آخرین اخبار:
18:45 28 / 06 /1405
آناتک شیوۀ پلتفرم‌داری در روسیه و کانادا را مقایسه می‌کند

مدیریت فضای مجازی در سرزمین تزار‌ها و اسکیمو‌های آمریکایی شمالی چه تفاوتی دارد؟

فضای مجازی
روسیه و کانادا با وجود تفاوت‌های سیاسی و اقتصادی، هر دو کاهش وابستگی به پلتفرم‌های خارجی و تقویت ظرفیت‌های دیجیتال داخلی را دنبال می‌کنند؛ مسکو با توسعه سکو‌های بومی، کنترل زیرساخت و قوانین سخت‌گیرانه حرکت کرده و اُتاوا بیش‌تر بر تنظیم‌گری، حمایت اقتصادی، حریم خصوصی و تقویت محتوای داخلی تمرکز دارد.

به گزارش خبرگزاری آنا پلتفرم‌های دیجیتال دیگر صرفاً ابزار ارتباط، سرگرمی یا خرید اینترنتی نیستند و به بخشی از زیرساخت اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی کشور‌ها تبدیل شده‌اند. موتور‌های جست‌و‌جو، شبکه‌های اجتماعی، بازار‌های آنلاین، خدمات ابری، سامانه‌های پرداخت و سکو‌های خدمات عمومی می‌توانند بر جریان داده، اقتصاد دیجیتال، تولید محتوا و حتی قدرت نرم کشور‌ها اثرگذار باشند.

همین مسئله باعث شده بسیاری از کشور‌ها تلاش کنند میان استفاده از خدمات جهانی و حفظ ظرفیت داخلی تعادل ایجاد کنند. روسیه و کانادا دو نمونه متفاوت از این رویکرد هستند؛ کشوری که پس از تشدید تحریم‌های غرب به سمت استقلال فناورانه حرکت کرده و کشوری که در عین حفظ ارتباط گسترده با شرکت‌های جهانی، از ابزار قانون و حمایت اقتصادی برای افزایش سهم بازیگران داخلی استفاده می‌کند.

روسیه جای خالی غرب را با نسخه روسی پر کرد

روسیه با وسعت بیش از ۱۷ میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۱۴۴ میلیون نفر، یکی از بزرگ‌ترین بازار‌های دیجیتال اروپا و آسیا را در اختیار دارد. ابتدای سال ۲۰۲۴ حدود ۹۰.۴ درصد جمعیت این کشور به اینترنت دسترسی داشتند و بیش از ۱۰۶ میلیون نفر نیز در شبکه‌های اجتماعی فعال بودند. چنین بازاری ظرفیت قابل توجهی برای رشد پلتفرم‌های داخلی ایجاد کرده است.

یاندکس مهم‌ترین نمونه این روند محسوب می‌شود. این شرکت در سال ۱۹۹۷ با هدف توسعه موتور جست‌وجوی بومی شکل گرفت، اما فعالیت خود را به جست‌وجوی اینترنتی محدود نکرد و بعد‌ها نقشه، حمل‌ونقل آنلاین، تجارت الکترونیک، پرداخت دیجیتال، موسیقی و فناوری‌های هوش مصنوعی را نیز به مجموعه خدمات خود اضافه کرد.

یاندکس در سال ۲۰۲۴ بیش از ۶۴ میلیون کاربر فعال روزانه در روسیه داشت و بر اساس آمار مطرح‌شده در گزارش مبنا، حدود ۷۳ درصد بازار جست‌وجوی این کشور را در اختیار گرفته بود. چنین جایگاهی نشان می‌دهد که ایجاد یک موتور جست‌وجوی بومی در صورت برخورداری از سرمایه‌گذاری، توسعه فنی و بازار کافی می‌تواند به شکل‌گیری یک بازیگر قدرتمند داخلی منجر شود.

تحولات مالکیتی یاندکس نیز با سیاست استقلال فناوری روسیه گره خورده است. دولت روسیه در سال ۲۰۱۹ برای افزایش نقش خود در ساختار مدیریتی این شرکت اقداماتی انجام داد و در فوریه ۲۰۲۴ بخش اصلی کسب‌وکار روسی یاندکس به کنسرسیومی از سرمایه‌گذاران روسی فروخته شد.

شبکه اجتماعی VK یا وی‌کونتاکته نمونه دیگری از همین سیاست است. این پلتفرم در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۴ بیش از ۸۸ میلیون کاربر فعال ماهانه داشت و امکاناتی مانند انتشار محتوا، پیام‌رسانی، گروه‌ها، صفحات عمومی و ویدئوی کوتاه را ارائه می‌کرد. سرویس VK Clips نیز برای حضور در بازار ویدئو‌های کوتاه توسعه یافته است.

