کمبود متن، طومار و آموزش مهمترین چالش نقالی و پردهخوانی کشور است+ فیلم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، حسین ظاهری، دبیر اجرایی و دبیر بخش نقل علوی نخستین جشنواره روایت علوی با حضور در خبرگزاری آنا درباره اهداف، بخشهای مختلف جشنواره و چالشهای حوزه نقالی و پردهخوانی در طول سالیان متمادی در کشور سخن گفت. او با تأکید بر ضرورت تولید متن، آموزش تخصصی و حفظ میراث نمایشی ایرانی، از استقبال گسترده هنرمندان از نخستین دوره این جشنواره گفت. مشروح این گفتو گو را در ادامه می خوانیم:
جشنواره روایت علوی با چه اهدافی برگزار میشود؟
جشنواره روایت علوی در سه رشته «لوح علوی»، «شعر» و «نقل علوی» برای نخستین دوره از ۱۶ تا ۱۹ خرداد ماه برگزار میشود. یکی از بخشهای این رویداد، بخش نقالی و پرده خوانی است.
اتفاقی که در دبیرخانه جشنواره افتاده، بر اساس پیشبینی و مطالعاتی است که طی یک دهه گذشته در مؤسسه سرو امید، بهعنوان مرکز مطالعات و تاریخ امامتپژوهشی، صورت گرفته است. نتیجه این مطالعات نشان میداد که ما همواره در سنتهای روایی، نقالی و پردهخوانی با ضعفهایی مواجه بودهایم و تلاش شده است تا این ضعفها برطرف شود.
مشکل اساسی ما در جهان نمایش، همواره متن بوده است. در سنت روایی و نقالی نیز یکی از بزرگترین چالشها، کمبود طومارها و متون تنظیمشده برای اجراست. گستردگی و تنوع اجراها، متناسب با شرایط اجتماعی و حال و هوای مخاطبان، ایجاب میکند که چه در داستانهای حماسی و چه در دیگر روایتها، تنوع متنی و روایی داشته باشیم. منظور از روایت، متن است و این یکی از مهمترین چالشهای ما به شمار میرود.
این جشنواره با هدف فراهم کردن متونی شکل گرفت که از نظر تاریخی معتبر، پالایششده و عاری از تحریف باشند و از منظر علمی نیز ایرادی نداشته باشند. برای این متون، با همکاری هنرمندان هنرهای تجسمی، پردههایی متناسب با داستانها و روایتها طراحی و تصویرسازی شد تا هنرمندان بتوانند از این متون و تصاویر برای اجراهای جدید و تولید آثار بهره بگیرند.

این متون سفارشی هستند؟
خیر، سفارشی نیستند. ما با کمبود متن مدون مواجه هستیم. بهعنوان مثال، در ایام محرم و صفر بسیاری از افراد برای یافتن متونی که قابلیت نقالی و پردهخوانی داشته باشند تماس میگیرند، اما در حوزه مقتل و متون مشابه با کمبود جدی مواجه هستیم.
از سوی دیگر، وقتی جشنوارههای آیینی و سنتی و رویدادهای نقالی و پردهخوانی کشور را مرور میکنیم، میبینیم شاید نیمی از شرکتکنندگان تنها دو روایت مشخص را اجرا میکنند؛ مانند داستان «رستم و اشکبوس» یا «سهراب و گردآفرید». آیا شاهنامه تنها به همین دو روایت محدود میشود؟ در حالی که با حجم گستردهای از داستانهای متنوع مواجه هستیم.
از زاویهای دیگر، هر متن و روایتی در شکل اولیه خود قابلیت اجرا بهصورت نقالی را ندارد. حتی شاهنامه حکیم توس نیز نیازمند بازآفرینی نمایشی است. داستان باید به متن روایی تبدیل و برای اجرا تنظیم شود، اَکسانها مشخص شوند و جایگاه اشعار تعیین شود. این داستانها الزاماً فقط از شاهنامه نیستند؛ ممکن است از مثنوی یا حتی حکایتهای عامیانه گرفته شده باشند.
هدف از این فرآیند، برانگیختن یا انتقال احساسات است. دوباره به پیرنگ اصلی بازمیگردیم؛ این متون باید به گونهای تنظیم شوند که با مخاطب ارتباط برقرار کنند و به درک و دریافت درونی راوی و نقال برسند تا بتوانند به شکل صحیح به مخاطب منتقل شوند.
