتر دیده میشوند.
ماده سفید شبکهای از مسیرهای ارتباطی مغز را در خود جای داده است و ارتباط میان بخشهای مختلف دستگاه عصبی را امکانپذیر میکند. شدتهای بیش از حد ماده سفید میتوانند با آسیب عروقی کوچک و تغییرات مرتبط با سلامت رگهای مغزی ارتباط داشته باشند.
در این مطالعه، حجم این نواحی روشن در افرادی که در محرومترین مناطق زندگی میکردند، بیشتر بود. پژوهشگران این یافته را در ارتباط با آسیبهای عروقی مغز تفسیر کردند؛ زیرا عواملی مانند فشار خون بالا و برخی شرایط مزمن مرتبط با سلامت عروق میتوانند به مرور زمان به رگهای کوچک مغزی آسیب برسانند.
افزایش حجم شدتهای بیش از حد ماده سفید در مطالعات پیشین نیز با اختلالات حافظه، مشکلات عملکرد شناختی و زوال عقل ارتباط داده شده است. بنابراین، یافته این پژوهش تنها به تفاوت در ظاهر سن مغز محدود نمیشود و نشان میدهد در گروهی از افراد، شاخصهای مرتبط با آسیب عروقی مغز نیز با محرومیت بیشتر محله همراه بوده است.
ارتباط محرومیت و آسیب عروقی در برخی نواحی مغز آشکارتر شد
در مرحله بعد، پژوهشگران بررسی کردند که آیا وضعیت محله با اندازه بخشهای مشخصی از مغز ارتباط دارد یا خیر. در بررسی جداگانه هر ناحیه، شاخص محرومیت محله بهتنهایی با حجم هیچیک از مناطق مغزی مورد بررسی ارتباط مشخصی نداشت.
اما هنگامی که میزان شدتهای بیش از حد ماده سفید نیز وارد تحلیل شد، الگوی متفاوتی دیده شد. در افرادی که میزان آسیب عروقی بیشتری داشتند، ساکنان مناطق محرومتر حجم مغزی کمتری در بخشهایی از مغز نشان دادند که در برنامهریزی، کنترل رفتار و پردازش پاداش نقش دارند.
پژوهشگران بر این اساس مطرح کردند که محرومیت اجتماعی و اقتصادی و آسیب عروقی ممکن است در ارتباط با یکدیگر قرار داشته باشند و اثرات آنها بر ساختار مغز نیز با هم دیده شود. با این حال، این نتیجه همچنان یک ارتباط آماری است و نمیتواند مشخص کند کدام عامل ابتدا رخ داده است.
این مطالعه ثابت نمیکند محله باعث تغییر مغز میشود
مهمترین محدودیت پژوهش، ماهیت مقطعی آن است. تصاویر مغزی هر فرد تنها در یک مقطع زمانی بررسی شدند و بنابراین پژوهشگران نمیتوانند مشخص کنند که آیا زندگی طولانیمدت در یک محله محروم موجب تغییر تدریجی مغز شده است یا خیر.
همچنین اطلاعات دقیقی درباره برخی عوامل فردی مهم در اختیار پژوهشگران نبود؛ از جمله رژیم غذایی، میزان فعالیت بدنی، استعمال دخانیات، سطح تحصیلات فردی و بیماریهای مزمن؛ بنابراین نمیتوان اثر مستقل هر یک از این عوامل را از اثر شرایط محله جدا کرد.
از سوی دیگر، همه افراد بررسیشده از یک ایالت بودند و تعداد افرادی که در محرومترین گروه قرار گرفتند نیز نسبتاً کم بود. به همین دلیل، تعمیم نتایج به همه جمعیتها باید با احتیاط انجام شود.
غربالگری بیماری نیز بر اساس گزارش کوتاه رادیولوژیست از هر تصویر انجام شد؛ بنابراین احتمال دارد برخی یافتههای قدیمی یا خفیف که در گزارش نهایی ذکر نشده بودند، در مجموعه داده باقی مانده باشند.
گام بعدی، دنبالکردن مغز افراد در طول زمان است
پرسش اصلی که این مطالعه برای پژوهشهای آینده ایجاد میکند، زمان است. هنوز مشخص نیست آیا زندگی طولانیتر در مناطق محروم با افزایش تدریجی سن مغز همراه میشود یا اینکه تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی محیط زندگی میتواند این روند را تغییر دهد.
برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران پیشنهاد کردهاند مطالعات آینده افراد یکسان را در طول چند سال دنبال کنند. در چنین مطالعاتی، میتوان تغییرات مغزی را در چند نقطه زمانی اندازهگیری کرد و در کنار آن، اطلاعات فردی مانند درآمد، تحصیلات، وضعیت سلامت قلب و عروق و سایر عوامل مرتبط با سبک زندگی را نیز در نظر گرفت.
پژوهشگران همچنین بر اهمیت ترکیب اطلاعات قلب و عروق با دادههای تصویربرداری مغز تأکید کردهاند. چنین رویکردی میتواند مشخص کند چه میزان از ارتباط مشاهدهشده میان محرومیت اجتماعی و تغییرات مغزی از مسیر آسیب عروقی توضیح داده میشود.
این مطالعه که نتایج آن در سایت علمی «ارث» (Earth) منتشر شده است، در نهایت یک رابطه مهم را مطرح میکند: شرایط اجتماعی و اقتصادی محیط زندگی ممکن است در کنار عوامل زیستی، با شاخصهایی از ساختار و پیری مغز ارتباط داشته باشد. با این حال، برای تبدیل این ارتباط آماری به درکی روشن از علت و معلول، هنوز به مطالعات طولی و دادههای دقیقتر درباره وضعیت فردی و سلامت جسمانی نیاز است.
آنچه در حال حاضر مشخص است، این است که در تصاویر مغزی افراد بدون بیماری آشکار نیز میتوان تفاوتهایی را مشاهده کرد که با شرایط محل زندگی آنها همراه است؛ یافتهای که نشان میدهد بررسی سلامت مغز ممکن است در آینده بیش از پیش به عوامل اجتماعی و محیطی خارج از خود مغز توجه کند.
انتهای پیام/