اودنوکلاس‌نیکی نیز با حدود ۳۶ میلیون کاربر فعال ماهانه در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۴، بخش دیگری از بازار اجتماعی روسیه را پوشش می‌دهد. تم‌تم نیز به‌عنوان پیام‌رسان توسعه‌یافته توسط Mail.ru تلاش کرده است بخشی از نیاز کاربران به خدمات ارتباطی داخلی را پاسخ دهد.

تلگرام، اما در این مجموعه قرار نمی‌گیرد. این پیام‌رسان در سال ۲۰۱۳ توسط پاول دوروف، کارآفرین روس، تأسیس شد، اما متعلق به دولت روسیه نیست و خود را یک پلتفرم بین‌المللی و مستقل معرفی می‌کند. دوروف نیز پس از ترک روسیه، فعالیت شرکت را خارج از این کشور ادامه داد.

سیاست بومی‌سازی روسیه به شبکه‌های اجتماعی و موتور جست‌و‌جو محدود نمانده است. وایلدبریز و اوزون از بازیگران اصلی تجارت الکترونیک این کشور هستند و یاندکس‌مارکت نیز خدمات مقایسه قیمت و خرید اینترنتی ارائه می‌کند. در حوزه خدمات عمومی، گوس‌اِسلوگی امکان دریافت بسیاری از خدمات دولتی را به شکل آنلاین فراهم کرده و پروژه GovTech نیز با هدف ایجاد زیرساخت یکپارچه دولت دیجیتال دنبال شده است.

حوزه مالی نیز در این مسیر قرار دارد. پروژه روبل دیجیتال به‌عنوان ارز دیجیتال بانک مرکزی روسیه در حال توسعه است و همکاری‌های مالی با چین نیز برای کاهش وابستگی به زیرساخت‌های مالی غرب مورد استفاده قرار گرفته است. شرکت‌هایی مانند Atomaiz و Veb۳ Tekhnologii نیز در حوزه دارایی‌های دیجیتال و توکنیزه‌کردن دارایی‌ها فعالیت دارند.

مجموع این اقدامات نشان می‌دهد راهبرد روسیه فقط حذف یا محدودسازی پلتفرم‌های خارجی نیست؛ بخش مهم‌تر این راهبرد، ایجاد جایگزین داخلی برای خدماتی است که پیش از آن توسط شرکت‌های خارجی ارائه می‌شدند.

کانادا به‌جای بستن درها، قواعد بازی را عوض کرد

کانادا از نقطه متفاوتی به مسئله وابستگی دیجیتال نگاه می‌کند. این کشور با جمعیتی حدود ۳۸.۹ میلیون نفر در ابتدای سال ۲۰۲۴، ضریب نفوذ اینترنت حدود ۹۴.۳ درصد داشت و ۳۱.۹ میلیون کاربر رسانه‌های اجتماعی در آن ثبت شده بود. بخش مهمی از بازار دیجیتال کانادا همچنان در اختیار شرکت‌های بزرگ آمریکایی است و همین موضوع بحث حاکمیت داده، رقابت و حمایت از تولید داخلی را پررنگ کرده است.

دولت فدرال و استان‌های کانادا طی سال‌های اخیر با استفاده از مشوق‌های مالی و مقرراتی از شرکت‌ها و استارتاپ‌های داخلی حمایت کرده‌اند. CanadaChat در حوزه ارتباطات، Rumble در حوزه ویدئو، Wattpad در حوزه داستان و محتوای کاربرمحور، ShopCanadian در تجارت الکترونیک و نمونه‌هایی مانند CanCloud در حوزه خدمات ابری، بخشی از این زیست‌بوم داخلی را شکل داده‌اند.

Wattpad به‌خصوص نمونه‌ای قابل توجه در حوزه محتواست. این پلتفرم که در سال ۲۰۰۶ راه‌اندازی شد، امکان انتشار رایگان داستان و ارتباط میان نویسندگان و مخاطبان را فراهم کرده و برخی آثار موفق آن بعد‌ها به کتاب، فیلم یا سریال تبدیل شده‌اند.

کانادا در حوزه رسانه نیز تلاش کرده ظرفیت داخلی خود را حفظ کند. CBC Gem به‌عنوان سرویس استریمینگ عمومی کانادا، محتوای داخلی تولید و عرضه می‌کند و Tou.tv نیز بر محتوای فرانسوی‌زبان جامعه کبک تمرکز دارد.