در این مسیر چه چالشهایی وجود دارد؟
اینجا دو چالش اصلی مطرح است. نخست اینکه هرچه نقال مهارت بیشتری در استخراج لحظات و ظرفیتهای نمایشی داستانهای کهن و انطباق آنها با مخاطب داشته باشد، ارتباط مؤثرتری با مخاطب برقرار میکند. اصل مخاطبشناسی بسیار مهم است. اگر داستانی روایت شود که هیچ ارتباطی با دغدغهها و مسائل امروز مخاطب نداشته باشد، طبیعتاً این ارتباط شکل نخواهد گرفت.

چالش دوم در حوزه متن است.
هرچه متن با مهارت بیشتری برای اجرا تنظیم شده باشد و تکنیکها و آداب مجالس نقل در آن رعایت شده باشد، اثرگذاری آن بیشتر خواهد بود. اینکه مجلس از کجا آغاز و در کجا پایان مییابد، بخشهایی مانند فتح بسمالله، اذن رخصت، پندنامهخوانی و سپس روایت چگونه تنظیم شوند، همه اهمیت دارد.
در چنین شرایطی هم با یک شکل اصیل و سنتی مواجه هستیم و هم اثری قابل باور و دلنشین برای مخاطب خلق میشود. به همین دلیل به سمت تولید این متون رفتیم تا هم کمبود متنهای تنظیمشده برای اجرا را جبران کنیم و هم راهنمایی برای هنرمندانی باشد که میخواهند آثار جدید تولید کنند و به مرز تکرار نرسند.
استقبال از جشنواره چگونه بوده است؟
خداراشکر استقبال بسیار خوبی صورت گرفته است. قطعاً در دو سه روز آینده تعداد آثار بیشتر هم خواهد شد، اما تا این لحظه نزدیک به هزار اثر به جشنواره رسیده است. با توجه به اینکه این نخستین دوره جشنواره است و زمان برگزاری آن نیز محدود بوده، این میزان استقبال بسیار امیدوارکننده است.
نقال تا چه اندازه میتواند در روایت خلاقیت داشته باشد؟
نقال در شکل روایت میتواند خلاقیت فراوانی داشته باشد. ما در نقالی همانند سایر گونههای نمایش ایرانی، آداب و شیوههای مشخصی داریم. اگر مجلس بر اساس این آداب شکل نگیرد، دیگر یک مجلس نقل کامل نخواهد بود.
یک مجلس نقل از پیشخوانی آغاز میشود، سپس حکایتهای کوتاه و روایت اصلی مطرح میشود و در پایان با اذن رخصت خاتمه مییابد که گاهی دعا و مناجات را نیز دربرمیگیرد. این ساختار کلی، منطق خاص خود را دارد و فراتر از زمان و مکان عمل میکند.
عاشقانه، رزمی، بزمی یا عارفانه بودن داستان، فرم اجرا و نحوه ارتباط با مخاطب را تعیین میکند. همان اصل مخاطبشناسی که پیشتر به آن اشاره کردم، اقتضا میکند روایت متناسب با وضعیت روحی و شرایط اجتماعی جامعه باشد. نقالی و پردهخوانی بهشدت از مخاطب تأثیر میپذیرند و بر او تأثیر میگذارند.

ذائقه مخاطب امروز چه تأثیری بر نقالی دارد؟
در تئاتر و جهان نمایش، اصل اثرگذاری و اثرپذیری همواره وجود دارد. در نقل نیز همین اتفاق رخ میدهد. میزانسن تغییر میکند و امکان خلاقیت بسیار زیاد است.
مخاطب به این فکر میکند که آیا داستان به پایان میرسد یا خیر. نقال ممکن است به یک داستان فرعی گریز بزند و حتی داستان اصلی را به پایان نرساند. میان نقال و مخاطب یک رابطه پینگپنگی شکل میگیرد. نقال موضوعی را مطرح میکند و واکنش مخاطب در پایانبندی و نوع اجرا تأثیرگذار است.
همینجا است که خلاقیت شکل میگیرد. تبحر نقال میتواند باعث شود در همان لحظه و به شکل بداهه مسیر اجرا تغییر کند. حتی ممکن است داستانی را به شکلی آغاز کند و روایت را در دل روایت دیگری به پایان برساند.
خلاقیت در نوع اجرا به مهارت نقال، راوی و تسلط او بر تکنیکهای اجرایی بستگی دارد.
ویژگی متمایز نقالی نسبت به نمایش کلاسیک چیست؟
در نمایش کلاسیک، گروهی از تماشاگران به سالن میروند و بازیگران اثری را اجرا میکنند، اما در نمایش ایرانی اتفاق دیگری رخ میدهد. نقالی در گذرها، بازارها، میدانها، کاروانسراها و تکیهها اجرا میشد؛ یعنی نمایش به میان مردم میرفت. این مسئله پیوندی عمیق میان نمایشگر و مخاطب ایجاد میکند.
نکته دیگر این است که برانگیخته شدن احساسات مخاطب بر اساس فضای ذهنی او شکل میگیرد. در نقالی، پردهخوانی، شبیهخوانی و دیگر اشکال نمایش ایرانی، رویداد در ذهن مخاطب اتفاق میافتد.
برای مثال در مجلس «رستم و سهراب» که به ماجرای کشته شدن سهراب میپردازد، نقال بهتنهایی نقشآفرینی میکند. بارها دیدهایم که استادان نقال چوبدست خود را بالا بردهاند و روایت کردهاند که رستم خنجر را برای ضربه زدن به سهراب بالا برد. در این لحظه از میان جمعیت صدایی بلند میشود که «نزن!»
در حالی که نه رستمی وجود دارد، نه خنجری و نه سهرابی. تنها یک نقال حضور دارد، اما سهراب در ذهن مخاطب زخمی میشود. نقال وضعیت، موقعیت و عواطف شخصیتها را به مخاطب منتقل میکند و مخاطب خود در ذهنش رستم و سهراب را میسازد.
در نمایش صحنهای، هزاران نفر یک تصویر واحد را میبینند، اما در نقالی هر مخاطب تصویر خاص خود را خلق میکند و همین ویژگی، تفاوت بنیادین این هنر با نمایش کلاسیک است.
مهمترین نیازهای امروز نقالی و پردهخوانی چیست؟
تمام مواردی که مطرح شد، از جمله چالشهای فضای آموزشی، آموزشهای آزاد، کارگاههای تخصصی و آموزش آکادمیک، از مسائل مهم این حوزه هستند.
برای جمعبندی چالشها هنوز زود است و باید پس از پایان جشنواره درباره آن قضاوت کرد، اما بر اساس تجربه حضور در جشنوارههای مختلف، معتقدم آموزش اکنون مهمترین نیاز نقالی کشور است.
امیدواریم دبیرخانه نخستین جشنواره روایت علوی پس از پایان جشنواره به فعالیت خود ادامه دهد و این رویداد به شکلی دائمی برگزار شود.
تلاش داریم در طول سال، کارگاههای آموزشی دورهای در سراسر کشور برگزار کنیم و تکنیکها، آداب، شیوههای اجرایی، قراردادهای نمایشی، شیوه تنظیم متن برای اجرا و طومارنویسی آموزش بدهیم.
اگر بتوانیم این مهارتها را به نسل جوان، بهویژه دانشجویان و فعالان حوزه ادبیات نمایشی منتقل کنیم، چالش فعلی به یک فرصت بزرگ برای رشد نقالی تبدیل خواهد شد.
نقالی و پردهخوانی به همراه شبیهخوانی ۱۳ سال پیش بر اساس اسناد یونسکو در فهرست میراث ناملموس ثبت شدهاند. همانطور که وظیفه داریم از آثاری، چون بیستون، چهلستون، کاخ گلستان و تخت جمشید محافظت کنیم، باید از این میراث ارزشمند فرهنگی و هنری نیز حفاظت کنیم.
جایگاه آموزش دانشگاهی در این حوزه چگونه است؟
در رشته بازیگری، دو واحد درسی با عنوان شیوههای اجرای نمایش ایرانی در دانشگاهها وجود دارد. استاد داوود فتحعلیبیگی که افتخار شاگردی ایشان را حدود ۲۵ سال است دارم، حتی سرفصلهای درسی گرایش نمایش ایرانی را در مقطع کارشناسی تدوین کردهاند.
با این حال، متأسفانه این مطالبه هنوز از سوی وزارت علوم به نتیجه نرسیده و جای خالی آن بهشدت احساس میشود.
نمیدانم علت چیست؛ شاید ضرورت آن هنوز بهدرستی درک نشده است. تحقق این موضوع نیازمند هم دانشگاهیان و تبدیل شدن آن به یک مطالبه عمومی است. استادان نامدار و ارجمندی در این عرصه تلاش میکنند، اما هنوز یک جریان منسجم دانشگاهی برای تحقق این هدف شکل نگرفته است.
بخش دوم این گفت وگو به زودی در خبرگزاری آنا منتشر می شود.
انتهای پیام/