محدودیت اصلی بسیاری از این پلتفرم‌ها، رقابت با شرکت‌هایی است که از سرمایه، فناوری، شبکه کاربران و سابقه فعالیت بسیار گسترده‌تری برخوردارند. عادت کاربران به سرویس‌های جهانی نیز تغییر رفتار مصرف‌کننده را دشوار می‌کند. گزارش مبنا هدف‌گذاری افزایش سهم پلتفرم‌های بومی کانادا به ۳۰ درصد بازار تا سال ۲۰۳۰ را مطرح کرده است؛ هدفی که نشان‌دهنده تلاش دولت برای افزایش وزن بازیگران داخلی در بازار دیجیتال است.

قانون‌گذاری بخش مهم دیگری از مدل کانادایی را تشکیل می‌دهد. قانون حفاظت از اطلاعات شخصی و اسناد الکترونیکی یا PIPEDA برای بخش خصوصی چارچوبی در زمینه جمع‌آوری، استفاده و افشای داده‌های شخصی ایجاد کرده و بر رضایت کاربران و حقوق آنان نسبت به داده‌های شخصی تأکید دارد.

استان‌های کانادا نیز در برخی حوزه‌ها مقررات جداگانه‌ای دارند. کبک از جمله مناطقی است که الزامات سخت‌گیرانه‌تری در زمینه حفاظت از داده‌ها اعمال کرده و برای سازمان‌ها و شرکت‌ها مسئولیت‌های مشخصی در این حوزه در نظر گرفته است.

قانون پخش آنلاین نیز یکی از ابزار‌های کانادا برای تقویت محتوای داخلی است. این قانون پلتفرم‌های پخش آنلاین را در چارچوب نظام تنظیم‌گری رسانه‌ای قرار داده و هدف آن حمایت از محتوای کانادایی و تولیدکنندگان داخلی عنوان شده است.

قانون اخبار آنلاین نیز با هدف ایجاد چارچوبی برای مذاکره میان پلتفرم‌های بزرگ و رسانه‌های خبری کانادایی تصویب شد. دولت کانادا این قانون را ابزاری برای کمک به پایداری رسانه‌های خبری می‌داند، در حالی که برخی منتقدان درباره آثار آن بر ساختار بازار رسانه و نحوه توزیع منافع اقتصادی نگرانی‌هایی مطرح کرده‌اند.

داده و محتوا؛ دو میدان اصلی رقابت با غول‌های فناوری

تفاوت میان روسیه و کانادا زمانی روشن‌تر می‌شود که ابزار‌های مورد استفاده دو کشور در کنار یکدیگر قرار گیرند.

روسیه برای مدیریت فضای مجازی مجموعه‌ای از ابزار‌های فنی، حقوقی و اقتصادی را همزمان به کار گرفته است. قانون یاروی در سال ۲۰۱۶ الزامات گسترده‌ای برای نگهداری اطلاعات کاربران و همکاری شرکت‌های فناوری با نهاد‌های امنیتی ایجاد کرد. قانون حاکمیت اینترنت در سال ۲۰۱۹ نیز زیرساخت مدیریت مستقل‌تر شبکه داخلی روسیه را دنبال کرد.

قوانین مربوط به ذخیره‌سازی داده‌ها نیز شرکت‌های خارجی را ملزم به نگهداری اطلاعات کاربران روسی در داخل کشور کردند. عدم تبعیت لینکدین از این الزامات به مسدودشدن این شبکه اجتماعی در روسیه منجر شد و شرکت‌هایی مانند فیس‌بوک و توییتر نیز با جریمه و محدودیت مواجه شدند.

روسیه از سال ۲۰۱۹ قوانین بیشتری درباره انتشار اطلاعات نادرست و توهین به مقامات دولتی تصویب کرد. این قوانین با انتقاد‌هایی درباره محدود شدن آزادی بیان مواجه شده‌اند و اجرای آنها در پرونده‌های مختلف نیز مورد توجه قرار گرفته است.

محدودیت پلتفرم‌های غربی پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ شدت گرفت. فیس‌بوک، اینستاگرام و توییتر با محدودیت‌هایی مواجه شدند و همزمان استفاده از سکو‌های داخلی مانند VK و اودنوکلاس‌نیکی مورد توجه بیشتری قرار گرفت.

فشار‌های خارجی نیز به روند استقلال دیجیتال روسیه اضافه شده است. مایکروسافت در مارس ۲۰۲۵ اعلام کرد دسترسی کاربران روسی به ۵۰ محصول ابری خود را محدود خواهد کرد. ولادیمیر پوتین نیز در مه ۲۰۲۵ بر ضرورت توسعه نرم‌افزار‌های داخلی و کاهش وابستگی به شرکت‌های فناوری خارجی تأکید کرد.

کانادا در طرف دیگر این مقایسه، بیشتر بر تغییر قواعد فعالیت شرکت‌های بزرگ تمرکز کرده است. حریم خصوصی، رقابت، تولید محتوای داخلی، حمایت از رسانه‌ها و شفافیت در فعالیت پلتفرم‌ها در مرکز سیاست‌های این کشور قرار گرفته‌اند.

قانون‌گذاری کانادا در حوزه پلتفرم‌ها تنها به داده محدود نیست. قوانین رقابت نیز تلاش می‌کنند با رفتار‌های ضد رقابتی و سوءاستفاده از قدرت بازار مقابله کنند. در حوزه پرداخت دیجیتال نیز فعالیت ارائه‌دهندگان خدمات پرداخت تحت چارچوب نظارتی قرار گرفته است.

مالیات بر خدمات دیجیتال شرکت‌های خارجی نیز یکی دیگر از ابزار‌های کانادا برای مواجهه با اقتصاد پلتفرمی است. دولت این کشور در کنار وضع الزامات برای شرکت‌های بزرگ، مشوق‌هایی را برای توسعه کسب‌وکار‌های داخلی در نظر گرفته است.

تفاوت دو کشور در این بخش را می‌توان در یک عبارت خلاصه کرد: روسیه بیشتر به دنبال افزایش «کنترل و استقلال» است، در حالی که کانادا بیشتر به دنبال افزایش «سهم و قدرت چانه‌زنی داخلی» در برابر پلتفرم‌های بزرگ جهانی است.

استقلال دیجیتال از مسکو تا اتاوا یک نسخه ندارد

مقایسه این دو تجربه نشان می‌دهد که مدیریت فضای مجازی الزاماً به معنای قطع ارتباط با پلتفرم‌های خارجی نیست. کشور‌ها بر اساس شرایط سیاسی، اقتصادی، زیرساختی و فرهنگی خود ابزار‌های متفاوتی برای افزایش اختیار در فضای دیجیتال انتخاب می‌کنند.

روسیه پس از تشدید تحریم‌های غرب، توسعه پلتفرم‌های بومی را با سیاست‌های امنیتی و زیرساختی خود پیوند زد. یاندکس در جست‌و‌جو، VK در شبکه اجتماعی، وایلدبریز و اوزون در تجارت الکترونیک، گوس‌اِسلوگی در خدمات عمومی و روبل دیجیتال در حوزه مالی، اجزای مختلف این زنجیره را تشکیل می‌دهند.

کانادا در مقابل، در کنار حمایت از برخی سکو‌های داخلی، تلاش کرده است فعالیت شرکت‌های بزرگ جهانی را از طریق قوانین حریم خصوصی، رقابت، رسانه، محتوای داخلی و داده تنظیم کند. هدف اعلام‌شده افزایش سهم پلتفرم‌های داخلی تا ۳۰ درصد بازار در سال ۲۰۳۰ نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.

تجربه روسیه یک نکته مهم را برجسته می‌کند: داشتن پلتفرم داخلی زمانی به استقلال دیجیتال کمک می‌کند که این پلتفرم بتواند نیاز واقعی کاربران را پوشش دهد و در حوزه‌هایی مانند جست‌و‌جو، ارتباطات، خرید، پرداخت و خدمات عمومی به مقیاس قابل توجه برسد.

تجربه کانادا نیز نشان می‌دهد سیاست حمایتی بدون توجه به رقابت‌پذیری اقتصادی و عادت کاربران نمی‌تواند به‌سادگی جایگاه شرکت‌های جهانی را تغییر دهد. پلتفرم بومی باید علاوه بر برخورداری از حمایت سیاستی، فناوری، سرمایه، محتوای جذاب و بازار کافی برای رشد داشته باشد.

تفاوت دو مدل در نهایت به تفاوت میان «ساختن جایگزین» و «تنظیم بازی» بازمی‌گردد. روسیه بخش قابل توجهی از سیاست خود را بر ساخت جایگزین برای خدمات خارجی و افزایش کنترل حاکمیتی متمرکز کرده است؛ کانادا بیشتر تلاش کرده با وضع قواعد جدید، بخشی از قدرت اقتصادی و رسانه‌ای پلتفرم‌های بزرگ را به سمت بازیگران داخلی منتقل کند.

این دو تجربه برای سیاست‌گذاری فضای مجازی ایران نیز یک نکته قابل توجه دارند: زیست‌بوم دیجیتال بومی تنها با ایجاد یک سکو شکل نمی‌گیرد، بلکه به زنجیره‌ای از زیرساخت، سرمایه، فناوری، محتوای بومی، بازار، کاربر و تنظیم‌گری نیاز دارد. حمایت از تولید داخلی زمانی می‌تواند به کاهش وابستگی منجر شود که محصول داخلی در کنار حمایت سیاستی، توان پاسخ‌گویی به نیاز واقعی کاربران و رقابت در بازار را نیز پیدا کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر